Skip to content
ژوئن 4, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • اتحادیهٔ اروپا از مرزها عبور کرد؛ مسدودسازی دائمی دارایی‌ها؛ سقوط در تلهٔ روسیه
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو

اتحادیهٔ اروپا از مرزها عبور کرد؛ مسدودسازی دائمی دارایی‌ها؛ سقوط در تلهٔ روسیه

از پادکست دوران ( مصاحبهٔ الکس کریستوفر با الکساندر مرکوریس)‏
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو

سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴

الکس: خُب، الکساندر، بیایید دربارهٔ وضع دارایی‌های مسدودشدهٔ روسیه صحبت کنیم. اکنون طرحی مطرح شده برای دور ‏زدن مجارستان، دست‌کم در موضوع مسدودسازی دارایی‌های روسیه، به این معنا که مسدودسازی این دارایی‌ها عملاً دائمی ‏شود. و اگر قرار باشد این دارایی‌ها از حالت انسداد خارج شود، به رأیِ اجماعی نیاز خواهد بود. این تازه‌ترین طرحی است ‏که آنها تدارک دیده‌اند یا در حال تدوین آن هستند.‏
هم‌زمان، نشستی قرار است در بروکسل برگزار شود که در صدر دستور کار آن عملاً تهدید بلژیک قرار دارد؛ اینکه اگر ‏بلژیک چراغ سبز استفاده از دارایی‌های مسدودشدهٔ روسیه برای رژیم زلنسکی را ندهد، با آن همان رفتاری خواهد شد که با ‏مجارستان شده است، یعنی از دسترسی به هرگونه پول و منابع مالی محروم خواهد شد. به عبارت دیگر، همان رفتار متعارفی ‏که به‌ گفتهٔ خودشان کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا از سوی بروکسل دریافت می‌کنند: دسترسی به صندوق‌های مختلفی که ‏ایجاد شده‌اند و نیز به همهٔ گردهمایی‌ها و نشست‌های پُرزرق‌وبرق.‏
در صورتی که نخست‌وزیر بلژیک دارایی‌های مسدودشدهٔ روسیه را واگذار نکند، او نیز با رفتاری شبیه به اوربان مواجه ‏خواهد شد. ضمن آنکه نخست‌وزیر بلژیک، که پیش‌تر هم چندین بار این موضوع را بیان کرده، دوباره به‌صراحت گفته است ‏که این اقدام ایده‌ای بسیار، بسیار بد است؛ او حتی گفته که این کار عملاً چیزی جز سرقت نیست.‏
پس اگر اتحادیهٔ اروپا این مسیر را ادامه دهد؛ این یک پروندهٔ کاملاً روشن و بی‌چون‌وچرا به نفع روس‌هاست، اما اروپایی‌ها ‏این کار را خواهند کرد. شاید نه دقیقاً از طریق دارایی‌های مسدودشدهٔ روسیه، اما به هر شکل، آن ها ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیارد ‏دلار به زلنسکی خواهند رساند. و طبعاً اروپا و کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا، به‌ این نحو یا به‌نحوی دیگر، مسئول پیامدهای ‏آن خواهند بود. این نظر من است. ‏

الکساندر: در این باره هیچ تردیدی وجود ندارد. و جنبهٔ سومی هم در این ماجرا هست که به گمان من باید به آن اشاره کرد، و ‏آن این است که کمیسیون اروپا سندی تهیه کرده که در آن مسئولیت‌ها را در صورت بروز مشکل، میان کشورهای عضو ‏تقسیم می‌کند. در این سند آمده است که اگر اوضاع به مشکل بخورد و لازم شود برای جبران هرگونه زیان ناشی از یک ‏دعوای قضایی پول پرداخت شود، آلمان باید ۵۲ تا ۵۳ میلیارد یورو بپردازد و کشوری مثل مجارستان، که البته با کل این ‏روند مخالف است، مسئول پرداخت ۲ میلیارد یورو در نظر گرفته شده است.‏
و باز هم، آن‌طور که من می‌فهمم، قصد دارند این را نیز به‌زور به تصویب برسانند. بنابراین این موضوعی نیست که ‏کشورهای عضو بر سر آن توافق کرده باشند. منظورم این است که مجارستان هرگز با چنین چیزی موافقت نخواهد کرد. اما ‏برداشت من این است که اکنون داریم به سمتی می‌رویم که از اختیارات اضطراری استفاده شود. آنها اکنون در حال توسل به ‏اختیارات اضطراری هستند. در ویدیوی قبلی‌مان هم دربارهٔ این موضوع صحبت کردیم، اما اکنون به‌تدریج به سوی تحمیل ‏مسئولیت‌های مالی این طرح بر کشورهای عضو، برخلاف ارادهٔ آنها، حرکت می‌کنند؛ چیزی که، همان‌طور که قبلاً هم ‏گفته‌ام، به کل این ماجرا حال‌وهوای یک «وام اجباری» می‌دهد.‏
وام اجباری پدیده‌ای است که در زمان جنگ رخ می‌دهد. اما توجه داشته باشید که اتحادیهٔ اروپا دولت در حال جنگ نیست، ‏کشور در حال جنگ نیست. بنابراین، وام‌های اجباری قرار نیست در زمان صلح اعمال شوند. از نظر تاریخی نیز اینها فقط ‏در زمان جنگ تحمیل شده‌اند. و همان‌طور که گفتم، آنها در وضعیت جنگ نیستند. و اینجاست که وقتی وام‌های اجباری آغاز ‏می‌شود، وقتی وارد چنین موقعیتی می‌شویم که شروع می‌کنیم به تحمیل وام‌های اجباری بر کشورهای عضو، با این نوع ‏وضعیت مواجه می‌شویم. خب، همان‌طور که در برنامه‌هایم توضیح داده‌ام، در نهایت پای مالیات هم به میان خواهد آمد. ‏منظورم مالیات‌ستانی مستقیم اتحادیهٔ اروپا از کشورهای عضو، در داخل کشورهای عضو است. یعنی ایجاد یک نظام ‏بازرسی مالیاتی و سازوکار اجرایی برای آن. البته انکارهای شدید و پرحرارتی مطرح خواهد شد که این برنامه در دستور ‏کار نیست، اما شخصاً نمی‌توانم ببینم چگونه می‌شود چنین تعهدات و مسئولیت‌هایی را پذیرفت، بی‌آنکه منبع درآمدی برای آن ‏تامین شود. صرفاً همین را می شود گفت.‏
بنابراین، کل این روند، به نظر من، هرچه بیشتر ماهیتی نگران‌کننده پیدا می‌کند و همچنین هرچه بیشتر آشفته و نامتعادل می ‏شود. اکنون‎ ‎یوروکلیر ‏ گفته است این کار را نکنید، این کار غلط است. بانک مرکزی اروپا گفته است این کار را نکنید، این ‏کار غلط است. صندوق بین‌المللی پول گفته است این کار را نکنید، این کار غلط است. ایالات متحده نیز اکنون می‌گوید این کار ‏را نکنید، این کار غلط است. افزون بر این، این اقدام تلاش‌های صلح خودِ ما را دچار سردرگمی و اختلال خواهد کرد. ما در ‏حال انجام تلاش‌های جدی برای واداشتن روس‌ها به موافقت با ابتکار صلح هستیم و لازم است دست‌کم بتوانیم بخشی از این ‏دارایی‌های مسدود شده را به روس‌ها بازگردانیم. اگر شروع کنید به چنین رفتاری با دارایی‌های روسیه، روس‌ها ممکن است ‏واکنش منفی نشان دهند و بسیار محتمل است، و احتمالاً چنین خواهند کرد، که از این روند کناره‌گیری کنند.‏
ژاپن نیز اعلام کرده است: «ما هیچ‌گونه مشارکتی در این کار نخواهیم داشت. ما قصد نداریم هیچ‌یک از دارایی‌های ‏مسدودشدهٔ روسیه در قلمرو خود را مصادره کنیم.» بنابراین ژاپن هم همراهی نخواهد کرد. این اقدام آشکارا غیرقانونی و ‏به‌روشنی نادرست است. و ژاپن، که توجه داشته باشید پس از چین دومین کشورِ بزرگِ بستانکار جهان است، نیز به‌صراحت ‏اعلام کرده که این کار غلط است.‏
با این حال، کمیسیون اروپا همهٔ این هشدارها را نادیده می‌گیرد. یوروکلیر، صندوق بین‌المللی پول، بانک مرکزی اروپا، ‏ایالات متحده و ژاپن را نادیده می‌گیرد و بی‌وقفه و بی‌اعتنا به پیش می‌تازد. آنها به اختیارات اضطراری متوسل شده‌اند. حق ‏وتوی مجارستان در موضوع تحریم‌ها را نادیده می‌گیرند. و توجه داشته باشید که مجارستان زمانی که در ابتدا با تحریم‌ها ‏موافقت کرد، این کار را بر این اساس انجام داد که حق وتو برای لغو تحریم‌ها را در اختیار دارد، چرا که تحریم‌ها هر شش ‏ماه یک بار تمدید می‌شوند. بنابراین اتحادیهٔ اروپا اکنون با استفاده از اختیارات اضطراری، مجارستان را از حقی محروم ‏می‌کند که این کشور هنگام موافقت اولیه با تحریم‌ها، تصور می‌کرد آن را دارد.‏
باز هم باید گفت که این روند به‌شدت نگران‌کننده است و تقریباً با قطعیت می‌توان گفت که برخلاف حقوق اتحادیهٔ اروپا است. ‏شما در حالی که قانون را اجرا می‌کنید، در حال بازنویسی آن نیز هستید. هر وکیلی به شما خواهد گفت که چنین کاری اساساً ‏امکان‌پذیر نیست. شما نمی‌توانید شرایط یک قانون را به این شکل تغییر دهید. نمی‌توانید کشوری را از حقوقی که بر اساس ‏حقوق اتحادیهٔ اروپا برایش به رسمیت شناخته شده، محروم کنید. اما دقیقاً همین کاری است که اکنون در پی انجام آن هستند.‏
و همان‌طور که شما کاملاً به‌درستی گفتید، اکنون سراغ بلژیک رفته‌اند؛ یکی از اعضای بنیان‌گذار اتحادیهٔ اروپا، کشوری که ‏همواره جایگاه بسیار مطلوبی در اتحادیه داشته و میزبان همهٔ نهادهای اصلی اتحادیهٔ اروپاست. کمیسیون اروپا در آنجاست، ‏پارلمان اروپا در آنجاست؛ البته برخی نهادهای دیگر در مکان‌های دیگری قرار دارند. با این حال، واقعاً شگفت‌آور است که ‏همهٔ اینها در حال رخ دادن است و اکنون حتی بلژیک نیز هدف قرار گرفته است.‏
و شما کاملاً درست می‌گویید: زمانی که آن لحظه فرا برسد؛ و روس‌ها هم گفته‌اند که این موضوع را رها نخواهند کرد، آنها ‏قطعاً اقدام به طرح دعوای حقوقی خواهند کرد. آنها حق دارند چنین اقداماتی را آغاز کنند.‏
روس ها گفته‌اند: «ما قصد نداریم این پرونده را به دادگاهی در داخل اتحادیهٔ اروپا ببریم. ما با بلژیک و لوکزامبورگ یک ‏معاهدهٔ تجاری داریم که سازوکاری را ایجاد می‌کند تا از طریق آن، دیوانی برای رسیدگی به اختلافات از این نوع، در ‏صورت بروز، تشکیل دهیم. آرای آن دیوان لازم‌الاجراست، قابل تجدیدنظر نیست و بر اساس قوانین داخلی بلژیک الزام‌آور ‏محسوب می‌شود.»‏
اکنون اتحادیهٔ اروپا بار دیگر پیشنهاد می‌کند که با توسل به اختیارات اضطراری، عملاً اعلام کند که تصمیمات آن دادگاه در ‏قلمرو اتحادیهٔ اروپا الزام‌آور نیست. به‌ عبارت دیگر، آنها عملاً در حال بی‌اثر کردن یک معاهدهٔ تجاری بین‌المللی هستند و ‏می‌کوشند حقوق بین‌الملل را کنار بگذارند. بدتر از این واقعاً نمی‌شود.‏
و توجه داشته باشید که خودِ اتحادیهٔ اروپا، به‌عنوان یک موجودیت و یک ساختار، تماماً محصول حقوق و قانون است. اتحادیهٔ ‏اروپا یک دولت-ملت نیست؛ بلکه بر پایهٔ معاهده‌هایی شکل گرفته که کشورهای مختلف، از جمله بلژیک و مجارستان، همگی ‏با آنها موافقت کرده‌اند، آنها را امضا کرده و از طریق پارلمان‌هایشان تصویب کرده‌اند. اکنون نهادهای اروپایی، اورسولا و ‏کمیسیون، در حال زیر پا گذاشتن همهٔ اینها هستند. واقعاً باورنکردنی است که چنین چیزی در حال رخ دادن است؛ چیزی که تا ‏همین چندی پیش، غیرقابل تصور به نظر می‌رسید، اما قرار است اتفاق بیفتد.‏

الکس: باورنکردنی است؛ اما وقتی به رهبری اروپا نگاه می‌کنید، چندان هم غیرمنتظره نیست. منظورم اورسولا، کایا ‏کالاس و کوستا است. واقعاً جای تعجب ندارد که این اتفاق می‌افتد. آنها به‌شدت در پی تضعیف و زمین‌گیر کردن روسیه را ‏دارند.‏
طرح این است که دارایی‌های روسیه را از سازوکار تمدید تحریم‌ها جدا کنند؛ و با دائمی کردن این وضع، وقتی تحریم‌ها هر ‏شش ماه یک ‌بار برای رأی‌گیری مطرح می‌شود. پس تحریم‌ها از آن رأی‌گیری خارج شوند و دارایی‌ها اکنون به‌طور دائمی ‏مسدود می‌شوند. طرحشان این است. قرار است این دارایی‌ها برای همیشه مسدود بمانند. بنابراین همچنان رأی‌گیری‌هایی برای ‏تمدید بسته‌های تحریمی برگزار خواهد شد. این رأی‌گیری‌ها هر شش ماه یک ‌بار انجام می‌شود. قبلاً دارایی‌های روسیه بخشی ‏از آن رأی‌گیری بود، اما اکنون دیگر قرار نیست مورد بررسی قرار گیرد. در نتیجه، با یک انسداد دائمی مواجه هستیم. ‏بنابراین برای همیشه؛ دارایی‌های روسیه به‌طور دائمی مسدود می‌شود.‏

الکساندر: بله. و هر کشور عضوی، مثلاً استونی، می‌تواند رأی بدهد که اگر زمانی رأی‌گیری برای لغو تحریم‌ها مطرح شد، ‏با آن مخالفت کند و دارایی‌ها را همچنان قفل نگه دارد.‏

الکس: دقیقاً. چه اتفاقی خواهد افتاد؟

الکساندر: انسداد نامحدود. حال توجه داشته باشید، همان‌طور که گفتم، ممکن است مجارستان اگر در آن زمان می‌دانست چنین ‏اتفاقی ممکن است رخ دهد، هرگز به مسدودسازی دارایی‌ها رأی نمی‌داد.

الکس: مجارستان فریب خورد.‏ فرایند این‌گونه بود که هر شش ماه یک‌ بار رأی‌گیری برای تمدید تحریم‌ها انجام می‌شود و در چارچوب تحریم‌ها، رأی‌گیری ‏دربارهٔ دارایی‌های مسدودشدهٔ روسیه هم وجود دارد. بله، برای رفع انسداد دارایی‌های مسدودشدهٔ روسیه. هر شش ماه یک ‌بار. ‏بنابراین مجارستان و اسلواکی با این روند همراهی کردند، با این تصور که هر شش ماه یک‌بار این موضوع به رأی گذاشته ‏خواهد شد.‏

الکساندر: دقیقاً. و به‌علاوه، کشورهای دیگری که مراکز مالی هم هستند، مراکز مالی کوچک‌تر، مانند مالت، به این موضوع ‏تردیدهای جدی داشتند. یادم هست، چون مالت نیز یک مرکز مالی است. آنها احتمالاً در فوریه ۲۰۲۲ در برابر کل این روند ‏مقاومت می‌کردند، اگر کسی به آنها گفته بود که اگر به این رأی بدهید، دیگر قادر نخواهید بود آن را لغو کنید، چون این وضع ‏دائمی خواهد شد. ضمناً، اگر چیزی را دائمی می‌کنید، دیگر آن را «مسدود» نکرده‌اید؛ بلکه آن را مصادره کرده‌اید. و به‌ گمان ‏من، این نکتهٔ دیگری است که مردم باید آن را درک کنند. اگر شما کسی را به‌طور دائمی از دارایی‌اش محروم می‌کنید، در ‏واقع آن را از او گرفته‌اید؛ این دیگر مسدودسازی نیست. از منظر مالکیت، این یک سلب صریح و کاملِ حقوق مالکانه است. ‏اگر شما مالک هستید، در نهایت این حق را دارید که انتظار داشته باشید دارایی‌تان به شما بازگردانده شود. البته آنها می‌گویند ‏که این دارایی‌ها را بازمی‌گردانند، اگر روس‌ها نوعی غرامت، یا غرامت‌هایی، به اوکراین پرداخت کنند.‏
اما خب، اول از همه باید گفت که این هرگز اتفاق نخواهد افتاد. و فراتر از آن، این اقدام اساساً هیچ مبنای حقوقی‌ای ندارد. شما ‏نمی‌توانید بگویید: «من خودروی تو را می‌گیرم و فقط در صورتی آن را پس می‌دهم که به من پول بدهی.» این کار سرقت را ‏توجیه نمی‌کند؛ بلکه در واقع آن را بدتر می‌کند.‏

الکس: حتی مسئله فقط این هم نیست. اگر به طرح‌هایی که آنها پیش‌تر مطرح کرده‌اند نگاه کنیم، اتحادیهٔ اروپا در مورد ‏غرامت‌هایی که روسیه باید به اوکراین بپردازد، می‌گوید این غرامت‌ها چیزی بین نیم تریلیون تا یک تریلیون دلار خواهد بود. ‏پس می‌گویند: “باشه روسیه، حداقل باید نیم تریلیون دلار به اوکراین، یا به ما، یا از طریق اوکراین به ما بپردازی، و بعد ما ‏آن ۱۴۰ میلیارد دلار را به تو برمی‌گردانیم. اما اول باید آن نیم تریلیون دلار را بپردازی.‏

الکساندر: بله، بله. همان‌طور که گفتم، این کار غیرقانونی بودن ماجرا را تشدید می‌کند. فکر می‌کنم بسیاری از مردم این را ‏متوجه نباشند. همان مثال را بزنم: خودرویی را تصور کنید که مثلاً ۵‌هزار ارزش دارد و شما بگویید آن را پس می‌دهم اگر ‏‏۵۰هزار یورو به من بدهی. این واقعاً دیوانه‌وار است. نه، دیوانه‌وار نیست؛ آن‌قدر آشکارا غیرقانونی است که هر یک از این ‏ترفندها غیرقانونی بودن ماجرا را حتی واضح‌تر می‌کند.‏

الکس: وقتی به همهٔ اینها گوش می‌دهم، وقتی درباره‌اش می‌خوانم و توضیح شما را می‌شنوم، تنها چیزی که به ذهنم می‌رسد ‏این است که کل این روند در جهت حرکت به‌سوی جنگ با روسیه است، چون تنها راه حل‌وفصل چنین مسائلی، در نهایت، ‏درگیری است. وقتی یک طرف می‌گوید: «من پول تو را می‌گیرم و هرگز آن را پس نمی‌دهم، برایم مهم نیست»، این وضع ‏چگونه حل می‌شود؟ حتی اگر به دادگاه بروید و دادگاه، که قطعاً هم چنین خواهد کرد، حکم بدهد که باید پول بازگردانده شود، ‏اتحادیهٔ اروپا عملاً می‌گوید: «ما مشروعیت این حکم را به رسمیت نمی‌شناسیم، صلاحیت این دادگاه را به رسمیت نمی‌شناسیم، ‏اصلاً آن را به رسمیت نمی‌شناسیم.» پس اگر شما روسیه باشید، چه می‌کنید؟

الکساندر: اول از همه، دست به اقدامات متقابل می‌زنید؛ شروع می‌کنید به توقیف دارایی‌ها، دارایی‌هایی که در قلمرو خودتان ‏قرار دارند. دوم اینکه اگر آن دیوان داوری بر اساس آن معاهده تشکیل شود، ممکن است، و احتمالاً هم خواهد شد، بتوانید ‏برخی کشورها را در سراسر جهان متقاعد کنید که احکام آن دادگاه را به رسمیت بشناسند، و حتی ممکن است بتوانید ‏دارایی‌هایی را خارج از قلمرو اتحادیهٔ اروپا توقیف کنید. می‌دانم که بلژیک از این بابت نگران است. بلژیک، ضمن آن‌که ‏کشوری است که به‌دلیل سابقهٔ استعماری‌اش، دارایی‌های زیادی در نقاط مختلف جهان دارد. فقط اشاره می‌کنم. این دارایی‌ها در ‏سراسر جهان پراکنده‌اند و بلژیک به‌شدت نگران این مسئله است. و آن‌طور که من می‌فهمم، چنین اقدامی می‌تواند در هر زمانی ‏صورت گیرد؛ حتی بیست سال بعد، اگر روس‌ها بخواهند.‏
اما مسئلهٔ اصلی این نیست که روس‌ها چه خواهند کرد، بلکه این است که پیامدهای چنین اقداماتی چه خواهد بود؛ چرا که ‏تصور اینکه انجام همهٔ این کارها به چیزی جز نابودی اعتبار مالی منجر شود، ناممکن است. اگر شما مثلاً عربستان سعودی ‏باشید، که اتفاقاً مخالفت خود را با این روند اعلام کرده، یا اگر بستانکاران بانکی باشید، یا هر طرف دیگری، اکنون می‌دانید ‏که اگر اتحادیهٔ اروپا مصمم باشد چنین عملیاتی را پیش ببرد، هیچ قانونی وجود ندارد، هیچ قانونی، که حاضر نباشد برای این ‏کار آن را زیر پا بگذارد.‏
توجه داشته باشید که اخیراً در هلند، دولت هلند یک شرکت متعلق به چین به نام نِکسپیا را مصادره کرد. این اقدام ظاهراً ‏مشکلات زیادی ایجاد کرده و بحث‌های گسترده‌ای در پارلمان هلند در پی داشته است، و به نظر من دولت هلند نتوانست هیچ ‏توجیه حقوقی قانع‌کننده‌ای برای آن ارائه دهد. بنابراین ما شاهد الگویی هستیم که در حال شکل‌گیری است.‏

الکس: خب، آنها این کار را به دستور آمریکا انجام دادند. ظرف ۲۴ ساعت، به دستور آمریکا دارایی را مصادره کردند.‏

الکساندر: کاملاً. کاملاً درست است. اما مسئله این است که مردم به‌تدریج به این نتیجه می‌رسند که سپرده‌گذاری یا ‏سرمایه‌گذاری در قلمرو اتحادیهٔ اروپا خطرناک است؛ چون اگر روزی تصمیم بگیرند دارایی‌ای را بگیرند، به‌سادگی این کار ‏را می‌کنند. در واقع، در داخل خود اتحادیهٔ اروپا هم قبلاً این کار را کرده‌اند. شما اهل قبرس هستید؛ یادتان هست که چگونه ‏تصمیم گرفتند پول را از حساب‌های بانکی قبرس خارج کنند؟

الکس: و این کار را کردند. دقیقاً. پول را از حساب‌های بانکی قبرس برداشتند.‏

الکساندر‎:‎‏ پول را از حساب‌های بانکی قبرس برداشتند. ممکن است کسی بگوید خب، این پولِ شهروندان اتحادیهٔ اروپا بود؛ ‏کاری که با مردم داخل اتحادیه، دولت‌ها، فعالان اقتصادی، ثروتمندان، افراد با دارایی خالص بالا، می‌کنند، شاید برای ‏سرمایه‌داران خلیج فارس، سنگاپور یا جاهای دیگر چندان نگران‌کننده نباشد. اما حالا به آنها گفته می‌شود: ببینید، این ممکن ‏است برای پول شما هم اتفاق بیفتد. اگر یک دولت باشید و منابع خود را در یوروکلیر سپرده‌گذاری کنید، اتحادیهٔ اروپا نشان ‏داده که می‌تواند آن را مصادره کند. اگر کسب‌وکاری در هلند یا آلمان راه‌اندازی کنید، دولت‌های اروپایی یا خود اتحادیه ‏می‌توانند آن را توقیف کنند. ‏
این روند، به‌تدریج اثر فرساینده‌ای خواهد داشت. نکتهٔ واقعاً عجیب این است که، طبق اطلاعاتی که به‌طور خصوصی از یک ‏منبع موثق به من رسیده، در مسکو بحث‌هایی جریان دارد که می‌گویند: واقعیت این است که ما هرگز این پول را پس نخواهیم ‏گرفت و اساساً هم به آن نیاز نداریم. در بلندمدت، این اتفاق حتی به نفع ماست که اتحادیهٔ اروپا چنین کاری بکند. بگذار ‏انجامش بدهند؛ این کار اعتبار آنها را به‌کلی از بین می‌برد و به ما کمک می‌کند ساختارهای بریکس را بیشتر تقویت کنیم: ‏نظام‌های پرداخت، سپرده‌گذاری‌ها و سازوکارهای بریکس که روس‌ها نقش اصلی را در طراحی‌شان داشته‌اند. سفر پوتین به ‏هند هم، برخلاف تصور عمومی، در درجهٔ اول دربارهٔ مسائل نظامی نبود؛ بلکه دربارهٔ تجارت، مبادلات متقابل و از همه ‏مهم‌تر، متعهد کردن کامل هند به ساختارهای جدید بود: استفاده از نظام‌های تازه، سپرده‌گذاری‌ها و سامانه‌های پرداختی که در ‏چارچوب بریکس در حال طراحی هستند. بنابراین این اقدام نه‌تنها روند بریکس را کند نمی‌کند، بلکه آن را شتاب می‌دهد؛ ‏همان‌طور که مسدودسازی اولیهٔ دارایی‌های روسیه در سال ۲۰۲۲، توسعهٔ بریکس را تسریع کرد. این بار حتی شتاب‌دهندهٔ ‏قوی‌تری خواهد بود.‏

