محمد فکری
شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴
در حالی که جهان، بهویژه در دو سال گذشته، شاهد موج بیسابقهای از همدردی و اعتراض در حمایت از مردم فلسطین بوده است، در ایران پدیدهای متناقض و تأملبرانگیز به چشم میخورد: سکوت یا کمتوجهی حلقههای روشنفکری و جامعۀ ایران در قبال این فاجعۀ انسانی و اخلاقی. این سکوت از آن جهت معماگونه است که با سیاست خارجی جمهوری اسلامی که همواره خودش را یکی از سرسختترین حامیان آرمان فلسطین معرفی کرده است در تضاد کامل قرار دارد.
فرضیهٔ کلیدی در تبیین علت سکوت روشنفکران و جامعۀ ایران در قبال فلسطین این است که روایت رسمی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی دربارۀ فلسطین، با وجود ظاهر حمایتگرانهاش، یکی از عوامل اصلی خاموشکنندۀ صداهای مستقل و تحلیلی در این زمینه است. این روایت، از طریق چندین سازوکار پیچیده، فضا را برای کنشگری فکری مستقل دشوار میسازد.
نخست، «آلودگی ایدئولوژیک» مسئله است. حکومت ایران مسئلۀ فلسطین را چنان با گفتمان رسمی خودش (مانند ضدیت با غرب و صدور انقلاب) گره زده که هرگونه سخن گفتن مستقل دربارۀ آن بهسرعت به حمایت یا مخالفت با نظام حاکم تعبیر میشود. این «سلب مالکیت معنوی» از یک آرمان انسانی روشنفکران و حتی مردم عادی را در موقعیتی قرار میدهد که برای پرهیز از افتادن در دام این دوقطبی سکوت را ترجیح میدهند.
دوم، پدیدۀ «واگرایی واکنشی» است. شکاف عمیق میان حکومت و بخشهایی از نخبگان باعث شده که این گروهها برای مرزبندی هویتی با حکومت از هر موضوعی که حکومت تبلیغ میکند فاصله بگیرند. در این نگاه، فلسطین به «مسئلۀ حکومت» تبدیل میشود نه «مسئلۀ جامعه»، و بیتفاوتی به آن راهی برای ابراز مخالفت با نظام تلقی میگردد.
علاوه بر این، «خودسانسوری پیشگیرانه» در یک فضای امنیتی کنترلشده نقشی حیاتی ایفا میکند. از آنجا که مسئلۀ فلسطین با موضوعهای حساس امنیت ملی گره خورده است، ورود به آن ریسک زیادی دارد و بسیاری از روشنفکران و اندیشمندان برای پرهیز از هزینههای سنگین از آن اجتناب میکنند.
در نهایت، غرق شدن در «بحرانهای ملموس داخلی» مانند فقر، تورم، بحرانهای محیطزیستی باعث میشود که روشنفکران منابع محدودشان را صرف مسائل فوریتر جامعه کنند. در چنین شرایطی، پرداختن به فلسطین ممکن است یک «امر دور» یا حتی «لوکس» به نظر برسد.
این سازوکارها نشان میدهد که سکوت جامعۀ فکری ایران در قبال فلسطین لزوماً ناشی از بیتفاوتی اخلاقی نیست، بلکه محصول یک وضع پیچیدۀ سیاسی و اجتماعی است که در آن روایت رسمی و مسلط خودش به مانعی برای طرح مستقل و همدلانۀ یک آرمان انسانی تبدیل شده است. برای عبور از این وضع، جامعۀ فکری ایران با این چالش روبهروست که چگونه میتوان بهشکلی مستقل و انتقادی به مسئلۀ فلسطین پرداخت و همزمان از افتادن در دام دوقطبیهای سیاسی پرهیز کرد.
نقل از سایت کانون زنانی ایرانی