جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
درحالیکه قرار بود مراکز خرید بزرگ پایتخت نماد توسعهٔ شهری و رفاه طبقهٔ متوسط باشند، حالا به صحنهای از رکود، تعطیلی، و اضطراب اقتصادی بدل شدهاند. بررسی میدانی پنج مرکز خرید شناختهشدهٔ تهران، از نیاوران تا صادقیه، تصویر روشنی از سقوط رونق اقتصادی در فضاهایی نشان میدهد که روزی با وعدهٔ «زندگی مدرن شهری» ساخته شدند، اما امروز خلوت و خاموش و خستهاند.
محمدحسین موسوی، خبرنگار گروه رسانهیی شرق، در گزارش میدانی از پنج مرکز خرید در تهران که ماههاست شاهد کسادی شدید بازارند مینویسد آقا و خانم «میم»، زوجی میانسال در اطلسمال نیاوران پشت ویترین مغازهٔ لباس مجلسی خودشان نشستهاند. آقا با نگاهی تلخ میگوید: «فروش کم شده، حتی برای پاساژگردی هم مردم نمیآیند.» خانم میم اضافه میکند: «تنها کسانی که آخر هفتهها از پارک نیاوران میآیند برای استفاده از سرویس بهداشتی یا فودکورت وارد پاساژ میشوند، خریدی نمیکنند.»
به گفتهٔ آنها، اجارهها در اطلسمال نسبت به سال گذشته سهبرابر شده و بسیاری از مغازهداران توان پرداختن اجاره را ندارند. یکی از فروشندگان روسری میگوید: «اجارهٔ ۶۰میلیونی من شده ۱۲۰میلیون. دیگران بالای ۱۵۰میلیون میدهند. اگر اوضاع همین بماند، فقط برندهای بزرگ دوام میآورند.»
فروش نزدیک به صفر؛ از نیاوران تا اندرزگو
در ساناسنتر اندرزگو نیز وضع همین است. فروشندگان از کاهش چشمگیر مشتریان از شهریور به بعد میگویند؛ از زمانی که افزایش نرخ ارز، نگرانی از «مکانیسم ماشه»، و تنشهای سیاسی دوباره بر فضای بازار سایه انداخت. ریحانه که در ساناسنتر لوازم آرایشی میفروشد میگوید: «از مهرماه میزان فروش تقریباً صفر شده، حتی رفتوآمد عادی مردم هم کم شده است».
در مغازهای دیگر فروشندهای میگوید: «دیگر برگزاری ایونت و جشنواره هم فایده ندارد. مردم یا پول ندارند یا حس خرید از بین رفته».
در گلدیس صادقیه، یکی از قدیمیترین مراکز خرید تهران، نیز حالوهوا تغییری نکرده است. مغازههای بسیاری تعطیل شدهاند و باقیماندهها با تخفیفهای سنگین برای نجات یافتن از ورشکستگی میکوشند. فروشندهای عطرفروش میگوید: «اجارهها دو برابر شده و فروش تقریباً هیچ». او از همکارانی میگوید که بهدلیل ناتوانی در پرداختن اجاره مغازهشان پلمب شده و بیکار ماندهاند.
فروشندگان از بازگشت برخوردهای مأموران حجاب نیز گلایه دارند: «اخطارهای اماکن باعث ترس مشتریها شده و مردم کمتر وارد پاساژ میشوند.»
از کوروش تا همیلا؛ مراکز خرید در اغما
در مرکز خرید کوروش نیز هرچند رفتوآمد مردم بیشتر از دیگر مراکز خرید است، خریدی در کار نیست. فروشندگان از مردمی میگویند که «فقط نگاه میکنند و میروند». یکی از آنها میگوید: «پدرم سالهاست در این پاساژ مغازه دارد، اما حالا تصمیم گرفته قرارداد اجاره را تمدید نکند. دخل و خرج دیگر نمیخواند.» حتی شهربازی معروف طبقهٔ بالا، با بلیتهای چندصدهزارتومانی، بیشتر روزها خالی است.
در همیلاسنتر پونک نیز اوضاع تفاوتی ندارد. فروشندگان میگویند هر خبر سیاسی یا اقتصادی، حتی شایعهای دربارهٔ تحریم یا دلار، مستقیماً بر فروش اثر میگذارد. یکی از مغازهداران جوان میگوید: «کار را تازه شروع کرده بودم که جنگ شد، بعد هم دلار بالا رفت. حالا هر ماه با سختی اجاره را جور میکنم و به تعطیلی فکر میکنم.»
مالها نماد توسعهای که به بحران بدل شد
رشد قارچگونهٔ مراکز خرید بزرگ از اواسط دههٔ ۸۰ نتیجهٔ سیاستهای شهرداری برای جذب سرمایه و تأمین مالی پروژههای شهری بود. اما حالا، پس از گذشت دو دهه و صدور صدها مجوز ساخت، این مجتمعهای عظیم که قرار بود نشانهٔ «شهر مدرن» باشند خود به نماد آشکار بحران اقتصادی و اجتماعی بدل شدهاند.
شهرداری تهران با صدور مجوزهای متعدد برای ساختوساز و تغییر کاربری زمینهای شهر و جذب سرمایهٔ بانکها برای ساختوساز توانست به ثروت هنگفتی برسد. همینطور، به مدد این مراکز خرید مرتفع، پُرنور و پُرسروصدا توانست توسعهنیافتگیهای بنیادین شهر تهران را بپوشاند. طبق آمار رسمی، در سالهای۹۰، ۹۱، و ۹۲ سالی ۳۰میلیون مترمربع پروانهٔ ساختوساز در تهران صادر شد، عددی که معادل فضای مورد نیاز ساختن مسکن برای جمعیتی نزدیک به ۶۰۰ تا ۷۰۰هزار نفر است. بیشتر این ۳۰میلیون مترمربع مرتبط با مجوزهایی است که برای تأسیس مالها و مراکز خرید بزرگ صادر شده است. حالا در سال ۱۴۰۴، در زمانی که بیش از ۱۰۰ مرکز خرید بزرگ در تهران ساخته شده و ۴۰ تا ۵۰ مرکز خرید دیگر نیز در دست ساخت است، گشتوگذار و گفتوگو با فروشندگان این مراکز خرید نشان میدهد که چگونه بحران اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی موجود این مراکز خرید را به اغما برده است.
فروشندگان از افزایش سهبرابری اجارهها، جریمههای سنگین مأموران اماکن، و کاهش شدید تقاضا میگویند. پشت ویترینهای درخشان و کفهای مرمر سکوتی سنگین نشسته است. تابلوهای «اجاره داده میشود» حالا بیش از تابلوهای برندها به چشم میآید، نشانهای از شهری که «مالسازی» را با توسعه اشتباه گرفت و اکنون درگیر رکودی است که صدای آن از نیاوران تا صادقیه شنیده میشود.