قالیباف و پزشکیان (تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
حمید آصفی
چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴
⚡️ گزارش اضطراری از اتاق قدرت؛ قالیباف نسخهٔ جایگزین محتمل
⚡️ نسخهٔ اضطراری نظام فعال شده!؟ قالیباف در صف جانشینی دولت پزشکیان!
⚡️ قالیباف در سایه، آمادهٔ تحویل گرفتن دولت؟!
قالیباف؛ منطق و زمانبندی نسخهٔ اضطراری ساختار در سایهٔ افول دولت پزشکیان
بخش اول
مقدمه
آنچه در این تحلیل میخوانید حاصل رصد رسانهها، کانالهای اصولگرا، و تحرکات پشتپردهٔ ساختار قدرت است. بهدلیل ماهیت بستهٔ نظام سیاسی، اطلاعات رسمی محدود است و بخش عمدهٔ تحلیلها بر پایهٔ گمانهزنیهای آگاهانه و نشانههای رسانهیی بنا شده است. بنابراین، این تحلیلها به معنای قطعیت قطعی نیست، بلکه تلاشی برای فهم روندها و نشانههای مهم تحولات سیاسی است.
۱. ضرورت ظهور نسخهٔ اضطراری
دولت پزشکیان از همان آغاز حامل نوعی دوگانگی بود. از یک سو تلاشی نمادین برای بازسازی مشروعیت ازدسترفتهٔ ساختار و از سوی دیگر شکنندهترین ائتلاف سیاسی پس از انتخابات ۱۴۰۳. تناقض اصلی در این دولت در آن بود که کارویژهاش نه حل بحرانها، بلکه خریدن «زمان» برای ساختار بود، «زمان»ی که بهواسطهٔ رکود سیاسی و فشار اجتماعی ارزش کمیابی یافته است. اکنون که دولت پزشکیان در مسیر افول نرم قرار گرفته و نشانههای بیرمقی سیاسی و مدیریتی آشکار شده است ساختار ناگزیر است به سراغ گزینهٔ اضطراری برود، الگویی که بتواند هم پیام ثبات بدهد و هم از درون همان سازوکار قدرت برخیزد، بیآنکه هزینهٔ سیاسی انتقال کامل را تحمیل کند. نسخهٔ اضطراری در واقع نوعی پلتفرم عملگرایانه برای مهار فروپاشی نمادین است. ساختار نه بهدنبال بازسازی مردمی، بلکه بهدنبال ترمیم ظرفیت کنترل درونسیستمی است- بازیابی چسب نهادی پیش از فروپاشی ذهنی در افکار عمومی.
۲. قالیباف- تجسم منطق ساختاری در دورهٔ گذار
در این میدان نام محمدباقر قالیباف بهدرستی از سوی محافل سیاسی بهعنوان تجسم نسخهٔ اضطراری مطرح میشود. قالیباف نه صرفاً یک مدیر اجرایی، بلکه نماد نوعی مدیریت انتقالی است؛ فردی است که ساختار میتواند از طریق او بدون تغییر در رأس هرم الگوی جدیدی از کارکرد اجرایی را نمایش دهد. قالیباف در ادبیات قدرت جمهوری اسلامی حامل منطق سهگانهٔ کار، اقتدار، و تلفیق تکنوکراسی با وفاداری است. او سالها نقش آچمی [؟!] سیستم را بازی کرده است، نه تا حدی مستقل که تهدیدآمیز شود، و نه آنقدر تابع که ناکارآمد جلوه کند. همین موقعیت میانه او را برای ساختار به گزینهای مناسب جهت مدیریت مرحلهٔ گذار بدل کرده است. در این نسخهٔ اضطراری، نقش قالیباف بازگرداندن مرکزیت تصمیمگیری از نهادهای پراکنده و بوروکراسی نیمهفلج دولت به سطح هماهنگی امنیتی-اجرایی است- بازتوزیع قدرت بدون اعلام رسمی جابهجایی.
۳. نشانههای فعال شدن نسخهٔ اضطراری
این سناریو فقط تحلیل نیست، نشانههای میدانی آن قابل ردیابی است.
۱) افزایش تحرک رسانههای اصولگرا در بازتعریف ناکارآمدی دولت فعلی
۲) تقویت چهرهسازی مدیریتی و کارآمدنمایی قالیباف در تیترهای خبری
۳) برجسته شدن روایت «دولت کار میخواهیم، نه دولت شعار» که مخاطبش مستقیم پزشکیان است
۴) چرخش آرام برخی نهادها از دولت بهسمت جریان مجلس
۵) کاهش سطح اختیارات و نمایش عمومی رئیسجمهور در پروندههای امنیتی و اقتصادی
مجموع این روندها یادآور همان الگوی خاموش قدرت است: قدرت ابتدا سایه میسازد، سپس دستور میدهد، بعد مدیریت میگیرد، و در نهایت اعلام میکند. اکنون ما در مرحلهٔ دوم و سوم قرار داریم: سایه ساخته شده، مدیریت در حال انتقال آرام است.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده