(تصویر ساختهٔ هوش مصنوعی و افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
تفسیری از لنا پترُوا
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
یکشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۴
کریستالینا جئورجیوا، مدیرعامل صندوق بینالمللی پول، بهتازگی هشدار تازهای صادر کرده است. او گفت: «عدماطمینان به وضعیت عادی تبدیل شده است. فشار سیاسی عظیم بر فدرال رزرو، که به اعتبار آن لطمه میزند، میتواند به کاهش چشمگیر ارزش دلار آمریکا منجر شود.»
علاوه بر این، کمیتهٔ سیاست مالی بانک انگلستان هشدار داده است که احتمال سقوط شدید بازار افزایش یافته است. و این همهٔ ماجرا نیست. چند روز پس از این دو هشدار، دونالد ترامپ بار دیگر وارد عمل شد و این بار مجموعهٔ تازهای از تعرفههای واردات [عوارض گمرکی] علیه چین وضع کرد. اعمال تعرفههایی صددرصدی بر واردات کالاهای چینی پس از آن صورت گرفت که دولت چین صادرات مواد معدنی خاکی نادر را محدود کرد. و البته، همانطور که خوب میدانیم، چنین محدودیتی اثر مستقیمی بر توانایی آمریکا برای جنگافروزی دارد.
زمانبندی این اعلامها نمیتوانست از این نمایشیتر باشد؛ درست در زمانی که وزیران دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی جهان برای نشستهای سالانهٔ صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در واشنگتن گرد هم آمده بودند، اعلام ترامپ بار دیگر به ترس از تشدید جنگ تجاری جهانی دامن زد.
در واقع آدام پوزن، در مؤسسهٔ پترسون برای اقتصاد بینالملل، بهتازگی افشاگری جالب و تا حدی شوکهکنندهای مطرح کرده است، موضوعی که بسیاری از ما ماههاست دربارهٔ آن گفتوگو میکنیم. به باور مؤسسهٔ پترسون، شاهد ظهور نوعی جغرافیای اقتصادی جدید هستیم، جایی که مسیرهای تجاری بهطور فزایندهای ایالات متحدهٔ آمریکا را بهکلی دور میزنند.
بله، شاید انتظارش را نداشتیم، اما این همان واکنش «اکثریت جهانی» به سیاستهای حمایتگرایی افراطی است. تازهترین دادههای کنفرانس تجارت و توسعهٔ سازمان ملل (UNCTAD) نیز این موضوع را تأیید میکند: تجارت جهانی در نیمهٔ نخست سال ۲۰۲۵ بیش از نیمتریلیون دلار افزایش یافته است. این در حالی است که نه اقتصادهای پیشرفته، که کشورهای در حال توسعه محرک اصلی این روند هستند، روندی بسیار بسیار مهم. اکنون بخش بزرگی از این تغییر ناشی از افزایش شکافها بر پایهٔ خطوط ژئوپلیتیکی است؛ به این معنا که کشورها در عمل ترجیح میدهند با متحدان مورد اعتمادشان تجارت و همکاری اقتصادی داشته باشند، نه با رقیبانشان. این موضوع اکنون به ویژگی تعیینکنندهٔ اقتصاد جهانیِ هرچه قطبیتر تبدیل شده است.
در حالی که ایالات متحده تا اینجا از شدیدترین پیامدهای اقتصادیِ ناشی از حملهٔ تعرفهای ترامپ در امان مانده است، تاثیر واقعی آن ممکن است فقط با تأخیر زمانی خودش را نشان دهد. کریستالینا جئورجیوا هشدار ظریف اما تندی داده و گفته است: «تابآوری نظام جهانی هنوز بهطور کامل مورد آزمایش قرار نگرفته است و نشانههایی وجود دارد که این آزمون در راه است.»
این آزمون ممکن است از جهات گوناگون فرا برسد، زیرا که اکنون مسائل متعددی همزمان وجود دارد. تعرفههای عوارض گمرکی فقط یکی از سلاحهای بسیار موجود در زرادخانهٔ اقتصادی کشورها است. اگر به آن فشار بر فدرال رزرو و تضعیف همان نهادهایی را بیفزاییم که زمانی به سیاستهای ایالات متحده اعتبار میبخشیدند، با مجموعهای از عوامل روبهرو میشویم که اعتماد سرمایهگذاران به اوراق خزانهداری آمریکا را کم میکند. همانطور که خوب میدانیم، اوراق خزانهداری آمریکا در واقع معیار پایهای نظام مالی جهانی به شمار میرود. و زمانی که این اعتبار از میان برود، بازگرداندن آن بسیار دشوار و شاید حتی غیرممکن خواهد بود.
اما پرسش این است: چرا بازارها به این هشدارها و اعلامها واکنش شدیدتری نشان ندادهاند؟ پاسخ در نیروی پیشبینینشدنی دیگری نهفته است: هوش مصنوعی. رونق جاری در حوزهٔ هوش مصنوعی ضعفهای عمیقتری را که در اقتصاد آمریکا وجود دارد پنهان کرده است. سرمایهگذاریهای عظیم در مراکز داده، تراشهها، و زیرساختها باعث شده است که هزینههای سرمایهای همچنان بسیار زیاد باشد. حتی در حالی که بخشهای دیگر در حال رکود هستند.
بر اساس گزارش سازمان تجارت جهانی، یکپنجم از کل رشد تجارت جهانی در سال جاری در واقع از کالاهای مرتبط با هوش مصنوعی مانند نیمرساناها، سِرورها، و تجهیزات مخابراتی ناشی شده است. بخش زیادی از این مبادلات از آسیا به ایالات متحده جریان دارد. این رونق در عمل نوعی «تزریق آدرنالین» به بازارها است، اما اکنون بهوضوح مشخص میشود که جهش ناشی از هوش مصنوعی ممکن است ضعف بخشهای دیگر را پنهان کرده باشد و هشدارها هر روز بلندتر میشوند.
بانک انگلستان اخیراً هشدار داده است که اگر هیاهوی مربوط به هوش مصنوعی فروکش کند، بازارها ممکن است با سقوط ناگهانی روبهرو شوند. سهام شرکتهای فناوری، بهویژه آنهایی که با هوش مصنوعی مولد در ارتباطاند، اکنون در ارزشگذاریهایی معامله میشود که از زمان حباب داتکام تا کنون سابقه نداشته است. بانک انگلستان هشدار داده است که «حباب هوش مصنوعی» ممکن است بهزودی بترکد.
روزنامهٔ گاردین گزارش داده است که ادامهٔ هیاهو و خوشبینی در مورد پتانسیل فناوری هوش مصنوعی در ماههای اخیر باعث افزایش ارزشگذاری شرکتها شده است، بهطوری که ارزش شرکتهایی مانند OpenAI اکنون به ۵۰۰میلیارد دلار رسیده است، در حالی که در اکتبر گذشته فقط ۱۵۷میلیارد دلار بود.
رشد سالبهسال در این بخش فوقالعاده است، اما قابل دوام نیست. به عبارت دیگر، ارزش شرکت دیگری به نام Anthropic تقریباً سه برابر شده است، از ۶۰میلیارد دلار در ماه مارس به ۱۷۰میلیارد دلار در ماه گذشته، یعنی فقط در عرض شش ماه!
کریستالینا جئورجیوا نیز همین نگرانی را تکرار کرده و گفته است که شور و شوق امروز یادآور اواخر دههٔ ۱۹۹۰ است: «ارزشگذاریها اکنون به سطحی نزدیک میشود که در دوران رونق اینترنتی ۲۵ سال پیش دیده بودیم.» او در واقع به خطر سقوطی تند و دردناک اشاره کرد.
اما ترکیدن این حباب فقط سیلیکون وَلی را تحت تأثیر قرار نخواهد داد. چنین تغییری احتمالاً کل نظام مالی جهانی را متلاطم میکند، زیرا که با وجود سالها بحث دربارهٔ «کاهش وابستگی به دلار»، هنوز هم دلار آمریکا خون جاری در رگهای مالی جهان است. البته اشتباه نکنید. روند «دلارزدایی» واقعاً سرعت گرفته و همین امسال نیز شتاب یافته است، اما در حال حاضر دلار همچنان ارز مسلط جهان باقی مانده است. اگر ارزش سهام شرکتهای فناوری آمریکایی فرو بپاشد، موج این شوک در سراسر نظام مالی جهانی طنین خواهد انداخت.
از این منظر، تهدیدهای جدید ترامپ دربارهٔ وضع تعرفهها فقط یک تیتر خبری دیگر نیست، بلکه بخشی از پارادایم بسیار بزرگتری است. جایی که ژئوپلیتیک، بازارها، و فناوری به شکلی کاملاً پیشبینینشدنی با یکدیگر برخورد میکنند. در حالی که رهبران مالی در این هفته به واشنگتن پرواز میکنند، پیام جئورجیوا نمیتوانست روشنتر باشد: دوران قطعیت مشترک به پایان رسیده است.
در بحبوحهٔ جنگهای تجاری، هرجومرج سیاسی، و همهگیری، اقتصاد جهانی تا کنون توانسته است بهنوعی دوام بیاورد، اما طوفان بعدی، چه از ناحیهٔ تعرفهها باشد، چه فناوری، و چه از بحران اعتماد به نظام مالی در حال فرسایش آمریکا، ممکن است همان طوفانی باشد که واقعاً توان تابآوری اقتصاد جهانی را به چالش بگیرد.