پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۴
نیکولو ماکیاولی بیش از پنج قرن پیش نوشت: «نیروی مزدور بیفایده و خطرناک است؛ او در برابر دوستان شجاع و در برابر دشمنان ترسوست.» او هشدار داد که وقتی مشکل پیش آید، سرباز خصوصی فرار خواهد کرد و انگیزهای جز دریافت مزد اندک برای ماندن در میدان ندارد.
با این حال، امروز صنعت «شرکتهای نظامی خصوصی» (PMC)- اصطلاحی مدرن برای مزدوران– رونق چشمگیری یافته است. جنگ و درگیری همواره با رنج و آسیب همراه است، اما تقاضا برای خدمات نظامی خصوصی را نیز افزایش میدهد. اوایل سال جاری، بهاصطلاح «بنیاد انساندوستانه غزه» (GHF) برای توزیع کمک شرکت آمریکایی «یو جی سولوشن» را برای تأمین امنیت مسلحانه به خدمت گرفت. روسیه نیز برای جنگ در اوکراین و عملیاتش در آفریقا به گروه واگنر متکی شد، شرکتی وابسته به کرملین که اعضایش از نیروهای ویژهٔ سابق روسیه تشکیل شدهاند. مزدوران کلمبیایی نیز در میان نیروهاییاند که برای اوکراین میجنگند. طبق گفتهٔ دومینیک دونالد، تحلیلگر سابق شرکت امنیتی بریتانیایی، دولت آمریکا بزرگترین مشتری نظامیان خصوصی در جهان است.
این صنعت طیف گستردهای از فعالیتها را در بر میگیرد: از نگهبانان ساده در مراکز خرید و محافظان مسلح در مناطق پُرخطر گرفته تا سربازان حرفهیی که در میدان جنگ فعالیت میکنند. بسیاری از نیروهای فعال در این حوزه از یک منبع مشترک تأمین میشوند: سربازان سابق، اغلب نیروهای ویژه. در چند دههٔ اخیر، در پی کاهش اندازهٔ نیروهای نظامی دولتی و افزایش تقاضای بخش خصوصی، این صنعت رشد چشمگیری داشته است. اکنون برخی فعالان این حوزه انتظار دارند که پایان احتمالی جنگ اوکراین و فرصتهای بازسازی آن، مانند تجربهٔ عراق، رونق جدیدی برای کسبوکارشان ایجاد کند.
اوایل دههٔ ۲۰۰۰ دورهٔ «رونق واقعی» صنعت «شرکتهای نظامی خصوصی» بود. به گفتهٔ تیم اسپایسر، افسر سابق ارتش بریتانیا و مؤسس شرکتهای «اجیس» و «سندلاین اینترنشنال»، عراق میزبان دهها هزار پیمانکار، عمدتاً در نقشهای غیررزمی بود. اسپایسر میگوید: «در پایان جنگ عراق، کابویها وارد میدان شدند.» اما اکنون حدود شش شرکت بزرگ امنیتی با ساختارهای رسمی شرکتی، شامل بخشهای مشاوره حقوقی، قراردادها، و پرسنل، فعالیت میکنند.
عملیات «شرکتهای نظامی خصوصی» فقط بخش کوچکی از کسبوکار آنها را تشکیل میدهد. نمونههای آن شامل شرکت آمریکایی «کانستلیس» با درآمد ۱٫۴میلیارد دلار در سال گذشته و بیش از ۱۲,۷۰۰ کارمند و شرکت کانادایی «گاردا وُرلد» است که در دهها کشور فعال است.
بازار «شرکتهای نظامی خصوصی» به دو بخش تقسیم میشود: شرکتهای با پشتوانهٔ مالی قوی که سرمایهگذاری خصوصی و ثروت دارند، و مجموعههای ضعیفتر، که تا زمانی که قرارداد بزرگی پیدا شود «خفته» باقی میمانند و غالباً پس از آن یکی از شرکتهای بزرگتر آنها را میخرند. به گفتهٔ «شان مکفیت»، افسر سابق نیروهای چترباز و پژوهشگر دانشگاه ملی دفاع واشنگتن، صنعت «شرکتهای نظامی خصوصی» از جنبههای دیگری نیز «تکهتکه و غیرمتمرکز» است.
او «شرکتهای نظامی خصوصی» را بر اساس «زبان فرماندهی»- زبانی که دستورها داده میشود– به سه گروه تقسیم میکند: خوشهیی انگلیسیزبان از آمریکا، اروپا و دیگر کشورهای انگلیسیزبان؛ روسیزبان؛ و اسپانیاییزبان از نیروهای ویژهٔ سابق آمریکای لاتین، بهویژه کلمبیا، که اغلب توسط نیروهای نخبهٔ آمریکایی آموزش دیدهاند. در صورت مشکل داشتن دولتها در جذب سرباز، «شرکتهای نظامی خصوصی» جایگزینی ارزانتری ارائه میدهند، زیرا نیازمند آموزش، مزایا، و حقوق بازنشستگی مشابه نظامیان رسمی نیستند.
اسپایسر میگوید یک پیمانکار آمریکایی حدود هفتبرابر ارزانتر از یک سرباز معمولی و یک مزدور بریتانیایی دهبرابر ارزانتر بود. مزدوران کلمبیایی نیز ارزان تمام میشوند. با این حال، حقوق و مزایا برای افراد تازهوارد جذاب است. مزدوران کلمبیایی درآمدی بیشتر از حقوق دولتی دارند و اغلب در شرایط زندگی راحتتری به سر میبرند. مزدوران روس در اوکراین نیز در مقطعی دوبرابر حقوق سربازان رسمی دریافت میکردند.
اما پول تنها انگیزه نیست. مکفیت میگوید: «بسیاری از افرادی که ملاقات کردم نه بهخاطر پول، بلکه به این دلیل وارد این صنعت شدند که بتوانند کنترل زندگیشان را داشته باشند و بتوانند به مأموریتها نه بگویند. این بسیار جذاب بود». طبق گفتهٔ اولریش پیترسون از دانشگاه لیورپول، «شرکتهای نظامی خصوصی» معمولاً وارد نبردهای جدّی نمیشوند، اما در دههٔ گذشته در شمار بیشتری از خدمات رزمی شرکت کردهاند. در دورهای، بیش از ۵۰هزار مزدور یا نیروی نظامی قراردادی در اوکراین فعالیت داشتند، عمدتاً کمتجربه و در طرف روسها، تا نیاز به خدمت سربازی رسمی کاهش یابد.
اسپایسر به بار منفی واژهٔ «مزدور» انتقاد دارد و میگوید ظهور گروههای واگنرمانند، مورد حمایت دولتهای اقتدارگرا، اعتبار اپراتورهای قانونمدار را لکهدار کرده است. پیترسون نیز میگوید که از ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶ حضور مزدوران با کاهش ۳۹درصدی آسیب به غیرنظامیان همراه بوده و «شرکتهای نظامی خصوصی» مستقر در کشورهای دموکراتیک حتی کاهش ۶۶درصدی داشتند. دلیل احتمالی آن این است که در شرکتهای با ساختار رسمی، بدنامی به کسبوکار آسیب میزند. او نتیجه میگیرد: «تصور این صنعت بهعنوان مجموعهای از کابویهای پرخاشگر اشتباه است.» با این حال، شرکتهای غربی نیز با جنجالهایی روبهرو بودهاند.
در غزه، برخی از پیمانکاران مسلح، از جمله اعضای گروههای تندرو آمریکایی، در کنار توزیع کمک فعالیت کردند، هرچند بیشتر تلفات در اطراف محلهای توزیع کمک به نیروهای منظم رژیم صهیونیستی نسبت داده شد. همچنین، شرکتهایی مانند «فرانتیر سرویسز گروپ»- که اریک پرینس، مدیر جنجالی شرکت «بلک واتر» تأسیس کرده بود- به دلیل فعالیتهای نظامی و آموزش نیروهای خارجی مورد تحریم قرار گرفتند. بسیاری معتقدند که صنعت «شرکتهای نظامی خصوصی» در آستانهٔ موج جدیدی از رشد است. اسپایسر میگوید: «فکر میکنم رونق جدیدی رخ خواهد داد. مشکلاتی که در بازسازی عراق وجود داشت در اوکراین بسیار بزرگتر خواهد شد.» برای پاسخ دادن به این تقاضا، تأمین نیرو احتمالا آسان خواهد بود.
جنگ اوکراین هزاران سرباز آموزشدیده در فناوریهای نوین، از جمله پهپادهای ضربتی، تولید کرده است. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، اعلام کرده است که کشورش در حال بررسی ایجاد «شرکتهای نظامی خصوصی» خودش است. بسیاری از سربازان برگزیدهٔ آمریکایی نیز پس از سقوط کابل در ۲۰۲۱ از دورهٔ استراحت و بازتوانی بازگشتهاند و آمادهٔ رفتن به مأموریتهای جدیدند، از مقابله با کارتلهای مواد مخدر آمریکای لاتین گرفته تا حفاظت از معادن حیاتی در کشورهای «ناپایدار».
برگرفته از سایت دنیای اقتصاد