Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نویسندهٔ ایرانیِ متولد اوین از اعتراض‌های مردمی علیه «حکومتی اقتدارگرا و دینی» سخن می‌گوید
  • ایران
  • نوار متحرک

نویسندهٔ ایرانیِ متولد اوین از اعتراض‌های مردمی علیه «حکومتی اقتدارگرا و دینی» سخن می‌گوید

این رخدادها بخشی از یک مبارزهٔ طولانی مردم ایران برای کنار زدن این رژیم است، مبارزه‌ای علیه ‏استبداد، علیه دیکتاتوری، علیه رژیمی اقتدارگرا و دینی، و دولتی نظامی.‏

گفت‌وگوی اِیمی گودمن، مجری برنامهٔ Democracy Now، با سحر دلیجانی. ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ / ۲ بهمن ۱۴۰۴.

مصاحبهٔ اِیمی گودمن با سحر دلیجانی

ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو

جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴

رژیم ایران باید هرگونه مشروعیت در نگاه ‏بین‌المللی را از دست بدهد. مردم ایران این رژیم را نمی‌خواهند و باید درک کنیم که این رژیم نیرویی دیکتاتوری است و دیگر قدرت حکومتی مشروع به حساب نمی‌آید.‏

اِیمی گودمن: اکنون به ایران می‌پردازیم. یک خبرگزاری حقوق بشری مستقر در آمریکا اعلام کرده است که از زمان آغاز اعتراض‌ها در ‏‏۸ ژانویه [۷ دی]، بیش از ۴,۹۰۰ نفر کشته شده‌اند، آماری که ممکن است کمتر از واقعیت باشد. سازمان عفو بین‌الملل ‏دربارهٔ استفاده از نیروی مرگ‌بار علیه معترضان گزارشی مستند تهیه کرده است که نیروهای امنیتی ایران مستقر بر ‏پشت‌بام‌ها با تفنگ و شات‌گان پر از ساچمه‌های فلزی شلیک کرده‌اند و هدف آنها اغلب سر و تنهٔ معترضان بوده است.‏
رئیس‌جمهور ترامپ بارها تهدید کرده بود که اگر کشتار معترضان در ایران ادامه یابد، مداخله خواهد کرد. اما امروز در ‏داووس گفت که رهبران ایران برای مذاکره آماده‌اند. او گفت: «ایران می‌خواهد گفت‌وگو کند و ما هم گفت‌وگو خواهیم کرد.»‏
هفتهٔ گذشته یک ناو هواپیمابر آمریکایی که در دریای جنوبی چین مستقر بود به‌سوی خلیج فارس حرکت کرد. ‏هم‌زمان، روز چهارشنبه عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ ایران، هشدار داد که اگر ایران بار دیگر هدف حمله قرار گیرد، ‏‏«با تمام توان پاسخ خواهد داد». و دعوت عباس عراقچی به مجمع جهانی اقتصاد در داووس، به‌دنبال کشتار معترضان در ‏ایران، لغو شد.‏
برای بررسی بیشتر موضوع، در استودیوی نیویورک با سحر دلیجانی همراه هستیم، نویسندهٔ ایرانیِ شناخته‌شده در سطح بین‌المللی. ‏نخستین رمان او، «بچه‌های درخت جاکاراندا»، در بیش از ۷۵ کشور منتشر شده و از زمان انتشارش در سال ۲۰۱۳ به ده‌ها زبان ترجمه شده است. او در سال ۱۹۸۳ [۱۳۶۲] در زندان اوین تهران به دنیا آمد، پس از آنکه پدر و مادرش، فعالان ‏سیاسی سکولارِ چپ، به‌دست نیروهای ایرانی زندانی شدند. یکی از عموهایش را حکومت ایران در سال ۱۹۸۸ [تابستان ۱۳۶۷] اعدام کرد. خانوادهٔ او در سال ۱۹۹۶، سی سال پیش، به کالیفرنیا مهاجرت کردند.‏

گودمن: به برنامهٔ «دموکراسی اکنون» خوش آمدید. بسیار خوشحالیم که با ما هستید. شما در زندان اوین به دنیا آمده‌اید و ‏اکنون اینجا در آمریکا زندگی می‌کنید، در حالی که به آنچه امروز در ایران می‌گذرد نگاه می‌کنید. می‌توانید توضیح دهید ‏از نظر شما چه در حال رخ دادن است و آیا این اعتراض‌هایی که اکنون در سراسر ایران جریان دارد با آنچه در سال ‏‏۲۰۲۲ [۱۴۰۱] رخ داد متفاوت است یا نه؟
دلیجانی: خیلی ممنونم از دعوت شما. فکر می‌کنم آنچه اکنون در ایران در حال وقوع است، همان‌طور که اشاره کردید، ‏یکی از بزرگ‌ترین کشتارهای جمعی معترضان است که تا کنون شاهد بوده‌ایم. تنها رخدادی که می‌توان با این ‏وضع مقایسه کرد اعدام‌های گستردهٔ سال ۱۹۸۸ [۱۳۶۷] است، زمانی که عموی من همراه با هزاران زندانی سیاسی ‏دیگر اعدام شد و پیکرهای همهٔ آنها در گورهای جمعی دفن شد. و هیچ‌کس اجازه نداشت مراسم سوگواری برگزار کند.‏
امروز نیز وضع مشابهی در حال تکرار است. همان‌طور که گفتید، ما حتی نمی‌دانیم دقیقاً چه تعداد این بار کشته شده‌اند و ‏ممکن است این رقم هرگز به‌طور کامل تأیید نشود، درست همان‌گونه که دربارهٔ اعدام‌های ۱۹۸۸ هنوز هم نمی‌دانیم چه تعداد، ‏چند هزار نفر، اعدام شدند.‏
همهٔ ما می‌دانیم که این رخدادها بخشی از یک مبارزهٔ طولانی مردم ایران برای کنار زدن این رژیم است، مبارزه‌ای علیه ‏استبداد، علیه دیکتاتوری، علیه رژیمی اقتدارگرا و دینی، و دولتی نظامی.‏
آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید میزان خشونتی است که رژیم نشان داده است. اما نکتهٔ مهم دیگر این است که وقتی ‏اعتراض‌ها آغاز شد، برخلاف گذشته که معمولاً از شهرهای بزرگ مانند تهران شروع می‌شد، این بار برای نخستین بار ‏شاهد بودیم که اعتراض‌ها در شهرهای بسیار کوچک به وقوع پیوست، شهرهایی که گاه حتی نامشان را هم نشنیده بودم.‏
نکتهٔ بسیار مهم دیگری که باید بر آن تأکید کنم این است که این خیزش طبقهٔ کارگر است. اینها مردمانی‌اند که از شهرها ‏و مناطق حاشیه‌یی و محروم می‌آیند و به‌سختی می‌توانند هزینه‌های زندگی را تا پایان ماه تأمین کنند. این ‏وضع فقط مربوط به امروز نیست. سال‌هاست که ادامه دارد. بخشی به‌دلیل تحریم‌ها، اما بخش مهمی نیز به‌سبب فساد ‏گسترده و سوءمدیریت رژیم، و همچنین به این دلیل که سپاه پاسداران از هر جهت کنترل اقتصاد را در دست گرفته است.‏
به همین دلیل، از بسیاری جنبه‌ها می‌توان گفت اینها همان مردمانی‌اند که هرگز بخشی از روایت مسلط ما دربارهٔ ایران ‏نبوده‌اند. ما وقتی از ایران صحبت می‌کردیم، کمتر دربارهٔ طبقهٔ کارگر حرف می‌زدیم. اما اکنون این مردم سرانجام به صحنه ‏آمده‌اند و می‌گویند: «ما اینجا هستیم، و این آن چیزی نیست که ما می‌خواهیم.»‏

گودمن: همان‌طور که همین حالا گفتید، آیا می‌توانید توضیح دهید سپاه پاسداران چگونه اقتصاد را در دست گرفته است؟ می‌توانید توضیح بدهید کدام بخش‌های اقتصاد را تصاحب کرده‌اند و این فرایند در طول دهه‌هایی که از انقلاب اسلامی گذشته ‏چگونه شکل گرفته است؟
دلیجانی: منظورم این است که آنها عملاً تقریباً همهٔ عرصه‌های اقتصادی را در اختیار گرفته‌اند: از تجارت و ‏بازرگانی گرفته تا داروسازی و صنعت دارو، و حتی حوزه‌هایی مثل سرگرمی و رستوران‌داری. تقریباً هر چیزی را که ‏تصور کنید. مردم وقتی از هر کسب‌وکاری حرف می‌زنند، در نهایت به این می‌رسند که پشت آن سپاه حضور دارد. این ‏وضع شبیه به سیستمی مافیایی است.‏
مقابله با آنها بسیار دشوار است، چون مردم قدرت بسیار اندکی دارند. و این روند از مدت‌ها پیش آغاز شده است. از همان ‏زمانی که با رژیمی سرمایه‌داری طرف بودیم. سرمایه‌داری این رژیم شاید به اندازهٔ سرمایه‌داری آمریکا پیشرفته نباشد، اما با این ‏حال این رژیمی سرمایه‌داری است.‏
آنچه رخ داد این بود که در گذر زمان، نیروهای نظامی، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که قرار بود صرفاً «نگهبان ‏انقلاب» باشند، هم‌زمان با گسترش بازارها و شکل‌گیری نوعی اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد به‌تدریج قدرتمندتر و قدرتمندتر ‏شدند. اکنون، سی تا سی و پنج سال بعد، ما نتیجهٔ این روند را به‌وضوح می‌بینیم.‏

گودمن: شما پیش‌تر گفتید که این اعتراض‌ها، دست‌کم در ابتدا، اعتراض کارگری بوده و تمرکز اصلی آن بر شرایط ‏اقتصادی در ایران بوده است. اما به نظر می‌رسد که این اعتراض‌ها بعدها به موضوع‌های بسیار گسترده‌تری کشیده ‏شده است. اگر ممکن است، توضیح دهید که مردم اکنون علیه چه مجموعه‌ای از مسائل، بسیار فراتر از اعتراض‌های سال ‏‏۲۰۲۲ [۱۴۰۱]، دست به اعتراض زده‌اند. همچنین، شما میان رخدادهای سال ۱۹۸۸ [۱۳۶۷]، که خانوادهٔ خودتان نیز به‌شدت از آن ‏آسیب دید، و آنچه امروز در حال وقوع است مقایسه‌ای انجام دادید. چه چیزی خشونتِ پاسخ رژیم به این اعتراض‌ها را ‏توضیح می‌دهد؟
دلیجانی: فکر می‌کنم نخست باید گفت که همهٔ دلایلی که درباره‌شان صحبت کرده‌ایم، دلایل اقتصادی، و نیز سرکوب ‏عمیق و گسترده‌ای که طی دهه‌های طولانی بر مردم ایران اعمال شده است، همواره وجود داشته‌ است. این عوامل همیشه ‏بوده‌ است. البته اکنون وضع اقتصادی به نقطهٔ فروپاشی رسیده است و به همین دلیل عامل اقتصادی به یکی از مهم‌ترین ‏محرک‌ها تبدیل شده است.‏
اما مردم ایران همواره، به دلایل گوناگون، علیه دیکتاتوری مبارزه کرده‌اند، زیرا رژیم ایران حتی خصوصی‌ترین جنبه‌های ‏زندگی مردم را زیر نظر قرار داده است: از شیوهٔ پوشش، نوع خوراک، اینکه آیا می‌رقصند یا آواز می‌خوانند گرفته تا کل ‏عرصهٔ سیاسی که در آن امکان تجمع و تشکل وجود ندارد. این سرکوب همچنین متوجه حقوق کارگران، رهبران اتحادیه‌های ‏کارگری، و فعالان صنفی بوده است. به بیان ساده، این رژیم تقریباً تمام اقشار جامعه را سرکوب کرده است. و با این حال، ‏ایرانیان بارها و بارها نشان داده‌اند که خواهان پایان دادن به این وضع‌اند و اینکه عمر این رژیم نزد مردم ایران مدت‌هاست به ‏سر آمده است.‏
هر بار که چنین حدی از خشونت رخ می‌دهد، ما دچار شوک می‌شویم، زیرا بخشی از وجودمان هنوز می‌خواهد باور کند که ‏ممکن نیست رژیمی تا این حد مردم خودش را به قتل برساند. اما می‌دانیم که این امر ممکن است، نه‌فقط در ایران، بلکه در ‏سراسر منطقه. بشار اسد نیز همین کار را کرد. خوب این همان رژیم است. همان رژیمی که عموی من را کشت امروز ‏نیز جوانان بسیاری را در خیابان‌ها به قتل می‌رساند.‏

گودمن: سحر، اگر ممکن است دربارهٔ پیوند میان جنبش ضدّجنگ، اعتراض‌های ایران، و جنگ اسرائیل علیه غزه ‏صحبت کنید. دربارهٔ اهمیت این لحظه‌ای که همگی شاهد آن هستیم و اینکه تمرکز رئیس‌جمهور ترامپ بر ایران در این ‏چارچوب چه جایگاهی دارد.‏
دلیجانی: بله، به نظرم نکته‌ای که باید در ذهن داشته باشیم این است که این میزان خشونت که در ایران رخ داده است ‏پس از دو سال نسل‌کشی [اسرائیل] در منطقه صورت می‌گیرد. میزان خشونت در سراسر منطقه بسیار افزایش یافته است. وقتی کشتار مردم ‏را در سراسر منطقه می‌بینیم، این موضوع به ما نشان می‌دهد که همهٔ مبارزات ما به هم مرتبط است. دیگر سرنوشت یک ‏کشور به‌تنهایی مهم نیست؛ همه‌چیز با هم مرتبط است.‏
ایران آزاد باید به معنای فلسطین آزاد باشد، و باید به معنای افغانستان آزاد، سوریهٔ آزاد، و مصر آزاد نیز باشد. ‏آنچه تاریخ و مشاهدات ما نشان داده‌ این است که ترامپ به‌هیچ‌وجه به رفاه، کرامت، و حق مردم ایران برای زندگی آرام و ‏ایمن علاقه‌ای ندارد. آنچه برای او مهم است فقط منافع خودش است. همه این را می‌دانند. حتی اگر وانمود کنند که از شعار ‏آزادی حمایت می‌کنند، ما می‌دانیم پشت پرده چه می‌گذرد. این را می‌بینیم. درست جلوی چشمان ما در غزه، بدون اینکه یک ‏فلسطینی بتواند سرنوشت خودش را شکل دهد. همان اتفاقی که برای ایران هم خواهد افتاد، همان‌گونه که برای بسیاری از ‏کشورهایی که با مداخلهٔ نظامی مواجه شدند رخ داده است. به همین دلیل است که جنبش‌های ضدّجنگ، جنبش‌های طرفدار ‏دموکراسی، و جنبش‌های ضدّدیکتاتوری باید با هم پیش روند.‏

امی گودمن: و اگر بخواهیم دربارهٔ قدرت رژیم صحبت کنیم: به‌تازگی با جعفر پناهی، فیلم‌ساز ایرانی و برندهٔ جوایز، گفت‌وگو ‏کردیم. او گفت که رژیم از هر لحاظ سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی شکسته و فروپاشیده است. آنچه باقی مانده فقط یک ‏پوسته است که همچنان به‌دلیل استفاده از زور موجودیت دارد. نظر شما دربارهٔ قدرت واقعی این رژیم چیست؟ و با توجه به ‏آنچه اشاره کردید، سال ۱۹۸۸ [۱۳۶۷] که در ایران اعدام‌های جمعی صورت گرفت، چگونه می‌توان این وضع را تحلیل کرد؟ سال ۱۹۸۸ ‏پایان جنگ هشت‌سالهٔ ایران و عراق بود. تا چه حد تهدیدهای خارجی و شرایط محاصره بر این اعدام‌های جمعی تأثیر دارند؟ به عبارت دیگر، آیا ارتباطی بین جنگ، محاصرهٔ کشور، و پاسخ داخلی رژیم وجود دارد؟
سحر دلیجانی: البته. به نظر من همهٔ این جنگ‌ها، تهدیدهای جنگ، و مداخله‌های خارجی در واقع هستهٔ سخت رژیم را تحکیم ‏می‌کنند. وقتی رژیم در تنگنا قرار می‌گیرد، خشونتش را حتی بیشتر آشکار می‌کند. این شرایط نوعی چراغ سبز به آنها ‏می‌دهد تا هر اندازه که بخواهند دست به ایجاد وحشت و سرکوب بزنند.‏
دوم اینکه جنگ‌ها و این نوع مداخله‌ها لزوماً به معنای تضعیف رژیم نیست. مثلاً وقتی اسرائیل در ژوئن [خرداد] به ایران حمله کرد، رژیم را ضعیف نکرد، بلکه جامعهٔ مدنی را ضعیف کرد. به تلاش‌های طولانی و دشوار برای ساختن ‏قدرت اجتماعی زیر نظارت و سرکوب لطمه زد. بنابراین، مهم است که همیشه به یاد داشته باشیم: اسرائیل به جامعهٔ ‏مدنی ضعیف ایران علاقه دارد، همان‌طور که رژیم ایران نیز به آن علاقه دارد.‏
همچنین، یک نکته که می‌خواهم به گفتهٔ جعفر پناهی اضافه کنم این است که رژیم ایران باید هرگونه مشروعیت در نگاه ‏بین‌المللی را از دست بدهد. مردم ایران این رژیم را نمی‌خواهند و باید درک کنیم که این رژیم نیرویی دیکتاتوری است و دیگر قدرت حکومتی مشروع به حساب نمی‌آید.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: نشست ویژهٔ شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد دربارهٔ ایران: محکومیت سرکوب اعتراض‌های دی‌ماه و تمدید مأموریت کمیتهٔ حقیقت‌یاب
Next: هوش اخلاقی: نیاز عصر ما در سیاست و جامعه
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved