Skip to content
سپتامبر 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جنگ بعدی ایران و اسرائیل فقط منتظر زمان است
  • ایران
  • نوار متحرک

جنگ بعدی ایران و اسرائیل فقط منتظر زمان است

موشک‌باران جنگ ایران و اسرائیل، ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ عکس از Wisam Hashlamoun، خبرگزاری آناتولی

نوشتهٔ مراد صدیق‌زاده، رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه و استاد مهمان در دانشگاه HSE مسکو

ترجمه و تنظیم از ب. دیدار

سه‌شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۴

شبح یک جنگ جدید در خاورمیانه همچنان در حال ظهور است و ایران در مرکز بالقوهٔ آن قرار دارد. فشار آمریکا و اسرائیل و چند کشور اروپایی پیوسته رو به افزایش است. این فشار را هم در تشدید تحریم‌ها و هم در حضور نظامی فزاینده در سراسر منطقه می‌توان دید. دولت‌های غربی جمهوری اسلامی را به حمایت از گروه‌های مسلح، بی‌ثبات کردن کشورهای همسایه، و پیشبرد برنامهٔ هسته‌یی‌اش متهم می‌کنند. در واکنش به این مواضع، جمهوری اسلامی ایران فعالیت‌های منطقه‌یی‌اش را شدت بخشیده و برای گسترش نفوذش از طریق متحدانش در سوریه، لبنان، عراق، و یمن تلاش می‌کند. تنش‌ها اکنون به‌تدریج فراتر از حوزهٔ دیپلماسی می‌رود و به تهدیدهای آشکار نزدیک می‌شود.

در داخل ایران، فشارها بر اثر تحولات داخلی و تعمیق فشارهای اقتصادی و اجتماعی بیشتر می‌شود. تحریم‌ها بیشتر می‌شود، تورم باعث کاهش سطح زندگی مردم است، و بیکاری بر بخش‌های وسیع‌تری از جمعیت اثر می‌گذارد. نارضایتی، به‌ویژه در میان جوانان و طبقهٔ متوسط ​​شهری، رو به افزایش است. در چنین زمینه‌ای، حکومت ایران لفاظی‌هایش در سیاست خارجی را شدیدتر و خودش را ظاهراً مقاوم‌تر و آماده مقاومت در برابر فشارهای خارجی نشان می‌دهد. شمار فزاینده‌ای از تحلیلگران اکنون دور دوم درگیری آشکار بین ایران و اسرائیل را پیش‌بینی می‌کنند.

برای درک آنچه ایران در آیندهٔ نزدیک ممکن است با آن روبه‌رو شود باید پیش از پرداختن به تحولات خارجی، کار را با بررسی چشم‌انداز داخلی شروع کرد. پس از پایان درگیری دوازه‌روزهٔ اخیر، مقامات ایرانی یک کارزار گسترده- هرچند عمدتاً افشانشده- برای پاک‌سازی نهادهای دولتی و دیگر ساختارهای مشکوک به نفوذ خارجی آغاز کردند. در این تلاش، افرادی که گمان می‌رفت با عوامل خارجی متخاصم و سازمان‌های اطلاعاتی خارجی ارتباط دارند هدف قرار گرفتند.

بیشتر این تلاش‌ها پشت درهای بسته باقی مانده است، اما چند مورد مهم به‌عمد به اطلاع عموم رسانده شد. دستگیری‌ها به هستهٔ اصلی دستگاه حکومتی نرسید، اما در میان بازداشت‌شدگان افرادی بودند که طبق گزارش‌ها ارتباطات طولانی‌مدتی با سازمان‌های اطلاعاتی غربی و سازمان‌های مرتبط با اسرائیل داشتند. برجسته‌ترین پرونده مربوط به بازداشت ۱۲۲ نفر بود که گفته می‌شود رضا پهلوی، چهرهٔ مخالف تبعیدی، آنها را مأمور تحریک ناآرامی‌ها در تهران در اوج درگیری‌ها کرده بوده است.

روز ۳ اوت (۱۲ مرداد)، شورای عالی امنیت ملی ایران از ایجاد یک نهاد استراتژیک جدید به نام «شورای دفاع» خبر داد. این شورا به ریاست رئیس‌جمهور تشکیل خواهد شد و شامل رئیس قوهٔ قضائیه، رئیس مجلس، فرماندهان نظامی، و وزیران کلیدی دولت خواهد بود. وظیفهٔ این شورا تدوین برنامه‌های دفاع ملی، افزایش ظرفیت عملیاتی نیروهای مسلح، و تدوین استراتژی دفاعی بلندمدت با توجه به نوسان‌های جاری در منطقه‌ است.

دو روز بعد، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، علی لاریجانی را به سمت دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد. لاریجانی، مشاور ارشد علی خامنه‌ای، چهره‌ای برجسته در این حوزه است. در اواخر ماه ژوئیه (اوائل مرداد)، او از مسکو بازدید کرد و با مقامات ارشد روسیه، از جمله رئیس‌جمهور آن کشور، ملاقات کرد. زمان انتصاب او به این سفر دیپلماتیک اهمیت مضاعفی می‌بخشد.

لاریجانی صرفاً تکنوکرات یا مأمور اداری نیست. او یکی از اثرگذارترین چهره‌ها در دستگاه سیاسی ایران است که روابط نزدیکی با گروه موسوم به «گروه عراقی» دارد- جناحی در صاحبان قدرت و نفوذ در ایران که از حمایت زیادی در راهروهای قدرت برخوردار است و به‌طور سنتی خودش را با «رهبر» همسو کرده است. انتصاب لاریجانی نه‌تنها نشان‌دهندهٔ تلاش برای تحکیم و تثبیت داخلی، بلکه بیانگر تغییر به‌سمت برنامه‌ریزی استراتژیک بلندمدت- با پیش‌بینی تشدید بیشتر تنش‌ها- است.

نشانه‌های دیگر حاکی از آن است که احتمال درگیری مجدد در ایران جدّی گرفته می‌شود. در اوایل ماه اوت (میانهٔ مرداد)، محمد محمدی، مشاور رئیس مجلس، اعلام کرد که ایران آتش‌بس کنونی بین ایران و اسرائیل را نه توافقی دائمی، بلکه توقف موقت خصومت‌ها می‌بیند.

این پیام را عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، نیز تکرار کرد. او گفت که ایران در طول درگیری دوازده‌روزه از استفاده از پیشرفته‌ترین سلاح‌هایش خودداری کرده است. این سلاح‌ها شامل موشک‌های هدایت‌شوندهٔ دقیق قاسم بصیر و سامانه‌های کلاهک جنگی قابل مانور است. او افزود که تولید این سامانه‌ها بدون وقفه ادامه داشته و ایران در طول این رویارویی تجربهٔ جنگی ارزشمندی کسب کرده است و عملاً قابلیت‌هایش را در برابر یک دشمن جدّی آزمایش می‌کند. او هشدار داد که اگر دوباره به ایران حمله شود، پاسخ هم غیرمنتظره و هم باقدرت خواهد بود.

احتمال وقوع جنگ دیگر در زمزمه‌ها بیان نمی‌شود. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در یکی از سخنرانی‌هایش در ماه مرداد به‌صراحت گفت که جنگ ممکن است آغاز شود و کشور باید آماده باشد. او گفت که داشتن قدرت ضروری است. اظهارات او آنچه را که قبلاً روشن شده بود تقویت کرد: اینکه گزینهٔ نظامی در بالاترین سطوح قدرت جدّی گرفته می‌شود.

در عین حال، تردید در مورد چشم‌انداز گفت‌وگو با غرب در گفتمان سیاسی و عمومی ایران رو به افزایش است. در پی تشدید فشارهای آمریکا و کشورهای اروپایی، مجلس ایران جزئیات پیش‌نویس طرحی را منتشر کرد که خواستار خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌یی (NPT) و پروتکل الحاقی است که به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) اختیار و امکان بازرسی می‌دهد. یکی از نمایندگان مجلس، حجت‌الاسلام حاجی دلیگانی، این اقدام را پاسخی مستقیم به فعال شدن احتمالی سازوکار (مکانیسم) ماشه- اعمال خودکار تحریم‌ها طبق مفاد برجام (توافق هسته‌یی ایران در سال ۲۰۱۵)- توصیف کرد. به گفتهٔ او، این طرح هفتهٔ آینده در مجلس ایران مورد بحث قرار خواهد گرفت.

در متن منتشرشده، خروج کامل از NPT و پروتکل الحاقی همراه با توقف مذاکره با آمریکا و سه امضاکنندهٔ اروپایی برجام- بریتانیا و فرانسه و آلمان- تشریح شده است. در صورت تصویب این طرح، همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحت پادمان‌های موجود به حالت تعلیق در خواهد آمد. وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی ایران موظف‌اند ظرف یک هفته در مورد پیشرفت اجرای کار به مجلس گزارش دهند. موضع سخت‌گیرانه‌تر جمهوری اسلامی ناشی از این باور است که کشورهای اروپایی بیش از پیش با اسرائیل و آمریکا همسو می‌شوند. حجت‌الاسلام حاج علی اکبری، امام جمعهٔ تهران، اخیراً اعلام کرد که فعال شدن سازوکار ماشه و بازگشت تحریم‌های بین‌المللی سازمان ملل متحد نتیجهٔ فشار دولت آمریکا و «لابی صهیونیستی» بوده است. به گفتهٔ او، اروپای غربی عملاً به یکی از اقمار رژیم اسرائیل تبدیل شده و استقلالش در تصمیم‌گیری سیاست خارجی را از دست داده است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ ایران، در مصاحبه‌ای با فایننشال تایمز موضع سازش‌ناپذیر مشابهی گرفت. او تأکید کرد که بسیاری از ایرانی‌ها گفت‌وگو با آمریکا را بیهوده می‌دانند و از رهبری دیپلماتیک کشور خواسته‌اند که وقت یا سرمایهٔ سیاسی‌اش را برای مذاکراتی که بعید است نتایج منصفانه یا عادلانه‌ای به بار آورد تلف نکنند.

در همین حال، تحولات دیگر در فضای رسانه‌یی حاکی از تلاش‌های فزاینده برای تضعیف مشارکت‌های خارجی ایران، به‌ویژه همکاری با متحدان کلیدی ایران است. یکی از جنجالی‌ترین تحولات صحبت محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، بود که ادعا کرد روسیه اطلاعات مربوط به سامانه‌های دفاع هوایی ایران را به اسرائیل داده است. او گفت که این موضوع پوچیِ همکاری استراتژیک با روسیه را آشکار کرد. او هشدار داد که اتکا کردن به روسیه در شرایط بحرانی، به‌ویژه در صورت رویارویی با آمریکا، اشتباه بزرگی خواهد بود.

این اظهارات واکنش‌های تندی را برانگیخت و به‌سرعت به منبع گمانه‌زنی‌هایی در مورد تضعیف عمدی رابطهٔ بین جمهوری اسلامی و روسیه تبدیل شد. با این حال، ظرف چند روز، محمد صدر استعفا کرد، که به نظر می‌رسد نتیجهٔ فشار جناح‌های سیاسی دیگر با هدف حفظ وحدت جناحی در مواجهه با تشدید تهدیدهای خارجی بوده است.

با این حال، این واقعیت که چنین اظهاراتی مطرح شده است گویای همه‌چیز است. همهٔ اینها نشان‌دهندهٔ قطبی شدن فزاینده در درون صاحب‌منصبان ایران است. اختلاف بین جناح‌های مختلف در قدرت بیش از پیش آشکار می‌شود. به نظر می‌رسد که رهبری ارشد کشور از این موضوع خوب آگاه است و گام‌هایی برای تحکیم نظام سیاسی برمی‌دارد. در زمان بحران بالقوه، تأکید به‌سمت تقویت زنجیرهٔ فرماندهی و اطمینان از انسجام سیاست‌ها تغییر یافته است. این به معنای کنار گذاشتن مقامات و تکنوکرات‌هایی است که دیدگاه‌هایشان با سمت‌گیری استراتژیک رهبری مرکزی متفاوت است.

با تمرکز دقیق‌تر بر تصویر داخلی، مشخص می‌شود که چالش‌های فزایندهٔ ایران محدود به عرصه‌های سیاسی یا سیاست خارجی نیست. اوضاع اجتماعی و اقتصادی همچنان رو به وخامت است. سطح زندگی مردم رو به افول دارد، تورم و بیکاری در حال افزایش است، و دسترسی به خدمات عمومی اساسی کمتر و ضعیف‌تر می‌شود.

بخش انرژی، که مدت‌هاست سنگ‌بنای ثبات کشور است، نیز زیر فشار فزاینده‌ای قرار دارد. حتی شهرهای بزرگ اکنون با قطعی برق و گاز مواجه‌اند که به نارضایتی بیشتر مردم دامن می‌زند و اعتماد به توانایی دولت در تأمین نیازهای اساسی مردم را از بین می‌برد.

بحران رو به وخامت آب لایهٔ دیگری از فوریت به این وضع اضافه کرده است. در تهران و چند استان دیگر، کمبود آب به سطح بحرانی رسیده است که هم به‌علت شرایط طبیعی و هم به‌علت زیرساخت‌های فرسوده و ناکافی برای برآورده کردن نیازهاست.

همهٔ اینها محیط داخلی بسیار شکننده‌ای ایجاد می‌کند که رهبری ایران را مجبور می‌کند با قاطعیت بیشتری دست به عمل بزند. حفظ ثبات در چنین شرایطی چیزی بیش از بسیج سیاسی می‌طلبد. حفظ ثبات مستلزم اقدامات نهادین و اقتصادی فوری است. هرچه بحران انباشته‌شده بیشتر ادامه یابد، این سؤال جدّی‌تر می‌شود: آیا حکومت ایران می‌تواند همچنان کنترل را حفظ کند و از وقوع ناآرامی‌های داخلی در آینده جلوگیری کند؟

همچنین، باید به تحولات خارجی در هفته‌های اخیر توجه شود که به اندازهٔ چالش‌های داخلی پیش روی ایران نگران‌کننده است. در بحبوحهٔ عملیات زمینی مداوم اسرائیل در غزه، گسترش مداوم شهرک‌سازی‌ها در کرانهٔ باختری، و فاجعهٔ انسانی رو به وخامت در سرزمین‌های فلسطین، صداهای انتقادی در دولت‌های اروپایی بلندتر شده است. با این حال، همان‌طور که واقعیت سیاسی مدام نشان می‌دهد، این انتقادها بیشتر ظاهری باقی مانده‌ است. اگر بار دیگر تنش آشکاری بین اسرائیل و ایران رخ دهد، سؤال مهم این خواهد بود: قدرت‌های غربی از چه کسی حمایت خواهند کرد؟ آیا دولت‌های اروپایی حاضرند در بحبوحهٔ رویارویی با ایران، اسرائیل را به‌خاطر وضع فلسطین آشکارا زیر فشار بگذارند؟

پاسخ احتمالی از قبل مشخص است. با وجود مخالفت فزایندهٔ غرب با سیاست اسرائیل در برخورد با فلسطینیان، وقوع درگیری مستقیم تقریباً مطمئناً منجر به حمایت یکپارچهٔ غرب از اسرائیل خواهد شد. این امر نه‌تنها ناشی از صف‌بندی‌های دیپلماتیک تثبیت‌شده، بلکه ناشی از جهان‌بینی استراتژیک و ایدئولوژیک مشترک آنهاست- به‌ویژه در زمانی که ایران بیش از پیش حکومتی تلقی می‌شود که نظم زیر رهبری غرب را به چالش می‌کشد. در این سناریو، اسرائیل می‌تواند نه‌تنها روی حمایت آمریکا، بلکه روی حمایت سیاسی و اخلاقی بیشتر متحدان‌ غربی‌اش نیز حساب کند.

این واقعیت ژئوپلیتیکی در اسرائیل به‌خوبی درک شده است. رهبری اسرائیل از نزدیک تحولات درون ایران را زیر نظر دارد- نشانه‌های بی‌ثباتی، اختلاف در درون صاحبان قدرت و نفوذ، و افزایش فشارهای اجتماعی-اقتصادی. این مشاهدات به این روایت استراتژیک در اسرائیل دامن می‌زند که ایران دارد به یک بحران سیستماتیک نزدیک می‌شود و اینکه فشار نسبتاً محدود خارجی می‌تواند برای فروپاشی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی کافی باشد. اگرچه این ارزیابی ممکن است اغراق‌آمیز باشد، اما در دولت آمریکا فعالانه تبلیغ می‌شود، جایی که استراتژیست‌های اسرائیلی در تلاش‌اند که همتایان آمریکایی را به لزوم حفظ موضع سخت‌گیرانه در برابر ایران- احتمالاً حتی در حمایت از گزینهٔ نظامی- متقاعد کنند.

نگاه به ایران از دریچهٔ رقابت جهانی گسترده‌تر، به‌ویژه رقابت فزاینده بین آمریکا و چین، لایهٔ دیگری از این معادله است. ایران را دیگر صرفاً یک بازیگر منطقه‌یی نمی‌بینند، بلکه بخشی از صفحهٔ شطرنج استراتژیک گسترده‌تری می‌بینند که در آن منافع دو قدرت جهانی با هم تلاقی می‌کنند. از دیدگاه دولت آمریکا، تضعیف ایران نه‌تنها به معنای مهار تهدیدی برای اسرائیل یا پادشاهی‌های خلیج فارس است، بلکه به معنای تضعیف شریک کلیدی چین نیز هست- کشوری که در حال گسترش دامنهٔ حضور سیاسی و اقتصادی‌اش در سراسر اروسیا و خاورمیانه است. به این معنا، مسئلهٔ ایران از عرصهٔ منطقه‌یی فراتر رفته و به بخشی از رقابت جهانی نوظهور بر سر نفوذ در دوران پس از سرکردگی مطلق آمریکا تبدیل شده است.

روی‌هم‌رفته، تحولات داخلی و خارجی ایران به احتمال زیاد رویارویی نظامی مجدد بین ایران و اسرائیل اشاره دارد. در داخل کشور، اختلاف‌های سیاسی، فشارهای اجتماعی-اقتصادی، و شکنندگی نهادین رهبری سیاسی را به‌سمت تمرکزگرایی و بسیج بیشتر سوق می‌دهد. در عین حال، محیط خارجی بیش از پیش خصمانه می‌شود.

توازن کنونی میان تهدیدها، انتظارات، و محاسبات استراتژیک باعث ایجاد وضع ناپایداری شده است که در آن حتی یک حادثهٔ کوچک ممکن است محرکی برای تشدید تنش بشود. هم جمهوری اسلامی و هم اسرائیل با منطق دفاع پیشگیرانه و بر اساس این فرض عمل می‌کنند که دشمن دارد به نقطهٔ بحرانی آسیب‌پذیری نزدیک می‌شود. در چنین محیطی، خاورمیانه ممکن است خودش را در آستانهٔ یک درگیری بزرگ در ماه‌های آینده ببیند- درگیری‌ای که احتمالاً پیامدهایش بسیار فراتر از رویارویی دوجانبهٔ ایران و اسرائیل خواهد بود.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مهاجرت ۱۵۰۰ استاد دانشگاه طی ۵ سال گذشته
Next: اسرائیل است که باید افراط‌زدایی شود، نه فلسطین
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved