(تصویر ساختهٔ هوش مصنوعی است.)
الف. هوشیار
شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴
هر بار که اینترنت ایران قطع میشود، پیامرسانها از کار میافتند، یا دسترسی به سایتهای خارجی قطع میشود، یک جمله دوباره به زندگی روزمره برمیگردد: «اینترنت ملی فعال شد». اما اینترنت ملی دقیقاً چیست؟ آیا ایران واقعاً اینترنت را از جهان جدا کرده و یک اینترنت مستقل ساخته؟ یا آنچه میبینیم بیشتر یک ابزار مدیریت بحران و کنترل سیاسی است تا یک پروژهٔ فنیِ کامل؟
شبکهٔ ملی اطلاعات
واقعیت این است که آنچه در ایران وجود دارد چیزی است به نام شبکهٔ ملی اطلاعات، پروژهای که سالهاست دربارهاش صحبت میشود. بخشی از آن اجرا شده، اما هنوز هم بهشکل «جایگزین کامل» برای اینترنت جهانی عمل نمیکند. «اینترنت ملی» اسم عمومی است. نام رسمیاش «شبکهٔ ملی اطلاعات» است. در ادبیات عمومی ایران، مردم معمولاً به شبکهٔ ملی اطلاعات میگویند «اینترنت ملی». اما در زبان رسمی، این پروژه یک شبکهٔ ارتباطی داخلی است که هدفش اینها است:
● دادهها و خدمات داخل کشور تا حد ممکن داخل کشور بماند
● سرویسهای داخلی حتی در صورت اختلال اینترنت جهانی از کار نیفتد
● دولت بتواند مدیریت و کنترل بیشتری بر مسیرهای ارتباطی داشته باشد
این شبکه، به زبان ساده، یک «مسیر داخلی» برای ارتباطات است. یعنی اگر شما در تهران از یک سرویس داخلی استفاده کنید، ترافیک شما لازم نیست از مسیرهای خارجی عبور کند. شبکهٔ ملی اطلاعات لزوماً به معنای «قطع اینترنت جهانی» نیست، اما میتواند زمینهٔ آن را فراهم کند.
شبکهٔ ملی اطلاعات بهخودیخود به معنای قطع اینترنت جهانی نیست
در بسیاری از کشورها نیز «شبکههای داخلی» و «مراکز داده» وجود دارد. اما تفاوت ایران در این است که این پروژه از ابتدا با یک هدف سیاسی-امنیتی نیز همراه بوده: ایجاد توانایی برای اینکه اگر لازم شد، کشور بتواند اینترنت جهانی را محدود کند، ولی در داخل «حداقلی از خدمات» ادامه پیدا کند. به همین دلیل، وقتی اختلالهای شدید رخ میدهد، مردم احساس میکنند «اینترنت ملی جای اینترنت را گرفته»، چون در عمل
● سرویسهای خارجی از دسترس خارج میشود،
● اما برخی خدمات داخلی (بانکها، بعضی سامانههای اداری، بعضی پیامرسانهای داخلی) هنوز کار میکنند.
شبکهٔ ملی اطلاعات چه موقعیتی دارد؟ یک «نیمهساختهٔ قدرتمند»
شبکهٔ ملی اطلاعات را میشود اینطور توصیف کرد: نه یک پروژهٔ شکستخورده است، نه یک پروژهٔ کامل، بلکه یک زیرساخت نیمهتمام اما اثرگذار است. از یک طرف، ایران در سالهای اخیر توانسته است
● مراکز دادهٔ داخلی را گسترش دهد،
● مسیرهای تبادل ترافیک داخلی را تقویت کند،
● بخشی از خدمات عمومی و مالی را به شبکهٔ داخلی منتقل کند.
اما از طرف دیگر، این شبکه هنوز نتوانسته است
● کیفیت، پایداری، و ظرفیت اینترنت جهانی را شبیهسازی کند،
● جایگزین واقعی برای اقتصاد دیجیتال آزاد باشد،
● اعتماد عمومی ایجاد کند (چون مردم آن را ابزار کنترل میبینند).
به همین دلیل، «اینترنت ملی» در ایران بیشتر شبیه به سوئیچ اضطراری است تا اینترنت مستقل و کامل. آیا اینترنت ملی تنها وقتی بحران سیاسی یا امنیتی بالا میگیرد «فعال» میشود؟
در تجربهٔ سالهای اخیر، هرگاه کشور وارد وضع حساسی شده است، شبکهٔ ملی اطلاعات نقش «پلان بی» (Plan B) را بازی کرده است، از جمله در این موارد:
● وقوع اعتراضهای گسترده
● بحرانهای امنیتی
● لحظههایی که حکومت میخواهد جریان اطلاعات را مدیریت کند
در چنین مواقعی، اینترنت جهانی ممکن است
● بسیار کُند شود،
● بهطور گسترده قطع شود، یا
● فقط برای گروههایی خاص (برخی نهادها و شرکتها) دسترسی محدود باقی بماند.
همزمان، سرویسهای داخلی طوری تنظیم میشوند که «داخل کشور» تا حدی فعال بماند. این دقیقاً همان چیزی است که در رسانهها بهشکل یک جمله دیده میشود: «اینترنت ملی فعال شد». اما معنایش بیشتر این است:
اینترنت جهانی محدود شده و شبکهٔ داخلی جایگزین حداقلیِ آن شده است.
چرا مردم به اینترنت ملی بیاعتمادند؟
اگر شبکهٔ ملی اطلاعات صرفاً یک پروژهٔ فنی میبود، میتوانست مثل بسیاری از زیرساختهای دیگر کمحاشیهتر پیش برود. اما در ایران این پروژه در ذهن جامعه با چند تصویر همراه شده است:
- ابزار سانسور و کنترل:
مردم آن را راهی برای محدود کردن دسترسی به رسانههای جهانی میبینند.
- تضعیف اقتصاد دیجیتال:
کسبوکارهایی که به ابزارهای جهانی، تبلیغات، پرداخت بینالمللی، یا بازارهای خارجی وابستهاند با اختلالها ضربه میخورند.
- دوپاره شدن جامعهٔ دیجیتال:
وقتی برخی دسترسیها برای گروههایی برقرار است و برای عموم مردم قطع میشود، احساس «تبعیض ارتباطی» ایجاد میشود.
نتیجه
اینترنت ملی نه افسانه است، نه اینترنت کامل، «سازوکار اعمال قدرت» است. شبکهٔ ملی اطلاعات امروز در ایران یک واقعیت است: زیرساختی که بخشهایی از کشور را به هم وصل میکند و میتواند در مواقع قطعی اینترنت جهانی، خدمات داخلی را سر پا نگه دارد. اما همزمان، این شبکه بهدلیل پیوند خوردن با سیاست امنیتی و کنترل اطلاعات به چیزی فراتر از یک پروژهٔ فناورانه تبدیل شده است: به ابزار حکمرانی و سرکوب.
همانطور که در خیزشهای متعدد پیشین دیدهایم و بهویژه در خیزش دی ۱۴۰۴ میبینیم، حکومت پروایی ندارد که هزاران نفر از مردم را در خیابانهای شهرها به خاک و خون بکشد. اما ترجیح میدهد این جنایت علیه بشر در خفقان رسانهها و ارتباطات شبکهیی انجام گیرد و اجازه ندهد کشتارهای ضدّبشریاش پای دادخواهان وسیعتری را به میدان بکشد.
در واقع، آنچه امروز در ایران رخ میدهد معادلهای دوگانه است: حکومت میخواهد «اینترنت را مدیریتپذیر» کند، جامعه میخواهد «اینترنت را آزاد و جهانی» نگه دارد. و شبکهٔ ملی اطلاعات دقیقاً در مرکز این کشمکش ایستاده است.