Skip to content
فوریه 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • آیا رژیم ایران در آستانهٔ فروپاشی است؟ تحلیل وضعیت از منظر پنج عامل انقلاب
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

آیا رژیم ایران در آستانهٔ فروپاشی است؟ تحلیل وضعیت از منظر پنج عامل انقلاب

الف. هوش‌یار

دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴

رسانهٔ معتبر «آتلانتیک» (‏The Atlantic‏) در هفتهٔ اخیر مقاله‌ای تحلیلی منتشر کرد که سؤال‌های بنیادی دربارهٔ آیندهٔ ‏سیاسی ایران را در مرکز توجه قرار می‌دهد، از جمله اینکه آیا ممکن است رژیم جمهوری اسلامی ایران پس از بیش از چهار ‏دهه در مسیر سقوط یا تغییر بنیادی قرار گرفته باشد؟ این تحلیل نه بر اساس یک رویداد مشخص، بلکه بر اساس ترکیب چند ‏عامل ساختاری و تاریخی انجام شده است که در تجربهٔ انقلاب‌های موفق در جهان دیده شده‌اند.‏

‏۱. بحران اقتصادی و ناکارآمدی مالی دولت‏
یکی از پایه‌های مهم ثبات سیاسی توان اقتصادی دولت است. اقتصاد ایران در سال‌های اخیربا چالش‌های مزمن مواجه بوده ‏است:‏
‏●‏ تورم زیاد
‏●‏ کاهش ارزش پول ملی
‏●‏ کمبود نقدینگی در بخش‌های تولیدی
‏●‏ تشدید گرانی و فشار بر زندگی روزمرهٔ مردم
این مجموعهٔ عوامل باعث شده که امید به بهبود اقتصادی کاهش یابد و نارضایتی عمومی به‌طور گسترده در جامعه پخش ‏شود. اقتصاد در حال حاضر نه‌تنها به‌مثابهٔ مسئله‌ای معیشتی، بلکه به‌عنوان نماد ناکارآمدی سیاسی حکومت دیده می‌شود.‏

‏۲. فاصلهٔ نخبگان از رژیم‏
در تحلیل «آتلانتیک» تأکید می‌شود که یکی از شرایط وقوع انقلاب وجود تفرقه در میان نخبگان سیاسی، اقتصادی، و ‏حرفه‌یی جامعه است. در ایران اکنون بخش زیادی از نخبگان تکنوکرات، متخصصان، و حتی مدیران سابق یا کنونی از ‏مسیر رسمی حمایت سیاسی فاصله گرفته‌اند. بسیاری از آنها نگاهشان به آیندهٔ کشور بر مبنای «بازسازی ساختارهای ‏اجتماعی» است نه «حفظ وضع موجود».‏
این فاصلهٔ ایدئولوژیک و عملی میان بخش‌هایی از نخبگان و ساختار قدرت می‌تواند زمینهٔ‌ تحولی عمیق را فراهم کند، یا ‏حداقل نشان‌دهندهٔ تضعیف انسجام درونی نظام باشد.‏

‏۳. ائتلاف گستردهٔ مخالفان‏
از دیگر مؤلفه‌های تحلیل می‌توان به گسترش ائتلاف اجتماعی مخالفان اشاره کرد:‏
‏●‏ جوانان
‏●‏ طبقهٔ متوسط
‏●‏ اقلیت‌های قومی
‏●‏ بازرگانان
‏●‏ اقشار تحصیل‌کرده
این گروه‌ها از نظر منافع با هم متفاوت‌اند، اما در یک نقطه اشتراک دارند: ‌خواستِ تغییر. تفاوت دیگر در این است که ‏اعتراض‌ها و نقدها دیگر محدود به حوزهٔ اقتصادی نیستند؛ بسیاری از مردم اعتراض مستقیم به ساختار حکومتی و مشروعیت ‏آن دارند.‏

‏۴. روایتِ مشترکِ مقاومت‏
در تاریخ تحولات سیاسی موفق، وجود روایت جمعی و فراگیر از مقاومت اهمیت زیادی دارد. روایت‌هایی که فراتر از ‏اعتراض‌های روزمره بر محور هویت، عدالت، و آیندهٔ مشترک تأکید می‌کنند می‌توانند حرکت اجتماعی را پایدار و جهت‌دار ‏کنند. در ایران، شعارها و روایت‌های جدیدی شکل گرفته‌ است که از «حقوق شهروندی» و «آیندهٔ بهتر» صحبت می‌کنند. این ‏امر می‌تواند به ایجاد پیوند میان گروه‌های مختلف اجتماعی منجر شود و مشارکت در اعتراض‌ها را تقویت کند.‏

‏۵. زمینهٔ بین‌المللی فشارزا
عامل پنجمِ تحلیل محیط بیرونی است. ایران در جغرافیای سیاسی امروز با فشارهای منطقه‌یی و جهانی روبه‌رو است: از ‏کاهش حمایت‌های منطقه‌یی گرفته تا تشدید تحریم‌ها و انزوای دیپلماتیک. این فشارهای خارجی اگرچه علت اصلی تنش‌های داخلی ‏نیستند، اما می‌توانند شدت و تداوم بحران داخلی را افزایش دهند.‏

جمع‌بندی: احتمالِ تغییر، نه یقینِ سقوط
مقالهٔ آتلانتیک‏ به صراحت نمی‌گوید که «رژیم ایران فروپاشیده» یا «سقوط آن قریب‌الوقوع است»، بلکه حرفش این است که برای نخستین بار از انقلاب ۱۹۷۹ تا کنون، ایران هم‌زمان چندین شرط شناخته‌شدهٔ وقوع انقلاب موفق را تجربه ‏می‌کند.‏
اما یک‎ ‎عنصر کلیدی هنوز ناقص یا شکننده است: حمایت آشکار و کامل بخش‌های مهمی از نیروهای امنیتی و نظامی از ‏حرکت اعتراضی. تا زمانی که بخش‌هایی از ساختار قدرت همچنان به نظام سیاسی فعلی وفادارند، امکان وقوع «فروپاشی قطعی» ‏کاهش می‌یابد.‏

تحلیل نهایی
آنچه را امروز در ایران می‌بینیم نمی‌توان صرفاً به «اعتراض اقتصادی» تقلیل داد. ترکیب نارضایتی‌های اقتصادی، ‏فاصلهٔ نخبگان از قدرت، ائتلاف عمیق‌تر جامعه علیه وضع موجود، و روایت‌های نوظهور مقاومت همه نشان‌دهندهٔ فشارهای ‏ساختاری برای تغییرند.‏
اگر این عوامل ادامه یابد، و به‌ویژه اگر حمایت بخشی از نیروهای امنیتی از ساختار سیاسی کاهش یابد، امکان تحول بنیادی، ‏اگر نه فروپاشی کامل، بسیار جدّی‌تر از گذشته خواهد بود.
اما تا زمانی که ساختارهای اساسی قدرت پابرجا بمانند، تغییرات بنیادی ممکن است تدریجی و طولانی‌مدت باشند.‏

Continue Reading

Previous: دربارهٔ اعتراض‌های مردمی، اقتدارطلبی، و بدیل دموکراتیک جمهوری‌خواهان ایران
Next: مردم در میدان‌اند؛ آیا خیزش انقلابی سرانجام می‌گیرد؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved