گزارشی از پالکی شارما*
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
سهشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴
تصور کنید شش نفر دور یک میز نشستهاند. هر کدام چمدانی پر از پول نقد دارند. هر چند دقیقه یک بار چمدانهایشان را به نفر سمت راستشان میلغزانند. سپس اعلام میکنند که این تزریق جدید سرمایه است.
اما در واقع هیچ پول جدیدی وارد اتاق نشده است. هیچ چیز تازهای خلق نشده است. فقط همان پول است که بارها و بارها دستبهدست میشود. احمقانه به نظر میرسد، درست است؟
خب، این دقیقاً شبیه به اقتصاد جدید هوش مصنوعی است. غولهای فناوری بهطور فزایندهای در شرکتهای یکدیگر سرمایهگذاری میکنند، فقط برای اینکه محصولاتشان را برای یکدیگر بسازند و سپس به هم بفروشند. انگار سیلیکون ولی گرانترین «چرخوفلک اقتصادی» دنیا را اختراع کرده است.
بهعنوان مثال، شرکت انویدیا را در نظر بگیرید. دیروز ارزش آن به ۵تریلیون دلار رسید. بله، پنجهزارمیلیارد دلار. برای درک بهتر بهتر است بدانیم که در سال ۲۰۲۰ ارزش انویدیا ۱۴۴میلیارد دلار بود. در سال ۲۰۲۵ این مبلغ به ۵تریلیون رسیده است- جهشی عظیم.
و دلیلش رونق هوش مصنوعی است. انویدیا تمام توانش را بر این موج متمرکز کرده است. نگاهی بیندازید به قراردادهایی که اخیراً امضا کرده است. یکی از آنها با شرکت پالانتیر (Palantir) است- پیمانکار مشهور نظامی ایالات متحده. پالانتیر از تراشهها و نرمافزارهای انویدیا استفاده خواهد کرد تا به مشتریانش در تسریع لجستیک کمک کند.
اما میدانید چه شرکت دیگری هم با این شرکت قرارداد دارد؟ مایکروسافت.
پالانتیر در سال ۲۰۲۴ با مایکروسافت شراکت کرد تا خدمات هوش مصنوعی به دولت ایالات متحده بفروشد.
این همکاریها باعث شد سهام پالانتیر جهشی خیرهکننده داشته باشد. بله، در سال گذشته ۵۵۰درصد افزایش یافت- ۵۵۰درصد! و این باعث شده است که یکی از بهترین عملکردها را در میان شرکتهای فهرست اس اَند پی (۵۰۰ شرکت بزرگ بورسی آمریکا) داشته باشد. پالانتیر اکنون یکی از ارزشمندترین سهام را در بازار دارد. و این ما را میرساند به مایکروسافت… چون میدانید آنها چه کارهای دیگری میکنند؟
در حال مذاکره برای شراکت تازهای با شرکت اُپناِیآی (OpenAI) هستند، همان شرکتی که پشت سر چتجیپیتی (ChatGPT) است. این شرکت اکنون در حال تغییر ساختارش به شرکت سهامی عام (Public Benefit Corporation) است. اُپناِیآی پیشتر سازمانی غیرانتفاعی بود، اما اکنون در حال تبدیل شدن به شرکت انتفاعی است.
مایکروسافت قرار است ۲۷درصد از سهام آن را در اختیار بگیرد. در حال حاضر ارزش اُپناِیآی حدود ۵۰۰میلیارد دلار برآورد میشود، بنابراین سهم مایکروسافت حدود ۱۳۵میلیارد دلار ارزش خواهد داشت. و اگر تا اینجا سرتان گیج رفته، باید بگویم که ماجرا هنوز تمام نشده است. چتجیپیتی بر روی تراشههای انویدیا اجرا میشود. در ماه سپتامبر، این دو شرکت از یک شراکت استراتژیک خبر دادند که طبق آن انویدیا تا ۱۰۰میلیارد دلار در اُپناِیآی سرمایهگذاری خواهد کرد، یعنی در همان شرکتی که چتجیپیتی را ساخته است. هدف آنها ساختن و راهاندازی مراکز داده است.
پس داستان از این قرار است:
انویدیا با پالانتیر کار میکند. پالانتیر با مایکروسافت همکاری دارد. مایکروسافت بخش بزرگی از سهام اُپناِیآی را در اختیار دارد. اُپناِیآی روی تراشههای انویدیا اجرا میشود. و حالا انویدیا هم در اُپناِیآی سرمایهگذاری میکند.
این دیگر زنجیرهٔ تأمین نیست، یک چرخهٔ مالی بسته است. و پای پولهای عظیمی در میان است. حلقهای از غولهای تریلیوندلاری که به یکدیگر غذا میدهند، یکدیگر را تأمین مالی میکنند، و بر روی آیندهای که خودشان ساختهاند شرط میبندند.
این وضع پرسشی را پیش میآورد: آیا این نوآوری است یا تورم؟
ما نمیگوییم که هوش مصنوعی قدرتمند نیست- چون هست. میتواند کُد بنویسد، زنجیرههای تأمین را پیشبینی کند، دارو طراحی کند، کارخانهها را اداره کند، و شاید روزی حتی جتهای جنگنده را هدایت کند. اما هنوز نمیتواند مهمترین کار در کسبوکار را انجام دهد: ایجاد درآمد واقعی خارج از این چرخهٔ بسته.
در حال حاضر بخش بزرگی از پولی که در حوزهٔ هوش مصنوعی جریان دارد از خود شرکتهای هوش مصنوعی میآید، شرکتهایی که از یکدیگر میخرند، برای یکدیگر ابزار میسازند، و دوباره به هم میفروشند.
این شبیه به فروش بیل در زمان تب استخراج طلا است. همه دارند بیل میفروشند، به امید اینکه یکیشان بالاخره طلا پیدا کند.
تا امروز سرمایهگذاران ظاهراً اهمیتی نمیدهند، چون در برابرشان رؤیاهای تریلیوندلاری میبینند، نمودارهایی که فقط رو به بالا حرکت میکند، و شرکتی مثل انویدیا که اکنون معادل ۱۵درصد از اقتصاد ایالات متحده محسوب میشود.
و البته، ترس از جا ماندن (FOMO )۱ هم نیمی از بار این هیجان را به دوش میکشد. اما یک پیچش در ماجرا وجود دارد.
چرخوفلکها هیجانانگیزند، چون بیوقفه میچرخند و میچرخند، اما در نهایت یک جایی متوقف میشوند. و آن نقطه همانجاست که آزمایش واقعی آغاز میشود. هوش مصنوعی باید ثابت کند که میتواند به دنیای بیرون از چرخهٔ خودش بفروشد، نهفقط به باشگاه محدود به میلیاردرهای مؤمن به خودش.
تا آن زمان، ما فقط در حال تماشای گرانترین چرخوفلک تاریخ هستیم و امیدواریم این چرخ بهسمت ترکیدن یک حباب بزرگ در حال چرخیدن نباشد.
*. منبع: https://www.youtube.com/live/vwT3kAzR1Ng
۱. مخفف عبارت Fear of Missing Out، به معنای «ترس از جا ماندن» یا «ترس از عقب ماندن از دیگران».