حمید آصفی
سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
قدرتی که میکُشد خطا نمیکند، عمل میکند. در ایران، کشتن «انحراف» نیست، «روش» است. نه واکنش است، نه لغزش، بلکه قاعده است. این حکومت وقتی ماشه را میکشد، از مسیرش خارج نشده، دقیقاً در مسیر خودش حرکت کرده است.
خونهایی که در دیماه ریخته شد محصول سوءتفاهم نبود. حاصل هیجان سیاسی هم نبود. این خونها نتیجهٔ منطقیِ ساختاری است که بقایش فقط با مرگ دیگران تضمین میشود. اینجا نه با دولت طرفیم، نه با نظام، با یک سازوکار سرد و منظمِ حذف طرفیم.
هیچ قیامی، هیچ فراخوانی، هیچ اشتباه سیاسیای مجوز شلیک به مردم نیست. این جمله بدیهی است، اما دقیقاً به همین دلیل باید تکرار شود. گلوله را نیّت شلیک میکند، نه خطای محاسبهٔ دیگران. مسئولیت مرگ همیشه بهسوی کسی بازمیگردد که اسلحه و اختیار دارد.
قدرت فقط زمانی خطرناک نیست که میکُشد، خطرناکتر زمانی است که کشتن را عادی میکند. وقتی مرگ به خبر تبدیل میشود، جنازه عدد میشود، و سوگ فرسوده. این عادیسازی قلب سیاست مرگمحور است.
حکومت ایران در این عادیسازی استاد است. او نمیخواهد فقط بکشد، میخواهد حافظه را پاک کند، خشم را مستهلک کند، و معنا را فرسوده سازد. هر بار که جنایت به حاشیه میرود و بحث به «اشتباه دیگران» منتقل میشود، این پروژه یک گام جلوتر میرود.
اپوزیسیون میتواند نادان باشد، متوهم باشد، بیبرنامه باشد، یا حتی فاجعهساز، اما قاتل نیست. قاتل آن کسی است که اسلحه دارد، دستور دارد، مصونیت دارد، و میداند هزینهای نخواهد پرداخت.
توازنسازی اخلاقی در چنین صحنهای تحلیل نیست، پاککردن صحنهٔ جرم است. وقتی یک طرف گلوله دارد و طرف دیگر بدن، همسنگسازی انکار واقعیت است و نه انصاف.
خونهای ریختهشده ابزار جدل سیاسی نیستند، سندند. سندِ این حقیقت که این ساختار اصلاحپذیر نیست، مذاکرهپذیر نیست، و حتی قابل پیشبینی هم نیست، جز در یک چیز: تکرار خشونت.
دفاع از این خونها یعنی گفتن یک جمله، بیلکنت و بیتعارف: مسئول مستقیم این کشتار ساختار قدرتی است که تصمیم گرفته بماند، به هر قیمت.
نقد دیگران اگر هست، برای اصلاح است. اما اگر نقد قدرت نباشد، برای جنایت مصونیت ساختهایم. و مصونیت همان سوختی است که ماشین مرگ با آن کار میکند.
این متن درمان فوری ندارد، چون زخم سطحی نیست. اما یک کار میکند: اجازه نمیدهد خونها بیصدا خشک شوند. سیاست، پیش از هر راهحل، وفاداری به حقیقت است، وفاداری به جانهایی که دیگر نیستند، اما هنوز سؤال میپرسند.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده