جمعه ۷ آذر ۱۴۰۴
گفتوگو یا بحث دستاورد بزرگ بشر مترقی برای کشف حقیقت است. اما گفتوگو نیز مانند هر پدیدهای در هستی زمانی به موفقیت میرسد که قوانین علمی آن کشف و مطابق آنها عمل شود. اصولاً کار علم کشف قانونمندیها است، زیرا جهان قانونمند است. شناختِ علمی از شش مرحلهٔ مرتبط با هم عبور میکند: «مسئلهیابی یا کشف مسئله، بررسی یا مطالعهٔ اجمالی، گمانهآفرینی یا وضعِ گمانه یا فرضیه، وارسی یا مطالعهٔ انتقادی، قانونیابی یا کشف قانون، و نگرشآفرینی یا وضع نگرش یا نظریه.» (آریانپور، پژوهش، ص ۱۷)۱
با کشف قانونمندی هر پدیدهای نهتنها میتوان آن را شناخت، بلکه میتوان بر اساس آن شناخت دست به پیشبینی نسبی زد و برای پیشبرد، توقف، یا کنترل آن پدیده تدارک دید و سازماندهی کرد. دانش به ما میآموزد که شناخت نسبی است. بخشی از شناخت میتواند در آینده بهکلی نفی یا در عرض و طول و عمق گسترش یابد و به حقیقت نزدیک و نزدیکتر شود. بنابراین، هیچ شناختی واپسین شناخت نیست.
بر این اساس، اگر گفتوگو میان دو جریان اجتماعی و سیاسی یا دو انسان باورمند به اندیشههایی متفاوت یا مختلف صورت میگیرد تا حقیقتی کشف شود، قانونمندی گفتوگو باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، اگر گفتوگویی نه برای کشف حقیقت، بلکه برای تأیید پندارهای ناسنجیدهٔ یک یا دو طرف گفتوگو صورت گیرد، از دایرهٔ گفتمان ما خارج است، زیرا دیگر گفتوگو برای نزدیک شدن به حقیقت نیست، بلکه برای به کرسی نشاندن و به پیروزی رساندن باور خویش به هر قیمتی است.
در واقع گفتوگو فرایندی علمی برای کشف حقیقتی است که هر دو طرف گفتوگو به آن علاقهمند و متعهدند. چنین گفتوگویی به فضا و زمان مناسب، اشتیاق، صداقت، شفافیت، و آمادگی روحی و روانی و به بیانی به «قلبی گرم و مغزی سرد» نیازمند است. مدت زمان گفتوگو هم باید دقیق و روشن باشد، مثلاً دو یا سه ساعت. گاه دیده میشود که افرادی هنوز بحث آغاز نشده پرخاش میکنند، یا درست در آستانۀ خروج از یک میهمانی با یکدیگر بحث میکنند، یا بحثشان پایان ندارد، مگر آنکه یکی فریاد بکشد و دیگری با دلخوری صحنه را ترک کند. روشن است که چنین گفتوگوهایی بیسرانجام است و حاصل آن نه کشف حقیقت، بلکه عصبانیت، تلخکامی، و دوری و پرهیز از یکدیگر است. دو طرف گفتوگو برای گفتوگو از پیش باید قرار بگذارند و در مکانی مناسب و با صرف وقت کافی و در شرایط روحی و روانی سالم به گفتوگو بپردازند. تنها این شرایط میتواند زمینۀ مناسب را برای بحثی بهمنظور کشف حقیقت فراهم آورد.
پیش از نشست برای گفتوگو باید موضوع بحث با دقت و با صراحت معیّن شده باشد. موضوع گفتوگو باید محدود و در اندازهٔ امکان شناخت دو طرف گفتوگو باشد و در حدی باشد که در دو یا سه ساعت بگنجد. بهطور مثال، نمیتوان دربارۀ شرایط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جهان در یک نشست بحث کرد یا زمینههای عینی و ذهنی انقلاب ۱۳۵۷ یا تحولات سال ۱۴۰۱ و خیزش زن، زندگی، آزادی را در یک یا دو نشست مثلاً دو تا سه ساعته موضوع گفتوگو قرار داد، چون موضوع چنان بزرگ است که امکان دست یافتن به حقیقت در این بازۀ زمانی وجود ندارد. از قدیم گفتهاند که «سنگ بزرگ علامت نزدن است». موضوع گفتوگو را باید تقسیمبندی کرد و در هر نشست به یک بخش پرداخت بهگونهای که امکان پیوند آنها و نتیجهگیری در نشستهای آتی ممکن شود.
با این مقدمه، اکنون فرایند یک گفتوگو یا بحث علمی را میتوان مشخص کرد:
۱. در این مرحله باید دو حکم متضاد یا متفاوت دو طرف گفتوگو بهطور صریح و شفاف مطرح شود تا روشن شود موضوع گفتوگوی این نشست چیست. گاهی دیده میشود دو طرف بحث از گفتوگو دربارهٔ وضع کنونی طبقهٔ کارگر ایران آغاز میکنند، اما هنوز نیمساعتی از بحث نگذشته است که بحثشان به شرایط اوکراین یا چین یا چگونگی بر سر کار آمدن رضا شاه پهلوی کشیده میشود. روشن است که این «نوک زدن» به هر گوشهای نتیجهای در بر ندارد و دو طرف پس از اتلاف وقت و نوعی خالی کردن خود به همان باورهای غلط یا درست پیشین خود باز میگردند. بدیهی است که پدیدهها با یکدیگر پیوند دارند، اما این پیوند باید در جای خودش بررسی شود و موضوع بحث بهگونهای باشد که امکان رسیدن به نتیجه را منتفی نکند. بهطور مثال، میتوان دربارهٔ شرایط عینی اقتصادی انقلاب ۱۳۵۷ یا شرایط عینی جنبش زنان در سال ۱۴۰۱ به گفتوگو پرداخت. زمینههای تاریخی آن انقلاب و این جنبش یا شرایط ذهنی آنها موضوع نشستهایی دیگر میتواند باشد.
۲. در مرحلهٔ دوم، طرفِ نخستِ گفتوگو نظرش را دربارهٔ موضوعِ گفتوگو، که پیشتر دربارهاش اندیشیده است، بهگونهای منسجم و بدون پرداختن به حاشیه و تعارفهای رایج بیان میکند. در مدت زمانی که طرف نخست گفتوگو نظراتش را بیان میکند، طرفِ دیگرِ گفتوگو نباید وارد بحث شود، نباید کنایهای بزند، یا با اشارههای سر و دست موافقت یا مخالفت خودش را ابراز دارد. او باید با دقت و صداقت به سخنان طرف نخست گوش دهد و آنها را بهخاطر بسپارد یا یادداشتبرداری کند. گرچه زمانبندی در ارائهٔ نظر مهم است، اما نباید دربارهٔ آن زیادهروی کرد بهگونهای که بحث ابتر و ناقص بماند. رابطۀ دیالکتیکی وقتشناسی و انعطافپذیری را باید شناخت و همواره به خاطر داشت که هدف بحث کشف حقیقت یا نزدیک شدن به حقیقت است نه قطع حسابنشدهٔ بحث بهگونهای که شیرازه و انسجام بیان و استدلال یک طرف بحث از هم بگسلد. شیوهٔ قطع یکبارهٔ بحث بهبهانهٔ پایان وقت بیشتر شیوهٔ عمل رسانههایی است که هدف آنها نه کشف حقیقت، بلکه پُر کردن برنامه یا پنهان کردن حقیقت است. لاجرم آنجا که فرایند بحث به نفع آنهاست انعطافی کافی در زمانبندی دارند، اما آنگاه که بحث بهسمت مطلوب آنها پیش نمیرود، بهبهانهٔ پایان وقت، آن را به یکباره قطع میکنند.
۳. با پایان یافتن نظر طرف نخست بحث، طرف دیگر بهطور خلاصه نظر نفر نخست را بیان میکند تا مبادا در دریافت نظر طرف نخست دچار خطا شده باشد. در اینجا رعایت اصولِ اخلاقی در بحث ضروری است. بهطور مثال، او نباید از ضعف بیانی طرف نخست سوءِاستفاده کند، بلکه باید آنچه را او بد فرمولبندی کرده است بهدرستی و به سود طرف نخست گفتوگو فرمولبندی کند و بهتأیید او برساند. پس از آن، اگر با بخشی از نظرات نفر نخست موافق است، آن را ابراز میدارد تا هم دوبارهکاری و دوبارهگویی پیش نیاید و بحث سبکتر شود و هم با این تأیید همدلی و تفاهم میان دو طرف برقرار بماند. این عمل، که بیانگر صداقت طرف دوم بحث است، به طرفِ نخست این پیام را میرساند که هدف او کشف حقیقت است نه جدال یا کسب پیروزی. پس از این چکیدهگویی، طرف دوم گفتوگو نظرات متفاوت یا مخالف خود را بیان میکند یا در مخالفت با نظر طرف نخست بحث خود را آغاز میکند. بهعنوان نمونه، اگر موضوع مورد گفتوگو «حقوق و مبارزهٔ خلق فلسطین» باشد، دو طرف گفتوگو ممکن است دربارهٔ حق طبیعی خلق فلسطین در داشتن کشوری مستقل توافق داشته باشند، اما دربارهٔ شیوههای مبارزه اختلاف یا ملاحظاتی داشته باشند. بنابراین، بر اساس اصول گفتوگو، آنان باید با خرسندی از توافق در بخش نخست برای کسب توافق در بخش دیگر بحث با رعایت قانونمندیها و اصول اخلاقی بحث به گفتوگویشان ادامه دهند.
۴. در این مرحله، این طرف نخست است که با کنار گذاشتن نقاط مشترک و تکرار نکردن آنها و با چکیدهگویی از نظرات متفاوت یا مخالف طرف دوم گفتوگو به آنها پاسخ میدهد. این گفتوگو تا زمانی که دو طرفِ گفتوگو ضرور بدانند ادامه مییابد، البته در همان چارچوب پذیرفته دو یا سه ساعته. در جریان این گفتوگو، دو طرف باید شکیبا، صادق، شفاف، و دقیق باشند، سخنان دیگری را یا با صداقت بهخاطر بسپارند یا یادداشتبرداری کنند، سخنان یکدیگر را چنانکه مدنظر گوینده است درک کنند، نه آنکه به سود خود تحریف کنند تا راحتتر ردشان کنند. در هر نکتهای که به توافق رسیدند با ابراز خرسندی آن را از دایرهٔ بحث خارج کنند تا بار بحث سبکتر و امکان توافق بیشتر شود.
گفتوگوی دو طرفِ بحث، چه انفرادی و چه دو جریان سیاسی، با این نتایج میتواند پایان یابد:
۱. دو طرفِ گفتوگو بهتوافق کامل میرسند. این نتیجه بهترین حاصل گفتوگو است.
۲. فقط در بخشی از مسائل مورد گفتوگو بهتوافق میرسند، اما در بخش یا بخشهای دیگر اتفاقنظری ندارند. زمان گفتوگو هم بهپایان رسیده است. در این صورت، با قرار نشست یا نشستهای آتی جلسه را ترک میکنند. به توافق نرسیدن در بخشی از موضوع گفتوگو ممکن است از نبودِ زمان کافی، نیاز به ارائهٔ بعضی اسناد، مدارک، یا نیاز به مطالعهٔ بعضی کتابها یا مقالهها ناشی بوده باشد.
۳. دو طرف بحث به هیچ توافقی دست نمییابند. در این موارد گذشت زمان و بعضی پراتیکهای آینده ممکن است سودمند باشد. بهتر است اساساً هیچ گفتوگویی برای همیشه قطع نشود، زیرا اگر صداقت، شفافیت، و قانونمندیهای بحث رعایت شود و هر دو طرف خواهان نزدیکتر شدن به حقیقت باشند، گذشت زمان میتواند یاریرسان باشد. انسان بالأخره باید بتواند دربارهٔ هر موضوعی گفتوگو کند.
اگر گفتوگو با رعایت قانونمندیهای بحث و با در نظر گرفتن اصول اخلاقی صورت گیرد، نهتنها به مشاجره، هتاکی، تلخی، و دوری منجر نمیشود، بلکه بذر دوستی و همکاریهای آینده را آبیاری میکند. به توافق رسیدن اعتماد به نفسِ دو طرف گفتوگو را افزایش میدهد و این باور را تقویت میکند که انسان میتواند مسائل مورد بحث را از طریق گفتوگو حل کند.۲
۱. امیرحسین آریانپور، رسالهٔ «آیین پژوهش». این رساله با موافقت ایشان [امیرحسین آریانپور] از طرف انجمن کتاب دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) در اختیار دانشجویان و اهل تحقیق گذاشته شد.
۲. احسان طبری، «چهرهٔ یک انسان انقلابی»، مقالهٔ فرد انقلابی در بحث و داوری، انتشارات حزب تودهٔ ایران، چاپ اول، دی ۱۳۶۰.
*توضیح نویسنده: این مقاله وامدار مقالهٔ «فرد انقلابی در بحث و داوری» اثر رفیق فرزانه احسان طبری است.
نقل از نشریهٔ «به سوی آینده»