Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • امپریالیسم را فریاد می‌زنند تا صدای استبداد را نشنوند
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

امپریالیسم را فریاد می‌زنند تا صدای استبداد را نشنوند

دیدگاه

محمد مالجو

چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴

دوست گرامی آقای سیامک طاهری در مقاله‌شان دربارۀ یادداشت من انگار تصمیم گرفته‌اند هیچ‌یک از مدخل‌های دایره‌المعارف دشنام‌گویی تئوریک را فرو نگذارند: چپ‌نما، بی‌صلاحیتی سیاسی، تازه‌تئوریسین‌شده، دون‌کیشوت‌وار، شعارهای بی‌سروته، نخوت نظری، مبهم‌گویی، دشمنی با ضد‌ّامپریالیسم، انکار امپریالیسم، سخن‌گویی از قلۀ المپ، همسویی با صهیونیسم و سلطنت‌طلبان، ایستاده در کنار نسل‌کُشان و نژادپرستان، تفکر غیردیالکتیکی. چنان سیاهۀ بلندبالایی از اتهام‌ها ردیف کرده‌اند که گویی مأموریت داشته‌اند همۀ گناهان را یک‌جا به نام من ثبت کنند.

گمان نکنید من این‌همه فضیلت را فقط در یک یادداشت پانصدکلمه‌ای بروز داده‌ام! برای تکمیل پرونده، حتی از کتاب چند سال پیش من نیز مدد گرفته‌اند که در آن طنین صدای مورخان چپ‌گرای انقلاب روسیه را بازتاب داده بودم تا معنای کودتای انقلابی اکتبر را روشن کنم.

مسئله اما نه شخص آقای طاهری است و نه لحن پرخاشگر ایشان. مسئله عبارت است از بلای فکریِ چپِ محور مقاومتی در ایران. من این بلا را در آینۀ شفافِ درک تیرۀ آقای طاهری بازمی‌تابانم: ابتدا می‌گویم چه می‌گویند و سپس نشان می‌دهم چه نمی‌فهمند.

به‌زعم آقای طاهری، چپ باید کماکان امپریالیسم جهانی، خصوصاً آمریکا، را دشمن اصلی بداند و محور مقاومت را نیرویی ضد‌ّسرمایه‌داری و ضد‌ّاستعماری. اختلاف ایدئولوژیک با نیروهای مذهبیِ ضد‌ّامپریالیست نباید مانع هم‌پیمانی شود. از نظر ایشان، من با تفکیک میان مبارزۀ طبقاتی و مبارزۀ ضدّامپریالیستی عملاً مبارزۀ رهایی‌بخش را بی‌اعتبار می‌کنم و گویی باور دارم که دورۀ مبارزات آزادی‌بخش به پایان رسیده است. نتیجۀ منطقی این نقد آن است که هر انتقاد از محور مقاومت معادل همدلی با صهیونیسم و چشم‌ بستن بر جنایات آمریکا و اسرائیل تلقی شود. فشردۀ سخن ایشان همان تز کهنه است: دشمن اصلی امپریالیسم است و هر نیرویی که با امپریالیسم بجنگد، هرچند مذهبی یا ارتجاعی، در سمت درست تاریخ ایستاده است.

اما آقای طاهری در چهار نکتۀ بنیادین زمین‌گیر می‌شوند، همان جاهایی که فرق میان تحلیل و شعار، فرق میان چپ اندیشنده و چپ تکرارکننده، آشکار می‌شود.

یکم. درک ایشان از امپریالیسم امری جغرافیایی است: امپریالیسم یعنی آمریکا. اما، بنا بر منطق مارکسیستی، امپریالیسم شکلی از رابطۀ جهانی سرمایه‌دارانه است، نه نام یک کشور. هرگاه این رابطه در چین یا روسیه از طریق تصرف بازارها یا سلطه بر منابع خام بازتولید شود، همان امپریالیسم در شکل تازه‌ای زنده است. چپِ محور مقاومتی با ایدئولوژیک‌ کردن دشمن اصولاً تحلیل مادّی از قدرت را کنار می‌گذارد و چشم بر سازوکارهای سلطۀ شرقی می‌بندد.

دوم. در قرن بیستم بارها جریان‌هایی با شعار ضدّاستعماری خودشان به ابزار سلطۀ تازه بدل شدند. از قذافی تا اسد، همگی، در برهه‌ای نماد مقاومت بودند. اما، به‌علت فقدان دموکراسی و عدالت، ضد‌ّامپریالیسم‌شان به استبداد و فقر انجامید. درس آن تجربه‌ها روشن است: ضدیت با امپریالیسم بدون دموکراسی و برابری، دیر یا زود، به شکل تازه‌ای از سلطه می‌انجامد.

چپِ محور مقاومتی در گفتار با آزادی‌کشی و بی‌عدالتی در داخل مخالف است، اما با همسویی آگاهانه با سیاست خارجیِ تقابل‌گرایانۀ جمهوری اسلامی، در عمل به بازتولید همان ساختار آزادی‌کش و عدالت‌ستیز در سیاست داخلی یاری می‌رساند. سیاست خارجیِ تقابل‌گرایانه عملاً میدان مانور اقتدارگرایان را در داخل می‌گستراند و امکان اصلاح را از بین می‌برد. بدین‌سان، شعار مقاومت بیرونی به تضمین استمرار استبداد درونی بدل می‌شود.

سوم. چپِ محور مقاومتی نقد قدرت داخلی را نه از سر بی‌تفاوتی، بلکه به‌دلیل اولویت‌ دادن به مبارزه با دشمن بیرونی به حاشیه می‌راند و از جایگاه اجتماعی خود تهی می‌شود. چپی که می‌خواست نیروی رهایی‌بخش باشد امروز به سپر دفاعیِ حکومتی بدل شده که خودش بخشی از مناسبات جهانی سرمایه است. شعار ضد‌ّامپریالیستی وقتی از دهان ساختار سرکوب بیرون می‌آید معنایش نه مقاومت، بلکه مشروعیت‌بخشی به سلطۀ درونی است. این چپ، هرچند خود را حامی محرومان می‌داند، درنمی‌یابد که ایستادن در کنار محور مقاومت چگونه بار سیاست خارجی پُرهزینه و پُرتنش نظام را بر دوش همان طبقات فرودست می‌گذارد. آنچه در سطح کلان «مقاومت» نامیده می‌شود در زندگی روزمرۀ مردم به فقر و بی‌افقی ترجمه می‌شود.

چهارم. منطقِ «یا با ما یا با امپریالیسم» راه هر همدلی انسانی را می‌بندد. هر جنایتی می‌تواند با ارجاع به «جنگ با امپریالیسم» توجیه شود و هر اعتراض مردمی «فتنۀ غرب» نام گیرد. چنین چپی نه از مردم، که از قدرت دفاع می‌کند. چپ محور مقاومتی دقیقاً در همین دام افتاده است.

نه نیّت، بلکه عملکرد امثال آقای طاهری را راحت می‌توان صورت‌بندی کرد: امپریالیسم را فریاد می‌زنند تا صدای استبداد را نشنوند.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: «فیلترنِت» حفظ شد!
Next: از نظر کارل مارکس، شکوفایی انسان ذاتاً اجتماعی است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved