رودریگو پاز
دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴
م. حامد* – اندیشهٔ نو: در انتخابات سراسری امسال (۲۰۲۵) در بولیوی برای انتخاب رئیسجمهور و نمایندگان مجلس و سنا، رودریگو پاز هوادار سیاستهای اقتصادی راستگرایانه پیروز شد. با این پیروزی پاز در انتخابات ریاستجمهوری، به حدود ۲۰ سال قدرت دولتی چپگراهای «جنبش بهسوی سوسیالیسم» (MAS) پایان داده شد. رودریگو پاز در دور دوم انتخابات که روز یکشنبه ۱۹ اکتبر (۲۷ مهر) برگزار شد حدود ۵۴٫۶درصد آرا را به دست آور و پیروز شد. پاز وعدهٔ انجام اصلاحات اقتصادی و تغییر مسیر بهسمت سرمایهداری و سیاستهای اقتصادی نولیبرالی داده است.
نامزد حزب چپگرای «جنبش بهسوی سوسیالیسم» در دور اول انتخابات فقط ۳درصد آرا را به دست آورد و به دور دوم راه نیافت، که شکست بزرگی برای این حزب بود. این حزب همهٔ ۲۱ کرسی نمایندگی مجلس سنا را نیز از دست داد و فقط دو نماینده از این حزب به مجلس نمایندگان راه یافتند. این حزب قبلاً ۷۵ کرسی در مجلس نمایندگان داشت. رقیب رودریگو پاز در دور دوم انتخابات توتو کیروگا، رئیسجمهور سابق (۲۰۰۱-۲۰۰۲) و نمایندهٔ راستگرا و مستقل از حزبهای اصلی بود که ۴۵٫۴درصد آرا را به دست آورد.
اکنون بولیوی در خطر بازگشت سیاستهای اقتصادی-اجتماعی نولیبرالی و از میان رفتن پیشرفتهایی قرار دارد که جنبشهای مردمی از دههٔ ۲۰۰۰ تا کنون به دست آوردهاند.
در حدود بیست سال گذشته، یعنی از زمانی که اوو مورالس در سال ۲۰۰۶ به ریاستجمهوری بولیوی انتخاب شد، بولیوی بهسمت اجرای سیاستهای مستقل و مردمی و مقاومت در برابر تحمیلهای امپریالیستی و بهویژه سیاستهای «اجماع واشنگتن» حرکت کرد.
اما امروز، در پی پیروزی نامزد راستگرای در انتخابات ریاستجمهوری، به نظر میرسد که آن دورهٔ سیاستهای مردمی به پایان رسیده است. پیروزی اخیر رودریگو پاز پریرا، نامزد راستگرا، نقطه عطفی سیاسی در عرصهٔ سیاست در بولیوی است.
این روزها سایهٔ نولیبرالیسم اقتصادی خشن و ریاضت اقتصادی بر سر مردم بولیوی سنگینی میکند. بعد از بیست سال، بار دیگر از «سرمایهداری برای همه» و گشایش اقتصادی- به سبک خاویر میلی آرژانتینی که از هواداران سرسخت ترامپ است- صحبت میشود.

مروری بر تاریخچهٔ چند دههٔ اخیر بولیوی
ماجرا را از سال ۱۹۸۵ پی میگیریم، یعنی زمانی که طبق «فرمان عالی ۲۱۰۶۰» در دولت ویکتور اسنتسورو دورهٔ سیاستهای نولیبرالی آغاز شد.
«جابهجایی» بین ۲۰ تا ۳۰هزار معدنچی از محل کار و زندگیشان تلاشی برای پاشاندن و تضعیف جنبش کارگری سازمانیافته و قدرتمند بولیوی و پیروی کامل از نسخههای صندوق بینالمللی پول بود. وعدههای رفاه داده شد، اما خیلی زود معلوم شد که سرابی بیش نبوده است. بین سالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۹۷ خصوصیسازیهای گستردهای صورت گرفت و بسیار از شرکتهای دولتی به کنسرسیومهای خارجی واگذار شد. بولیوی اختیار منابع طبیعیاش را تا حدّ زیادی از دست داد، از جمله در معادن قلع، نقره، طلا، و لیتیوم.
و در نهایت، بهجای توسعه و رشد، فقر گسترده رخ نمود: ۶۳درصد از جمعیت زیر خط فقر قرار گرفتند.
اما زحمتکشان بولیوی تسلیم نشدند. مبارزات اجتماعی اواخر دههٔ ۹۰ و اوایل دههٔ قرن جدید (سالهای ۲۰۰۰) آن کشور را به نمادی از مقاومت در آمریکای لاتین تبدیل کرد. جنگ آب در شهر کوچابامبا (در سال ۲۰۰۰) در اعتراض به خصوصیسازی آبرسانی و واگذاری آن به شرکت فراملی Aguas del Tunari آغاز شد که منجر به افزایش سرسامآور قیمتها شده بود. بعد از هفتهها مبارزه، دولت مجبور به لغو قرارداد خصوصیسازی و بیرون کردن شرکت پیمانکار شد.
سه سال بعد، جنگ گاز در سال ۲۰۰۳ رخ داد. دولت سانچز د لوزادا تصمیم گرفت بدون توجه به نیازهای داخلی و اختلافهای مرزی و سرزمینی با شیلی، گاز بولیوی را از طریق بندهای شیلی به آمریکا و مکزیک صادر کند. با توجه به زمینهٔ سیاسی و فقر و نابرابری گسترده در آن زمان، همین تصمیم به خیزشی مردمی منجر شد که در آن ۶۷ نفر کشته شدند. در نهایت، مردم پیروز شدند و رئیسجمهور از کشور فرار کرد.
این جنبشهای اعتراضی مردمی نقطهٔ عطفی در روند تحولات سیاسی بولیوی بود و مردم را به این نتیجه رساند که میتوانند آیندهٔ خودشان را تعیین کنند. مردم پیروز شده بودند.
در نتیجه، بهتدریج جنبشی ملی و مستقل در کشور پدیدار شد که خواستار بازیابی منابع طبیعی و مصرف و توزیع عادلانهٔ ثروت به نفع مردم و توسعهٔ ملی بود.
ورود «جنبش بهسوی سوسیالیسم» به صحنه
پیروزی انتخاباتی اوو مورالس در سال ۲۰۰۶ و ظهور «جنبش بهسوی سوسیالیسم» (MAS) آغاز عصر دگرگونی بود.
مبارزات اجتماعی از خیابان به وزارتخانهها منتقل شد. ملی کردن نفت و گاز و فراخوان برای تشکیل مجلس مؤسسان و نوشتن قانون اساسی جدید شالودهٔ دولت نوین در بولیوی را گذاشت.
در نزدیک به بیست سالی که دولتهای MAS در قدرت دولتی بودند، فقر را کاهش دادند، سرمایهگذاری دولتی را گسترش دادند، و توسعهٔ منابع طبیعی را در مرکز الگوی تولیدی قرار دادند. تولید ناخالص داخلی پیوسته رشد کرد و بولیوی به استقلال مالی از صندوق بینالمللی پول دست یافت.
با این حال، گرچه رشد اقتصادی در اولویت قرار گرفت، تحولات ساختاری، بهویژه در بانکداری، معدن، و نحوهٔ صادرات کشاورزی ناتمام باقی ماند. سازمانهای اجتماعی پرسابقه از بوروکراتیک شدن دستگاه دولتی و کاهش مشارکت مردمی ناراضی بودند.
کودتای سال ۲۰۱۹ علیه دولت اوو مورالس در چنین زمینهای رخ داد. بعد از آن، کارزارهای گسترده و موفق راستگراها با استفاده از نارضایتی اقتصادی و سیاسی مردم آغاز شد. بحران سوخت، تورم، و کمبود ارز خارجی (دلار) باعث کاهش اعتبار جریانی سیاسی شد که به نظر میرسید با وجود دستاوردهای ارزندهاش، دیگر کمتر به حرف مردم توجه دارد.
رودریگو پاز پریرا و بازگشت نولیبرالیسم
انتخاب رودریگو پاز پریرا، از حزب دموکرات مسیحی، نقطهٔ چرخشی در روند تحولات دهههای اخیر در بولیوی است. او با به دست آوردن ۵۴٫۵۷درصد آرا در دور دوم انتخابات وعدهٔ «نوسازی اقتصادی جدید» میدهد که منتقدانش آن را بازگشت به همان الگوی نولیبرالی قدیم میدانند.
رئیسجمهور جدید برادرزادهٔ ویکتور پاز استنسورو است، همان کسی که فرمان ۲۱۰۶۰ را امضا کرد که آغازگر چند دهه خصوصیسازی و «تعدیل مالی» بود.
او تا کنون چنین وعدههایی داده است که برای خیلیها، از جمله در ایران، مفاهیم و وعدههایی آشناست و نتایج آنها نیز روشن است:
- گشایش اقتصادی و مقرراتزدایی. کاهش مالیاتها و تأکید بر انعطافپذیری نیروی کار به بهانهٔ «تشویق سرمایهگذاری».
- پایان دادن به یارانهها. دولت جدید دارد زمینههای حذف تدریجی یارانهٔ سوخت را فراهم میکند و میخواهد آن را با «یارانههای هدفمند» جایگزین کند که تأثیر مستقیم بر حملونقل و تولید محلی خواهد داشت.
- وابستگی خارجی. پاز از توافق بزرگ همکاری اقتصادی با آمریکا به ارزش ۱٫۵میلیارد دلار صحبت کرده است که مارکو روبیو، وزیر امور خارجی آمریکا، از آن استقبال کرده و آن را «پایان دو دهه پوپولیسم ناکارآمد» خوانده است.
خاویر میلی، رئیسجمهور راستگرای افراطی آرژانتین، از نخستین کسانی بود که به پاز تبریک گفت و اظهار داشت که «بولیوی با اقتصاد باز به دنیای آزاد بازمیگردد.»
جنبشهای اجتماعی مردمی با همهٔ این واژهها و وعدهها خوب آشنا هستند. برای آنها این کلمات بیش از آنکه وعدهای خوش باشد، هشداری جدّی است.
شرایط منطقهیی نیز چندان مطلوب نیست. ظهور دوبارهٔ سیاستهای نولیبرالی بخشی از آمریکای لاتین را فرا گرفته است که دولتهای دست راستی در آرژانتین، اکوادور، و پاراگوئه به پیش میبرند. در نتیجه، محیط مطلوبی برای اصلاحات طرفداران بازار به وجود میآید که خصوصیسازیها و مقرراتزداییها و سیاستهای ریاضتی را بهعنوان افزایش «کارایی و مدرنسازی» غالب میکنند.
امید به حافظهٔ جمعی در مبارزهٔ مردمی
دولت رودریگو پاز نهفقط صحنهٔ سیاسی جدیدی را در بولیوی آغاز میکند، بلکه چالشی عمیق برای نیروهای چپ و جنبشهای اجتماعی مترقی بولیوی است.
اما امید این نیروهای مردمی به حافظهٔ جمعی جامعه و بهویژه زحمتکشان است. باید دید یاد جنگهای آب و گاز و قدرت مردمی در مقابله با سیاستهای نولیبرالی کی و چگونه خواهد توانست از بطن جامعه در برابر این موج جدید از بالا قد علم کند و بار دیگر مسیر حرکت را بهسوی نظامی عادلانه و مردمی تغییر دهد.
*در تهیهٔ این مطلب از منابع خبری مانند تلهسور و الجزیره و نیز ویکیپدیا استفاده شده است.