Skip to content
ژانویه 15, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • وقتی ایده‌های بزرگ در موضع اقلیت قرار می‌گیرند
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

وقتی ایده‌های بزرگ در موضع اقلیت قرار می‌گیرند

الف. هوش‌یار

سه‌شنبه ۹ دی ۱۴۰۴

ایده‌های بزرگ معمولاً با وعده‌های بزرگ متولد می‌شوند. از عدالت اجتماعی و رهایی ملی گرفته تا دموکراسی رادیکال و ‏جامعهٔ بی‌طبقه، این ایده‌ها برای زمانی تدوین می‌شوند که «اکثریت» آنها را بپذیرد و به چنان نیروی مادّی‌ای تبدیل شوند که ‏بتوانند دگرگونی مورد نظر را در جامعه به وجود آورند. اُفُقشان دور است، اما روشن؛ معنا و کارآمدی‌شان قرار است در ‏شکلی فراگیر و آینده‌ای مطلوب آشکار شود. با این همه، تاریخ اغلب مسیر دیگری می‌رود. بسیاری از این ایده‌ها فراگیر ‏نمی‌شوند و پس از ترویج اجتماعی اولیه به ایدهٔ گروه‌هایی تبدیل می‌شوند که در اقلیت- چه‌بسا زیر فشار یا زیر سرکوب‏‏- باقی می‌مانند. از این نقطه به بعد سرنوشت ایده- نه الزاماً به انتخاب خود، بلکه به اقتضای شرایط اجتماعی- تغییر ‏می‌کند. ‏

در چنین وضعی، ایده که پیروانی یافته و دیگر صرفاً «ایده» نیست و به یک گروه اجتماعی تبدیل شده با مشکلاتی دست‌و‏پنجه نرم می‌کند که برایش آماده نبوده است. برای مثال، ایده‌ای که به‌عنوان پروژه‌ای جهان‌شمول و تغییر رادیکال اجتماعی ‏تدوین شده‎ ‎و به‌تدریج به ذهن‌اَفزار یک هویت اقلیتی بدل شده است گاه نظریه‌پردازی لازم و کافی برای این دوران تعلیقی را ‏ندارد. این همان لحظهٔ خطرناک است، جایی که ایده ناخواسته وارد مسیری می‌شود که در نظریه‌پردازی اولیه‌اش نه دیده شده ‏و نه برایش راهکاری اندیشیده شده است.‏

کارل مانهایم (Karl Mannheim‎‏) این دگردیسی را در تمایز کلاسیک میان «اتوپیا» و «ایدئولوژی» توضیح ‏می‌دهد. او در کتاب «ایدئولوژی و اتوپیا» می‌نویسد:‏
‏«وضعیت ذهنی هنگامی اتوپیایی است که با وضع واقعی تجانس ندارد».۱‎
و توضیح می‌دهد:‏
‏«تفکر اتوپیایی اگر نتواند به نیرویی اجتماعی بدل شود، دچار انحطاط می‌شود.»۲ ‎

در این لحظه، ایده‌ای که قرار بود نظم موجود را درهم بشکند ممکن است به چارچوبی برای حفظ انسجام گروهی خاص ‏تبدیل شود و دگرگونی جامعه به امری فرعی در اقداماتش تبدیل شود، زیرا که مسئلهٔ گروه به بقا در برابر جامعه تبدیل می‌‏شود.‏

این دگردیسی پیامدهای سیاسی و اخلاقی مهمی دارد. گروهی که خودش را نمایندهٔ آینده می‌دانست حالا در موقعیت اقلیتِ زیر ‏فشار قرار می‌گیرد. زبانش تغییر می‌کند، مخاطبش محدود می‌شود، و مرزهای هویتی‌اش ضخیم‌تر. وفاداری درونی جای ‏حضور آزادانه و آگاهانه در میان جامعه و اقناع بیرونی را می‌گیرد. اختلاف‌نظر نه منبع پویایی، بلکه تهدید تلقی می‌شود. ‏آنچه در ابتدا پروژه‌ای رهایی‌بخش بود، پس از انشعاب‌ها و تفرقه‌ها، ناخواسته به رفتاری فرقه‌گونه نزدیک می‌شود. ‏

سکتاریسم از دیدگاه چپ و کمونیست‌ها پدیده‌ای شناخته‌شده بوده است. در سدهٔ گذشته نقدهای متعددی در مورد آن ‏نوشته شده است. برای مثال، ذیل این واژه، یعنی: سکتاریسم،‎ ‎در «واژه‌‌نامهٔ سیاسی و اجتماعی» می‌خوانیم:‏‎ ‎
‏«سکتاریسم یعنی بریدن از توده‌ها و تبدیل شدن به یک دستهٔ جدا از خلق. این لغت از واژهٔ «سِکت» مشتق شده و به معنای ‏فرقه، گروه، دستهٔ کوچک و در به روی خود بسته و جدا از مردم استعمال شده است. سکتاریسم در معنای سیاسی خود در ‏نهضت کارگری یکی از انواع اپورتونیسم چپ است. سیاستی است که به جدا شدن حزب کمونیست از تودهٔ وسیع زحمتکشان ‏منجر می‌شود.»۳‎

