شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴
در دو هفته گذشته شاهد اعتصاب کارگران ذوب آهن و اعتصاب کارگران ارکان ثالث بودیم که جنبش کارگری را تکان داد.
عقب افتادن حقوق ها، طبقه بندی که سالهاست وعده اش داده می شود، مدیران بی کیفیت و امنیتی کردن ذوب آهن اصفهان باعث اعتصاب این کارگران شد.
در پالایشگاه های ۲۲ گانه و سکوهای نفتی نیز ۳ هزار کارگر برای حذف شرکت های پیمانکاری، اجرا نشدن وعده های داده شده، مدیران دروغگو، دست به یک اعتصاب سراسری زدند.
این دو اتفاق از آن جهت مهم هستند که در دو واحد تولیدی بزرگ و پولساز و به لحاظ تجمع نیروی کار با همه بگیر و ببندها و تهدیدها، کارگران به میدان اعتراض آمدند.
هر چند که سعی شد اعتصاب در ذوب آهن را با امنیتی کردن فضای کارخانه و تهدیدها متوقف کنند اما کارگر بدون دستمزد مانده، همه اینها را به جان خرید و به میدان آمد. در اعتصاب کارگران ارکان ثالث این تهدیدها و فشارهای امنیتی کم سو بود چون کارگران بیش از یکسال است که اعتراضات هفتگی خود را سازمان داده با تجربه بیشتر قدم به میدان گذاشتند، همچنین بهره بردن از انجمن صنفی کم جان هم باعث هماهنگی بیشتر نیروها گردید، و قدرت دیگری به این اعتصاب داد.
جنبش سندیکایی ۴ تجربه مهم در اعتصابات کارگری دارد. اعتصاب شکوهمند کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی بهمن ۱۳۸۴، اعتصابات نیشکر هفت تپه، اعتصابات کارگران فولاد، اعتصابات کارگران پروژه ای که هر کدام دستاوردهای منحصر بفردی را برای جنبش کارگری به ارمغان آورد.
در اعتصاب کارگران شرکت واحد، سندیکا به عنوان ستاد مرکزی و هماهنگ کننده و برنامه ریز مهم بودن سندیکا را به طبقه کارگر نشان داد. در نیشکر هفت تپه با استفاده از این دستاورد، سندیکا تلاش کرد همه واحدهای وابسته به هفت تپه را به میدان بیاورد و به تودهای کردن اعتصاب کمک شایانی کرد. در اعتصاب کارگران فولاد، کشاندن اعتصاب به شهر و آوردن خانواده کارگران به راهپیمایی، اعتصاب را برجسته کرد. در اعتصابات ۴ ساله پی در پی کارگران پروژه ای هم ستاد مرکزی هماهنگ کننده (سندیکای کارگران فلزکار مکانیک) و هم آموزش چندین ساله سندیکا در میان کارگران و کادر سازی، ایجاد شورای مرکزی اعتصاب و خبررسانی هر روزه از اتفاقات اعتصاب، کارگران را نیرومند و پیروز میدان کرد و به تجربه جنبش کارگری افزود.
اما همچنان یک قاعده در جنبش کارگری به اجرا در نیامده است و آن همبستگی عملی کارگری است.
متاسفانه با آنکه چه در جنبش بازنشستگان، آموزگاران، مخابرات، پرستاران، فولاد شعار اتحاد داده می شود، اما در عمل وقتی با این دوستان وارد گفتگوی اتحاد می شویم، آنان به بهانه های مختلف به این امر تن نمی دهند. هرچند در هفته های اخیر حمایت از کارگران نفت و گاز در شعارهای بازنشستگان تهرانی و گیلانی و هفت تپه دیده می شود، اما موثر نیست.
شعور و آگاهی لازم در میان جنبش کارگری آنقدر رشد نیافته که اگر ذوب آهن اعتصاب می کند کارگران فولاد از آنان حمایت عملی و نه بیانیه ای کنند. اگر فولاد دست به اعتصاب می زند حداقل یکی از کارخانه های شهر اهواز به همبستگی برخیزند. یا اگر هفت تپه اعتصاب می کند کارخانه های همجوارش اعلام همبستگی کنند.
همبستگی عملی، اصل اساسی پیروزی در اعتصابات کارگری است والا همچون جزیره ای تنها مانده و سیل سرکوب آن را در خواهد نوردید.
اگر طبقه کارگر در کمون پاریس، اولین حکومت کارگری شکست خورد همین نبود همبستگی و حمایت از سوی اقشار دیگر مردم بود.
همبستگی را آموزش دهیم، یاد بگیریم و به کار ببندیم.
مازیار گیلانی نژاد
۲۴ آبان ۱۴۰۴