فخری شادفر
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
کانون زنان ایرانی
خشونت در تمام عرصه های جامعه راه خود را می گشاید و دائماً بازتولید می شود. به همین دلیل است که خشونت ساختاری به شکل گیری انواع دیگر خشونت کمک می کند. خشونت علیه زنان توسط سازمان ملل متحد اینگونه تعریف میشود: «هرگونه عمل خشونتآمیز مبتنی بر جنسیت که منجر به آسیب یا رنج جسمی، جنسی یا روانی زنان شود یا احتمال ایجاد آن را داشته باشد، از جمله تهدید به چنین اعمالی، اجبار یا سلب خودسرانه آزادی، چه در ملاء عام و چه در زندگی خصوصی». به رغم این تعریف گسترده متاسفانه در تحقیقات مربوط به خشونت علیه زنان معمولا تنها به ستم اعمال شده به زن توسط همسر یا اعضای خانواده توجه می شود و این رفتار غیرانسانی به عنوان بخشی از مناسبات سلطه و قدرت در جامعه دیده نمی شود.
به عنوان مثال استثمار زنان در محل کار معمولا خشونت به حساب نمی آید در حالی که سود حاصل از آن به جیب سرمایه دار (گاهی به نام کارآفرین) سرریز می شود. این خشونت در مورد زنان کارگر شدت و حدت بیشتری دارد. زنان در جامعه سود محور به عنوان نیروی کار ارزان یا کالای جنسی دیده می شوند و به همین دلیل در محیط کار در برابر کار مساوی دستمزد کمتری دریافت می کنند. حالا فشار و فرسودگی کار خانگی را نیز اضافه کنید. وقتی زن بعد از ساعت ها کار بیرون خسته به خانه می آید شیفت دوم کارش شروع می شود که بدون مزد و رایگان است و شامل تهیه ی غذا و نظافت و شست و شو؛ مراقبت از سالمندان؛ بازتولید نیروی کار همسر و پرورش نیروی کار آینده (فرزندان) می شود. مثال دیگر خشونت علیه زنان در محل کار حذف کارگاه های زیر ده نفر از پوشش قانون کار است با در نظر گرفتن این نکته که اکثر کارگران این کارگاه ها را زنان تشکیل می دهند.
بنابراین تبعیض در مورد زنان چه در سطح خانواده و چه در محل کار و چه در سطح کل جامعه خشونت علیه زنان محسوب می شود. برای توجیه این خشونت گاهی قانون هم وضع می شود. به عنوان مثال حق تمکین به معنی برآورده کردن نیاز روحی و جسمی مرد که در کشورمان چنان مقدس است که اگر زن از شوهرش اطاعت نکند مرد حق دارد او را کتک بزند. با چنین خشونتی آهن پنبه خواهد شد!
خشونت علیه زنان در همه کشورها و در تمام طبقات اقتصادی و اجتماعی کاربرد دارد و اعمال می شود. هر زنی بطور معمول در طول زندگی حداقل چند بار در محل تحصیل یا کار مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرد. در ایران آمار رسمی و دقیقی در این مورد وجود ندارد و این در حالی است که بسیاری از زنان از ترس آبرو دم بر نمی آورند.
خشونت بر زنان حد و مرز نمی شناسد. سرمایه داری در اعمال خشنونت منافع عظیمی دارد: زنان گنجینه ی لایزال نیروی کار ارزان و صدالبته پرورش دهنده ی کودکان هستند که خود در بسیاری از کشورها نیروی کار و جزء مهمی از این مخزن می باشند که سودهای کلانی را تحویل کارفرما و سرمایه دار می دهند. خشونت ساختاری سرمایه داری علیه زنان توسط سرمایه ی دولتی و خصوصی پاسداری می شود و کار چندگانه ی بدون دستمزد زنان را قانون خلقت می داند.
زنان در برابر این ستم و سلطهی ساختاریافته، به شیوههای گوناگون مبارزه کردهاند و این مبارزه همچنان ادامه دارد. تاریخِ تولیدِ زندگی، تاریخی از مبارزه با بهرهکشی و با نابودیِ زندگیِ انسانها و محیطزیست است. زنان در همه جای دنیا از ازل تا کنون تولیدکنندهی زندگی بودهاند.