Skip to content
دسامبر 14, 2025
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • سه ساعت تفتیش منزل دکتر محمد مالجو، سه بار بازجویی، یک جمله مقاومت: دیگر بس است
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

سه ساعت تفتیش منزل دکتر محمد مالجو، سه بار بازجویی، یک جمله مقاومت: دیگر بس است

محمد مالجو

حمید آصفی

شنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۴

وقتی پژوهشگر می‌گوید کافی‌ست، یعنی جامعه به مغز رسیده است.

✏️ گاهی یک جمله کار یک کتاب را می‌کند. گاهی یک «دیگر بس است» از هزار فریاد بلندتر است. اطلاعیهٔ کوتاه محمد مالجو* فقط گزارش یک بازرسی نبود، صدای انسانی بود که تصمیم گرفت دیگر به احضارهای بی‌قانونی پاسخ ندهد. همین جملهٔ ساده، در روزگار خستگی عمومی، معنایی عمیق‌تر از مقاومت دارد، معنای حفظ کرامت در سرزمینی که می‌کوشند کرامت را از انسان بگیرند.
✏️ مالجو نه قهرمان سیاسی است و نه چهره‌ای رسانه‌ای. او پژوهشگری است که سال‌هاست با زبان علم بی‌عدالتی را برملا می‌کند. کسی که با آرامش سخن می‌گوید، اما در پس هر جمله‌اش خشم نجیبی جریان دارد، خشمی از جنس آگاهی. او از خصوصی‌سازی‌های رانتی گفت، از سقوط کار و منزلت، از فقرِ تولیدشده. و حالا، همان اندیشه‌ای که درد مردم را گفت خودش به درد افتاده است.
✏️ از خانه‌اش لپ‌تاپ و کتاب بردند، اما چیزی را نبردند که نمی‌شود مصادره کرد: وجدان پژوهش. مأموران شاید یادداشت‌هایش را زیرورو کردند، اما به حقیقتی رسیدند که از دسترسشان بیرون است. تفکر را نمی‌توان بازجویی کرد. اندیشه، حتی خسته، حتی محاصره‌شده، باز ادامه می‌دهد.
✏️ او نوشت ذهن و جسم خسته‌ام دیگر تاب ندارد. این جمله صدای یک انسان است، نه‌فقط صدای یک اقتصاددان. صدای کسی است که زیر فشار بی‌قانونی هنوز ادب خود را حفظ کرده و مرز قانون را یادآوری می‌کند. در این صدا نه تسلیم است نه فریاد، فقط وقارِ انسانی است که از فرط زخم آرام حرف می‌زند. و همین آرامی از هر فریادی کوبنده‌تر است.
✏️ تصمیم او برای پاسخ ندادن به احضارهای غیرقانونی کنشی مدنی و اخلاقی است. او فریاد نزد، داد نکشید، اما گفت: بس است. این بس است، در جامعه‌ای که ترس نُرم زندگی شده، همان صدای ممنوع آزادی است. در زمانی که بسیاری از اهل قلم به سکوت پناه برده‌اند، مالجو سکوت را به سلاحی بدل کرده است.
✏️ در کشوری که دانشگاهیان در کاغذبازی اداری غرق شده‌اند، او از نسل کسانی است که هنوز به پرسش ایمان دارند. نسلی که می‌داند وقتی اندیشه را خفه می‌کنند، جامعه از درون می‌پوسد. مالجو یادمان می‌دهد که تفکر جرم نیست، حتی اگر بازجویانش بپندارند جرم است. او یادآور وجدان جمعی ماست، آن بخش هنوز بیدار و خسته‌نشدنی از عقل ایرانی.
✏️ دفاع از مالجو دفاع از یک فرد نیست. دفاع از حق اندیشیدن است، از حق نفس کشیدن در هوای عقل. او شاید تنهاست، اما این تنهایی نشانهٔ ضعف نیست، نشانهٔ شجاعت در عصر ترس است. هر کس هنوز از بی‌عدالتی می‌رنجد در کنار او ایستاده است.
✏️ این سه ساعت تفتیش و سه بار بازجویی فقط حادثه‌ای امنیتی نیستند، استعاره‌ای‌اند از نسبتی که حکومت با اندیشه دارد. در برابر اندیشه یا باید گفت‌وگو کرد یا باید آن را سرکوب کرد. و هر بار که حکومت گفت‌وگو را کنار می‌گذارد، خودش را ضعیف‌تر می‌کند.
✏️ وقتی پژوهشگر می‌گوید کافی‌ست، یعنی جامعه به مغز رسیده است، به نقطه‌ای که در آن فهم از ترس عبور می‌کند. وقتی اندیشمندان خسته می‌شوند، یعنی ملت در آستانهٔ بیداری است. و اگر مالجو گفت بس است، شاید وقت آن رسیده که همهٔ ما در برابر فرسایش، در برابر خاموشی، در برابر تحقیر اندیشه بگوییم: بس است.

*https://andisheh-nou.org/?p=70944

Continue Reading

Previous: یادداشت محمد مالجو دربارهٔ احضار و بازجویی‌اش
Next: بیانیهٔ ۸۹۰ نفر از فعالان فرهنگی، مدنی، و سیاسی در محکوم کردن برخورد امنیتی با پژوهشگران و‌ فعالان فرهنگی و اجتماعی چپ
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved