چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴
مادران صلح ایران در بیانیهای خطاب به همۀ دلسوزان سرافرازی میهن، ضمن تأکید بر اینکه سکوت در شرایط کنونی جایز نیست، ریشههای اعتراضهای گستردۀ مردمی اخیر را در فقر، نابرابری، سوءمدیریت، حکمرانی ایدئولوژیک، و سرکوب مطالبات مدنی دانستند. مادران صلح ایران ضمن مخالفت صریح با هرگونه مداخلۀ خارجی، خواستار پاسخگویی شفاف حاکمان، محاکمۀ علنی مسببان بحران، و سپردن ادارۀ کشور به نهادی شورایی از متخصصان و مدیران کارآمد داخلی از مسیر دموکراتیک شدند.
متن کامل این بیانیه (۱۵ دی ۱۴۰۴) که در کانال تلگرامی «مادران صلح ایران» منتشر شده است به این شرح است:
خطاب به همۀ آنانی که دل در گرو سرافرازی میهن دارند!
چرا که در بحران کنونی، سکوت جایز نیست. فقر، محرومیت، و فلاکت ناشی از تحریم، تورم، و رانتهای غارت، چپاول و دزدی، و خشونت ناشی از حکمرانی ایدئولوژیک و مدیریت ناکارآمد از آستانۀ تحمل مردم عزیزمان خارج شده و اعتراضهای بهحقی را در دورههای زمانی مختلف و روزهای اخیر رقم زده است.
مردمی که جنگ هشت ساله را تاب آوردند، تحریم را به جان خریدند، و انواع محدودیتها را به امید روزهای روشن و توسعۀ کشور تحمل کردند و در سختترین شرایط جنگ دوازدهروزه نیز به بیگانگان پشت کردند، اکنون با این پرسشها به میدان آمدهاند:
در کشوری غنی از منابع نفت، گاز، و انرژی، با تنوع بینظیر زیستی، چرا فقر دامن اکثریت جامعه را فرا گرفته است؟
فاصلۀ نجومی انباشت ثروت در کمتر از دهدرصد جمعیت بر چه مبنایی صورت گرفته است؟
فقدان برنامۀ اجرایی برای ایجاد زیرساختهای اساسی تولید با این ثروت کلان با چه سیاستگذاری توجیه شده است؟
توزیع نابرابر و نامتوازن ثروت عمومی و ایجاد چنین فاصلۀ طبقاتی میان اقشار مردمی توسط چه تفکر و برنامهای تدوین و اجرا شده است؟
نبود برنامۀ بهرهمندی از مدیریت دانش در عرصههای تولید اعم از صنعت، کشاورزی، و تکنولوژی و پیامد آن، یعنی نابودی اقتصاد درونزا و محیطزیست غنی ایران- که نهتنها برای ما، بلکه متعلق به نسلهای آینده هست- طبق چه برنامۀ توسعهای شکل گرفته است؟
چرا پاسخ هر سؤال و هرگونه اعتراض مردمی خشونت، زندان، و اعدام است؟
پافشاری بر حاکمیت ایدئولوژیک و ایجاد محدودیت در فعالیت نهادهای مردمی و دشمنپنداری همگان و «خودی» و «غیرخودی» نامیدن مردم که منجر به فروپاشی همبستگی اجتماعی شده است توسط چه کسانی برای ایران رقم زده شده است؟
عدم مشارکت مؤثر زنان- بهعنوان نیمی از جمعیت کشور- و فشار چندجانبه بر آنان و خشونت روزافزون علیه آنان را چه کسانی به پیش میبرند؟
بیگمان، فقدان سیاستگذاری و برنامۀ اجرایی با توافق حداقلی مردم ایران گناهی نابخشودنی برای حاکمان ایران است.
خروج سرمایههای ارزشمند فرهنگی، مهاجرت فرزندانمان، و نابودی محیطزیستمان را- که حتی حق بقایمان را به خطر انداخته است- چه کسانی پاسخگو هستند؟
ما به جایی رسیدهایم که روزهای متمادی هوایی برای تنفس نداریم. البته بسیاری پرسشهای دیگر که بارها توسط همۀ دلسوختگان میهن طرح شده است.
مردم ما بارها و بارها در شرایط بحران و فشار نشان دادهاند که خواهان ورود نیروهای خارجی به کشور نیستند، بلکه خواهان تغییر شرایط توسط خودشان هستند و خواهان بهرهمندی از نخبگان خودشان در تدوین سیاستها و برنامهها بودهاند.
اکنون نیز خواهان پاسخ و توضیح مبسوط و شفاف درخصوص بودجۀ کنونی کشور، با توجه به تأثیر مفاد بودجه در تعیین مسیر توسعه کشور، هستند.
آری! مردم عزیز ما خواهان پاسخ به پرسشهایشان هستند و خواهان محاکمۀ همۀ پدیدآورندگان اینهمه محرومیت و فقر روزافزون.
آنان هوشیارند که اعتراضهایشان را مدنی و دلیرانه بیان کنند، بدون آنکه خشونتی رخ دهد و خونی ریخته شود، زیرا که سالهاست از خشونت، جنگ، و خونریزی آگاهانه پرهیز کردهاند و به آن رشد اجتماعی دست یافتهاند که در قالب اعتراضهای مدنی خواستهای برحق خودشان را بیان نمایند.
در شرایط کنونی، که علاوه بر وضع فلاکتبار اقتصادی ناشی از افزایش قیمت دلار و تأثیر آن بر گرانی و فقر فزایندۀ حاکم، [مردم ایران] با خطر حمله و جنگ- با توجه به تهدیدهای آمریکا و اسرائیل و تبلیغات مستهجن رسانههای خارجی- مواجهاند، مادران صلح ایران همزمان [با تلاش] برای ایجاد تغییرات در ایران، خواهان محاکمۀ عادلانه و علنی مسببان وضع بحرانی کنونی- بهویژه در بخش اقتصاد- و خواهان تشکیل یک نهاد شورایی مقتدر متشکل از متخصصان و مدیران اجرایی کارآمد داخلی در حوزههای مختلف توسعۀ ایران برای برونرفت از این بحران و سپردن ادارۀ کشور به دست آنان هستند، زیرا که تنها راه نجات ایران از مسیر دموکراتیک میگذرد و جز این راهی برای ایجاد همبستگی اجتماعی و حمایت مردمی در حفظ تمامیت و یکپارچگی و توسعۀ ایران وجود ندارد.