Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مرگی که برایمان عادی شده!
  • اجتماعی
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

مرگی که برایمان عادی شده!

زنده‌یاد احمد بالدی

رحیم قمیشی

سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴

احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ سالهٔ اهوازی هم مُرد.
پسر دانشجو دیده بود دکهٔ پدرش را مأموران دارند تخریب می‌کنند. فریاد زده: این محل ارتزاق خانوادهٔ ماست. کمی صبر کنید. نکنید. بدون این دکه ما می‌میریم!
مأموران شهرداری دستور دارند. آنها هم حقوق می‌گیرند تخریب کنند تا خودشان از گرسنگی نمیرند!
یا احمد و پدرش و خانواده‌شان باید بمیرند، یا مأموران. و احمد در لحظه‌ای سخت تصمیمش را می‌گیرد.
او بمیرد، شاید هم پدرش زنده بماند هم مأموران.
و بنزین را بر سرش می‌ریزد…
او ۱۰ روز هم با بدنی سراپا سوخته با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کند.
و امروز خبر می‌آید که برای همیشه رفت.
یک دانشجو کمتر، یک جوان کمتر، یک معترض کمتر، یک گرسنه‌کمتر…
آیا هیچ حاکمی خواهد گریست؟

احمد، پسرم!
من در مرگ تو مقصرم.
یعنی همهٔ ما مقصریم.
اینجا تونس نیست که فریادمان را بلند کنیم چرا دزدان میلیارد دلاری آزادند و یک دکه‌دار غیرمجاز می‌شود موضوع مهم قانون.
اینجا آمریکا نیست که دوربین برداریم و از مرگ یک سیاه‌پوست فیلم برداریم و بگوییم ای به‌خواب رفتگان، یکی دارد می‌میرد، فردا نوبت همهٔ ما می‌شود.
اینجا ایران است…
که گویی همه دچار مرگ مغزی شده‌ایم.

چرا مردمی که زیر پایشان طلای سیاه نهفته است باید از گرسنگی بمیرند؟
چرا ایران زیبا باید در فقر و خشک‌سالی دست‌وپا بزند؟
چرا ارقام دزدی و اختلاس غیرقابل شمارش‌اند؟
چرا کسی فقر و فلاکت مردم را نمی‌بیند؟!
چرا هیچ‌کس به فکر نیست…؟
مگر نگفتید مرگ مظلومانهٔ یک نفر انگار مرگ همه انسان‌هاست؟
نگاه کنید. ما همه داریم می‌میریم!
اسمش زندگی است، اما خاکستر مرگ زندگی ما را دفن کرده. ما بی‌تفاوت شده‌ایم!

کاش اهواز بودم و در مراسم تشییع احمد شرکت می‌کردم تا بگویم احمد تنها نیست، پدرش تنها در فقر و نداری دست‌وپا نمی‌زند…
ما همه داریم می‌میریم!
آرام آرام
اگر به خود نیاییم،
اگر باور نکنیم سرنوشت سیاهی در انتظار همهٔ ماست.
وقتی قبول کنیم
کاری از دستمان
برنمی‌آید!

از کانال تلگرام نویسنده (دلنوشته‌ها)

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: اعتراض دانشجویان الزهرا به قطع مداوم آب در خوابگاه‌ها
Next: کرالا، نخستین ایالت هند که به فقط مطلق پایان داد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved