عبدالله مؤمنی
شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
گذار از نظام غیرمشروع و ناجمهوری به نظمی دموکراتیک با سپردن حق تعیین سرنوشت به مردم برای تعیین نوع حکومتِ خودشان میتواند تضمینکنندهٔ صلح و امنیت پایدار در کشور باشد.
همانطور که دیدیم، پس از بیانیهٔ میرحسین موسوی در دفاع از مردم ستمدیده در برابر جنایت کشتار، بیانیهٔ مهدی کروبی نیز «کشتار مردم را نتیجهٔ سیاستهای ویرانگر خامنهای »و سیاستهای فاجعهبار موجود در کشور دانست. این اعتراض مهدی کروبی به کشتار مردم صدایی است از سوی فردی که در حاکمیت جمهوری اسلامی رئیس مجلس بوده و البته حدود ۱۵ سال نیز در حصر ناعادلانه، بهخاطر ایستادگی در برابر خامنهای، محبوس بوده است.
اینکه مهدی کروبی بیهیچ تعارفی کشتار مردم را «جنایت» مینامد و مسئولیت مستقیم وضع فاجعهبار امروز را متوجه خامنهای میداند اقدامی است که تفاوت کروبی و میرحسین را با سایر سیاستمداران تنزهطلب نشان میدهد.
مهمتر از آن، کروبی صراحتاً راه برونرفت را دیگر نه در انتخابات و نمایشهای بیثمر میبیند، بلکه در رجوع به مردم و اعمال حق تعیین سرنوشت در یک همهپرسی آزاد میداند. این موضع نشانهٔ شکلگیری یک همگرایی تاریخی است، همگرایی میان جامعهٔ معترض، نیروهای مدنی، و حتی انقلابیون ۵۷ و مسئولان سابقی که امروز به این نتیجه رسیدهاند که ادامهٔ این مسیر فقط ویرانی و خون است. وقتی چنین صداهایی همزمان و همسو بلند میشود، یعنی گذار از این نظمی که تداومش نابودی ایران و ویرانگری و نابودی جامعه است دیگر یک مطالبهٔ نیروهای سیاسی محدود در داخل و اکثریت اپوزیسیون خارج نیست، بلکه به خواست مشترک یک ملت بدل شده است.
شنیدن صدای اکثریت مردم ایران مبنی بر مخالفت با این حکومت و تن دادن به اراده و خواست مردم برای گذار به دموکراسی جز وابستگان و ذینفعان سیستم سرکوب و خشونت مخالفی ندارد.
مهدی کروبی در تمام این سالها بهواسطهٔ ایستادگیاش در برابر قدرت استبدادی، دفاع از حقوق زندانیان، و پرداخت بهای حصر و حذف همواره شایستهٔ احترام بوده است، هرچند در سالهای اخیر به برخی موضعگیریهای او نقدهای جدّی داشتهام، اما این نقدها هرگز از احترام من به منش و سابقهاش نکاسته است.
با وجود نگاه انتقادی نسل ما به انقلاب ۵۷ و ۴۷ سال حکمرانی آن، و نیز چشماندازی از آیندهٔ ایرانی سکولار، دموکراتیک، و مبتنی بر حقوق بشر، که مشروعیتش تنها از ارادهٔ آزاد مردم باشد، با نیروهای برآمده و راندهشده از انقلاب ۵۷ و نیروهای دموکراسیخواه که ادامهٔ جمهوری اسلامی را فلاکت و نابودی ایران میدانند همگرایی جدّی در حال شکل گیری است که با تجمیع نیروها میتوان به شکلگیری یک اپوزیسیون باورمند به دموکراسی درونزای ملی میل نمود.
از هر موضع شرافتمندانهای که صریح و بیتعارف در کنار مردم بایستد، کشتار را جنایت بنامد، و راهحل را در رجوع به مردم و حق تعیین سرنوشت در یک گذار از جمهوری اسلامی و پذیرش همهپرسی آزاد بداند، باید استقبال و حمایت کرد، چرا که همین همگراییهاست که راه عبور از این نظم خشونتمحور موجود را هموار میکند.
چنانکه برمیآید و در جنبش سبز نیز شاهد آن بودیم، میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد داعیهٔ رهبری نداشتهاند و بهعنوان همراهان این رنج بزرگ ملی در مرحلهٔ کنونی با درک درستی از تحولات، راه اجماع و ائتلاف و همگامی نیروهای سیاسی و اجتماعی را گوشزد نمودهاند.
تأکید میرحسین موسوی بر تشکیل جبههٔ فراگیر ملی، متشکل از همهٔ سلایق و دربرگیرندهٔ کثرت سیاسی، مدنی واقعی موجود در جامعه ایران، تضمینکنندهٔ نجات کشور از استبداد داخلی، و رافع هر تهدید خارجی علیه کشور است، زیرا جنگ خود بازی دموکراسی را به هم میریزد و بهجای رأی برابر شهروندان، معادله و توازن زور عمل خواهد کرد.
گذار از نظام غیرمشروع و ناجمهوری به نظمی دموکراتیک با سپردن حق تعیین سرنوشت به مردم برای تعیین نوع حکومت خودشان میتواند تضمینکنندهٔ صلح و امنیت پایدار در کشور باشد.
برگرفته از کانال تلگرام کلمه