جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
آخر چگونه اینهمه رویای نونهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و خاک می شود ؟
در دی ماه امسال اعتراضهای عظیمی از سوی مردم رنجدیده و بهستوهآمده از ظلم و استثمار رخ داد. این اعتراضها بهسرعت به خیزشی فراگیر و سراسری تبدیل شد. در مدتی کوتاه بیش از ۱۹۰ شهر بزرگ و کوچک و همچنین بسیاری از مناطق روستایی نیز به پا خاستند و با خشم نفرت علیه حاکمیت سیاسی و مسئولان کشور شعار دادند. مردم به خیابان آمدند، میدانها و معابر عمومی شهر را به عرصهٔ اعتراض خود بدل ساختند، و یکصدا سیاستهای حاکم و نظام جمهوری اسلامی را محکوم کردند و خواهان تغییر اساسی اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور گردیدند.
جمهوری اسلامی حکومتی است استثمارگر و حامی استثمارگران، حکومتی که تشدیدکنندۀ فقر و سیهروزی اکثریت عظیم مردم، عامل اصلی تورم افسار گسیخته، و گردانندۀ دستگاه سرکوب و کشتاری است که دستکم هزاران نفر را در همین دیماه به خاک و خون کشید و سرکوب و بگیروببندها همچنان ادامه دارد. چنین حکومتی نه میخواهد و نه میتواند حتی شرایط حداقل زندگی را برای کارگران و دیگر تودههای زحمتکش شهر و روستا تأمین کند.
اعتراضکنندگان حق طبیعی خود را فریاد میزدند و تغییر سرنوشت خود را میخواستند. سرنوشتی که در ۴۷ سال گذشته چیزی جز فقر، نابرابری، تبعیض، ستم، و سرکوب و مرگ نبوده است. مردم میدانند و یقین حاصل کردهاند عامل اصلی و حامی اینهمه جرم و جنایت غارت و استثمار حاکمیتی است که همهچیز را فدای بقای خودش میکند. مردم حق دارند که خواهان خلعید از حکومتی باشند که رفاه و آسایش و آزادی را برایشان به آرزویی دست نیافتنی بدل کرده است. پاسخ رژیم به این اعتراضها، که بر اساس خواست مردم صورت گرفت، قتلعام، کشتار، خون ریختن، و گلولهباران بود. مردم رنجدیده با چشم خود نظارهگر کشتار و جنایتی بزرگ بودند و دیدند که خون هزاران عزیز در سنگفرش خیابان به زمین ریخته میشد و چه خانوادههایی که از غم پرپر شدن فرزندان و نور چشمانشان داغدار شدند. میبینیم که هزاران نفر دستگیر و به زندان انداخته شده و شکنجه و مرگ را به انتظار نشستهاند.
ما تشکلهای مستقل این کشتار وحشیانه و این جنایت آشکار و بیحدومرز را محکوم میکنیم. خود را ملزم میدانیم که شریک غم سوگواران و عزیز از دست دادگان باشیم. خواهان درمان بدون محدودیت مجروحان و حادثهدیدگان و آزادی بیقیدوشرط همهٔ زندانیان سیاسی، معترضان، و دستگیرشدگان هستیم. ما دیدیم و همهٔ انسانهای آگاه و وجدان بیدار جهان نیز مشاهده کردند و بیش از پیش آگاه شدند که در اینجا جنایتی عظیم بهدست جمهوری اسلامی رخ داد و جان انسانها وثیقهٔ بقای قدرت حاکمان فاسدی گشت که با اتکا به قدرت سیاسی و و نظام سرمایهداری رفاه و آسایش و موقعیت برتر طبقاتی خودشان را بر قتلعام و به آتش کشیدن هستی جامعه و جان انسانها ترجیح میدهد.
واقعیت این است که قدرت لایزال تودههای مردم، بهویژه قدرت کارگران که ستون فقرات جامعه را تشکیل میدهند، برقدرت رژیم، که آن را بارها و با سبعیت تمام طی نزدیک پنجدهه با سرکوب و کشتار تودههای مردم و معترضان و دگراندیشان به کار گرفته و میگیرد، غلبه خواهد کرد. قدرت رژیم در مقابل قدرت تودهها، اگر آن را آگاهانه و به چشماندازی روشن سازماندهی کنند، قدرتی پوشالی خواهد بود و بیتردید زمین زیر پای صاحبان قدرت کنونی به لرزه در خواهد آمد.
هم اکنون شکاف و گسل بین حکومت و مردم وسیعتر و عمیقتر شده است. این گسل نه با سرکوب، نه با رفرم، نه با معامله و دیپلماسی دروغ و پنهانی، نه با شیخ و شاه و پهلوانپنبههای تاریخ مصرف گذشته، و نه با چشم دوختن به قدرتهای بزرگ- که خود عامل کشتار و به آتش کشیدن بخش بزرگی از دنیا هستند- ترمیم و پُر نمیگردد. شکاف بسیار عمیق است و هیچ معجزهای بحرانهای حکومت را درمان نمیکند. گره مشکلات مردم و کارگران و زحمتکشان بهدست خود آنها گشوده میشود. تکیهگاه اصلی تغییر سرنوشت مردم زحمتکش و تحول بنیادی در جامعه قدرت جمعی ستمدیدگان و محرومانی است که نیروی کار و تفکر و تلاش آنها اساس سازندگی و آفرینندهٔ جامعه و جهان است.
اما تغییر اساسی جامعه، که شرط نخستین آن در به زیر کشیدن قدرتهای فاسد و سرکوبگر است، بهسادگی و بدون در اختیار داشتن ابزار مبارزه و تشکیلات و دانش مبارزاتی بهدست نخواهد آمد. کاری صبورانه و تاکتیکها و شیوههای متناسب با شرایط خاص و توانایی و توازن قوا و اتکا به سیل عظیم تودههای کارگر و زحمتکش مورد نیاز است. اهرمهای قدرتمند و گستردهای لازماند تا تودههای جدا ازهم را به یکدیگر پیوند زنند و چرخی را که برمدار ستم و استثمار میچرخد از حرکت باز دارند.
این اهرمها چیزی جز تشکلهای مستقل و انقلابی کارگران و زحمتکشان نیستند! تودههای زحمتکش و در درجۀ اول کارگران باید پشتیبان و متحد هم شوند؛ غم یک نفر غم همه، تلاش یک نفر تلاش همه، و رفاه و آسایش یک نفر رفاه همه باشد. این درس تاریخ و تجربهٔ تمام جنبشهای پیروزمند است. ما هم باید بیاموزیم و در زندگی و مبارزهٔ خود به کار ببندیم.
متحد شویم، متشکل شویم، و سرنوشت خود را تغییر دهیم.
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
کارگران بازنشسته خوزستان
گروه اتحاد بازنشستگان