Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • بحران زیست‌محیطی ایران اتفاقی نیست؛ طبیعت ایران نمی‌میرد، قتل‌عام می‌شود!
  • ایران
  • محیط زیست
  • نوار متحرک

بحران زیست‌محیطی ایران اتفاقی نیست؛ طبیعت ایران نمی‌میرد، قتل‌عام می‌شود!

بحران‌های زیست‌محیطی ایران «اتفاق» نیستند، بلکه نتیجهٔ سیاست‌گذاری نادرست‌اند. در جهانی که کشورها با شتاب در حال حفاظت از محیط‌زیست و احیا و سازگاری اقلیمی‌اند، ایران همچنان درگیر چرخهٔ «طرح‌سازی، تبلیغ، توقف، فراموشی» است.

تصویر از ایران‌پدیا

چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، ایران امروز بر لبهٔ پرتگاه زیست‌محیطی ایستاده است، پرتگاهی که نه ناگهانی، بلکه با ده سال انباشت وعده‌های اجرا نشده، پروژه‌های نیمه‌کاره، و بودجه‌های نامعلوم ایجاد شده است. هنگامی که دولت‌ها از «طرح ملی»، «برنامه جامع»، و «پروژهٔ احیا» سخن گفتند، زمین ایران بی‌صدا نشست، تالاب‌ها بی‌آب شدند، سفره‌های آب زیرزمینی خالی گشتند، و جنگل‌ها در آتش سوختند.

در چهار سال گذشته، دستگاه‌های رسمی بارها از جهش عظیم نهال‌کاری سخن گفته‌اند. اما بسیاری از نهال‌ها هرگز از مرحلهٔ خزانه و دریافت بودجه برای نهال‌کاری فراتر نرفتند؛ بخش مهمی یا کاشته نشدند یا در نخستین تابستان خشک شدند.

آمارهای رسمی از صدها پروژهٔ نهال‌کاری و مالچ‌پاشی منتشر شد، اما برداشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی هر اقدام احیایی را بی‌اثر کرد. وقتی آب نیست، نهال‌ها می‌میرند و مالچ‌ها روی خاک خشک تنها نماد پروژه‌های ناکارآمد باقی می‌مانند.

مدیریت آبخیز زمانی موفق است که بر داده‌های علمی و برنامه‌ریزی جامع مبتنی باشد. آبخیزداری در ایران اغلب به چند پروژهٔ عمرانی محدود شد. بودجه‌ها پراکنده و نظارت ناکافی بود. فرسایش خاک در بسیاری از استان‌ها به مرز بحران رسیده است.

پروژه‌های احیای تالاب‌ها با حمایت «برنامهٔ توسعهٔ سازمان ملل متحد» (UNDP) سال‌ها پیش آغاز شد، اما حقابه‌ها تأمین نشد، سدسازی ادامه یافت، و کشاورزی پُرمصرف گسترش یافت. تالاب‌ها از ارومیه تا هامون هر سال خشک‌تر می‌شوند.

زاگرس با بلوط‌های کهن‌سالش بزرگ‌ترین سپر خاکی کشور است. اما خشکیدگی گسترده، آفات، آتش‌سوزی‌های مهارنشده، و نبود بودجهٔ کافی جنگل‌ها را به مرز فروپاشی رسانده است. در گزارش‌های رسمی از «همکاری بین‌المللی» سخن گفته می‌شود، اما در عمل جنگل‌بانان بدون تجهیزات و برنامه‌های پراکنده قادر به حفاظت مؤثر نیستند.

ایران در ده سال گذشته نه بر اثر کمبود طرح، بلکه بر اثر زیاده‌روی در اعلام طرح‌هایی که اجرا نشدند آسیب دیده است.

اما بحران‌ها منتظر نماندند: فرونشست اکنون در برخی مناطق به حدود جهانیِ خطرناکی رسیده است. سفره‌های آب زیرزمینی در بسیاری از استان‌ها عملاً «غیرقابل برگشت» شده‌اند. جنگل‌ها کوچک‌تر و بیمارترند. تالاب‌ها در حال مرگ تدریجی‌اند. دریاها عقب‌نشینی می‌کنند. و خاک، این سرمایهٔ هزارساله، سال‌به‌سال فقیرتر و ریزدانه‌تر می‌شود.

آنچه کشور را به این وضع رسانده ترکیبی است از:
مدیریت جزیره‌ای، اولویت دادن به پروژه‌های عمرانی پُرهزینه و زودبازده،
نبود شفافیت در تخصیص بودجه،
تعارض منافع،
و نادیده گرفتن علم و هشدارهای متخصصان.

بحران‌های محیط‌زیست ایران «اتفاق» نیستند،‌ بلکه نتیجهٔ مدیریت جزیره‌ای و سیاست‌گذاری نادرست‌اند. فرونشست، خشک‌سالی، کاهش آبخوان‌ها، و آتش‌سوزی جنگل‌ها همه نتیجهٔ نبود اصلاحات جدّی است. بدون مدیریت پایدار آب، متوقف کردن چاه‌های غیرمجاز، و اجرای برنامه‌های الزام‌آور احیای بومی در ده سال آینده فقط شاهد مرگ تدریجی زیست‌بوم‌های ایران خواهیم بود.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی: آمادهٔ مذاکره بر اساس احترام متقابل هستیم
Next: ماشین‌های سرکوب: دادستانی عمومی و انقلاب در ایران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved