Skip to content
آوریل 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • بازگشت به جنگ سرد؟
  • جهان
  • دیدگاه‌ها
  • صلح
  • نوار متحرک

بازگشت به جنگ سرد؟

تمبر شوروی، سامانتا اسمیت، ۱۹۸۵، ۵ کوپک. پس از آنکه سامانتا اسمیت ده سالهٔ آمریکایی نامه‌ای به یوری آندروپوف، رهبر وقت اتحاد شوروی نوشت و گفت نگران جنگ هسته‌یی است، آندروپوف او را به اتحاد شوروی دعوت کرد. عکس از ویکی‌پدیا، مالکیت عمومی.

نوشتهٔ اواگلوس والیاناتوس، دکتر تاریخ و استاد دانشگاه‌های آمریکا، در سایت کانترپانچ

ترجمهٔ نیما حیدری – اندیشهٔ نو

پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴

در دسامبر ۲۰۲۵، هیئت تحریریهٔ نشریهٔ نیویورک تایمز چند مقاله «دربارهٔ اینکه چرا ارتش آمریکا باید خودش را بازآفرینی کند» منتشر کرد. در این مقاله‌ها وضع ارتش آمریکا «عقب‌تر از حریف» توصیف شده است که احتمالاً می‌خواسته‌اند به خوانندگان یادآوری کند که ارتش آمریکا از طرف چین و روسیه تهدید می‌شود. هیئت تحریریهٔ این نشریه نمای کلی نگاهش به ارتش آمریکا را با این تأمل فلسفی آغاز کرد که «الگوریتم‌ها و خودکامگان ثبات جهانی را به لرزه درآورده‌اند. آمریکا برای حفاظت از آزادی باید ارتش را بازسازی کند. جهان آزاد به آمریکایی قدرتمند نیاز دارد.»

جنگ سرد

این لحن مرا به یاد برخوردهای مشابه در روزهای تاریک جنگ سرد، ۱۹۴۵-۱۹۸۹، و کوبیدن بر طبل جنگ انداخت. در واقع، سرمقاله‌ای که برای انتشار در روز ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ [۲۳ آذر ۱۴۰۴] نوشته شده بود به «پیروزی» آمریکا در دوران جنگ سرد اختصاص داشت.

در آن سرمقاله آمده است: «ترامپ و دولتش بسیار اشتباه می‌کنند که گمان می‌کنند رویکرد ‘اول آمریکا’ که در پیش گرفته‌اند با نیازهای لحظه همخوان است. آمریکا نمی‌تواند آن طور که باید و شاید از خودش و منافع حیاتی‌اش دفاع کند مگر اینکه استراتژی‌ها و غریزه‌هایی را بازیابد که در بزرگ‌ترین پیروزی قرن گذشته- نه جنگ جهانی دوم، بلکه جنگ سرد– به خدمت گرفته بود.»

شکی نیست که بازاندیشی در هدف و آمادگی ارتش گامی در مسیر درست خواهد بود. ارتش عمدتاً با حضور پیمانکاران نظامی و فساد گسترده‌ای شکل گرفته است که ناشی از میلیاردها دلاری است که آنها از ارائهٔ پیشنهادهای تسلیحاتی برای ارتش و ساختن سلاح‌های ارتش آمریکا به چنگ می‌آورند.

الگوسازی از نتایج تقریباً نابودکنندهٔ جنگ سرد اشتباه است. آمریکا در جنگ سرد پیروز نشد. هیچ طرفی پیروز نشد. اتحاد جماهیر شوروی و رهبرش میخائیل گورباچف تصمیم گرفتند کمونیسم و امپراتوری را به‌خاطر چیزی بهتر رها کنند. این‌چنین خودویرانگری امپراتوری در تاریخ بی‌سابقه بود. من تاریخ روسیه و شوروی را در دانشگاه ایلینوی مطالعه کردم. خیلی سعی کردم دلیل موجهی برای آن فروپاشی پیدا کنم، اما ره به جایی نبردم. اما این بدان معنا نیست که من از حکومت روسیه بر کشورهای دیگر حمایت می‌کردم. نه. و البته من با حکومت آمریکا بر کشورهای دیگر نیز موافق نیستم. به‌خاطر تبار یونانی‌ام چیزهایی دربارهٔ آزادی می‌دانم. اما همچنین نمی‌توان مرا قانع کرد که ارتش آمریکا یا «قدرت نرم» آمریکا نقشی در پایان اتحاد جماهیر شوروی یا پایان جنگ سرد داشته است.

نیویورک تایمز درست می‌گوید که «ارتش هر کشور فقط متناسب با هدفی که دارد خوب است. و هدف اصلی قدرت آمریکا در برابر همهٔ دشمنان خارجی و داخلی باید دفاع از آزادی سیاسی و حاکمیت قانون باشد که زیربنای آن است[…]. اجرای این مأموریت ممکن است برای[…] دولت [ترامپ] غیرممکن باشد که ویژگی اصلی‌اش حملهٔ به حاکمیت قانون ا ست، که به همان اندازه که بحران سیاست خارجی است، بحران داخلی نیز است. ما اگر خودمان دیگر دموکراسی نمونه‌ای نباشیم، ایالات متحد آمریکا نمی‌تواند جهان آزاد را رهبری کند، کسانی را الهام بخشد که می‌خواهند بخشی از آن باشند، یا با کسانی مخالفت کند که می‌خواهند آن را ضعیف و نابود کنند.»

برگردیم به گورباچف. دیدگاه او، آن‌طور که به رئیس‌جمهور ریگان توضیح داد، نیز بی‌سابقه بود. اتحاد جماهیر شوروی به تاریخ پیوست. با این حال، گورباچف ریگان را نیز تشویق کرد که با او موافقت کند و سلاح‌های هسته‌یی را حذف کند.

رئیس‌جمهور رونالد ریگان و دبیرکل [حزب کمونیست] و رئیس‌جمهور شوروی میخائیل گورباچف در نخستین نشست در ژنو، سوئیس، ۱۹ نوامبر ۱۹۸۵. ویکی‌پدیا، مالکیت عمومی.

ریگان موافقت کرد تعداد بمب‌های هسته‌یی را کاهش دهد، اما قطعاً نه تا آنجا که آنها را کاملاً از بین ببرد. مشاورانش به‌اشتباه او را قانع کردند که آمریکا گنبدی خواهد ساخت که آسمان بالای کشور را در برابر سلاح‌های هسته‌یی مصون خواهد کرد. آن مزخرفات دربارهٔ گنبد تا امروز هم ادامه دارد. در استراتژی امنیت ملی ترامپ ۲۰۲۵ می‌خوانیم:

«ما می‌خواهیم قدرتمندترین، مطمئن‌ترین، و مدرن‌ترین بازدارندهٔ هسته‌یی جهان را داشته باشیم، به‌علاوهٔ دفاع موشکی نسل جدید- از جمله گنبد طلایی برای میهن آمریکایی- برای محافظت کردن از مردم آمریکا، دارایی‌های آمریکایی در خارج، و متحدان آمریکا.»

جنگ هسته‌یی که نزدیک بود بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۶۲ بر سر موشک‌های هسته‌یی شوروی در کوبا درگیرد رئیس‌جمهور جان اف. کندی را- که مانع وقوع آن جنگ شد- متقاعد کرد که برای خلع‌سلاح هسته‌یی برنامه‌ریزی کند، اما در اواخر ۱۹۶۳ ترور شد. این رویارویی مرگ‌بار نزدیک به وقوع بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی و تراژدی ملی ترور رئیس‌جمهور کندی گویا هیچ‌چیز به مشاوران نظامی ریگان، رؤسای جمهور دیگر، از جمله مشاوران ترامپ، نیاموخت.

دیپلمات‌های آمریکایی، که این افسانه‌ را ساختند که استراتژی‌ها و جنگ‌های آمریکا علیه کشورهای فقرزده‌ای مانند ویتنام، لائوس، کامبوج، و افغانستان باعث پیروزی در جنگ سرد شد، به گورباچف وعده دادند که ناتو از گسیخته شدن اتحاد جماهیر شوروی و از بین رفتن اتحاد نظامی پیمان ورشو- معادل شوروی «ناتو»- سوءاستفاده نخواهند کرد. این وعده‌ها به‌سرعت فراموش شد. دولت کلینتون در دههٔ ۱۹۹۰ جذب جمهوری‌های سابق شوروی به ناتو را آغاز کرد، از بلغارستان، رومانی، مجارستان، لیتوانی، استونی، و لتونی گرفته تا لهستان، اسلواکی، جمهوری چک و اسلوونی. گسترش ناتو باعث اضطراب و نگرانی راهبردی روسیه شد که بارها به ناتو هشدار داده بود که اوکراین را به پیوستن به این ائتلاف ترغیب نکند. اما اقدام به جذب آن کشورها به ناتو ادامه یافت و در سال ۲۰۱۴، به لطف قدرت نرم آمریکا (پول)، ویکتور یانوکوویچ را در اوکراین سرنگون کردند، رهبری که نمی‌خواست به ناتو بپیوندد. این اقدام آغازگر جنگ در اوکراین در سال ۲۰۱۴ بود، جنگی که بین ناتو-اوکراین و روسیه بود.

ترامپ با وجود سیاست‌های غیرمتعارف و خودخواهانه‌اش تلاش دارد جنگ در اوکراین را پایان دهد و بدین ترتیب از وقوع جنگ سرد/جنگ هسته‌یی خطرناک‌تر دیگری جلوگیری کند. «استراتژی امنیت ملی» او بر «ثبات استراتژیک با روسیه» تأکید دارد. علاوه بر این، هرگونه گسترش بیشتر ناتو را متوقف می‌کند. اما ترامپ دارد ونزوئلا را با حمله و جنگ تهدید می‌کند تا نفت آن کشور را به چنگ آورد. او همچنین فردی است که به معامله کردن علاقه دارد، به‌ویژه معامله‌هایی که به ثروت او می‌افزاید. او وعده‌هایی از اوکراین می‌گیرد که شرکت‌های آمریکایی بتوانند از سرزمین اوکراین برای استخراج فلزات خاکی کمیاب بهره‌برداری کنند.

در همین حال، جنگ در اوکراین و در اسرائیل-فلسطین-خاورمیانه ادامه دارد. ایران هم احتمالاً سلاح‌های هسته‌یی خودش را ساخته است. صحبت از جنگ سرد در اروپا بسیار زیاد است. اروپا دچار این توهّم خطرناک و غیرمسئولانه است که با مسلح کردن اوکراین و با کشته شدن سربازان اوکراینی و سربازان روسی می‌تواند روسیه را شکست دهد.

گفتار پایانی: اتکا به بخت استراتژی نیست

این احتمال هست که از تکرار جنگ سرد پرهیز کنیم، اما فاصلهٔ زیادی با لبهٔ پرتگاه نداریم. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، روز اول اوت ۲۰۲۲ [۱۰ مرداد ۱۴۰۱]، در کنفرانس منع گسترش سلاح‌های هسته‌يی در نیویورک سخنرانی کرد. او در مورد شکل‌گیری طوفان «خطر هسته‌یی که از اوج جنگ سرد تا کنون دیده نشده است» به جهانیان هشدار داد.

آنچه در ذهن گوترش بود اوضاع اوکراین بود. اما او توضیح داد که جنگ در اوکراین بین کشورهای دارای سلاح هسته‌یی یکهویی و از هیچ در نگرفت. او زرادخانهٔ عظیم برخی کشورها را محکوم کرد، هرچند سریعاً به «مناطق کاملی» اشاره کرد که «خود را عاری از سلاح هسته‌یی اعلام کرده‌اند.» او هشدار داد که بخت جهان را از «اشتباه خودکشی درگیری هسته‌یی» نجات داده است. او ادامه داد:

«اما با گذشت سال‌ها، این میوه‌های امید دارند خراب می‌شوند. جامعهٔ بشری در خطر فراموش کردن درس‌هایی است که از انفجارهای وحشتناک هیروشیما و ناگازاکی گرفت. تنش‌های ژئوپلیتیکی به اوج‌های جدیدی رسیده‌اند. رقابت بر همکاری و همیاری غلبه کرده است. بی‌اعتمادی جایگزین گفت‌وگو شده و تفرقه جایگزین خلع‌سلاح شده است. دولت‌ها با ذخیره‌سازی و صرف صدها میلیارد دلار برای تهیهٔ سلاح‌های مرگ‌بار آخرالزمانی که جایی در سیارهٔ ما ندارند به‌دنبال تأمین امنیت کاذب‌اند. در حال حاضر در زرادخانه‌های سراسر جهان تقریباً ۱۳,۰۰۰ سلاح هسته‌یی انبار شده است. همهٔ اینها در زمانی است که خطر گسترش سلاح‌های هسته‌یی در حال افزایش است و موانع جلوگیری از تشدید تنش در حال تضعیف است. در زمانی است که بحران‌ها- با رنگ‌وبوی هسته‌یی- در حال افزایش است. از خاورمیانه و شبه‌جزیره کُره تا حملهٔ روسیه به اوکراین و بسیاری عوامل دیگر در سراسر جهان. ابرهایی که پس از پایان جنگ سرد کنار رفته بودند دوباره در حال جمع شدن‌اند. تا اینجا فوق‌العاده خوش‌شانس بوده‌ایم. اما اتکا به بخت استراتژی نیست. بخت سپری در برابر تنش‌های ژئوپلیتیکی هم نیست که ممکن است به درگیری هسته‌یی تبدیل شوند[…]. امروز جامعهٔ بشری فقط یک سوءتفاهم و یک اشتباه محاسباتی تا نابودی هسته‌یی فاصله دارد.»

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: کار در سایه الگوریتم‌ها؛ قانون کار چگونه باید به اقتصاد دیجیتال پاسخ دهد؟
Next: ۱۸ دسامبر، روز جهانی مهاجران ـ افزایش بی‌سابقهٔ اخراج مهاجران افغانستانی: ۲٫۳میلیون نفر در یک سال
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved