جمعه ۱۴ آذر ۱۴۰۴
آ. نعمتزاده* – اندیشهٔ نو: سازمان ملل معتقد است که «توسعهٔ واقعی بدون مشارکت داوطلبانه مردم امکانپذیر نیست». به همین دلیل، از سال ۱۹۸۵ برابر ۱۳۶۴، در تقویم مناسبتهای جهان ۵ دسامبر بهعنوان روز داوطلب گرامی داشته میشود.
این روز فرصتی است برای قدردانی از داوطلبان و ترویج فرهنگ داوطلبی در سراسر جهان.
روز جهانی داوطلب با هدف آگاهیبخشی دربارهٔ نقش اثرگذار فعالیتهای داوطلبانه، تشویق مردم به مشارکت، تقویت همکاری میان سازمانها و داوطلبان، و تأکید بر اهمیت داوطلبی در دستیابی به هدفهای توسعهٔ پایدار برگزار میشود.
سازمان ملل متحد روز جهانی داوطلب امسال را آغازِ «سال جهانی داوطلبان برای توسعه پایدار» اعلام کرده و شعار اصلی آن را «هر مشارکتی ارزنده است» تعیین کرده است. این عنوان در پی تصویب قطعنامهای در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تعیین شد. هدف عبارت است از ایجاد جنبشی جهانی برای به رسمیت شناختن و تقویت نقش حیاتی داوطلبان در تسریع پیشرفت بهسوی هدفهای توسعهٔ پایدار تا سال ۲۰۳۰.
جوامع دستاوردهایی داشتهاند که بدون فعالیت داوطلبان به نتیجه نمیرسید. داوطلبان ممکن است در عرصههای گوناگون و در قالب سازمانهای گوناگون فعالیت کنند. بخش بزرگی از کار انجمنهای صنفی و اتحادیهها و سندیکاهای کارگری و حزبهای سیاسی و انجمنهای خیریه و انجمنهای حقوق مدنی و کمک به بیماران و نیازمندان و… بهصورت داوطلبانه انجام میشود.
خارج شدن کودکان کار از صنایع نساجی:
به رهبری اتحادیههای کارگری و سازمان جهانی کار و از راه آموزش داوطلبانه، بازرسی، گزارشدهی تخلف، و آموزش خانوادهها میلیونها کودک از این چرخهٔ کار خطرناک خارج شدهاند و به تحصیل پرداختهاند. روشن است که برای حذف کامل کار کودکان هنوز کار زیادی در این عرصه باید انجام شود که بیشک زمانی دراز میخواهد و نیازمند تغییرهای ساختاری بنیادین است.
پویش حداقل مزد عادلانه:
برخلاف قانون حداقل مزد، در پویش حداقل مزد عادلانه به موضوع مزد از این جهت نگاه میشود که چه میزان درآمد میتواند نیازهای اساسی و معیشتی مزدبگیران و حقوقبگیران و خانوادههایشان را تأمین کند. با تلاش داوطلبان در سندیکاها و اتحادیههای کارگری و نهادهای مشابه، حتی دولتی در برخی از کشورها، شرکتهای خصوصی مجبور به افزایش حداقل مزدها شدند که دیرتر شکل قانونی و دولتی یافت.
نیروهای داوطلب در همراهی با هلال احمر و صلیب سرخ:
از امدادرسانی در زمان وقوع بلاهای طبیعی تا آموزشهای عمومی و انتقال خون بخش بزرگی از این خدمات بهصورت داوطلبانه انجام میشود. امروزه داوطلبان در بیمارستانها و دیگر نهادهای مشابه در کشورهای خودشان، یا حتی در کشورهای دیگری خدمت میکنند که نیاز به خدمات پزشکی و آموزشی و مشابه دارند.
پویش کمکهای مردمی و تجمعهای مطالبهگرانه:
فعالیتهای داوطلبان در مسئلهٔ آتشسوزی جنگلها، جنگ دوازدهروزه، آتشسوزی گسترده بندر رجایی، فجایع ناشی از سیل و زمینلرزه، و حتی تجمعهای پیگیر در مبارزه با قطع درختان و دیگر مسائل زیستمحیطی از خدمات برجستهٔ داوطلبان در ایران و دیگر کشورهای جهان است. خدمت در مناطق جنگی نیز بخشی از همین کار داوطلبانه است.
مبارزه برای هفتهٔ کاری ۴۰ ساعته:
تلاشهای داوطلبانهٔ فعالان کارگری و اجتماعی در نیمهٔ قرن ۱۹ بریتانیا برای نخستین بار ساعت کاری برخی از گروههای کارگری (بهویژه زنان و کودکان) را به ۱۰ ساعت در روز کاهش داد.
یکی از مهمترین دستاوردهای بلندمدت این تلاشها قانونی شدن و قدرت گرفتن اتحادیهها و سندیکاهای کارگری بود که توانستند به مبارزاه برای ایجاد شرایط بهتر کار، از جمله کاهش ساعت کار روزانه و هفتگی، حق مرخصی با حقوق، مزد گرفتن در روزهای تعطیل بهصورت سازمانیافتهتری ادامه دهند.
ایدهٔ «۸ ساعت کار» چند دهه دیرتر در بسیاری از کشورها -از جمله ایران زمان قاجار و اوایل پهلوی با تلاش نخستین سندیکاها و حزبهای سیاسی چپ در پویش ۸ ساعت کار، ۸ ساعت زندگی شخصی/تفریح، ۸ ساعت استراحت به ثمر رسید و برای زحمتکشان ایران هم هفتهٔ کاری ۴۴ ساعته را به ارمغان آورد.
امروزه با چانهزنیهای فعالان حقوق کارگر در سندیکاها و اتحادیهها و حزبهای سیاسی چپ هفتهٔ کاری در بسیاری از کشورهای جهان ۴۰ ساعت است.
سوءاستفاده از کار داوطلبانه
متأسفانه امروزه در برخی جوامع، از جمله در کشورهای پیشرفتهتری که مهاجر و پناهنده میگیرند، از کار داوطلبانه سوءاستفاده میشود. به این ترتیب که افراد جویای کار را، بهویژه آنهایی را که تازه به این جوامع مهاجرپذیر رفتهاند، به بهانهٔ اینکه تجربهٔ کاری در کشور میزبان ندارند به کار «داوطلبانهٔ اجباری» بدون حقوق میگیرند. این را دیگر نمیتوان کار داوطلبانهٔ واقعی دانست که افراد جامعهها به خواست خودشان و برای کمکرسانی و خدمت به جامعه انجام میدهند. این کار داوطلبانهٔ اجباری بهواقع نوعی سوءاستفاده از نیروی کار تازهوارد و بهرهکشی از این نیرو برای انجام کارهای شرکتها و مؤسسات و نهادهاست، آن هم بدون حقوق و بدون اینکه تضمینی برای استخدام و اشتعال آتی وجود داشته باشد.
در جامعههایی که از این شیوه استفاده میشود، در واقع «دورهٔ آزمایشی» استخدام با حقوق حذف شده و بهجای آن کار داوطلبانهٔ اجباری بدون حقوق و بدون تضمین استخدام آتی به افراد جویای شغل تحمیل شده است.
(*در تهیهٔ این مطلب از نوشتههای انجمن حمایت از حقوق کودکان، سایت داوطلب، و شورای کتاب کودک یاری گرفته شده است.)