چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
🔸 ابراهیم ایوبی در روزنامه شرق نوشته است: «تجربه نشان داده انتقاد از نابسامانیها، اثر چندانی در رویههای جاری مدیریتی ندارد و احتمال اینکه سخنی شنیده و تغییری در رفتار مدیریتی حاصل شود، بسیار کم است.» درحالی که آسمان تهران را دود فراگرفته و بهدلیل اطلاعرسانی «دیرهنگام، ناقص و غیرشفاف» درباره تعطیلی یا فعالیت مراجع قضائی «مشخص نیست فردا جلسات دادرسی انجام میگیرد یا خیر.»
🔸 نویسنده توضیح میدهد که مهمترین حق انسانی، حق حیات است. او با استناد به ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر «هرکس حق دارد که از زندگی، آزادی و امنیت شخصی برخوردار باشد» و میثاق حقوق مدنی و سیاسی یادآور میشود که نقض حیات فقط با قتل عمد اتفاق نمیافتد، بلکه «گاهی ناخواسته، غیرعمدی و در طول زمان انجام میگیرد.»
🔸 شرق در گزارشی دیگر اعلام کرده بود بیش از ۳۰ هزار نفر در سال ۱۴۰۳ به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند. نویسنده این رقم را «بهطور میانگین، هر ۱۷ دقیقه یک مورد مرگ» توصیف میکند؛ محاسبهای ساده اما تکاندهنده که ابعاد ملموس این بحران را نشان میدهد و نسبت آن با افزایش تلفات در سال قبل را برجسته میسازد.
🔸 ایوبی درباره دلایل تشدید آلودگی در تهران مینویسد وارونگی دما، کاهش بارشها و مصرف مازوت در کنار آلودگی ناشی از خودروها، چرخهای از آلودگی ماندگار ایجاد کرده است. این در حالی است که «قانون هوای پاک» مصوب ۱۳۹۶ با ۳۴ ماده راهکارهای مشخصی برای کاهش آلودگی ارائه کرده، اما «اگر عمل شده بود، اوضاع چنین نبود.»
🔸 نویسنده سپس به ضعف فرهنگ عمومی در توجه به محیطزیست اشاره میکند. او رفتار روزمره بسیاری از شهروندان مانند «پرتکردن زباله از پنجره خودرو» یا رهاسازی تهسیگار را نشانهای از نبود حساسیت اجتماعی میداند. اصل ۵۰ قانون اساسی «حفاظت محیط زیست را وظیفه عمومی» دانسته و فعالیتهای آلاینده را ممنوع کرده است.
🔸 در سطح سیاستگذاری نیز تصویر روشن نیست. او مینویسد باوجود تأکید بند چهارم سیاستهای کلی محیطزیست بر «مجازات مؤثر و بازدارنده آلودهکنندگان»، در ۱۲۰ ماده «قانون برنامه پنجساله هفتم» حتی یکبار هم به آلودگی هوا پرداخته نشده است؛ غیبتی که از نگاه او نشاندهنده بیتوجهی ساختاری به تهدیدی است که سالانه هزاران جان را میگیرد.
🔸 ایوبی مینویسد سیاستهای حاکم «به سمت کاهش آلایندهها حرکت نمیکند» و رفتار شهروندان نیز «چندان مسئولیتپذیر نیست.» او مینویسد اگر تأخیر ادامه پیدا کند، «فاجعه دیگری مانند خشکشدن دریاچه ارومیه یا سوختن جنگلهای هیرکانی» دور از انتظار نخواهد بود؛ فجایعی که پیامدهای انسانی و زیستمحیطی آن غیرقابل جبران است.