Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • دیوید ریکاردو، روش‌شناسی قیاسی و میراث مسئله‌ساز اقتصاد جریان اصلی
  • اقتصادی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

دیوید ریکاردو، روش‌شناسی قیاسی و میراث مسئله‌ساز اقتصاد جریان اصلی

تهیه و ترجمه و تنظیم از مینا آگاه* – اندیشهٔ نو

جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴

مقدمه
اقتصاد انگلیسی‌زبان در سدهٔ نوزدهم در دوره‌ای شکل گرفت که امپراتوری بریتانیا در اوج قدرت اقتصادی و نظامی ‏بود. در چنان بستری، «اقتصاد کلاسیک» نه به‌عنوان علمی تجربی، بلکه به‌منزلهٔ دستگاهی فکری- مبتنی بر اصول ‏موضوعه، فرضیات انتزاعی و روش قیاسی- تثبیت شد. محور این دستگاه کسی نبود جز دیوید ریکاردو، بانکدار ثروتمند ‏لندنی، نظریه‌پردازی برآمده از تجارت مالی، که به‌ گفتهٔ بسیاری از اقتصاددانان بعدی، «اقتصاد» را آن‌گونه که امروز ‏می‌شناسیم اختراع کرد.‏
در طول دو قرن گذشته اقتصاد جریان اصلی، که در شکل مدرن خود همان اقتصاد نوکلاسیک (‏Neoclassical ‎Economics‏) و سپس نوکلاسیکِ جدید (‏New Classical Economics‏) است، در بنیان‌های فلسفی و روش‌شناختی ‏تغییری ماهوی نکرده است. این مقاله در پی آن است که ریکاردو علم اقتصادی‌ای ساخته است که هم به‌لحاظ نظری ایستا است و هم ‏در عمل شکست‌خورده، اما همچنان چارچوب سیاست‌گذاری جهانی را، از صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی گرفته تا ‏اقتصاددانان جریان اصلی دانشگاهی، شکل می‌دهد.‏

ریکاردو و تأسیس روش‌شناسی قیاسی در اقتصاد
ریکاردو در زمانی ظهور کرد که اقتصاد انگلیسی‌زبانان هنوز رشته‌ای منسجم نبود. او روشی را بنیان گذاشت که بعدتر به ‏‏«روش فرضی – اصول موضوعه‌ای» (‏hypothetico-deductive method‏) یا به‌طور ساده «روش قیاسی» شهرت ‏یافت. در این روش:‏
‏۱. ابتدا اصول موضوعه- بدون نیاز به شواهد- اعلام می‌شوند ‏
‏-‏ مثال: انسان‌ها فقط «به‌دنبال بیشترین مطلوبیّت فردی» هستند؛ انسان‌ها تحت تاثیر دیگران قرار نمی‌گیرند؛ و مهم‌تر ‏از همه، انگیزه‌های اجتماعی، اخلاقی، یا روان‌شناختی در کارکرد اقتصاد بی‌اهمیت است. ‏
‏۲. سپس مجموعه‌ای از فرضیات غیرواقعی ساخته می‌شود، مانند: ‏
‏-‏ بازار کامل و رقابت کامل؛ انعطاف آنی قیمت‌ها؛ نبود هرگونه هزینهٔ معاملاتی؛ وجود اطلاعات کامل؛ و بهره‌برداری ‏بهینهٔ دائمی از نیروی کار.‏
با فرض برقرار بودن هم‌زمان این شرایط، اقتصاددانان به بررسی «تعادل عمومی» می‌پردازند، جهانی که در آن عرضه با ‏تقاضا برابر است و همهٔ عوامل اقتصادی همواره در وضع بهینه قرار دارند. به عبارت دیگر، بر اساس این ‏فرضیات، تصویری از اقتصاد را شکل می‌دهند و به بررسی آن می پردازند.‏
اما نکتهٔ مهم این است که این جهان تصویرشده نه وجود دارد، نه تا کنون مشاهده شده، نه قابل اجرای تجربی است، و در ‏نتیجهٔ همین ویژگی‌ها، اقتصاد قیاسی را به چارچوبی ایدئولوژیک تبدیل کرده که نتایج آن از پیش تعیین‌شده است.‏

ریکاردو کیست؟
ریکاردو که بود و چرا چنین نفوذ نظری‌ای داشت و دارد؟
ریکاردو بانکداری بسیار ثروتمند بود. بنا به ‌گفتهٔ اسکوسن،۱ ‏‏«ثروتمندترین اقتصاددان تاریخ» که از توان مالی چشمگیرش برای پشتیبانی مالی از اقتصاددانان هم‌عصرش بهره ‏می‌برد و از همین مسیر آنان را تا حد زیادی زیر نفوذ نظری خودش قرار می‌داد.‏
به‌ گفتهٔ بلاگ، این اوست که «عملاً تکنیک اقتصاد را اختراع کرد‏.»۲ و به‌ روایت جان مینارد کینز، «ریکاردو انگلستان را ‏دقیقاً به همان اندازه فتح کرد که دادگاه تفتیش عقاید اسپانیا را فتح کرد.»۳ و ویلیام استنلی جونز جمله‌ای مشهور دارد: «آن مرد ‏توانا، اما کج اندیش، یعنی دیوید ریکاردو، قطار علم اقتصاد را روی ریلی انداخت که بعدها نیز جان استوارت میل، ‏تحسین‌کنندهٔ توانا اما خطاکار او، بیشتر به‌سوی سردرگمی سوق داد.»‏۴
اما شاید مهم‌ترین عامل نفوذ ریکاردو پول و شبکهٔ ارتباطات او بود. او از حامیان مالی و سیاسی مالتوس، جرمی بنتام،
جیمز میل، و سپس جان استوارت میل بود. این شبکهٔ حامیان باعث شد روش قیاسی او استاندارد مسلط اقتصاد انگلیسی‌زبان ‏شود، آنچه امروز می‌توان نوعی نقشِ اثرگذاری اولیهٔ ریکاردو دانست.‏

«نقص ریکاردویی»: نقطهٔ آغاز یک انحراف تاریخی‏
مایو، یکی از اقتصاددانان آمریکایی، در سال ۱۹۴۵ نوشت: «خاستگاهِ بدفهمی‌ای که سراسر نظریهٔ اقتصادی بر آن بنا شده ‏است باید به دیوید ریکاردو بازگردانده شود.‏»۵ و اسکوسن این مسئله را «نقص ریکاردویی» نامید: نقص رویکرد ‏ریکاردویی در این بود که در چارچوب روش قیاسی، برای رسیدن به نتایج دلخواه، به مدل‌سازی‌های بیش از حد انتزاعی تکیه ‏می‌کرد و استدلال‌هایش را بر مجموعه‌ای از فرضیات نادرست بنا می‌نهاد. ریکاردو هرگاه با نتیجهٔ مطلوبش فاصله ‏می‌گرفت، با افزودن یک فرض محدودکنندهٔ تازه مسیر استنتاج قیاسی‌اش را اصلاح می‌کرد. چون روش قیاسی قابل ‏دستکاری است، نتایج را از پیش مشخص می‌کند، و امکان نقد تجربی را از بین می‌برد، به‌راحتی تبدیل به ابزار ایدئولوژیک ‏می‌شود (ورنر‎۶).‎
این روش به‌دلیل ایستایی ذاتی‌اش برای کشوری مانند بریتانیا- که دغدغهٔ رشد نداشت- مناسب بود، اما برای کشورهای ‏در حال توسعه کاملاً نامناسب است. با این حال، همین روش پایهٔ اقتصاد جریان اصلی جهان شد.‏

از اقتصاد کلاسیک تا اقتصاد نوکلاسیک: استمرار یک روش اشتباه
اقتصاد نوکلاسیک قرن بیستم
– و سپس نوکلاسیکِ جدید- تقریباً تمام عناصر کلیدی اقتصاد ریکاردویی را بازتولید کرد:‏
‏●‏ همان مدل‌های انتزاعی
‏●‏ همان تصور از انسانِ بدون جامعه
‏●‏ همان باور به تعادل
‏●‏ همان فرضیات غیرواقعی
‏●‏ همان بی‌توجهی به پول، بانک‌ها و خلق اعتبار
بسیاری از مدل‌های امروز، از جمله تعادل عمومی پویای تصادفی مدل‌سازی،۷ نسخهٔ «به‌روزشدهٔ» همان جهان ریکاردویی‌اند، جهانی بدون پول، بدون عدم‌قطعیت واقعی، بدون بانک، بدون بدهی، بدون تحولات نهادی، و بدون هرگونه ساختار ‏قدرت.‏

‏ نقدی از درون جریان اصلی: چرا پس از ۹۰ تا ۲۰۰ سال پیشرفتی رخ نداد؟
ناکامورا۸ و اشتاین‌سون۹ در مقاله‌ای منسوب به سال ۲۰۱۹ در استنفورد ادعا می‌کنند که «اقتصاد کلانِ جریان اصلی طی ‏دست‌کم ۹۰ سال گذشته هیچ پیشرفتی نکرده است.»۱۰ چنین حکمی ضربه‌ای جدّی به مدل‌سازی تعادلی وارد می‌کند، اما ‏واقعیت حتی فراتر از این ارزیابی است. از زمان ریکاردو تا امروز دو قرن اقتصاد تعادلی تقریباً هیچ دستاورد تجربی ‏معناداری ارائه نکرده است.‏
مدل‌های رایج توان پیش‌بینی بحران‌ها را نداشته‌اند؛ رویکرد «اقتصاد بدون پول»، که فقط بر نرخ بهره تکیه دارد، شکست ‏خورده است؛ نسخه‌های سیاستی نهادهای بین‌المللی، به‌رغم یکسان ‌بودن، کارآمدی نشان نداده‌اند؛ و کشورهایی که این توصیه‌ها ‏را به اجرا گذاشته‌اند هرگز به مسیر توسعه قدم نگذاشته‌اند.‏

اقتصاد توسعه و شکست نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول
هیچ کشور «در حال توسعه»‌ای تا کنون با تکیه بر سیاست‌هایی که صندوق بین‌المللی پول یا بانک جهانی توصیه کرده‌ است به ‏سطح کشورهای «توسعه‌یافته» نرسیده است. در مقابل، کشورهایی که طی پنجاه سال گذشته جهش‌های بزرگ اقتصادی داشته‌اند- مانند ژاپن، کرهٔ جنوبی، تایوان، سنگاپور، و چین- دقیقاً مسیری متفاوت با نسخهٔ جریان اصلی طی کرده‌اند. این ‏کشورها با اعمال کنترل دولت بر نظام مالی، اجرای سیاست‌های صنعتی هدفمند، مدیریت اعتبار و هدایت منابع پولی به‌سوی ‏بخش تولید، جلوگیری از ورود آزاد سرمایه‌های سفته‌بازانه، و حمایت مؤثر از صنایع نوپا توانسته‌اند مسیر توسعه‌شان را رقم ‏بزنند. حتی در برخی از آنها اجرای سیاست‌های پیشنهادی صندوق بین‌المللی پول رسماً ممنوع شده بود.‏

اقتصاد جریان اصلی وقتی با واقعیت پول مواجه می‌شود فرو می‌ریزد
ریچارد ورنر در سال‌های ۱۹۹۱–۱۹۹۲ ایدهٔ «خلق پول از هیچ توسط بانک‌ها» را وارد مدل کلان اقتصادی کرد. ایدهٔ ‏‏«خلق پول از هیچ توسط بانک‌ها» وارد تحلیل کلان شد، اما مشکل این بود که اقتصاد جریان اصلی عملاً «اقتصاد بدون ‏پول» است و مدل‌های نوکلاسیک، به‌طور پیش‌فرض، متغیری به نام عرضهٔ پول را در نظر نمی‌گرفتند و بنابراین قادر به ‏پذیرش این ایده نبودند. و این اقتصادی است که از دههٔ ۱۹۷۰ تا امروز نتوانسته است بحران‌ها را توضیح دهد، چرخه‌های ‏اعتباری را تحلیل کند، نقش بانک‌ها را مدل‌سازی کند، و سیاست‌گذاری موفقی ارائه دهد.‏
به گفتهٔ ورنر، اقتصاد جریان اصلی امروزه شکلی شبیه به «دین» پیدا کرده است.۱۱ اگرچه رویکرد ریکاردویی از نظر علمی ‏‏«قابل ابطال» است، اما در عمل مانند مذهب تقدیس و تثبیت شده است. علت این امر چندوجهی است: هویت حرفه‌ای ‏بسیاری از اقتصاددانان به مدل‌های اقتصادی گره خورده است؛ پذیرش چارچوب جریان اصلی مسیر شغلی آسان و معتبر و ‏پُردرآمدی برای آنان فراهم می‌کند؛ نقد و پرسشگری دربارهٔ این مدل‌ها اغلب به طرد دانشگاهی می‌انجامد؛ و در سطح ‏سیاست‌گذاری، نهادهای جهانی نیازمند چارچوب‌های ساده‌سازی‌شده و ایدئولوژیک‌اند. در نتیجه، اقتصاد جریان اصلی نه ‏به‌دلیل موفقیت علمی، بلکه به‌سبب ترکیبی از قدرت سیاسی، پشتیبانی نهادی، و نفوذ تاریخی بریتانیا و سپس ایالات متحده در ‏جهان به جایگاه پایدارش دست یافته است.‏

میراث ریکاردو و ضرورت بازاندیشی
میراث ریکاردویی را می‌توان در چند محور خلاصه کرد:‏
‏۱. تبدیل اقتصاد به مجموعه‌ای از مدل‌های انتزاعی، نه علمی-تجربی. این مدل‌ها جهان را توضیح نمی‌دهند، بلکه آن را با ‏الگوهای خودشان جایگزین می‌کنند.‏
‏۲. نادیده‌‏‎ ‎گرفتن پول و بانک‌ها. خطایی که بحران ۲۰۰۸ آشکار کرد.‏
‏۳. تبدیل اقتصاد به ابزار ایدئولوژیک برای توجیه سیاست‌های سرمایه‌داری نولیبرال. بدون آنکه نتایج عملی آنها در توسعه ‏یا ثبات اقتصادی اثبات شده باشد.‏
‏۴. شکست کامل در کمک کردن به کشورهای در حال توسعه. فقط کشورهایی توسعه یافتند که از نسخه‌های جریان اصلی سرپیچی ‏کردند.‏
‏۵. مقاومت ساختاری در برابر نقد، که اقتصاد جریان اصلی را به «دینی سکولار» تبدیل کرده است.‏

به همین دلیل، برای ساختن اقتصادی که بتواند توسعه را توضیح دهد، بحران‌ها را پیش‌بینی کند، نقش پول و اعتبار را به‌دقت ‏مدل‌سازی کند، و واقعیت اجتماعی و نهادی و قدرت را ببیند، باید از میراث ریکاردویی عبور کرد.‏

* ‏ این نوشته با بهره‌گیری از مقالهٔ «درس‌های ژاپن»، نوشتهٔ ریچارد ورنر، ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۵، تهیه شده است.‏


‎ 1. Skousen, Mark. The Making of Modern Economics: The Lives and Ideas of the Great ‎Thinkers. M. E. Sharpe, 2001‎
‎ 2. Blaug, M. (1978), Economic Theory in Retrospect, (3rd ed.), Cambridge University ‎Press, Cambridge.‎
‎ 3. Keynes, J.M. (1936), The General Theory of Employment, Interest and Money, ‎Macmillan, Basingstoke. ‎
‎ 4. Jevons, W.S. (1871), The Theory of Political Economy, Macmillan, London.‎
‎ 5. Mayo, E. (1945), The Social Problems of an Industrial Civilization, Harvard University ‎Press, Cambridge, MA.‎
‎ 6. Subsidiarity as secret of success: “Hidden Champion” SMEs and subsidiarity as winning HRM ‎configuration in interdisciplinary case studies

۷.‎ ‎تعادل عمومی پویای تصادفی مدل‌سازی (‏Dynamic Stochastic General Equilibrium، به اختصار ‏DSGE‏ ‏یا گاهی ‏SDGE‏ یا ‏DGE‏) شاخه‌ای از نظریهٔ تعادل عمومی کاربردی است که در اقتصاد کلان معاصر تأثیر زیادی گذاشته‌ ‏است. ‏DSGE‏ تلاش می‌کند برای کل پدیده‌های اقتصادی مانند رشد اقتصادی، چرخهٔ کسب‌وکار، و اثرات سیاست پولی و ‏سیاست مالی بر اساس مدل اقتصاد کلان، که از اصول اقتصاد خرد گرفته شده ‌است، توضیحی پیدا کند.‏

‎ 8. Nakamura ‎
‎ 9. Steinsson
‎ 10 J.apanese Lesson: Crises are Created to Centralise Control and Destroy the Middle ‎Class

۱۱.‎‏ همان‌جا

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: حقوق ۱۵ میلیون و ۴۰۰ هزار تومانی بعد از سی سال کار/ بیماری لاعلاج دارم و از پس هزینه‌های درمان برنمی آیم
Next: کوبا گزارش‌های نادرست رسانه‌ها دربارهٔ دخالت در امور ونزوئلا را رد می‌کند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved