مرتضی شریفی
چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۴
مسعود پزشکیان در یک نشست خبری با مقامات استان هرمزگان در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۴ خطاب به مسئولان آموزش و پرورش میگوید: «اگر فکر میکنید از دولت چیزی بگیرید، بشینید تا بچههاتون بیسواد بار بیان. اصلاً فرض کنید ما نیستیم؛ واسهٔ آموزش بچهتون چی کار میکردید؟»
این حرفهای مشمئزکننده از دهان همان رئیسجمهور سبکمغزی خارج میشود که بهجای پاسخگویی به بحرانهای خانمانسوز و فساد گسترده در کشور میگوید «البته من بیعرضه هستم، اگر مردم ما را دار بزنند حق دارند.» حال دیگر یک قدم فراتر نهاده و علناً میگوید که دولت او در قبال آموزش و پرورش کودکان مردم هیچگونه مسئولیتی ندارد!
در پایینتر این نوشته، قسمتی از پاسخ یک بازنشستهٔ کرمانشاهی به این یاوه گوییهای پزشکیان را باز گو میکنیم. اما جا دارد که در همینجا به این مسئله اشاره کنیم که پزشکیان در حقیقت حرف تمام دولتهای راستگرا و در رأس آنها دولت فاشیست ترامپ را نشخوار میکند که در کنارِ دیگر سیاستهای فاشیستی و جنگطلبانه، یکی از پایههای اساسی آنها برای فائق آمدن بر بحرانهای سرمایهداری در کشورهایشان حمله به زندگی و معیشت مردم، سرکوب مزدی کارگران و دیگر مزد بگیران جامعه، و همچنین قطع یارانهها و سوبسیدهای دولتی و در یک کلام پس گرفتن تمام سرویسهای خدماتی و اجتماعی است.
بهجای دولت، مردم هستند که مسئول بحرانهایی نظیر آب و برق میشوند و باید خودشان «ژنراتور» بخرند! وقتی هم به بحران در آموزش و پرورش میرسیم، اگر چندین میلیون دانشآموز بالاجبار راهی اردوگاههای کار با سختترین شرایط کاری میشوند، این دیگر به حکومت و دولت ربطی ندارد. مردم هستند که باید «فرض کنند» که دولتی وجود ندارد و خودشان دست به کار ساختن مدارس و استخدام معلم و دیگر هزینههای مربوطه باشند.
اما این سخنان پزشکیان بی جواب نماند! یک بازنشسته در تجمع بازنشستگان در کرمانشاه در سخنرانیاش خطاب به پزشکیان گفت، «آقای پزشکیان، اگر شما نبودید کف خیابان آرام بود، همین صندوق تأمین اجتماعی به مهندسین، کارشناسان، که از جنس خود ما بودند، آبرو و شرف ما بودند، ادارهٔ صندوق را به عهده میگرفتند… ای کاش میشد تمام کاخها، ویلاها، و خانههای لوکس شما را بر سرتان خراب میکردیم که دیگر هیچ مرد و زن زحمتکشی حسرت داشتن چهار دیواری محقری نمیکشید.»
این بازنشسته در ادامه میگوید، «جناب پزشکیان، اگر شما نبودید این همه اجحاف و نا برابری نبود، مواد مخدر نبود… دنیای سرمایه شما را به سمت و سویی هدایت کرده که مجبورید این سیاستهای ضدّانسانی را به مردم زحمتکش تحمیل کنید. روزبهروز سفرهٔ زحمتکشان را کوچک و کوچکتر کنید تا به حقوق سرمایهدار و دولت سرمایه بریزید.… اربابان سرمایه و مافیای قدرت، کارفرمایان، و هر آنچه بوی استثمار و استبداد میدهد باید به شما تبریک و تحسین بگویند، ولی زحمتکشان داغ این حسرت را بر نمیتابند.»
سخنرانی این بازنشسته و تشویق بازنشستگان در این تجمع اعتراضی بهراستی تبلور جنگ طبقاتی و نمونهای بود از رویارویی کارگران و دیگر اقشار محروم جامعه با اربابان سرمایه، مافیای قدرت، و کارفرمایان.
علاوه بر سخنرانی پُرشور این بازنشسته، بازنشستگان در این روز با شعارهایی نظیر «نه به اعدام، نه به جنگ»، «زندانی قزلحصار حمایتت میکنیم» و «اعدام هر یک نفر، نقض حقوق بشر» نشان دادند که آنها نهتنها برای احقاق حقوق صنفی خودشان، بلکه برای مقابله و مبارزه با حربهٔ حکم اعدام، یکی از شنیعترین احکام قرون وسطایی که حکومت برای ایجاد ترس و وحشت در کل جامعه به دست گرفته است، به میدان آمدهاند.
تنها در پرتو اتحاد و همبستگی همهٔ مزدبگیران و ایجاد تشکلهای مستقل کارگری و دیگر اقشار اجتماعی است که میتوان و باید سدّ محکمی در مقابل این همه بیعدالتی و استثمار بردهوار این دزدان زندگی و معیشت مردم ایجاد نمود، بهسوی تغییرات بنیادی در کشور حرکت کرد، بر بحرانهای متعدد فایق آمد، و جامعهای بر مبنای آزادی و برابری و رفاه همگانی ایجاد نمود.
از کانال تلگرامی اتحادیهٔ آزاد کارگران ایران