الکس:‏‎ ‎بله، دقیقاً. قبرس زمین آزمایش بود. و قبرس هیچ کاری نکرد. هیچ مقاومتی نشان نداد و پذیرفت. و اورسولا، فقط دو ‏هفته پس از آغاز درگیری در اوکراین، به‌طور یک‌جانبه دستور داد همهٔ رسانه‌های روسی در اروپا ممنوع شوند؛ اروپا آن را ‏پذیرفت. او به‌طور یک‌جانبه دستور داد کشورهای اروپایی حریم هوایی خود را به روی پروازهای تجاری روسیه ببندند؛ و ‏اروپایی‌ها پذیرفتند. همهٔ کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا قبول کردند؛ بدون هیچ مقاومتی. و ۱۹ بستهٔ تحریمی و حالا در آستانهٔ ‏بیستمین بی هیچ مقاومتی. صفر. نه، نه. مجارستان کمی مقاومت کرد، اسلواکی هم کمی. اما در نهایت همیشه رأی مثبت دادند. ‏اصل ماجرا همین است: همیشه رأی می‌دهند. کووید؛ دقیقاً همان الگو. هیچ مقاومتی. همهٔ کشورها همراهی کردند. ماجرای ‏پیامک‌های اورسولا. کاملاً رسواکننده بود. حالا چند نمایندهٔ پارلمان اروپا وانمود می‌کنند که می‌خواهند تحقیق کنند و یک ‏جنجال نمایشی راه انداخته‌اند؛ اما همه‌اش مزخرف است، یک مشت یاوه. در نهایت اجازه دادند این اتفاق بیفتد. و ما را به کجا ‏می‌برند؟ به سمت مالیات.‏
بنابراین، طبق برداشت من، برای جمع‌بندی، به‌عنوان کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا داریم به سمتی می‌رویم که هم دولت ‏ملی‌مان از ما مالیات بگیرد و هم خود اتحادیهٔ اروپا. و این مالیات از کوچک شروع می‌شود؛ درست مثل مالیات بر ارزش ‏افزوده. یادم هست مالیات بر ارزش افزوده اول ۱ یا ۲ درصد بود؛ حالا شده ۱۹ یا ۲۰ درصد. در نهایت به مالیات سراسری ‏اتحادیهٔ اروپا برای همه می‌رسیم. و می‌دانید چیست؟ همهٔ دولت‌های عضو هم با آن کنار می‌آیند.‏

الکساندر: بله، قطعاً. و بعد هم افول صنعتیِ بیشتر، رکود اقتصادیِ عمیق‌تر، سیاست‌های هرچه تهاجمی‌تر و پرخاشگرانه‌تر، ‏و سرکوب گسترده‌ترِ مخالفت‌ها. من این را قبلاً گفته‌ام: بهترین بخشِ سند راهبردی امنیت ملی آمریکا توصیفش از آن چیزی ‏بود که در اروپا در حال رخ دادن است. این توصیف واکنش‌های تند زیادی در اروپا برانگیخت؛ دلیلش هم این است که ‏تک‌تکِ کلماتش درست بود.‏

الکس: بخش مالیات واقعاً نگران‌کننده است. امیدوارم به آنجا نرسیم. چون واقعاً مردم تا کجا می‌توانند تحمل کنند؟ این همه ‏تورم و این همه مالیات؛ مردم عادی چقدر دیگر طاقت دارند؟

الکساندر: بله، دقیقاً. وقتی به بلژیک هم حمله می‌کنند، آن‌وقت روشن می‌شود که نقطهٔ پایان این مسیر کجاست. اگر به حال خود ‏رها شوند، هیچ‌جا متوقف نخواهند شد. و زمانی که معاهده‌هایی را که بنیان شکل‌گیری خودشان بوده است عملاً نابود می‌کنند، ‏با نهادی کاملاً بی‌قانون روبه‌رو هستیم؛ نهادی که هیچ محدودیتی برای اعمال و رفتار خود به رسمیت نمی‌شناسد، به‌ویژه اگر ‏بتواند در میان دولت‌های اروپایی متحدان کافی برای خود بیابد، که قطعاً خواهد یافت، این روند ادامه می‌یابد. نکتهٔ مهم دربارهٔ ‏دولت‌های اروپایی، دربارهٔ مکرون و امثال او، این است که در نهایت آنها آپاراتچی‌اند؛ کارگزاران همین مرکز. دیدیم در ‏رومانی چه شد وقتی احتمال رای منفی بالا رفت: انتخابات لغو شد، نامزدی که احتمال پیروزی داشت کنار زده شد و حتی ‏اجازهٔ نامزدی هم نیافت. فکر می‌کنم حالا هم با پرونده‌های کیفری روبه‌روست. بنابراین مسیر روشن است؛ کاملاً پیداست به ‏کجا می‌رود. در نهایت به مالیات می‌رسند، اما در این فرآیند، کل اروپا را از لبهٔ پرتگاه به پایین پرتاب می کنند.‏

الکس: و فراموش نکنیم که اوربان می‌گوید آنها برنامهٔ ۲۰۳۰ برای جنگ با روسیه دارند.‏

الکساندر: بله، درست است. یادم هست حدود یک سال پیش، وقتی اولین زمزمه‌ها دربارهٔ مصادرهٔ دارایی‌های روسیه مطرح ‏شد، یک حقوق‌دان در فایننشال تایمز مقاله‌ای نوشت و گفت: تحت هیچ شرایطی این کار را نکنید. این اقدامی است که فقط در ‏حالت جنگ ممکن است، و اگر انجامش دهید، مرز میان جنگ و صلح را محو می‌کنید. خب، آنها دارند به سمت جنگ ‏می‌روند، چون این عمل عملِ صلح نیست.‏

الکس: و نکتهٔ دیگر اینکه: بدون چراغ سبز آمریکا هیچ‌کدام از این کارها انجام نمی‌شد.‏

الکساندر: بله، دست‌کم از سوی بخش‌هایی از دولت آمریکا، آن بخش‌هایی که واقعاً مهم‌اند. ما قبلاً هم این را بحث کرده‌ایم. در ‏ایالات متحده افرادی هستند که به‌طور مداوم با همتایان خود در اروپا در تماس‌اند. میان آنها ارتباطات پیوسته و مستمری ‏برقرار است. و این واقعیت که ترامپ می‌گوید «این کار را نکنید، چون اگر انجامش دهید، جدا از همهٔ مسائل دیگر، تلاش من ‏برای صلح را از بین می‌برد و ابتکارم برای تدوین یک طرح صلح با روس‌ها را نابود می‌کند»، خود به عاملی مشوق تبدیل ‏می‌شود؛ مشوقِ کسانی که نمی‌خواهند چنین طرحی مطرح شود و اساساً با هرگونه حل‌وفصل مذاکره‌شدهٔ مناقشهٔ اوکراین ‏مخالف‌اند. این موضع عملاً آنها را به سمت مصادرهٔ دارایی‌ها سوق می‌دهد، دقیقاً به این دلیل که خودِ ترامپ تصریح می‌کند ‏در صورت وقوع چنین اقدامی، آن طرح دیگر قابل پیشبرد نخواهد بود.‏
‎ ‎
الکس:‏‎ ‎برای قرار دادن موضوع در چارچوب بحثمان باید بگویم: درست است که بخش‌هایی از دولت آمریکا – دولت ترامپ – ‏می‌گویند این کار را نکنید، اما از آن طرف افرادی مثل بسنت، وزیر خزانه‌داری، علناً گفته‌اند دارایی‌ها را بگیرید.‏

الکساندر:‏‎ ‎بله، و بسنت تنها نیست. عملاً کل وزارت خزانه‌داری چنین فشاری را وارد می‌کند. آن‌جا یک بخش کامل وجود ‏دارد که کارش طراحی و اجرای تحریم‌هاست؛ برای همین حقوق می‌گیرند، آن هم حقوق‌های کلان. و وقتی از خزانه‌داری ‏خارج می‌شوند، منتظر پست‌هایی با درآمد حتی بالاتر هستند. بنابراین یک اجبار ساختاری برای تحریم وجود دارد. ما دربارهٔ ‏‏“نردبان تشدید” صحبت کرده‌ایم: وقتی وارد مسیر تحریم می‌شوید، دیگر نمی‌توانید پیاده شوید. فشاری دائمی برای ادامه وجود ‏دارد. ‏

الکس: سوال نگران‌کننده این است که چطور در نهایت از این مسیر خارج می‌شوید؟ یا همه‌چیز فرومی‌پاشد، یا نیرویی ‏بیرونی شما را از آن پایین می‌اندازد. و دقیقاً به همان‌جا داریم می‌رویم. هیچ‌کس داوطلبانه واقع‌بین و عاقل نمی‌شود و نمی‌گوید ‏بس است. هیچ‌کس. و در اروپا هم چنین کسی را نمی‌بینیم.‏

الکساندر: و اگر کسی هم پیدا شود که چنین حرفی بزند و محبوب شود، می‌بینیم چه می‌کنند تا مانع انتخابش شوند. ‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: انتشار مقالهٔ شی جین‌پینگ دربارهٔ افزایش تقاضای داخلی
Next: اعضای دائم شورای امنیت از دبیرکل بعدی سازمان ملل متحد چه انتظاراتی دارند؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved