بایز افروزی
یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴
بنا بر خبرهایی که از کردستان سوریه میرسد، متأسفانه این منطقه در آستانهٔ وقوع فاجعهای انسانی قرار گرفته است.
اکنون آدمکشان اسلامگرای تحت رهبری احمد الشرع با تأیید و حمایت آمریکا و برخی دیگر از کشورهای امپریالیستی تکبیرگویان یکی پس از دیگری شهرها و مناطق زیر کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه را به تصرف درمیآورند.
شهرک کوبانی، که در جریان مقابله با داعش به نماد مبارزه و مقاومت تبدیل شده بود، در حال حاضر به محاصرهٔ کامل اسلامگرایان تا بیخ دندان مسلح درآمده و هر لحظه امکان سقوط آن و آغاز قتلعام گستردهٔ ساکنان آن میرود.
در بقیهٔ مناطق کردنشین نیز وضع بسیار وخیم است. گزارشها حاکی از آواره شدن بیش از صدهزار خانوادهٔ کُرد است که در نزدیکی شهرها و مناطق عربنشین زندگی میکردند.
قبایل عرب محلی به دلایل گوناگون مذهبی، ناسیونالیستی، یا منفعتطلبی نهتنها جنگجویان وابسته به نیروهای دموکراتیک سوریه، بلکه مردم عادی کُرد را نیز مورد حمله قرارداده و آنها را به کوچ اجباری به شهرها و مناطق کُردنشین تحت ادارهٔ جنگجویان کُرد وادار کردهاند.
نیروهای جهادی زیر رهبری الشرع فقط در مدت چند روز تمام مناطق غیرکُردنشینی را که در سالهای اخیر نیروهای دموکراتیک سوریه اداره میکرند با کمک همهجانبهٔ قبایل عرب (ساکنان این مناطق) تصرف کردهاند.
همچنین، نیروهای الشرع کنترل چند زندان (اردوگاه) مهم را که بیش از دههزار نفر از اعضای داعش و خانوادههای آنان در آنها اسیر بودند به دست گرفتهاند.
گزارشهای تصویری نشان میدهد که نیروهای الشرع با سر دادن هلهله و تکبیر وارد این زندانها شده و مورد استقبال افراد داعش و خانوادههای آنان قرار گرفتهاند.
چندین سال بود که نیروهای دموکراتیک سوریه این زندان-اردوگاهها را اداره میکردند.
با کمال تأسف باید گفت که همهٔ این فجایع با توافق حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه و الشرع، با میانجیگری تام باراک (مقام آمریکایی) و مسعود بارزانی در اربیل کردستان عراق صورت میگیرد.
فرد مذاکرهکننده از طرف حزب اتحاد دموکراتیک کُردهای سوریه مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای مسلح کُرد موسوم به یگانهای مدافع خلق، بوده است که در سال گذشته نیز با هدایت آمریکاییها توافقنامهٔ ننگینی را با احمد الشرع امضا کرد. بر اساس آن توافق، یگانهای مدافع خلق باید در ارتش سلفی-جهادی الشرع ادغام شوند و بخشی از نیروهای مسلح سوریه شوند و زیر فرماندهی احمدالشرع قرار گیرند!
دولت آمریکا رسماً به حزب اتحاد دموکراتیک اعلام کرده است که دیگر نیازی به آنها ندارد و از آنها حمایت نخواهد کرد. این کشور با دولت الشرع به توافق کامل دست یافته و منافع آمریکا در سوریه تضمین شده است.
حزب اتحاد دموکراتیک کُردستان سوریه (پ. ی. د) در سال ۲۰۰۳ تحت تأثیر اندیشههای عبدالله اوجالان تشکیل شد. این حزب در آن زمان بهواسطهٔ محبوبیت اوجالان در مناطق کُردنشین مورد استقبال قرار گرفت و بهسرعت یکی از حزبهای اصلی و مهم کردستان سوریه شد.
با شروع جنگ داخلی در سوریه و سر برآوردن داعش، حزب اتحاد دموکراتیک با حمایت مستقیم دولت سوریه و شخص بشار اسد کنترل مناطق کردنشین سوریه را به دست گرفت. نیروهای دولتی نیز بهمنظور تمرکز توجه در مناطق دیگر، بدون شلیک حتی یک گلوله کردستان سوریه را ترک کردند.
بنابراین، حزب اتحاد دموکراتیک عملاً حزب حاکم در کردستان سوریه شد.
این حزب بلافاصله به محدود کردن فعالیت سیاسی بقیهٔ حزبهای کُرد پرداخت، شرط و شروطی برای فعالیت آنها تعیین کرد، و همهٔ حزبها را از داشتن نیروی مسلح منع کرد.
حزب اتحاد دموکراتیک نیروهای مسلح خودش را در دو گروه یگانهای مدافع خلق (ی.پ.گ) و یگانهای مدافع زنان (ی.پ.ژ) سازمان داد. گرچه این نیروها در نبردی قهرمانانه مانع سلطهٔ داعش بر کردستان سوریه شدند و زنان مسلح حزب حماسهٔ کوبانی را خلق کردند، اما با آغاز حضور غیرقانونی ارتش آمریکا در سوریه، این حزب دچار خطاهای جبرانناپذیری شد که سرانجام به فاجعهٔ در حال وقوع امروز منجر گردید.
حزب اتحاد دموکراتیک از همان ابتدای ورود ارتش آمریکا به سوریه روابط مشکوک اما همهجانبهای با این ارتش برقرار کرد. این حزب ضمن دریافت تسلیحات، امکانات لجستیکی، و پول، در مدت اندکی تبدیل به تفنگچی محلی آمریکا در سوریه شد و بهجای اتکا به مردم، متکی به ارتش آمریکا شد.
کار به جایی رسید که دونالد ترامپ رسماً و آشکارا فرمان داد که «کُردها باید نیروهای مسلح خودشان را از مرزهای ترکیه دور کنند و بهسمت جنوب بروند و از چاههای نفت محافظت کنند.»
پس از صدور این فرمان، نیروهای مسلح کُرد به عمق ۳۰ کیلومتری مرزهای ترکیه عقب نشستند، بهسمت جنوب سوریه (مناطق عربنشین) حرکت کردند، و حفاظت از چاههای نفت سوریه را بر عهده گرفتند که نفت آنها را آمریکا به غارت میبرد.
پس از آن نیز هرچه را که آمریکا به آنها دیکته میکرد انجام میدادند که آخرین آن توافقنامهٔ ننگین اربیل با الشرع بود آغاز فاجعهای بود که اکنون در حال وقوع است.
عبدالله اوجالان، که زمانی خودش را کمونیست رادیکال معرفی میکرد، حزب کمونیست ترکیه را سازشکار و غیرکارگری میدانست، و تصویر استالین را پشت سرش میگذاشت و با آن عکس میگرفت، با فروپاشی شوروی بهیکباره ناسیونالیست شد، خواهان تشکیل کشور کردستان بزرگ شد، و خودش را پیامبر کُردها نامید.
مدتی بعد، با شروع موج نولیبرالیسم و هیاهوی رسانهها در مورد «جهانیسازی و پایان عمر دولت-ملتها»، اوجالان نیز از شعار تشکیل کردستان بزرگ صرفنظر کرد. او اعلام کرد که دوران دولت-ملتها به پایان رسیده و ملت کُرد هم دیگر نیازی به دولت ندارد و باید نهتنها از تشکیل کشور کردستان بزرگ صرفنظر کند، بلکه حتی از تشکیل دولت در هرکدام از قسمتهای کردستان (سوریه، ترکیه، عراق، و ایران) نیز دوری کند.
او همچنین خودمختاری قومی و فدرالیسم را نیز مردود اعلام کرد و بهجای آن «کنفدرالیسم دموکراتیک» را مطرح کرد. بر این اساس، جوامع و ملتها بدون داشتن دولت و نهادهای سراسری و از طریق خودگردانی منطقهیی به زندگی جمعی خود سامان میدهند!
این نظریهٔ اوجالان در واقع نوعی آنارشیسم بدویگرایانه بود که با رنگ و لعاب شکلی از سوسیالیسم تخیلی رنگآمیزی شده بود.
در این مغلطهٔ فریبنده و تخیلی، زنان نقش طبقهٔ کارگر را بر عهده گرفته بودند و از طرف اوجالان رسالت رهایی بشر از انواع ستمها، نابرابریها، و تبعیضها به آنان تفویض شده بود.
واپسین دگردیسی اوجالان انحلال پ.ک.ک، اعلام پایان مبارزه با دولت ترکیه، و توافق با این دولت برای گذار به دموکراسی بود.
اوجالان همچنین طی پیامی که از زندان فرستاد خواهان مذاکره و توافق حزب اتحاد دموکراتیک کُردهای سوریه با دولت الشرع، ادغام یگانهای مدافع خلق در ارتش سلفی-جهادی سوریه، و همچنین تلاش برای حفظ تمامیت ارضی سوریهٔ تحت سلطهٔ تحریر الشام شد.
به تعبیری سادهتر، اوجالان که همین اواخر پایان دوران موجودیت و کارآیی دولت-ملتها را اعلام کرده بود و شعار خودمدیریتی دموکراتیک سر داده بود اکنون از کُردهای سوریه میخواهد از خودمدیریتی چندین سالهشان دست بردارند و تن به سلطهٔ تمامیتخواهانهٔ دولت سلفی-جهادی احمد الشرع بدهند!
لنین سخن بسیار مهم، درسآموز، و حکیمانهای دارد آنجا که میگوید: چپروی در نهایت سر از بدترین نوع راستروی درمیآورد. (نقل به مضمون) اوجالان مصداق روشنی برای این سخن گهربار لنین است.
برگرفته از وبگاه صدای مردم.