جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴
از همان ابتدای انقلاب بهمن ۱۳۵۷ تفکری چهره نشان داد که انسان ها را همتراز و برابر نمی دانست. تفکر عقب مانده ای که ریشه در حکومت های قبلی داشت و انسانها را درجه بندی می کرد. در این تفکر اعتراض، اعتصاب، عدالت خواهی، برابری طلبی جایی ندارد و باید سرکوب شود.
اگر کارگر ذوب آهن که دستمزدش عقب افتاده است طبق قانون اساسی و مقاوله نامه های سازمان بین المللی کار (ILO) دست به اعتراض بزند نه تنها باید نیروهای امنیتی را به سراغش فرستاد بلکه دستگیری، تهدید به اخراج، پرونده سازی را هم باید چاشنی سرکوب کرد تا بداند گرسنگی حق اوست و اعتراض نباید بکند.
همین تفکر، بازنشسته هایی را که در قزوین در مراسم ورود رییس دولت آقای پزشکیان به قزوین، شناسایی کرده و وادار به ترک محوطه نموده که مبادا فریاد اعتراض بازنشستگان را سر دهد.
این تفکر حذف فیزیکی جوانانی که در ۴۷ سال این سیستم بالیده اند چه معترض سیاسی به این سیستم و چه جوانانی که با سیاست های غلط اقتصادی و سیاسی به راههای تباهی کشانده شده اند را خواهان است. حتا به میان بازنشستگان گیلانی رفته از آنان اکیدن می خواهد که شعار:« نه به اعدام» سر ندهند.
اما همین تفکر دست دزدان را در بانک آینده و پاسارگاد و دیگر مراکز مالی و اقتصادی باز می گذارد که به اندازه بودجه کشور بدزدند و راست راست راه بروند. و یا وزیر نفت کشور در چشمان مردم ایران نگاه کند و بگوید:«بنزین را از قاچاقچیان می خرد»
این تفکری است که دزدی های خود از ثروت عمومی را برداشتن حق خود از سفره انقلاب می داند و دختران و پسرانش وقیحانه با این پول حق عیاشی و حرامزادگی دارند.
پرفسور موسی غنی نژاد استاد دانشگاه امام صادق و مشاور اتاق بازرگانی حامل اینگونه تفکر و مدرس آن است. از جمله معتقد است یارانه نان، آموزش رایگان، درمان رایگان، مسکن مناسب و ارزان قیمت کمونیستی است. او در همه جا اعلام می کند:«کشور ایران با سیستم کمونیستی اداره می شود» چون خدمات اجتماعی مانند سازمان تامین اجتماعی دارد، یارانه نان می دهد. این تفکر معتقد است:« پول پیدا کن و اگر نمی توانی بی عرضه ای» اگر پول داری می توانی غذای مناسب، درمان خوب، آموزش عالی، کاخ های سر به فلک کشیده داشته باشی در غیر این صورت مرگ حق توست.
این تفکر عدالت خواهی و برابری طلبی را امری کمونیستی می داند چرا که قرار نیست انسانها با هم برابر باشند. کارگر باید در بیغوله زندگی کند و حق اعتراض هم ندارد.
جنبش عدالتخواهانه ایران از همان اوایل سالهای ۱۲۵۰ شمسی بذر برابرطلبی و عدالت خواهی را آن چنان در جسم و روح محرومان ایران نشاند که اکنون این بذر رشد یافته و به درختی تنومند تبدیل شده و در سلول های مردم ایران جاخوش کرده است.
ثروت عمومی متعلق به همه آحاد مردم ایران است، کارگر ذوب آهن و موسی غنی نژاد، کارگر نفت و میدری وزیرکار، بازنشسته تامین اجتماعی و محمد اسدی رییس کانون عالی، سخنگوی دولت و فرد معتاد هم ندارد.
مردم ایران حق خود را از ثروت عمومی که با دسترنج شان در مقابل کوره ذوب تا سکوهای توفانی نفت و…. بدست آمده را می خواهند و از هیچ تهدید، پرونده سازی، اعدام هم هراسی نداشته، ندارد، و نخواهد داشت.
طبق اصل ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی از رییس دولت گرفته تا کارتن خواب همه با هم برابرند و از ثروت ملی یکسان باید بهره ببرند.
سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران ضمن ستایش و همراهی با کارگران ذوب آهن و نفتگران جنوب از خواستههای آنان حمایت کرده و هرگونه محدودیت علیه کارگران حق طلب را محکوم می کند.
جنبش عدالت خواهی ۱۲۰ سال مبارزه کرده و متوقف شدنی نیست.
بردبار باشیم و امیدوار. حق را یاری کنیم گرچه در این راه استخوانی از ما بشکند.
سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
۳۰ آبان ۱۴۰۴