از پادکست دوران ( مصاحبهٔ الکس کریستوفر با الکساندر مرکوریس)
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴
الکس: خُب، الکساندر، بیایید دربارهٔ وضع داراییهای مسدودشدهٔ روسیه صحبت کنیم. اکنون طرحی مطرح شده برای دور زدن مجارستان، دستکم در موضوع مسدودسازی داراییهای روسیه، به این معنا که مسدودسازی این داراییها عملاً دائمی شود. و اگر قرار باشد این داراییها از حالت انسداد خارج شود، به رأیِ اجماعی نیاز خواهد بود. این تازهترین طرحی است که آنها تدارک دیدهاند یا در حال تدوین آن هستند.
همزمان، نشستی قرار است در بروکسل برگزار شود که در صدر دستور کار آن عملاً تهدید بلژیک قرار دارد؛ اینکه اگر بلژیک چراغ سبز استفاده از داراییهای مسدودشدهٔ روسیه برای رژیم زلنسکی را ندهد، با آن همان رفتاری خواهد شد که با مجارستان شده است، یعنی از دسترسی به هرگونه پول و منابع مالی محروم خواهد شد. به عبارت دیگر، همان رفتار متعارفی که به گفتهٔ خودشان کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا از سوی بروکسل دریافت میکنند: دسترسی به صندوقهای مختلفی که ایجاد شدهاند و نیز به همهٔ گردهماییها و نشستهای پُرزرقوبرق.
در صورتی که نخستوزیر بلژیک داراییهای مسدودشدهٔ روسیه را واگذار نکند، او نیز با رفتاری شبیه به اوربان مواجه خواهد شد. ضمن آنکه نخستوزیر بلژیک، که پیشتر هم چندین بار این موضوع را بیان کرده، دوباره بهصراحت گفته است که این اقدام ایدهای بسیار، بسیار بد است؛ او حتی گفته که این کار عملاً چیزی جز سرقت نیست.
پس اگر اتحادیهٔ اروپا این مسیر را ادامه دهد؛ این یک پروندهٔ کاملاً روشن و بیچونوچرا به نفع روسهاست، اما اروپاییها این کار را خواهند کرد. شاید نه دقیقاً از طریق داراییهای مسدودشدهٔ روسیه، اما به هر شکل، آن ها ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیارد دلار به زلنسکی خواهند رساند. و طبعاً اروپا و کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا، به این نحو یا بهنحوی دیگر، مسئول پیامدهای آن خواهند بود. این نظر من است.
الکساندر: در این باره هیچ تردیدی وجود ندارد. و جنبهٔ سومی هم در این ماجرا هست که به گمان من باید به آن اشاره کرد، و آن این است که کمیسیون اروپا سندی تهیه کرده که در آن مسئولیتها را در صورت بروز مشکل، میان کشورهای عضو تقسیم میکند. در این سند آمده است که اگر اوضاع به مشکل بخورد و لازم شود برای جبران هرگونه زیان ناشی از یک دعوای قضایی پول پرداخت شود، آلمان باید ۵۲ تا ۵۳ میلیارد یورو بپردازد و کشوری مثل مجارستان، که البته با کل این روند مخالف است، مسئول پرداخت ۲ میلیارد یورو در نظر گرفته شده است.
و باز هم، آنطور که من میفهمم، قصد دارند این را نیز بهزور به تصویب برسانند. بنابراین این موضوعی نیست که کشورهای عضو بر سر آن توافق کرده باشند. منظورم این است که مجارستان هرگز با چنین چیزی موافقت نخواهد کرد. اما برداشت من این است که اکنون داریم به سمتی میرویم که از اختیارات اضطراری استفاده شود. آنها اکنون در حال توسل به اختیارات اضطراری هستند. در ویدیوی قبلیمان هم دربارهٔ این موضوع صحبت کردیم، اما اکنون بهتدریج به سوی تحمیل مسئولیتهای مالی این طرح بر کشورهای عضو، برخلاف ارادهٔ آنها، حرکت میکنند؛ چیزی که، همانطور که قبلاً هم گفتهام، به کل این ماجرا حالوهوای یک «وام اجباری» میدهد.
وام اجباری پدیدهای است که در زمان جنگ رخ میدهد. اما توجه داشته باشید که اتحادیهٔ اروپا دولت در حال جنگ نیست، کشور در حال جنگ نیست. بنابراین، وامهای اجباری قرار نیست در زمان صلح اعمال شوند. از نظر تاریخی نیز اینها فقط در زمان جنگ تحمیل شدهاند. و همانطور که گفتم، آنها در وضعیت جنگ نیستند. و اینجاست که وقتی وامهای اجباری آغاز میشود، وقتی وارد چنین موقعیتی میشویم که شروع میکنیم به تحمیل وامهای اجباری بر کشورهای عضو، با این نوع وضعیت مواجه میشویم. خب، همانطور که در برنامههایم توضیح دادهام، در نهایت پای مالیات هم به میان خواهد آمد. منظورم مالیاتستانی مستقیم اتحادیهٔ اروپا از کشورهای عضو، در داخل کشورهای عضو است. یعنی ایجاد یک نظام بازرسی مالیاتی و سازوکار اجرایی برای آن. البته انکارهای شدید و پرحرارتی مطرح خواهد شد که این برنامه در دستور کار نیست، اما شخصاً نمیتوانم ببینم چگونه میشود چنین تعهدات و مسئولیتهایی را پذیرفت، بیآنکه منبع درآمدی برای آن تامین شود. صرفاً همین را می شود گفت.
بنابراین، کل این روند، به نظر من، هرچه بیشتر ماهیتی نگرانکننده پیدا میکند و همچنین هرچه بیشتر آشفته و نامتعادل می شود. اکنون یوروکلیر گفته است این کار را نکنید، این کار غلط است. بانک مرکزی اروپا گفته است این کار را نکنید، این کار غلط است. صندوق بینالمللی پول گفته است این کار را نکنید، این کار غلط است. ایالات متحده نیز اکنون میگوید این کار را نکنید، این کار غلط است. افزون بر این، این اقدام تلاشهای صلح خودِ ما را دچار سردرگمی و اختلال خواهد کرد. ما در حال انجام تلاشهای جدی برای واداشتن روسها به موافقت با ابتکار صلح هستیم و لازم است دستکم بتوانیم بخشی از این داراییهای مسدود شده را به روسها بازگردانیم. اگر شروع کنید به چنین رفتاری با داراییهای روسیه، روسها ممکن است واکنش منفی نشان دهند و بسیار محتمل است، و احتمالاً چنین خواهند کرد، که از این روند کنارهگیری کنند.
ژاپن نیز اعلام کرده است: «ما هیچگونه مشارکتی در این کار نخواهیم داشت. ما قصد نداریم هیچیک از داراییهای مسدودشدهٔ روسیه در قلمرو خود را مصادره کنیم.» بنابراین ژاپن هم همراهی نخواهد کرد. این اقدام آشکارا غیرقانونی و بهروشنی نادرست است. و ژاپن، که توجه داشته باشید پس از چین دومین کشورِ بزرگِ بستانکار جهان است، نیز بهصراحت اعلام کرده که این کار غلط است.
با این حال، کمیسیون اروپا همهٔ این هشدارها را نادیده میگیرد. یوروکلیر، صندوق بینالمللی پول، بانک مرکزی اروپا، ایالات متحده و ژاپن را نادیده میگیرد و بیوقفه و بیاعتنا به پیش میتازد. آنها به اختیارات اضطراری متوسل شدهاند. حق وتوی مجارستان در موضوع تحریمها را نادیده میگیرند. و توجه داشته باشید که مجارستان زمانی که در ابتدا با تحریمها موافقت کرد، این کار را بر این اساس انجام داد که حق وتو برای لغو تحریمها را در اختیار دارد، چرا که تحریمها هر شش ماه یک بار تمدید میشوند. بنابراین اتحادیهٔ اروپا اکنون با استفاده از اختیارات اضطراری، مجارستان را از حقی محروم میکند که این کشور هنگام موافقت اولیه با تحریمها، تصور میکرد آن را دارد.
باز هم باید گفت که این روند بهشدت نگرانکننده است و تقریباً با قطعیت میتوان گفت که برخلاف حقوق اتحادیهٔ اروپا است. شما در حالی که قانون را اجرا میکنید، در حال بازنویسی آن نیز هستید. هر وکیلی به شما خواهد گفت که چنین کاری اساساً امکانپذیر نیست. شما نمیتوانید شرایط یک قانون را به این شکل تغییر دهید. نمیتوانید کشوری را از حقوقی که بر اساس حقوق اتحادیهٔ اروپا برایش به رسمیت شناخته شده، محروم کنید. اما دقیقاً همین کاری است که اکنون در پی انجام آن هستند.
و همانطور که شما کاملاً بهدرستی گفتید، اکنون سراغ بلژیک رفتهاند؛ یکی از اعضای بنیانگذار اتحادیهٔ اروپا، کشوری که همواره جایگاه بسیار مطلوبی در اتحادیه داشته و میزبان همهٔ نهادهای اصلی اتحادیهٔ اروپاست. کمیسیون اروپا در آنجاست، پارلمان اروپا در آنجاست؛ البته برخی نهادهای دیگر در مکانهای دیگری قرار دارند. با این حال، واقعاً شگفتآور است که همهٔ اینها در حال رخ دادن است و اکنون حتی بلژیک نیز هدف قرار گرفته است.
و شما کاملاً درست میگویید: زمانی که آن لحظه فرا برسد؛ و روسها هم گفتهاند که این موضوع را رها نخواهند کرد، آنها قطعاً اقدام به طرح دعوای حقوقی خواهند کرد. آنها حق دارند چنین اقداماتی را آغاز کنند.
روس ها گفتهاند: «ما قصد نداریم این پرونده را به دادگاهی در داخل اتحادیهٔ اروپا ببریم. ما با بلژیک و لوکزامبورگ یک معاهدهٔ تجاری داریم که سازوکاری را ایجاد میکند تا از طریق آن، دیوانی برای رسیدگی به اختلافات از این نوع، در صورت بروز، تشکیل دهیم. آرای آن دیوان لازمالاجراست، قابل تجدیدنظر نیست و بر اساس قوانین داخلی بلژیک الزامآور محسوب میشود.»
اکنون اتحادیهٔ اروپا بار دیگر پیشنهاد میکند که با توسل به اختیارات اضطراری، عملاً اعلام کند که تصمیمات آن دادگاه در قلمرو اتحادیهٔ اروپا الزامآور نیست. به عبارت دیگر، آنها عملاً در حال بیاثر کردن یک معاهدهٔ تجاری بینالمللی هستند و میکوشند حقوق بینالملل را کنار بگذارند. بدتر از این واقعاً نمیشود.
و توجه داشته باشید که خودِ اتحادیهٔ اروپا، بهعنوان یک موجودیت و یک ساختار، تماماً محصول حقوق و قانون است. اتحادیهٔ اروپا یک دولت-ملت نیست؛ بلکه بر پایهٔ معاهدههایی شکل گرفته که کشورهای مختلف، از جمله بلژیک و مجارستان، همگی با آنها موافقت کردهاند، آنها را امضا کرده و از طریق پارلمانهایشان تصویب کردهاند. اکنون نهادهای اروپایی، اورسولا و کمیسیون، در حال زیر پا گذاشتن همهٔ اینها هستند. واقعاً باورنکردنی است که چنین چیزی در حال رخ دادن است؛ چیزی که تا همین چندی پیش، غیرقابل تصور به نظر میرسید، اما قرار است اتفاق بیفتد.
الکس: باورنکردنی است؛ اما وقتی به رهبری اروپا نگاه میکنید، چندان هم غیرمنتظره نیست. منظورم اورسولا، کایا کالاس و کوستا است. واقعاً جای تعجب ندارد که این اتفاق میافتد. آنها بهشدت در پی تضعیف و زمینگیر کردن روسیه را دارند.
طرح این است که داراییهای روسیه را از سازوکار تمدید تحریمها جدا کنند؛ و با دائمی کردن این وضع، وقتی تحریمها هر شش ماه یک بار برای رأیگیری مطرح میشود. پس تحریمها از آن رأیگیری خارج شوند و داراییها اکنون بهطور دائمی مسدود میشوند. طرحشان این است. قرار است این داراییها برای همیشه مسدود بمانند. بنابراین همچنان رأیگیریهایی برای تمدید بستههای تحریمی برگزار خواهد شد. این رأیگیریها هر شش ماه یک بار انجام میشود. قبلاً داراییهای روسیه بخشی از آن رأیگیری بود، اما اکنون دیگر قرار نیست مورد بررسی قرار گیرد. در نتیجه، با یک انسداد دائمی مواجه هستیم. بنابراین برای همیشه؛ داراییهای روسیه بهطور دائمی مسدود میشود.
الکساندر: بله. و هر کشور عضوی، مثلاً استونی، میتواند رأی بدهد که اگر زمانی رأیگیری برای لغو تحریمها مطرح شد، با آن مخالفت کند و داراییها را همچنان قفل نگه دارد.
الکس: دقیقاً. چه اتفاقی خواهد افتاد؟
الکساندر: انسداد نامحدود. حال توجه داشته باشید، همانطور که گفتم، ممکن است مجارستان اگر در آن زمان میدانست چنین اتفاقی ممکن است رخ دهد، هرگز به مسدودسازی داراییها رأی نمیداد.
الکس: مجارستان فریب خورد. فرایند اینگونه بود که هر شش ماه یک بار رأیگیری برای تمدید تحریمها انجام میشود و در چارچوب تحریمها، رأیگیری دربارهٔ داراییهای مسدودشدهٔ روسیه هم وجود دارد. بله، برای رفع انسداد داراییهای مسدودشدهٔ روسیه. هر شش ماه یک بار. بنابراین مجارستان و اسلواکی با این روند همراهی کردند، با این تصور که هر شش ماه یکبار این موضوع به رأی گذاشته خواهد شد.
الکساندر: دقیقاً. و بهعلاوه، کشورهای دیگری که مراکز مالی هم هستند، مراکز مالی کوچکتر، مانند مالت، به این موضوع تردیدهای جدی داشتند. یادم هست، چون مالت نیز یک مرکز مالی است. آنها احتمالاً در فوریه ۲۰۲۲ در برابر کل این روند مقاومت میکردند، اگر کسی به آنها گفته بود که اگر به این رأی بدهید، دیگر قادر نخواهید بود آن را لغو کنید، چون این وضع دائمی خواهد شد. ضمناً، اگر چیزی را دائمی میکنید، دیگر آن را «مسدود» نکردهاید؛ بلکه آن را مصادره کردهاید. و به گمان من، این نکتهٔ دیگری است که مردم باید آن را درک کنند. اگر شما کسی را بهطور دائمی از داراییاش محروم میکنید، در واقع آن را از او گرفتهاید؛ این دیگر مسدودسازی نیست. از منظر مالکیت، این یک سلب صریح و کاملِ حقوق مالکانه است. اگر شما مالک هستید، در نهایت این حق را دارید که انتظار داشته باشید داراییتان به شما بازگردانده شود. البته آنها میگویند که این داراییها را بازمیگردانند، اگر روسها نوعی غرامت، یا غرامتهایی، به اوکراین پرداخت کنند.
اما خب، اول از همه باید گفت که این هرگز اتفاق نخواهد افتاد. و فراتر از آن، این اقدام اساساً هیچ مبنای حقوقیای ندارد. شما نمیتوانید بگویید: «من خودروی تو را میگیرم و فقط در صورتی آن را پس میدهم که به من پول بدهی.» این کار سرقت را توجیه نمیکند؛ بلکه در واقع آن را بدتر میکند.
الکس: حتی مسئله فقط این هم نیست. اگر به طرحهایی که آنها پیشتر مطرح کردهاند نگاه کنیم، اتحادیهٔ اروپا در مورد غرامتهایی که روسیه باید به اوکراین بپردازد، میگوید این غرامتها چیزی بین نیم تریلیون تا یک تریلیون دلار خواهد بود. پس میگویند: “باشه روسیه، حداقل باید نیم تریلیون دلار به اوکراین، یا به ما، یا از طریق اوکراین به ما بپردازی، و بعد ما آن ۱۴۰ میلیارد دلار را به تو برمیگردانیم. اما اول باید آن نیم تریلیون دلار را بپردازی.
الکساندر: بله، بله. همانطور که گفتم، این کار غیرقانونی بودن ماجرا را تشدید میکند. فکر میکنم بسیاری از مردم این را متوجه نباشند. همان مثال را بزنم: خودرویی را تصور کنید که مثلاً ۵هزار ارزش دارد و شما بگویید آن را پس میدهم اگر ۵۰هزار یورو به من بدهی. این واقعاً دیوانهوار است. نه، دیوانهوار نیست؛ آنقدر آشکارا غیرقانونی است که هر یک از این ترفندها غیرقانونی بودن ماجرا را حتی واضحتر میکند.
الکس: وقتی به همهٔ اینها گوش میدهم، وقتی دربارهاش میخوانم و توضیح شما را میشنوم، تنها چیزی که به ذهنم میرسد این است که کل این روند در جهت حرکت بهسوی جنگ با روسیه است، چون تنها راه حلوفصل چنین مسائلی، در نهایت، درگیری است. وقتی یک طرف میگوید: «من پول تو را میگیرم و هرگز آن را پس نمیدهم، برایم مهم نیست»، این وضع چگونه حل میشود؟ حتی اگر به دادگاه بروید و دادگاه، که قطعاً هم چنین خواهد کرد، حکم بدهد که باید پول بازگردانده شود، اتحادیهٔ اروپا عملاً میگوید: «ما مشروعیت این حکم را به رسمیت نمیشناسیم، صلاحیت این دادگاه را به رسمیت نمیشناسیم، اصلاً آن را به رسمیت نمیشناسیم.» پس اگر شما روسیه باشید، چه میکنید؟
الکساندر: اول از همه، دست به اقدامات متقابل میزنید؛ شروع میکنید به توقیف داراییها، داراییهایی که در قلمرو خودتان قرار دارند. دوم اینکه اگر آن دیوان داوری بر اساس آن معاهده تشکیل شود، ممکن است، و احتمالاً هم خواهد شد، بتوانید برخی کشورها را در سراسر جهان متقاعد کنید که احکام آن دادگاه را به رسمیت بشناسند، و حتی ممکن است بتوانید داراییهایی را خارج از قلمرو اتحادیهٔ اروپا توقیف کنید. میدانم که بلژیک از این بابت نگران است. بلژیک، ضمن آنکه کشوری است که بهدلیل سابقهٔ استعماریاش، داراییهای زیادی در نقاط مختلف جهان دارد. فقط اشاره میکنم. این داراییها در سراسر جهان پراکندهاند و بلژیک بهشدت نگران این مسئله است. و آنطور که من میفهمم، چنین اقدامی میتواند در هر زمانی صورت گیرد؛ حتی بیست سال بعد، اگر روسها بخواهند.
اما مسئلهٔ اصلی این نیست که روسها چه خواهند کرد، بلکه این است که پیامدهای چنین اقداماتی چه خواهد بود؛ چرا که تصور اینکه انجام همهٔ این کارها به چیزی جز نابودی اعتبار مالی منجر شود، ناممکن است. اگر شما مثلاً عربستان سعودی باشید، که اتفاقاً مخالفت خود را با این روند اعلام کرده، یا اگر بستانکاران بانکی باشید، یا هر طرف دیگری، اکنون میدانید که اگر اتحادیهٔ اروپا مصمم باشد چنین عملیاتی را پیش ببرد، هیچ قانونی وجود ندارد، هیچ قانونی، که حاضر نباشد برای این کار آن را زیر پا بگذارد.
توجه داشته باشید که اخیراً در هلند، دولت هلند یک شرکت متعلق به چین به نام نِکسپیا را مصادره کرد. این اقدام ظاهراً مشکلات زیادی ایجاد کرده و بحثهای گستردهای در پارلمان هلند در پی داشته است، و به نظر من دولت هلند نتوانست هیچ توجیه حقوقی قانعکنندهای برای آن ارائه دهد. بنابراین ما شاهد الگویی هستیم که در حال شکلگیری است.
الکس: خب، آنها این کار را به دستور آمریکا انجام دادند. ظرف ۲۴ ساعت، به دستور آمریکا دارایی را مصادره کردند.
الکساندر: کاملاً. کاملاً درست است. اما مسئله این است که مردم بهتدریج به این نتیجه میرسند که سپردهگذاری یا سرمایهگذاری در قلمرو اتحادیهٔ اروپا خطرناک است؛ چون اگر روزی تصمیم بگیرند داراییای را بگیرند، بهسادگی این کار را میکنند. در واقع، در داخل خود اتحادیهٔ اروپا هم قبلاً این کار را کردهاند. شما اهل قبرس هستید؛ یادتان هست که چگونه تصمیم گرفتند پول را از حسابهای بانکی قبرس خارج کنند؟
الکس: و این کار را کردند. دقیقاً. پول را از حسابهای بانکی قبرس برداشتند.
الکساندر: پول را از حسابهای بانکی قبرس برداشتند. ممکن است کسی بگوید خب، این پولِ شهروندان اتحادیهٔ اروپا بود؛ کاری که با مردم داخل اتحادیه، دولتها، فعالان اقتصادی، ثروتمندان، افراد با دارایی خالص بالا، میکنند، شاید برای سرمایهداران خلیج فارس، سنگاپور یا جاهای دیگر چندان نگرانکننده نباشد. اما حالا به آنها گفته میشود: ببینید، این ممکن است برای پول شما هم اتفاق بیفتد. اگر یک دولت باشید و منابع خود را در یوروکلیر سپردهگذاری کنید، اتحادیهٔ اروپا نشان داده که میتواند آن را مصادره کند. اگر کسبوکاری در هلند یا آلمان راهاندازی کنید، دولتهای اروپایی یا خود اتحادیه میتوانند آن را توقیف کنند.
این روند، بهتدریج اثر فرسایندهای خواهد داشت. نکتهٔ واقعاً عجیب این است که، طبق اطلاعاتی که بهطور خصوصی از یک منبع موثق به من رسیده، در مسکو بحثهایی جریان دارد که میگویند: واقعیت این است که ما هرگز این پول را پس نخواهیم گرفت و اساساً هم به آن نیاز نداریم. در بلندمدت، این اتفاق حتی به نفع ماست که اتحادیهٔ اروپا چنین کاری بکند. بگذار انجامش بدهند؛ این کار اعتبار آنها را بهکلی از بین میبرد و به ما کمک میکند ساختارهای بریکس را بیشتر تقویت کنیم: نظامهای پرداخت، سپردهگذاریها و سازوکارهای بریکس که روسها نقش اصلی را در طراحیشان داشتهاند. سفر پوتین به هند هم، برخلاف تصور عمومی، در درجهٔ اول دربارهٔ مسائل نظامی نبود؛ بلکه دربارهٔ تجارت، مبادلات متقابل و از همه مهمتر، متعهد کردن کامل هند به ساختارهای جدید بود: استفاده از نظامهای تازه، سپردهگذاریها و سامانههای پرداختی که در چارچوب بریکس در حال طراحی هستند. بنابراین این اقدام نهتنها روند بریکس را کند نمیکند، بلکه آن را شتاب میدهد؛ همانطور که مسدودسازی اولیهٔ داراییهای روسیه در سال ۲۰۲۲، توسعهٔ بریکس را تسریع کرد. این بار حتی شتابدهندهٔ قویتری خواهد بود.
الکس: بله، دقیقاً. قبرس زمین آزمایش بود. و قبرس هیچ کاری نکرد. هیچ مقاومتی نشان نداد و پذیرفت. و اورسولا، فقط دو هفته پس از آغاز درگیری در اوکراین، بهطور یکجانبه دستور داد همهٔ رسانههای روسی در اروپا ممنوع شوند؛ اروپا آن را پذیرفت. او بهطور یکجانبه دستور داد کشورهای اروپایی حریم هوایی خود را به روی پروازهای تجاری روسیه ببندند؛ و اروپاییها پذیرفتند. همهٔ کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا قبول کردند؛ بدون هیچ مقاومتی. و ۱۹ بستهٔ تحریمی و حالا در آستانهٔ بیستمین بی هیچ مقاومتی. صفر. نه، نه. مجارستان کمی مقاومت کرد، اسلواکی هم کمی. اما در نهایت همیشه رأی مثبت دادند. اصل ماجرا همین است: همیشه رأی میدهند. کووید؛ دقیقاً همان الگو. هیچ مقاومتی. همهٔ کشورها همراهی کردند. ماجرای پیامکهای اورسولا. کاملاً رسواکننده بود. حالا چند نمایندهٔ پارلمان اروپا وانمود میکنند که میخواهند تحقیق کنند و یک جنجال نمایشی راه انداختهاند؛ اما همهاش مزخرف است، یک مشت یاوه. در نهایت اجازه دادند این اتفاق بیفتد. و ما را به کجا میبرند؟ به سمت مالیات.
بنابراین، طبق برداشت من، برای جمعبندی، بهعنوان کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا داریم به سمتی میرویم که هم دولت ملیمان از ما مالیات بگیرد و هم خود اتحادیهٔ اروپا. و این مالیات از کوچک شروع میشود؛ درست مثل مالیات بر ارزش افزوده. یادم هست مالیات بر ارزش افزوده اول ۱ یا ۲ درصد بود؛ حالا شده ۱۹ یا ۲۰ درصد. در نهایت به مالیات سراسری اتحادیهٔ اروپا برای همه میرسیم. و میدانید چیست؟ همهٔ دولتهای عضو هم با آن کنار میآیند.
الکساندر: بله، قطعاً. و بعد هم افول صنعتیِ بیشتر، رکود اقتصادیِ عمیقتر، سیاستهای هرچه تهاجمیتر و پرخاشگرانهتر، و سرکوب گستردهترِ مخالفتها. من این را قبلاً گفتهام: بهترین بخشِ سند راهبردی امنیت ملی آمریکا توصیفش از آن چیزی بود که در اروپا در حال رخ دادن است. این توصیف واکنشهای تند زیادی در اروپا برانگیخت؛ دلیلش هم این است که تکتکِ کلماتش درست بود.
الکس: بخش مالیات واقعاً نگرانکننده است. امیدوارم به آنجا نرسیم. چون واقعاً مردم تا کجا میتوانند تحمل کنند؟ این همه تورم و این همه مالیات؛ مردم عادی چقدر دیگر طاقت دارند؟
الکساندر: بله، دقیقاً. وقتی به بلژیک هم حمله میکنند، آنوقت روشن میشود که نقطهٔ پایان این مسیر کجاست. اگر به حال خود رها شوند، هیچجا متوقف نخواهند شد. و زمانی که معاهدههایی را که بنیان شکلگیری خودشان بوده است عملاً نابود میکنند، با نهادی کاملاً بیقانون روبهرو هستیم؛ نهادی که هیچ محدودیتی برای اعمال و رفتار خود به رسمیت نمیشناسد، بهویژه اگر بتواند در میان دولتهای اروپایی متحدان کافی برای خود بیابد، که قطعاً خواهد یافت، این روند ادامه مییابد. نکتهٔ مهم دربارهٔ دولتهای اروپایی، دربارهٔ مکرون و امثال او، این است که در نهایت آنها آپاراتچیاند؛ کارگزاران همین مرکز. دیدیم در رومانی چه شد وقتی احتمال رای منفی بالا رفت: انتخابات لغو شد، نامزدی که احتمال پیروزی داشت کنار زده شد و حتی اجازهٔ نامزدی هم نیافت. فکر میکنم حالا هم با پروندههای کیفری روبهروست. بنابراین مسیر روشن است؛ کاملاً پیداست به کجا میرود. در نهایت به مالیات میرسند، اما در این فرآیند، کل اروپا را از لبهٔ پرتگاه به پایین پرتاب می کنند.
الکس: و فراموش نکنیم که اوربان میگوید آنها برنامهٔ ۲۰۳۰ برای جنگ با روسیه دارند.
الکساندر: بله، درست است. یادم هست حدود یک سال پیش، وقتی اولین زمزمهها دربارهٔ مصادرهٔ داراییهای روسیه مطرح شد، یک حقوقدان در فایننشال تایمز مقالهای نوشت و گفت: تحت هیچ شرایطی این کار را نکنید. این اقدامی است که فقط در حالت جنگ ممکن است، و اگر انجامش دهید، مرز میان جنگ و صلح را محو میکنید. خب، آنها دارند به سمت جنگ میروند، چون این عمل عملِ صلح نیست.
الکس: و نکتهٔ دیگر اینکه: بدون چراغ سبز آمریکا هیچکدام از این کارها انجام نمیشد.
الکساندر: بله، دستکم از سوی بخشهایی از دولت آمریکا، آن بخشهایی که واقعاً مهماند. ما قبلاً هم این را بحث کردهایم. در ایالات متحده افرادی هستند که بهطور مداوم با همتایان خود در اروپا در تماساند. میان آنها ارتباطات پیوسته و مستمری برقرار است. و این واقعیت که ترامپ میگوید «این کار را نکنید، چون اگر انجامش دهید، جدا از همهٔ مسائل دیگر، تلاش من برای صلح را از بین میبرد و ابتکارم برای تدوین یک طرح صلح با روسها را نابود میکند»، خود به عاملی مشوق تبدیل میشود؛ مشوقِ کسانی که نمیخواهند چنین طرحی مطرح شود و اساساً با هرگونه حلوفصل مذاکرهشدهٔ مناقشهٔ اوکراین مخالفاند. این موضع عملاً آنها را به سمت مصادرهٔ داراییها سوق میدهد، دقیقاً به این دلیل که خودِ ترامپ تصریح میکند در صورت وقوع چنین اقدامی، آن طرح دیگر قابل پیشبرد نخواهد بود.
الکس: برای قرار دادن موضوع در چارچوب بحثمان باید بگویم: درست است که بخشهایی از دولت آمریکا – دولت ترامپ – میگویند این کار را نکنید، اما از آن طرف افرادی مثل بسنت، وزیر خزانهداری، علناً گفتهاند داراییها را بگیرید.
الکساندر: بله، و بسنت تنها نیست. عملاً کل وزارت خزانهداری چنین فشاری را وارد میکند. آنجا یک بخش کامل وجود دارد که کارش طراحی و اجرای تحریمهاست؛ برای همین حقوق میگیرند، آن هم حقوقهای کلان. و وقتی از خزانهداری خارج میشوند، منتظر پستهایی با درآمد حتی بالاتر هستند. بنابراین یک اجبار ساختاری برای تحریم وجود دارد. ما دربارهٔ “نردبان تشدید” صحبت کردهایم: وقتی وارد مسیر تحریم میشوید، دیگر نمیتوانید پیاده شوید. فشاری دائمی برای ادامه وجود دارد.
الکس: سوال نگرانکننده این است که چطور در نهایت از این مسیر خارج میشوید؟ یا همهچیز فرومیپاشد، یا نیرویی بیرونی شما را از آن پایین میاندازد. و دقیقاً به همانجا داریم میرویم. هیچکس داوطلبانه واقعبین و عاقل نمیشود و نمیگوید بس است. هیچکس. و در اروپا هم چنین کسی را نمیبینیم.
الکساندر: و اگر کسی هم پیدا شود که چنین حرفی بزند و محبوب شود، میبینیم چه میکنند تا مانع انتخابش شوند.