(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴
م. حامد – اندیشهٔ نو: در حالی که قیمت گوشت، برنج، لبنیات و حتی نان هر روز بالا میرود، نیمی از مردم ایران دیگر توان خرید غذای کافی و سالم را ندارند. طبق گزارشهای رسمی، میلیونها نفر با سوءتغذیه دستوپنجه نرم میکنند و کودکان در استانهای محروم بیش از همه در خطرند. بهویژه در مورد امنیت غذایی در ۸ استان کمبرخوردار کشور شامل کرمان، کهگیلویه و بویراحمد، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، خوزستان، بوشهر، ایلام هشدار داده شده است. بحران گرانی و کاهش چشمگیر قدرت خرید سفرهٔ ایرانیها را کوچکتر از همیشه کرده است.
سعید مشهوری، تحلیلگر اقتصاد مجله تجارت فردا، در مقالهای با عنوان «فقر کالری»، که به وضع امنیت غذایی کشور میپردازد، با استناد به دادههای رسمی و گزارشهای بینالمللی از تشدید ناامنی غذایی در ایران و جهان خبر میدهد. او مینویسد در شرایطی که تورم و فقر و بحران آب توان کشاورزی ایران را تحلیل برده و میلیونها نفر کمتر از نیاز بدن خود کالری دریافت میکنند، ارزیابیهای جهانی نیز هشدار میدهد که تا سال ۲۰۳۰ صدها میلیون نفر همچنان گرسنه خواهند ماند.
بر پایه دادههای مرکز پژوهشهای مجلس، در سال ۱۴۰۱ و همزمان با میزان فقر ۲۹٫۷درصدی، بیش از نیمی از جمعیت ایران کمتر از حد استاندارد ۲,۱۰۰ کالری در روز مصرف کردهاند. با افزایش شدید میزان فقر در سال ۱۴۰۳، به نظر میرسد شمار بیشتری از خانوارها توان تأمین حداقل کالری لازم را از دست داده باشند. تورم دورقمی تقریباً پایدار از ابتدای دهه ۱۳۹۰ تا کنون نیز قدرت اقتصادی خانوارها را بسیار کاهش داده است.
تشدید فشارها بر دهکهای درآمدی پایین جامعه را بهراحتی میتوان از گزارش مرکز آمار ایران حدس زد: «تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها در ۴ ماه با رشدی ۱۷درصدی از ۴۷درصد به ۶۴درصد رسیده است.» برای اثبات گزارش مرکز آمار کافی است نگاهی به قیمت اقلام خوراکی بیندازیم: «قیمت هر کیلوگرم گوشت قرمز بین ۸۵۰هزار تومان تا یکمیلیون و ۱۲۰هزار تومان و گوشت مرغ بین ۱۶۹ تا ۱۷۹هزار تومان در حال عرضه و فروش در بازار کالاهای اساسی است.
سعید مشهوری در ادامه تأکید میکند که بحران آب و تغییرات آبوهوایی ظرفیت تولید داخلی را به سطح نگرانکنندهای رسانده است. کاهش بارندگی، افت سفرههای زیرزمینی، و فرسایش خاک موجب شده است که تولید محصولات اساسی مانند گندم و برنج روند کاهشی داشته باشد و وابستگی کشور به واردات افزایش یابد. طی ۲۸ سال گذشته ۵۵ تا ۸۰درصد کالری مصرفی ایرانیان از تولید داخلی تأمین شده و در بخش پروتئین این رقم حدود ۹۰درصد بوده است، اما تولید وابسته به نهادههای وارداتی همچنان نقطهٔ آسیبپذیری مهمی است.
به گفتهٔ این تحلیلگر، نبود متولی واحد در حوزهٔ امنیت غذایی و تمرکز معیارهای رسمی بر خودکفایی بهجای سنجش دسترسی واقعی مردم به غذای کافی باعث شده است که حتی در دورههای تولید مناسب نیز بخش چشمگیری از جامعه دچار ناامنی غذایی باشد.
از دید زیستمحیطی، ظرفیت منابع آب کشور از حدود ۱۳۰میلیارد مترمکعب در دههٔ ۱۳۶۰ به حدود ۱۰۰میلیارد مترمکعب در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است. برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی به فرونشست زمین و تشدید بحرانهای زیستبومی (اکولوژیک) منجر شده است.
در سطح جهان، گزارشهای فائو و سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی نشان میدهد که تا سال ۲۰۳۰ بین ۵۸۰ تا ۶۵۰میلیون نفر همچنان با سوءتغذیه مزمن روبهرو خواهند بود. در ایران نیز، طبق دادههای فائو، هرچند نسبت افراد دچار سوءتغذیه از ۵٫۲درصد در سال ۲۰۰۶ به ۴٫۷درصد در سال ۲۰۱۹ کاهش یافته است، اما شمار افراد دچار سوءتغذیه از ۳٫۶میلیون نفر به ۳٫۹میلیون نفر رسیده است. پیشبینی میشود تولید غلات ایران در سالهای آینده حدود ۲۰٫۱میلیون تن باشد، اما کمبود آب، تغییرات آبوهوایی نامطلوب، و بهرهوری پایین همچنان چالشهای اصلی باقی میماند.
در ایران، در حالی که تأمین امنیت غذایی یکی از وظایف و مسئولیتهای دولتها در برابر شهروندان است، وضع کنونی نشان از آن دارد که ساختار قدرت و تصمیمگیرندگان کشور توجه خاصی به این موضوع نداشتهاند و تلاش مؤثری نکردهاند. جان میلیونها ایرانی بهخاطر بحران امنیت غذایی و معیشت در خطر قرار گرفته است و مشخص نیست که برنامهٔ دولت و بهطور کلی ارکان حکومت برای بهبود این وضع چیست؟
مشهوری در پایان مقاله تأکید میکند که مجموعهٔ این شاخصها نشان میدهد امنیت غذایی ایران وارد مرحلهٔ بحران شده است. رفع این بحران مستلزم اصلاحات ساختاری فوری در سیاستهای کشاورزی، مدیریت منابع آب، و برنامههای حمایتی معیشتی است.
«در جمعبندی میتوان گفت که چه در سطح جهانی و چه در ایران امنیت غذایی با مجموعهای پیچیده از عوامل اقتصادی، زیستمحیطی، اجتماعی، و سیاسی گره خورده است. اگر اقداماتی جدی و منسجم برای اصلاح سیاستهای کشاورزی، کاهش نابرابری، و تقویت سیستمهای پایدار غذایی صورت نگیرد، تحقق هدف ‘پایان گرسنگی تا سال ۲۰۳۰’ همچنان دور از دسترس خواهد ماند.»