Skip to content
ژوئن 24, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • آیا این یک نظم جدید جهانی است؟
  • جهان
  • نوار متحرک

آیا این یک نظم جدید جهانی است؟

پالکی شارما

گزارشی از پالکی شارما در برنامهٔ فرست‌پُست

ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو

چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴

هرج‌ومرج تام و تمام حاکم در جهان به یک پرسش بزرگ‌ منتهی می‌شود: چه بر سر نظم جهانی می‌آید؟ آیا در حال ‏ازهم‌گسیختن است؟ آیا در حال بازشکل‌گیری است؟ یا این فقط یک مرحلهٔ گذراست؟ آنچه اکنون رخ می‌دهد بی‌سابقه نیست. ‏قدرت‌های جهانی همواره حقوق بین‌الملل را نادیده گرفته‌اند. تفاوت در شیوه‌ای است که دونالد ترامپ آن را بیان می‌کند.‏

هیچ تظاهری به پایبندی به قانون وجود ندارد. هیچ بهانه‌ای برای توجیه نیست. ترامپ آشکارا مسئولیت نقض‌ها و ‏بی‌پروایی‌هایش را می‌پذیرد. به اظهارات اخیر او در یک مصاحبه توجه کنید:‏

‏«من به حقوق بین‌الملل نیاز ندارم. قصد آسیب زدن به مردم را ندارم. بله، یک چیز هست: اخلاق شخصیِ خودم، ذهن خودم. ‏این تنها چیزی است که می‌تواند مرا متوقف کند.»‏

بنابراین ترامپ می‌گوید حقوق بین‌الملل نمی‌تواند او را محدود کند. پس چه چیزی می‌تواند؟ بنا به گفتهٔ دونالد ترامپ، اخلاق ‏شخصی‌اش!؟ این مردی است که به جرم تقلب مالی محکوم شده است. او تلاش کرد انتخاباتی را که باخته بود بدزدد. من فکر ‏نمی‌کنم اخلاق او معیار مناسبی برای هیچ‌چیزی باشد. با این حال، این واقعیت جدید جهان است. اگر ترامپ نفت ونزوئلا را ‏بخواهد، آن را خواهد گرفت. اگر ترامپ گرینلند را بخواهد، آن را خواهد گرفت. برخی رهبران از این معادلهٔ جدید انتقاد ‏کرده‌اند، از جمله رئیس‌جمهور فرانسه امانوئل مکرون. او می‌گوید:‏

‏«ما در حال حرکت به‌سوی جهانی متشکل از قدرت‌های بزرگ هستیم، با وسوسه‌ای واقعی برای تقسیم جهان میان خودشان. ‏ایالات متحده یک قدرت تثبیت‌شده است، اما قدرتی که به‌تدریج از برخی متحدانش فاصله می‌گیرد و خودش را از قواعد ‏بین‌المللی‌ای که تا همین اواخر ترویج می‌کرد رها می‌سازد.»‏

پس راهِ پیشِ رو چیست؟ مکرون می‌خواهد دوباره در چندجانبه‌گرایی سرمایه‌گذاری کنیم. او می‌خواهد تعهدش به سازمان ‏ملل متحد را دوچندان کنیم. من فکر نمی‌کنم مکرون طرفداران زیادی پیدا کند. جایگاه سازمان ملل متحد در پایین‌ترین سطح در ‏چند دههٔ اخیر قرار دارد. آنها [سازمان ملل متحد] نتوانستند جنگ اوکراین را متوقف کنند. نتوانستند جنگ اسرائیل در غزه را متوقف کنند. ‏نتوانستند حملهٔ آمریکا به ونزوئلا را متوقف کنند. و قطعاً نمی‌توانند در مورد گرینلند کاری بکنند. می‌دانید چرا؟ زیرا ‏سازمان ملل متحد بر دو فرض بنا شده بود: نخست اینکه قدرت‌های جهانی مسئولانه عمل خواهند کرد و دوم اینکه جهانی‌شدن ‏جهان را متحد خواهد کرد. هر دو فرض نادرست بود.‏

ما شاهدیم که جهان به قطعات متعددی شکسته می‌شود. ایالات متحده یک قطعه است. اروپا زمانی بخشی از همان قطعه ‏بود، اما واشنگتن [دولت آمریکا] آنها را کنار گذاشت. چین یک قطعه است. روسیه و ایران با آن قطعه هم‌راستا هستند. قدرت‌های میانی مانند ‏هند قطعه‌ای متفاوت‌اند. و همهٔ اینها با منافع گوناگون در حالتی شناور به سر می‌برند. این یک نظم جدید نیست؛ این یک ‏آشفتگی پیش از نظم جدید است. و صادقانه بگویم، اجتناب‌ناپذیر بوده است.

آمریکا در سال‌های اخیر قدرتی رو به افول بوده است. در همین حال، کشورهای آسیایی پیشتاز شدند. این کشورها جمعیت ‏جوان‌تر و منابع بیشتری دارند. و نتیجه این شد که بسیاری از کشورها آمریکا را به‌ چالش کشیده‌اند، چه تهاجم روسیه به ‏اوکراین باشد، چه نظامی‌سازی منطقهٔ هند–اقیانوس آرام توسط چین، یا فاصله گرفتن بریکس از دلار آمریکا. همهٔ اینها ‏حمله‌ای مستقیم به نظم جهانیِ به رهبری ایالات متحده است.‏

و سپس دونالد ترامپ از راه رسید، چیزی شبیه به آخرین زبانهٔ یک ستارهٔ در حال افول. ترامپ می‌کوشد سلطهٔ آمریکا ‏را دوباره تثبیت کند. به همین دلیل مادورو را دستگیر کرد و به همین دلیل گرینلند را می‌خواهد. اما تا کجا می‌تواند پیش ‏برود؟ آیا واقعاً می‌تواند نظمِ زیر رهبری آمریکا را احیا کند؟ پاسخ منفی است، زیرا قطعات دیگر اجازه نخواهند داد. به ‏تجارت و دلار نگاه کنید. روسیه ۹۵درصد از تجارتش با هند و چین را با ارزهای محلی، نه دلار آمریکا، تسویه می‌کند. ‏چین ۳۳درصد از کل تجارتش را با ارز محلی تسویه می‌کند. چرا باید به دلار آمریکا بازگردند؟ افزون بر این، این ‏پروژه‌ای در حال کند شدن نیست، بلکه دارد شتاب می‌گیرد. ‏

برای مثال، گروه بریکس را ببینید. این گروه در حال گسترش است. در سال ۲۰۰۹ با چهار عضو آغاز شد. امروز ‏‏۱۱ عضو دارد. یعنی کشورهای بیشتری به این پروژه می‌پیوندند. آنها می‌خواهند وابستگی به آمریکا را کاهش ‏دهند. پرسش این است: آیا این روند به تقابل منجر خواهد شد؟

رئیس‌جمهور مکرون به این موضوع نیز پرداخت. او گفت بریکس نباید ضدِ ایالات متحده یا ضدِ گروه هفت باشد. هم‌زمان ‏تأکید کرد که گروه هفت نیز نباید ضدِ چین یا ضدِ بریکس باشد.‏

اما چگونه می‌توان این وضع را تضمین کرد؟ مکرون پیشنهاد داد که هند می‌تواند نقش پل را ایفا کند. رئیس‌جمهور ‏مکرون گفت: ‏
‏«ما باید با تکه‌تکه شدن جهان مقابله کنیم. گروه هفت نباید به باشگاه ضدِ چین یا گروه ضدِ بریکس تبدیل شود. ‏بریکس هم نمی‌تواند گروه ضدِ گروه هفت باشد. هند می‌تواند برای ایجاد همکاری پل‌هایی بسازد.»‏

مکرون در اینجا یک فرض کلیدی را مطرح می‌کند؛ اینکه این نظم جدید تثبیت شده است. از یک سو گروه هفتِ غربی را ‏خواهیم داشت، از سوی دیگر بریکسی که زیر سلطهٔ چین است، و همچنین قدرت‌های شناوری مانند هند. اما این فرض بسیار ‏دور از واقعیت است. اول از همه اینکه اروپا و آمریکا در حال فاصله گرفتن از یکدیگرند. اگر آمریکا به گرینلند حمله کند، ‏به‌سختی می‌توان تصور کرد که آن رابطه دوام بیاورد. افزون بر این، اگر جنگ اوکراین پایان یابد، روسیه و آمریکا روابطشان را ترمیم خواهند کرد. بنابراین معادلات غربی هنوز می‌تواند تغییر کند. وضع در آسیا نیز مشابه است. اگر چین به ‏تایوان حمله کند، آیا ترامپ مداخله خواهد کرد؟ و اگر مداخله نکند، چرا ژاپن یا کرهٔ جنوبی باید به او اعتماد کنند؟ بنابراین، ‏همان‌طور که گفتم، این یک نظم جدید نیست. این آشفتگیِ پیش از شکل‌گیری نظم جدید است. و ترامپ این آشفتگی را ایجاد ‏نکرده است، او فقط آن را خشن‌تر و بی‌پرواتر کرده است.‏

اما کشورهایی مانند هند چه باید بکنند؟ خیلی ساده، خودتان را تقویت کنید. برای صادرات به آمریکا وابسته نباشید. برای ‏دسترسی به عناصر نادر خاکی به چین وابسته نباشید. برای تسلیحات به روسیه وابسته نباشید. در این جهان آشفته، فقط می‌توانید به ‏خودتان تکیه کنید. بنابراین تمرکز باید بر توسعهٔ ملی باشد: تقویت اقتصاد، تقویت ارتش، و سرمایه‌گذاری در فناوری و علم.‏

من نمی‌گویم خودتان را از جهان جدا کنید. می‌گویم برای هر چیزی آماده باشید. ما نمی‌دانیم در آن سوی این آشفتگی چه چیزی ‏است. شاید یک نظم چندجانبهٔ با ثبات باشد، شاید یک جنگ سرد جدید. واقعیت این است که نمی‌دانیم. و وقتی با ناشناخته‌ها ‏روبه‌رو هستید، نمی‌توانید چیزی را به بخت و اقبال واگذار کنید.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ابزار همبستگی فدراسیون سراسری کارگران بلژیک با ملتی در حال خیزش:‌ ایران را به ایرانیان واگذارید!
Next: اعتصاب عمومی: وسیلەای کم‌هزینەتر و مؤثرتر
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved