«نگاهی به نیروهای پیشبرندهٔ اعتراضهای سراسری ایران»
شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴
روزنامهٔ مورنینگ استار چاپ بریتانیا در شمارهٔ روز شنبه ۱۷ ژانویه (۲۷ دی) مصاحبه با محمد امیدوار، سخنگوی حزب تودهٔ ایران، دربارهٔ اوضاع جاری ایران را منتشر کرده است. در ادامه، ترجمهٔ فارسی این مصاحبه را به نقل از وبگاه حزب تودهٔ ایران میخوانید.
سؤال ۱. ارزیابی شما از نیروهای اجتماعی–اقتصادی در بطن جامعه که مردم را به خیابانها کشاندهاند چیست و چرا با موضع حکومت ایران که این اعتراضها را «توطئهٔ خارجی» میداند مخالفید؟
پیش از هر چیز اجازه دهید از رفقایمان در نشریهٔ مورنینگ استار و نیز خوانندگان این نشریه که همواره از مبارزهٔ مردم و نیروهای مترقی در ایران حمایت کردهاند صمیمانه تشکر کنم. ما با هزاران خانوادهای که در این سرکوب وحشیانه و بیرحمانه عزیزانشان را از دست دادهاند از صمیم قلب همدردی میکنیم و به آنها تسلیت میگوییم. ما نیز مانند همهٔ نیروهای مترقی در ایران و سراسر جهان خواستار آزادی فوری و بدون قیدوشرط هزاران بازداشتشده و همهٔ زندانیان سیاسی در ایران هستیم.
همانطور که در بیانیهٔ حزب ما در تاریخ ۹ ژانویه [۱۹ دی] آمده است، خیزش مردمی جاری که از ۲۸ دسامبر [۷ دی] با اعتصابها و اعتراضهای مسالمتآمیز آغاز شد، و جالب آنکه بازاریان را نیز در بر میگرفت- گروهی که بهطور سنّتی یکی از پایگاههای اجتماعی رژیم محسوب میشدند و در ۴۷ سال گذشته از آن حمایت کرده بودند- بهسرعت به همهٔ شهرها و شهرستانهای عمدهٔ ایران گسترش یافت و چالشی جدّی در برابر دیکتاتوری حاکم ایجاد کرد.
اساس اعتراضهای بازار به فروپاشی ارزش پول ملی ایران «ریال» یا واحد «تومان» بود که بیشتر رایج است، طوری که نرخ برابری دلار به ۱۴۶هزار تومان رسید. همچنین، باید تأکید کرد که قیمت بسیاری از کالاهای اساسی در ایران پیوند مستقیم با نرخ دلار دارد. افزون بر این، تحریمهای امپریالیسم آمریکا علیه ایران تأثیری ویرانگر بر زندگی مردم عادی داشته، در حالی که بورژوازی انگلی و طرفدار حکومت در ایران از این تحریمها سود برده است.
وخامت اوضاع اقتصادی به حدی است که حتی بر اساس آمارهای رسمی، نزدیک به ۴۰میلیون ایرانی زیر خط فقری زندگی میکنند که خود دولت تعریف کرده است. افزایش بیکاری، بهویژه در میان جوانان، سرکوب مستمر و تعرض به ابتداییترین حقوق انسانی و دموکراتیک مردم، فساد بیسابقه- طوری که رهبری سپاه پاسداران و سران رژیم، که نمایندگان سرمایهٔ کلاناند، کنترل صنایع کلیدی کشور را در دست دارند- و ادامهٔ سرکوب حقوق زنان، بهویژه پس از مبارزهٔ قهرمانانهٔ خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سه سال پیش، شالودهٔ خشم مردم و مبارزهٔ آنان برای پایان دادن به دیکتاتوری در ایران است.
بهطور خلاصه، برخلاف ادعای «رهبر معظم» خامنهای، این جنبش اعتراضی مردمی نه محصول امپریالیسم آمریکا یا رژیم جنایتکار و نسلکُش اسرائیل، بلکه مبارزهای طبقاتی است. این جنبش پیامد مستقیم سیاستهای اقتصادی نولیبرالی فاجعهبار رژیم سرمایهداری حاکم، همراه با فساد گسترده، ناامنی، و سرکوب فراگیری است که رهبران رژیم و همدستان آنان بر ملت ایران تحمیل کردهاند.
در عین حال، بیان این نکته مهم است که ما میدانیم که امپریالیسم آمریکا و متحدانش در منطقه، بهویژه دولت جنایتکار نتانیاهو، و عوامل آنان در داخل ایران، منافع ویژهای در ربودن جنبش اعتراضی مسالمتآمیز و سوق دادن آن بهسوی خشونت داشتهاند. این امر به رژیم ایران امکان داده است که سرکوب وحشیانه و غیرانسانیاش را توجیه کند، از کشتن و زخمی کردن هزاران معترض و بازداشت هزاران نفر دیگر تا قطع کامل و بیسابقهٔ ارتباطات در کشور
سؤال ۲. تحلیل شما از پایگاه اجتماعی سلطنتطلبان در ایران چیست؟
در ۱۸ روز گذشته شاهد بودهایم که بسیاری از رسانههای بزرگ غربی (و عموماً راستگرا)، مانند بیبیسی و شبکهٔ تلویزیونی «ایران اینترنشنال» (که دولت اسرائیل آن را تأمین مالی میکند)، کارزاری هماهنگ برای معرفی رضا پهلوی بهعنوان رهبر جنبش اعتراضی و اپوزیسیون ایران و فردی «آمادهٔ بازگشت و در دست گرفتن قدرت» به راه انداختند. افزون بر این، شاهد کارزار گستردهای در شبکههای اجتماعی بودهایم که سازمان اطلاعات اسرائیل «موساد» سازماندهی کرده و شامل ایجاد کانالهای متعدد در این شبکهها در حمایت از پهلوی، دستکاری ویدئوهای اعتراضهای مردم در ایران، سر دادن شعارهای جعلی به نفع او، و در مجموع ساختن روایتی دروغین مبنی بر تمایل مردم ایران به بازگشت سلطنت بوده است. جالب آنکه بنا بر گزارشهای متعدد، حتی خود ترامپ نیز قانع نشده است که مردم ایران خواهان بازگشت سلطنت هستند.
این واقعیت نشان میدهد که پهلوی پایگاه اجتماعی واقعی در داخل ایران ندارد. جلوههای حمایت از او به گروههای کوچکی در شبکههای اجتماعی و عمدتاً کسانی محدود میشود که نوعی نوستالژی در مورد دوران پیش از جمهوری اسلامی در سر دارند. این امر را نه میتوان و نه باید بهغلط نشانهای از حمایت گسترده از سلطنت در جامعهٔ ایران جلوه داد.
سؤال ۳. پیامدهای «تغییر رژیم» با دخالت آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
اجازه دهید با یادآوری این نکته به خوانندگان نشریهٔ شما آغاز کنم که امپریالیسم آمریکا یکی از نخستین مداخلههایش برای «تغییر رژیم» در جهان را در ایران و با سرنگون کردن دولت ملی و منتخب دکتر محمد مصدق در سال ۱۹۵۳ [۱۳۳۲]، از طریق کودتایی که با همکاری مشترک سازمان سیا و امآی۶ طراحی شد، عملی کرد.
این الگو را بعدها امپریالیسم آمریکا در بیش از هفتاد کشور جهان به کار برد. کودتای ۱۹۵۳ به بازگشت سلطنت، سرکوب حقوق مردم ایران، و اعدام بسیاری از رفقای حزب ما انجامید. رژیم به قدرت بازگرداندهشدهٔ شاه غارت نفت ایران به مدت نزدیک به سی سال را ممکن ساخت و ایران را به پایگاهی منطقهیی در حوزهٔ نفوذ آمریکا و در تقابل با اتحاد جماهیر شوروی بدل کرد. در واقع، انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ [۱۳۵۷]- یکی از بزرگترین و مردمیترین جنبشهای تودهیی تاریخ معاصر- دیکتاتوری شاه را با دیدگاهی آشکارا ضدّامپریالیستی برای تحقق استقلال ایران و رهایی ایران از سلطهٔ آمریکا سرنگون ساخت.
بنابراین، ما به تجربه میدانیم که «تغییر رژیم» بهدست امپریالیسم در عمل به چه معناست. همچنین، مداخلههای امپریالیستی اخیر آمریکا، از افغانستان تا عراق، لیبی، سوریه، و یمن- و نیز جنگ نسلکُشی دولت جنایتکار اسرائیل علیه مردم فلسطین با حمایت کامل امپریالیسم آمریکا و بریتانیا و اتحادیهٔ اروپا که به کشته شدن بیش از ۶۰هزار انسان بیگناه، از جمله نزدیک به ۲۰هزار کودک انجامیده است- ماهیت واقعی امپریالیسم و همدستان منطقهییاش را آشکار کرده است.
افزون بر این، تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن [خرداد و تیر] گذشته، که با هدف «تغییر رژیم» صورت گرفت، موجب تقویت احساسات میهندوستانه در داخل کشور و بسیج مردم در برابر دشمنی خارجی شد. ما در بیانیهٔ حزب در ۲۲ ژوئن [۱ تیر] تصریح کردیم که این حملهٔ جنایتکارانه تجاوزی نظامی به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران و نقض آشکار و فاحش حقوق بینالملل طبق منشور سازمان ملل متحد است و حزب ما با مردم ایران در دفاع از کشور در برابر مداخلهٔ خارجی همراه است.
در روزهای اخیر، شاهد خرابکاری و انحراف عامدانهٔ جنبش اعتراضی برحق و مردمی از سوی عناصری با سوءنیّت بودهایم که نمایندهٔ جنبش نیستند و با کمک بخشی از جریانهای خارجی از کشور و در سایهٔ تهدید دائمی به مداخلهٔ خارجی عمل میکنند.
این تجاوز و دخالت زیانبار در امور داخلی و مستقل ایران و ملت ایران فقط به تضعیف و عقب راندن جنبشهای واقعاً مردمی و جریانهای دموکراتیک در داخل کشور میانجامد و به رژیم و دستگاه سرکوبگر آن امکان میدهد که همهٔ معترضان و مخالفان را بهدروغ «اغتشاشگر» و «عامل خارجی» بخواند. آسیبی که از این راه به جنبش مترقی در ایران وارد میشود بسیار زیاد و اساسی است.
سؤال ۴. حزب شما خواهان اتحاد نیروهای مترقی و میهندوست حول یک «برنامهٔ حداقلی» است. حزب تودهٔ ایران برداشتن چه گامهای مشخصی را در شرایط کنونی برای ایجاد چنین جبههٔ متحدی ضروری میداند؟
حزب تودهٔ ایران از طریق فراخوانها و تماسهای مستقیم با دیگر نیروهای مترقی و میهندوست بارها بر ضرورت گفتوگوی سازنده و همکاری حول برنامهای پایهیی در مبارزه با رژیم دیکتاتوری حاکم تأکید کرده است. نیروهای مترقی باید برنامهٔ مشترکی برای ارائه دادن به مردم تدوین کنند و جنبش مردمی را برای رویارویی با وضع بحرانی کنونی آماده سازند. با تنظیم و اجرای چنین برنامهای است که میتوان امید داشت که جنبش بهدرستی در جهت تأمین منافع ملی و مطالبات مردم هدایت شود.
متأسفانه تا کنون از این فرصت بهدرستی استفاده نشده و پیشرفتی در راه شکلگیری پیکاری هماهنگ و متحد علیه دیکتاتوری حاکم صورت نگرفته است و همین خلأ زمینه را برای تلاش آمریکا و متحدانش فراهم کرده تا آلترناتیوی «مطمئن»- چه از درون رژیم و چه تحمیلشده از بیرون- بسازند