آنتونیو گرامشی‎ (Antonio Gramsci‎‏) نیز در نامه‌های زندان این وضع را دچار شدن به درون‌گرایی گروهی می‌بیند ‏و بر زمینه‌های شکل‌گیری آن به‌درستی دست می‌گذارد . او در نقد صریحش از فرقه‌گرایی می‌نویسد:‏
‏«یک گروه اجتماعی می‌تواند و باید رهبری‌اش را قبل از تصاحب قدرت دولتی بر جامعه اعمال کند.»۴ و جنبشی که نتواند ‏این «رهبری فکری و اخلاقی» را در جامعه اعمال کند ناگزیر «به فرقه‌گرایی گرایش پیدا می‌کند.»۵ ‎

او هشدار می‌دهد که در چنین وضعی حقیقت سیاسی در انزوای اخلاقی تحلیل می‌رود و زبان جنبش دیگر برای فهم عمومی ‏ساخته نمی‌شود.‏

فشار اقلیت بودن ساختار درونی گروه را نیز دگرگون می‌کند. روبرت میشلز ‏‎(Robert Michels‎‏) در اثر کلاسیک ‏احزاب سیاسی۶ نشان می‌دهد که حتی آرمان‌گراترین جنبش‌ها وقتی در وضع اقلیت پایدار و محاصره‌شده قرار می‌گیرند، ‏به تمرکز قدرت و رهبری بسته سوق داده می‌شوند، نه به‌علت سقوط اخلاقی، بلکه به‌عنوان واکنشی ساختاری به فشار و ‏تأمین بقا. و از منظر کُنش جمعی، این وضع به گسست از جامعه منجر می‌شود.‏

چارلز تیلی‎ (Charles Tilly‎‏) یادآوری می‌کند که جنبشی که این تعامل را از دست بدهد به‌تدریج به شبکه‌ای هویتی فروکاسته می‌شود، شبکه‌ای که بیش از آنکه جهان را تغییر ‏دهد، خود را بازتولید می‌کند‎۷.‎

یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای این فرایند توجیه اخلاقی‌ شکست است. وقتی ایده نمی‌تواند فراگیر شود، وسوسهٔ مقصر ‏دانستن دیگران پدید می‌آید: «مردم نفهمیدند»، «توده‌های مردم هنوز آماده نیستند»، و «جریان‌های سیاسی رقیب نمی‌گذارند ‏فعالیت ما پیش برود» و اینکه «علت شکست ما خیانت فلان نیروهای سیاسی دیگر است». در این روایت‌ها، اقلیت بودن نه ‏مسئله‌ای سیاسی، بلکه نشانهٔ حقانیت اخلاقی تلقی می‌شود. شکست به فضیلت بدل می‌شود و ایده به‌جای تغییر جهان به داوری ‏اخلاقی و صحت داوری‌هایش بسنده می‌کند.‏

در پایان
طبیعی است که ایده‌ها فوری فراگیر نمی‌شوند و البته ارزششان به تعداد هوادارانشان وابسته نیست. اما مشکل گروه‌های ‏اجتماعی حامل بسیاری از ایده‌ها نداشتن نظریه و مهارت برای زیستن در دوران «تعلیق تاریخی» است، وضعی که نه ‏پیروزی است و نه شکست نهایی. بسیاری از ایده‌های بزرگ برای «پس از تحقق» نوشته شده‌اند، نه برای زیستن ‏طولانی‌مدت در اقلیت. آنها آینده را به‌خوبی ترسیم می‌کنند، اما معمولاً دربارهٔ اخلاق و سبک زندگی در دوران طولانی ‏اقلیت بودن و گفت‌وگو با جامعهٔ ناموافق فاقد نظریه‌‌پردازی کافی‌اند.‏

شاید پرسش اصلی امروز این باشد: چگونه می‌توان ایده‌ای جهان‌شمول داشت و آن را با تمام توان پیگیری کرد، بی‌آنکه در روند ‏اقلیت شدن مُزمن به فرقه تبدیل شد؟ پاسخ این پرسش نه در خلوص بیشتر باورها، بلکه در بازاندیشی رابطهٔ ایده با جامعه و به‌روز نگه داشتن دائم آن رابطه نهفته است. این بازاندیشی در رابطه با جامعه لازم است، چون اگر چنین رابطه‌ای زنده نماند و به‌روز نشود و برای نیازهایش مبادرت به بسط نظریه‌‏پردازی‌هایش نکند، حتی درست‌ترین و برجسته‌ترین ایده‌ها نیز در انزوای خودساخته فرسوده می‌شوند.‏


‎1. Mannheim, K. (1936). Ideology and Utopia. London: Routledge, p 7.‎
‎2. Karl Mannheim, 1936, p. 236‎
‎3. ‎‏ واژه‌نامهٔ سیاسی و اجتماعی، امیر نیک‌آیین
‏https://www.tudehpartyiran.org/wp-‎content/uploads/2012/12/Vaj.pdf
‎4. Gramsci, A. (1971). Selections from the Prison Notebooks. New York: International ‎Publishers, p. 57‎
‎5. Gramsci, A. (1971), p. 195 ‎
‎6. Michels, R. (1915). Political Parties. New York: Free Press, p. 365‎
‎7. Tilly, C. (2004). Social Movements, 1768–2004. Boulder: Paradigm, p. 7‎

Continue Reading

Previous: ابوالفضل قدیانی:‌ خواست سقوط نظام فاسد جمهوری اسلامی باید به فریاد بدل شود – خامنه‌ای با نصیحت تن به رها کردن این قدرت شیطانی نخواهد داد
Next: ملت با همهٔ زخم‌ها هنوز زنده است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved