شنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۴
در تاریخ ما، پژوهش، اندیشه و نقد مستقل همواره زیر فشار، سرکوب و تهدید قرار گرفته است.
اکنون نیز شاهد موجی از بازداشت، احضار و ارعاب پژوهشگران اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستیم؛ نامهایی چون پرویز صداقت، شیرین کریمی، مهسا اسداللهنژاد، محمد مالجو، و هیمن رحیمی، که وجه مشترکشان توجه به اقشار ضعیف جامعه و تعهد به قلمی است که برای بهبود زندگی آنان مینویسد.
آنان منادی آزادی و عدالتاند.
هر بار که جامعهپژوهان کوشیدهاند با تحلیل و گفتوگو راهی برای فهم وضع خود و جامعه بیابند، پاسخ آن نه شنیدن و همراهی، بلکه زندان و تهدید و سکوت اجباری بوده است.
این رخدادها ادامهٔ همان روند است: خاموشکردن صداهای منتقد، حذف نگاههای مستقل، و به حاشیه راندن اندیشههایی که بر عدالت، آگاهی، و حقیقت پافشاری میکنند.
اما تاریخ نشان داده است که فکر را نمیتوان در بند کشید.
در شرایطی که جامعه درگیر بحرانهای پیاپی، بیعدالتی، و نابرابری است، سرکوب اندیشه و تحلیل به معنای تکرار بنبستها و انکار آگاهی جمعی است.
حق اندیشیدن و نقد کردن حقی بنیادین است و هیچ ساختاری نمیتواند آن را محدود کند.
جامعهٔ مدنی و نیروهای اجتماعی ما دیگر در آن شرایطی نیستند که چنین تهاجمی را تاب آورند.
برعکس، این تهاجمها به توجه بیشتر به گفتمانی منجر خواهد شد که عدالت و آزادی را در گرو هم میداند.
تنها راه حفظ پویایی جامعه یکصدایی در مقابله با سرکوب اندیشه و بیان است.
ما ضمن محکومکردن این اقدامات نخنما، خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط پژوهشگران بازداشتشده
و پیگیری عاملان و مسببان فقر و فلاکت حاکم بر ایران هستیم.
از جمله امضاکنندگان:
یرواند آبراهامیان، شیرین احمدنیا، آذین موحد، سیمین کاظمی، محمدرضا نیکفر، نوشین احمدی خراسانی، منیژه نجم عراقی، ژینا مدرس گرجی، محمود بهشتی لنگرودی، جعفر عظیمزاده، محمد حبیبی، کیوان مهتدی، منصوره بهکیش، نرگس محمدی، نسیم سلطانبیگی، امین بزرگیان، عبدالله مومنی، مهدیه گلرو و دیگر چهرههای نامآشنا.