یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴
جهش تاریخی مرگومیر آلودگی هوا در ایران (۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳)
طی هشت سال اخیر، بر اساس گزارشهای رسمی وزارت بهداشت، آلودگی هوا در ایران دستکم ۱۸۳ هزار مرگ زودرس به جا گذاشته است. این آمار فقط مرگهای منتسب به ذرات PM2.5 و عمدتن در افراد بالای ۳۰ سال است؛ در نتیجه یک «حداقل» به شمار میآید. روند صعودی از سال ۱۳۹۶ با حدود ۱۲ هزار مرگ آغاز شد و در سال ۱۴۰۳ به رقم بیسابقه ۵۸٬۹۷۵ قربانی رسید؛ یعنی نزدیک به پنج برابر سالهای ابتدایی. سال ۱۳۹۶ قانون هوای پاک تصویب شد و در هشت سالهی بعد از این قانون، میزان قربانیان آلودگی هوا از جنگ کلاسیک تمام عیار بالاتر رفته است. این افزایش شدید قربانیان، حاصل ترکیب چند بحران ساختاری است: استفاده از سوختهای ناسالم، فرسودگی ناوگان حملونقل، ضعف پایش هوا و تمرکز جمعیت در کلانشهرها. استمرار این روند، تصویر روشنی از «امنیتیشدن سلامت عمومی» در ایران ترسیم میکند.
(در روزهای آینده، گزارشی از تاثیر مافیای آلودگی هوا، بر شکل تصویب قانون هوای پاک در تیر ۱۳۹۶ منتشر خواهد شد که چطور گروهی از صاحبان صنایع با همدستی کمسیونهای مجلس و وزارتخانههای مربوطه، قانونی را ساختند که برای اجرای نشدن نوشته و تصویب شده بود.)
شکاف بزرگ میان دادههای رسمی و برآوردهای علمی بینالمللی
در حالی که آمار رسمی مجموع تلفات ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ را ۱۸۳ هزار نفر اعلام میکند، مدلهای علمی بینالمللی مانند GBD وابسته به دانشگاه واشنگتن، مرگومیر واقعی را بیش از ۴۴۳ هزار نفر تخمین میزنند؛ یعنی ۲.۴ برابر عدد دولتی. دلیل اختلاف، محدودبودن دادههای رسمی به چند سی شهر و حذف آلایندههایی چون اوزون، NO₂ و سرب است. برای نمونه، در سال ۱۳۹۹، وزارت بهداشت رقم ۱۱٬۱۲۹ مرگ را منتشر کرد، در حالی که GBD همان سال را حدود ۴۸ هزار مرگ محاسبه کرده بود. این شکاف نشان میدهد که بحرانِ مرگومیر ناشی از آلودگی هوا در ایران به طور سیستماتیک دستکمگرفته شده و تبعات آن بر تمام ۸۵ میلیون نفر توزیع شده است، نه فقط مناطق پایششده.

صورتبندی فاجعه: بیش از ۴۴۰ هزار قربانی و آیندهای بدون کنترل
اگر برآوردهای علمی را ملاک قرار دهیم، ایران از ۱۳۹۶ تا پایان ۱۴۰۳ دستکم ۴۴۳ هزار قربانی آلودگی هوا داشته است؛ یعنی میانگین سالانه ۵۵ هزار مرگ زودرس. سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ با برآورد ۷۰ تا ۷۵ هزار مرگ نشان میدهند که بحران در مرحله «فوران» قرار دارد. این ارقام شامل مرگهای تاخیری، سرطانها، بیماریهای قلبی، سکتهها، آسم وخیم و اثرات مزمن آلودگی بر کودکان نیز هست. با توجه به رشد مصرف مازوت، فرسودگی صنایع و نبود برنامه ملی کاهش انتشار، محتمل است که رقم سالانه در ۱۴۰۴ از ۸۰ هزار مرگ عبور کند و عدد تجمیعی قربانیان، بعد از تصویب قانون هوای پاک بیش از ۵۰۰ هزار نفر بشود. این عدد، فاجعه را از سطح محیطزیستی به سطح «تهدید علیه بقا» میبرد؛ یعنی ما در حال تماشای یک کشتار خاموش هستیم.