Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چگونه حرکت فردی یا گروهی به جنبش اجتماعی تبدیل می‌شود؟ ‏
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

چگونه حرکت فردی یا گروهی به جنبش اجتماعی تبدیل می‌شود؟ ‏

الف. هوش‌یار

شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴

در تاریخ اجتماعی، بسیاری از دگرگونی‌های بزرگ نه با یک «برنامهٔ بزرگ»، بلکه با یک «اتفاق کوچک» شروع ‏شده‌اند: یک کنش فردی، یک اعتراض گروهی، یک لحظهٔ عاطفی یا اخلاقی که به‌ظاهر محدود است، اما به‌طرزی عجیب ‏قابلیت تکثیر دارد. گاهی این کنش‌ها مثل کبریت‌اند: یک شعلهٔ کوچک که اگر در هوای خشک و آماده قرار بگیرد، به آتشی ‏بزرگ تبدیل می‌شود. اما پرسش اصلی این است: چه چیزی حرکت فردی را به حرکت جمعی تبدیل می‌کند؟ چرا بعضی ‏کنش‌های فردی در سکوت دفن می‌شوند و بعضی دیگر «واگیر» می‌شوند، به زبان مردم می‌افتند، تبدیل به نماد می‌شوند، و ‏به کنش جمعی فراگیر می‌انجامند؟

این موضوع فقط یک پرسش تاریخی نیست، موضوعی در قلب روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی سیاسی است، زیرا تبدیل شدن ‏حرکت فردی به حرکت جمعی حاصل‌جمع سادهٔ افراد نیست. جامعه یک «جمع جبری» نیست که اگر چند نفر کنار هم قرار ‏بگیرند، نتیجه خودبه‌خود «جنبش» شود. جامعه شبکه‌ای از احساسات، هویت‌ها، ترس‌ها، امیدها، روایت‌ها، و فرصت‌های ‏سیاسی است. حرکت جمعی وقتی شکل می‌گیرد که چندین لایه- از روان فردی تا ساختار سیاسی- به هم قفل شوند و در یک ‏نقطهٔ حساس به انفجار برسند.‏

‏۱) نقطهٔ آغاز: چرا بعضی کنش‌ها واگیر می‌شوند؟
اولین گام در فهم این فرایند شناخت سازوکار (مکانیسم) «واگیری» است، یعنی اینکه چگونه رفتار، احساس، یا ایده از فردی به فرد دیگر ‏منتقل می‌شود. بر اساس «نظریهٔ واگیری اجتماعی»، رفتارها می‌توانند مثل ویروس در جامعه پخش شوند- البته نه صرفاً از ‏راه تقلید مکانیکی، بلکه از مسیرهای پیچیدهٔ روانی و ارتباطی.‏

در ادبیات کلاسیک، گوستاو لوبون در کتاب روان‌شناسی توده‌ها۱ توضیح می‌دهد که فرد در جمع بخشی از هویت فردی‌اش ‏را از دست می‌دهد و تحت تأثیر هیجان‌های جمعی قرار می‌گیرد. این نگاه امروز بسیار نقد شده (به‌خصوص به‌خاطر نگاه ‏تحقیرآمیز به «توده»)، اما هنوز یک نکتهٔ مهم دارد: جمع ظرفیت تولید هیجان مشترک دارد، و هیجان مشترک موتور کنش ‏جمعی است.‏

اما در جهان امروز «واگیری» دیگر فقط در میدان‌ها و خیابان‌ها رخ نمی‌دهد، در صفحهٔ موبایل هم رخ می‌دهد. شبکه‌های ‏اجتماعی امکان انتشار سریع تصاویر، روایت‌ها، و شعارها را فراهم کرده‌اند. به همین دلیل است که یک اتفاق محلی می‌تواند ‏ظرف چند ساعت تبدیل به رخدادی منطقه‌یی یا جهانی شود. در واقع رسانه‌های اجتماعی «هزینهٔ انتشار» را به حداقل ‏رسانده‌اند و این یعنی سرعت واگیری افزایش یافته است.‏

‏۲) از واگیری تا کنش جمعی: چرا افراد به حرکت می‌پیوندند؟
واگیری کافی نیست. خیلی چیزها در جامعه ناگاه مورد توجه و علاقه قرار می‌گیرند و «ترند» (Trend، یا گرایه) می‌شوند، اما «جنبش» ‏نمی‌شوند. جنبش زمانی آغاز می‌شود که افراد نه‌فقط متأثر شوند، بلکه تصمیم بگیرند هزینه کنند: با حضور در خیابان، ‏اعتصاب، تحصن، امضا کردن، حمایت مالی، یا حتی به خطر انداختن امنیت خودشان.‏

اینجا نظریهٔ «کنش جمعی» وارد می‌شود. مانکور اولسون در کتاب معروف منطق کنش جمعی۲‏ می‌گوید که افراد ممکن است ‏بخواهند سوار موج شوند، یعنی از نتیجهٔ جنبش بهره‌مند شوند، بدون اینکه هزینه بدهند. از این منظر، جنبش زمانی شکل ‏می‌گیرد که افراد احساس کنند مشارکتشان به‌صرفه است و با منافع مستقیم آنها مرتبط است.‏

اما انتقادی که به اولسون شده این است که بیش از حد بر «منطق اقتصادی» تکیه می‌کند و نقش احساسات، هویت، و معنا ‏را کم‌رنگ می‌بیند. واقعیت این است که در بسیاری از جنبش‌ها، افراد با محاسبهٔ سود و زیان وارد نمی‌شوند، بلکه با «خشم»، ‏‏«شرم»، «امید»، یا «احساس کرامت انسانی» وارد می‌شوند. این همان جایی است که نظریهٔ هویت اجتماعی می‌تواند توضیح ‏دقیق‌تری بدهد‎.‎

‏۳) هویت اجتماعی: لحظه‌ای که «من» تبدیل به «ما» می‌شود
تاجفل و ترنر در نظریهٔ «هویت اجتماعی»۳‏ می‌گویند هویت فردی فقط درون فرد ساخته نمی‌شود، در عضویت گروه‌ها و ‏ارتباط اجتماعی ساخته می‌شود. فرد وقتی خودش را بخشی از یک «ما» احساس کند، کنش جمعی برایش معنادار می‌شود. ‏جنبش‌ها زمانی جهش پیدا می‌کنند که افراد حس کنند این حرکت فقط اعتراض پراکنده نیست، بلکه دفاع از شأن یک گروه ‏یا جامعه است: دفاع از «ما».‏

این «ما» می‌تواند طبقاتی باشد (کارگران، تهی‌دستان)، نسلی باشد (جوانان)، جنسیتی باشد (زنان)، یا ملی باشد (ملت در برابر ‏دولت سرکوبگر). در بسیاری از لحظات تاریخی، جنبش‌ها دقیقاً در نقطه‌ای شکل گرفته‌اند که مردم فهمیده‌اند مشکل مشکلِ ‏‏«منِ تنها» نیست، مشکل یک وضع عمومی است.‏

به بیان دیگر: حرکت فردی زمانی جمعی می‌شود که تجربهٔ فردی به تجربهٔ مشترک ترجمه شود.‏

‏۴) جنبش اجتماعی: وقتی شبکه فرصت سیاسی پیدا می‌کند
تا اینجا از روان‌شناسی اجتماعی به جامعه‌شناسی سیاسی رسیده‌ایم. اما هنوز یک حلقهٔ کلیدی باقی است: ساختارهای سیاسی و ‏فرصت‌های تاریخی. در نظریه‌های جنبش اجتماعی- مثل آثار چارلز تیلی۴ و داگ مک‌آدام۵– تأکید می‌شود که جنبش‌ها فقط به‌‏خاطر خشم و هویت شکل نمی‌گیرند، بلکه «فرصت سیاسی» هم باید وجود داشته باشد.‏

یعنی چه؟ یعنی حکومت باید در نقطه‌ای آسیب‌پذیر باشد: بحران اقتصادی، شکاف درون نخبگان، کاهش مشروعیت، یا ‏فشارهای بین‌المللی. در چنین شرایطی، جامعه احساس می‌کند «می‌شود کاری کرد». و همین حسِ امکان است که موتور بسیج ‏می‌شود.‏

در کنار فرصت سیاسی، «بسیج منابع» هم مهم است: زمان، پول، سازمان‌دهی، شبکه‌های ارتباطی، و ابزارهای رسانه‌یی. ‏اگر حرکت گروهی نتواند منابع لازم را بسیج کند، در همان سطح نمادین می‌ماند.‏

‏۵) بهار عربی: نمونهٔ کلاسیکِ واگیری سریع‏
به انقلاب‌های عربی به‌عنوان نمونه‌ای روشن از «واگیری حرکت اولیه» اشاره شده است. جرقهٔ تونس با خودسوزی محمد ‏بوعزیزی به‌سرعت به موجی منطقه‌یی تبدیل شد. چرا؟

چون چند عامل هم‌زمان هم‌راستا شدند:‏
‏۱. روایت نمادین و قابل فهم: یک جوان تحقیرشده، یک سیستم فاسد، یک انفجار اخلاقی
‏۲. شبکه‌های رسانه‌یی: تصاویر و روایت‌ها به‌سرعت پخش شدند
‏۳. شباهت‌های ساختاری در جهان عرب: بیکاری، فساد، سرکوب، بحران کرامت انسانی
‏۴. حس امکان تغییر: سقوط دیکتاتور تصور «قابل تکرار بودن» را ایجاد کرد‏

اینجا نقش رسانه‌ها، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی و تلویزیون‌هایی مثل الجزیره، بسیار پُررنگ شد. مارک لینچ۶ از ‏پژوهشگرانی است که بر نقش رسانه‌های منطقه‌یی در ساختن حس همبستگی عربی و انتشار روایت‌های اعتراض تأکید کرده ‏است.‏

زینب توفکچی۷ نیز نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی چگونه سرعت بسیج را افزایش و هزینهٔ هماهنگی را کاهش دادند: ‏افراد می‌توانستند بدون سازمان‌های سنّتی سریع جمع شوند، شعار مشترک بسازند، و میدان‌های اعتراض را پر کنند.‏

‏۶) پارادوکس شبکه‌ها: سرعت زیاد، اما شکنندگی در بلندمدت
اما یک تناقض مهم وجود دارد: شبکه‌های اجتماعی جنبش را سریع می‌کنند، اما ممکن است آن را شکننده هم بکنند. چرا؟

زیرا ساختارسازی‌ها سرعتِ شکل‌گیری جنبش را ندارند و ممکن است نهادهای پایداری از دل آنها بیرون نیاید. در نتیجه، ‏پس از پیروزی اولیه، یا حتی پس از سرکوب، امکان «ادامه دادن» کاهش می‌یابد. به زبان ساده: شبکه‌ها برای «جمع شدن» ‏عالی‌اند، اما برای «ماندن» کافی نیستند. این نکته همان چیزی است که بسیاری از تحلیلگران بهار عربی نیز روی آن دست ‏گذاشته‌اند: جنبش‌ها توانستند رژیم‌ها را به چالش بکشند، اما نتوانستند به همان سرعت آلترناتیو پایدار بسازند.‏

‏۷) اعتراض غیرخشونت‌آمیز: چرا گاهی موفق‌تر است؟
اعتراض مسالمت‌آمیز یا غیرخشونت‌آمیز معمولاً ظرفیت جذب افراد بیشتری دارد: زنان، سالمندان، طبقات متوسط، و کسانی که از خشونت ‏می‌ترسند. این یعنی «پهنای اجتماعی» جنبش افزایش می‌یابد. همچنین، سرکوب خشونت‌بار علیه اعتراض مسالمت‌آمیز ‏می‌تواند مشروعیت حکومت را سریع‌تر فرسوده کند. به همین دلیل است که در بسیاری از انقلاب‌ها لحظهٔ اوج زمانی است ‏که جمعیت گسترده، متنوع، و مسالمت‌آمیز می‌شود، نه وقتی که گروه‌های کوچک و مسلح درگیر می‌شوند.‏

‏۸) جمع‌بندی: فرمولی ساده برای پدیده‌ای پیچیده
اگر بخواهیم تمام این بحث را در یک تصویر خلاصه کنیم، باید گفت تبدیل حرکت فردی به حرکت جمعی یک زنجیره است:‏
جرقهٔ فردی > روایت نمادین > واگیری اجتماعی > هویت مشترک («ما») > فرصت سیاسی > بسیج منابع > کنش جمعی ‏پایدار

اگر هر کدام از این حلقه‌ها قطع شود، حرکت یا در سطح نماد باقی می‌ماند یا به موجی کوتاه‌مدت تبدیل می‌شود. گاهی جامعه ‏پُر از جرقه است، اما رطوبت زیاد است: یعنی فرصت سیاسی نیست، شبکه‌ها ضعیف‌اند، یا ترس عمومی زیاد است. گاهی هم ‏جای یک جرقه خالی است. هوا خشک است و یک جرقه کافی است برای اینکه جنگل شعله‌ور شود.‏

و شاید مهم‌ترین درس این باشد: جنبش‌ها فقط از «خشم» ساخته نمی‌شوند، از «امکان» ساخته می‌شوند. در آن لحظه‌ای که مردم ‏باور کنند تغییر ممکن است، حرکت فردی از انزوا خارج می‌شود و به حرکت جمعی تبدیل می‌گردد.‏

در این معنا، مطالعهٔ جنبش‌های اجتماعی فقط تحلیل آنچه گذشت و با آن روبه‌رو هستیم نیست، فهم سازوکار آینده هم است. جهان ‏امروز- به‌دلیل وجود شبکه‌های اجتماعی، بحران‌های اقتصادی، و فرسایش مشروعیت سیاسی- جهانی است که در آن ‏جرقه‌ها زیادند. مسئله این است که کدام جرقه‌ها به امواجی از آتش تبدیل خواهند شد.‏


  1. ‎ Gustave Le Bon: The Crowd: A Study of the Popular Mind, 1895‎
  2. ‎ Mancur Olson: The Logic of Collective Action, 1965‎
  3. ‎ Social identity theory
  4. Charles Tilly, Sidney Tarrow: Social Movements, 1768–2004‎
  5. ‎ Doug McAdam: Political Process and the Development of Black Insurgency, 1930–‎‎1970
  6. ‎ ‎‎ Lynch, Marc. (2012). The Arab Uprising: The Unfinished Revolutions of the New ‎Middle East.‎
  7. ‎ Tufekci, Zeynep (2017). Twitter and Tear Gas: The Power and Fragility of Networked ‎Protest. New Haven, Conn.: Yale University Press.‎
چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دستور کار امپریالیستی: طرح توسعهٔ غزه که ترامپ در داووس رونمایی کرد
Next: گذار با امضای بیگانه؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved