رهبران غربی قبلاً احمد شرع را تروریست جهادی میدانستند، اما حالا او و دولت انتقالی سوریه را متحدی میانهرو معرفی میکنند. شرع، که از این حمایت قوّت گرفته است، اکنون در تلاش است که خودمختاری کُردها را با زور در هم بکوبد. (عکس از پایگاه اطلاع رسانی روژاوا)
زَک لارکام – مجلهٔ ژاکوبن
ترجمهٔ نیما حیدری – اندیشهٔ نو
دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴
نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کُردها نقشی اساسی در شکست دادن داعش ایفا کردند. اکنون آنها بار دیگر مجبورند برای بقا بجنگند، در حالی که دولت انتقالی احمد شرع، جهادی سابق، در تلاش برای سرکوب اقلیتهای سوریه است.
بهندرت پیش میآید که یک شهر کامل برای جشن گرفتن چیزی به خیابانها بیاید، چه برسد به اینکه برای آغاز یک درگیری نظامی بیرون بیاید. با این حال، در دوشنبه شب [۱۹ ژانویه، ۲۹ دی]، دقیقاً به همین دلیل بود که شهر قامیشلی (به کُردی: قامیشلو) در شمال شرق سوریه جان گرفت.
یکی از دوستان، وقتی با هم به طرف خیابانهای شهر میرفتیم، شگفتزده گفت: «باورم نمیشه؛ دارند برای رفتن به جنگ شادمانی میکنند.» اما این فقط جنگ نیست. دفاع از انقلابی است که بسیاری، از جمله خودِ من، فقط یک روز قبل، آن را تمامشده فرض میکردند. یک مثل رایج کُردی میگوید «مقاومت زندگی است»، و دوشنبه شب قامیشلو این روحیه را بهروشنی نشان داد.
در اوایل ژانویه، نیروهای دولت انتقالی سوریه (STG) به ریاستجمهوری احمد شرع به منطقهٔ کُردنشین شیخ مقصود و اشرفیه در شمال حلب حمله کردند. مردم مقاومت کردند، اما نیروهای دولت انتقالی آنها را مغلوب کردند. الآن دو هفته است که نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به رهبری کُردها در حال عقبنشینیاند. ابتدا سرزمین غرب فرات را از دست دادند و سپس با عقبنشینی از مناطق عربی رقه و دیرالزور بهسمت شرق رفتند. هزاران جنگاور عرب از نیروهای دموکراتیک سوریه جدا شدند. قبایلی که پیش از این نیروهای دموکراتیک سوریه سالها روابط خوبی با آنها داشت به آن پشت کردند و به نیروهای رئیسجمهور شراع پیوستند. نیروهای دولتی به عمق قلمرو نیروهای دموکراتیک، به منطقهای به نام روژاوا پیشروی کردند. سپس اعلام شد که ژنرال مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه، توافق آتشبسی امضا کرده است که اگر اجرا میشد، به معنای تسلیم کامل بود و از دست رفتن تمام دستاوردهای انقلاب در چهارده سال گذشته میبود.

اما به نظر میرسد که آن توافق فقط برای به تأخیر انداختن پیشروی نیروهای دولت موقت بوده است. در قلب قلمرو کُردها در شمالشرقیترین گوشهٔ سوریه، در روزهای اخیر فراخوان به مسلح شدن و بسیج مردمی داده شده است. در سراسر جامعه، مردم، از مادربزرگها گرفته تا نوههایشان، به این فراخوان پاسخ مثبت دادند و مسلح شدند. دوستی ایزدی برایم تعریف کرد که پدر سالخوردهاش که قادر به راه رفتن نیست با تفنگش در تختش نشسته و منتظر رسیدن سربازان دولت انتقالی است.
هستههای مخفی حامی نیروهای دولت موقت در شهر قامیشلو در مرز ترکیه فعال شدهاند. واحدهای دفاع مدنی (HPC) روژاوا هر شب در خیابانها نگهبانی میدهند و حتی برخی از این مأموران مخفی را دستگیر کردهاند. در همین حال، سهشنبه شب، پهپادهای ترکیه به بیمارستان هلال احمر منطقهٔ کُردنشین و ایست بازرسی نیروهای امنیت داخلی حمله کردند.
هوین حسن یکی از زنانی است که به واحدهای دفاع مدنی پیوستهاند. من او را در تظاهراتی در قامیشلو دیدم که از طرف شهرداری برای بسیج مردمی اعلام و برگزار شده بود. هوین توضیح داد: «ما مردم، جوانان، پیرها، سالمندان، همگی از شب تا صبح زود از خیابانهایمان محافظت میکنیم. ما نمیخوابیم! امروز وقت خواب نیست. وقت مقاومت است. ما حقیقت و وجدانمان را محافظت میکنیم.»

او به من گفت: «ما زنان کُرد برای محافظت از خودمان، وطنمان، و حفظ سرزمین و شرافتمان بیرون آمدهایم. امروز، در پیشاپیش مردم، سلاحهایمان را برداشتهایم؛ از سربازانمان حمایت و تا آخرین قطره مبارزه خواهیم کرد.»
سال گذشته، پس از به قدرت رسیدن احمد شرع، ارتش او دروزیها در استان جنوبی سویدا و علویها در منطقهٔ ساحلی غربی را قتلعام کرد. پس میشود درک کرد که چرا کُردها و اقلیتهای شمال تا این حد مصمماند که تسلیم نشوند: تسلیم شدن به احتمال زیاد در آینده به قتلعام آنها منجر میشود.
شعاری که اغلب در اعتراضهای اینجا شنیده میشود این است: «بدون رهبر زندگی وجود ندارد» (اشاره به عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان). شنیدهام که این شعار تغییر کوچکی کرده و شده است: «بدون جنگ زندگی وجود ندارد».
ویدئوها و تصویرهایی در اینترنت منتشر شده است که جنایتهای جنگی نیروهای دولت انتقالی را در طول پیشروی دو هفتهیی نشان میدهد. کُردها، ارمنیها، مسیحیان و بسیاری از اقلیتهای دیگری که در شمالشرق سوریه ساکن شدهاند میدانند که این مبارزه برای بقای خود آنها و سبک زندگیای است که پس از بیرون راندن دولت اسلامی (داعش) و دولت بعثی رئیسجمهور سابق بشار اسد در اینجا بنا نهادند. بدون این جنگ واقعاً هیچ زندگیای برایشان وجود ندارد.
هوین با قاطعیت به من گفت: «ما از [رئیسجمهور ترکیه رجب] اردوغان فاشیست، یا باندهایش، یا جولانی [شرع] نمیترسیم. قبلاً هم حسابشان را رسیدهایم. چهاردههزار [شهید] ما داعش آنها را شکست دادند، آنها را در کوبانی شکست دادند، و اینجا هم آنها را شکست خواهیم داد.»
در سال گذشته، احمد شرع و حامیان غربیاش سخت تلاش کردند که چهرهٔ او را بازسازی کنند و او را از مبارز جهادی به سیاستمدار لیبرال میانهرو تبدیل کنند. اکنون که کُردها سهم خود را در مبارزه با داعش ادا کردهاند، قدرتهای غربیای که سالها او را تروریستی خبیث معرفی میکردند جبههشان را عوض کردهاند. تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستادهٔ آمریکا دردر سوریه، گفت: «بهترین فرصت برای کُردهای سوریه در حال حاضر در دولت جدید به رهبری رئیسجمهور احمد شرع فراهم شده است.»
اما کُردها وضع را اینطور نمیبینند. از دید کُردها، احمد شرع [جولانی] اصلاح نشده است، بلکه همان جهادی در پوشش کتوشلوار است. یکی از زنان به من گفت: «ما در مبارزه با داعش خیلی مایه گذاشتیم و حالا اینطوری جواب ما را میدهند؟ نمیدانند که دولت جدید همان ذهنیت داعش را دارد؟»
افراد دیگری نیز با پذیرش پناهندگان به فراخوان بسیج پاسخ دادهاند. درهای خانهها و مدرسهها به روی خانوادههایی باز شده است که از تهاجم نیروهای دولتی فرار میکنند. بیشتر آنها از کُردها و ایزدیهای عفرین هستند، منطقهای عمدتاً کُردنشین در شمالغرب سوریه که ترکیه در سال ۲۰۱۸ به آنجا حمله کرد. از آن زمان، بسیاری از عفرینیها بارها آواره و پناهنده شدهاند: ابتدا در سال ۲۰۱۸ و بار دیگر در سال ۲۰۲۴، زمانی که ارتش ملی سوریه (SNA)، مزدوران ترکیه، در جریان حملهای که به سرنگونی بشار اسد انجامید، شمال کشور را درنوردیدند. عدهای از عفرینیها در شیخ مقصود ساکن شدند، اما در ابتدای امسال دوباره مجبور شدند خانههایشان را ترک کردند.
در یکی از مدرسههایی که بازدید کردم، معلمان به من گفتند که مدرسه و شغلشان را رها کردهاند تا آوارگان جنگ مراقبت کنند. همهٔ اتاقها پُر از پناهنده بود، اما پتو، غذا، آب آشامیدنی، یا سوخت کافی برای رفع گرسنگی و گرم ماندن در هوای سرد ژانویه نداشتند.
در یکی از این مدرسهها با زنی سالخورده آشنا شدم که از درد مچ پاهایش را میمالید. او تعریف میکرد که چطور مجبور شده بود پنج ساعت تمام زیر باران شدید راه برود تا بتواند از شهر طَبقه خارج شود. کنار او زنی به نام آهین نشسته بود، مادری با سه فرزند که دو ماه پیش فرزندی به دنیا آورده است. او در سال ۲۰۱۸ از عفرین به اردوگاه پناهندگان در شهبا گریخت و سپس دوباره، زمانی که ارتش ملی سوریه مورد حمایت ترکیه در سال ۲۰۲۴ حمله کرد، به شهر طبقه رفت. این سومین بار است که مجبور میشود از جنگ فرار کند. وقتی به اینجا رسید، مردم محلی به او کمک کردند که جاگیر شود. خودش میگوید: «از مردم اینجا بسیار متشکرم… آنها برای بچههایم لباس آوردند. پتو و زیرانداز، آب، غذا، و شیر [برای نوزادان] آوردند. واقعاً میگویم، خیلی ممنونیم.»

یکی از شبها که در خیابان قدم میزدم- با آتش و رقص در هر گوشهٔ خیابان و کاروانهایی چندکیلومتری از خودروها که پرچمهای یگانهای دفاع خلق (YPG) و یگانهای حمایت از زنان (YPJ) را تکان میدادند- حتی مسجدها هم به این حرکت پیوستند. موسیقی رقص و شعارهای «زنده باد YPG/YPJ» از منارههای مسجدها بلند شد. جوانان با پرچم و اسلحه در دست در خیابانها گشت میزدند. یکی از آنها در حالی که چند همسایهای را که هنوز در تختخواب بودند تشویق میکرد که به آنها بپیوندند، فریاد زد: «صدایت را نمیشنوم، قامیشلو». بوق ماشینها تا طلوع آفتاب در سراسر شهر طنینانداز بود.
انقلاب در روژاوا هنوز در موقعیتی بسیار شکننده قرار دارد. کوبانی در آستانهٔ محاصره شدن است، همانطور که در سال ۲۰۱۴ در محاصرهٔ داعش بود. هستههای مخفی در سراسر منطقهٔ جزیره در شمالشرق روژاوا [که قامیشلو در آن واقع است] فعالاند و نیروی هوایی ترکیه تهدیدی دائمی است. با وجود توافق چهارروزه برای متوقف کردن درگیری، برخوردها ادامه دارد، زیرا نیروهای دولت انتقالی همچنان به کار همیشگیشان در نقض آتشبس ادامه میدهند. اما انقلاب پس از هفتهها عقبنشینی اکنون دیگر در حال گریز نیست، بلکه نیرو گرفته و به مبارزه با احمد شرع بازگشته است. در پی محاصرهٔ مجدد کوبانی، خیلیها اوضاع این روزها را با موضع قهرمانانهٔ کُردها در برابر داعش مقایسه میکنند که آغاز سقوط خلافت [اسلامی داعش] و گسترش انقلاب زنان بود. شاید این مقایسه چندان دور از واقعیت نباشد. زمان نشان خواهد داد که آیا این پایان انقلاب است یا مقاومت تازه آغاز شده است.