Skip to content
مارس 9, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ادراکی انتقادی و تحول‌گرا از مفهوم صلح
  • خبرها
  • دیدگاه‌ها
  • صلح

ادراکی انتقادی و تحول‌گرا از مفهوم صلح

(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)

محمدرضا نیکفر* – رادیو زمانه

چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴

 باید از تعریف منفی صلح گذر کرد و به تعریفی مثبت از آن رسید. اگر مفهوم مثبت و دگرگون‌ساز آن پا نگیرد، وضع به همین سان که دیده‌ایم ادامه خواهد یافت.

نام خاورمیانه درگیری‌های مسلحانهٔ محدود یا گسترده را تداعی می‌کند. به‌ندرت سالی می‌گذرد که در این منطقه تفنگ‌ها خاموش باشند. پیش‌تر می‌شد در اینجا نیز تعریفی منفی از صلح به‌صورت نبود جنگ به دست داد و مسئلهٔ جنگ را در قالب درگیری دو کشور، درگیری در درون یک کشور، یا دخالت خارجی و مقابله با آن تقریر کرد. اکنون موضوع صلح به موضوع دموکراسی، امنیت عمومی، رشد، و حل جمعی مشکلات زیست‌محیطی گره خورده است.

باید از تعریف منفی صلح گذر کرد و به تعریفی مثبت از آن رسید. اگر مفهوم مثبت و دگرگون‌ساز آن پا نگیرد، وضع به همین سان که دیده‌ایم ادامه خواهد یافت.

نسل‌ها پس از یکدیگر می‌آیند، با آرزوی صلح و امنیت، اما پرسیدنی است که چرا هنوز یک جنبش صلح گسترده و پیگیر در خاورمیانه پا نگرفته است. یک عامل آن گسترش این پندار در فضای عمومیِ عمدتاً زیر کنترل دولت‌هاست که مسئلهٔ جنگ را تنها با قدرت می‌توان حل کرد، آن هم با قدرت جنگ‌آور. از این پندار جز مسابقهٔ تسلیحاتی، جز تدارک دیدن برای جنگ، جز رفتن از یک جنگ به‌سوی جنگی دیگر حاصل نشده است.

پشت این پندار نگرشی قدرت‌محور در قالبی دولت‌گرا قرار دارد. می‌گویند و می‌گوییم که تنها در پناه دولتی قوی و مسلح به ابزارهای جنگی برتر است که صلح حاصل می‌شود. اما چنین دولتی در همه جا، و مشخصاً در خاورمیانه، یعنی دولتی اقتدارگرا، روشن‌تر بگوییم مستبد، و دست‌کم از طریق شرکت در مسابقهٔ تسلیحاتی و الزام‌های آن، در وابستگی به قدرت‌های جهانی. برای چنین دولتی رشد و توسعه در سایهٔ اقتدار قرار دارد. توجه به مشکلات زیست‌محیطی در اولویت آن نیست و طرحی جدّی را با مشارکت جمعی در منطقه دنبال نمی‌کند برای حل مشکل کمبود آب و آلودگی هوا، مشکل‌هایی که محدود به هیچ مرزی نمی‌شوند. برای چنین دولتی عدالت مطرح نیست یا اگر تا حدی مطرح باشد، اصل برای آن نظام امتیازوری‌‌ای است که یک بهره‌ور اصلی از آن ماشین جنگی و امنیتی است.

ایدئولوژی چیره بر سیاست بین‌‌الملل خود را به‌عنوان واقع‌گرایی معرفی می‌کند. واقع‌گرایی قدرت می‌گوید باید در برابر قدرت قدرت گذاشت و قدرت را تنها با قدرت می‌توان مهار کرد. از قدرت در این دیدگاه قدرت دولتی و در نهایت اسلحه درک می‌شود. نهادن قدرت در برابر قدرت یعنی جنگ یا تدارک جنگ، و طبعاً شرکت در مسابقهٔ تسلیحاتی به‌منظور آمادگی برای جنگ.

قدرت در برابر قدرت. قدرتی که می‌خواهیم در برابر آن بایستیم به ما دیکته می‌کند که چه کنیم. خود آن قدرت هم با همین منطق می‌کوشد قدرتمندتر شود. بازی‌ای ادامه می‌یابد که از یک فاجعه به فاجعهٔ دیگر راه می‌برد.

از این نظر، آنچه رئالیسم قدرت نامیده می‌شود درکی محدود از قدرت عرضه می‌کند، زیرا بی‌توجه است به دیالکتیک آن، یعنی وابستگی متقابل دو قدرتی که در برابر هم نهاده می‌شوند، اما از منطق مشابهی پیروی می‌کنند.

از دید ایدئولوژی قدرت، پاسیفیسم (pacifism)، در معنای صلح‌خواهی، مترادف با پاسیویسم (passivism)، یعنی انفعال می‌شود. اما با خروج از منطق قدرت، صلح‌ مفهومی انتقادی و فراخواننده به کنشگری می‌شود.

آن جهان معنایی‌ای که صلح در آن چنین باری می‌یابد منظومهٔ گفتمانی‌ای است فراهم آمده از مفهوم‌های دموکراسی، عدالت، حفظ محیط‌زیست، جامعهٔ مدنی، حق تعیین سرنوشت، مشارکت، گفت‌وگو، جامعهٔ جهانی، و نظایر اینها.

تقویت اقتدار جامعه، به‌جای اقتدار دولت، مبنای رویکردی در عرصهٔ این بحث است که می‌تواند صلح‌خواهی تحول‌گرا (transformative pacifism) خوانده شود.

*گفتاری ارائه شده در «کنفرانس بین‌المللی عصر صلح»، گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعه‌شناسی ایران، ۳۰ شهریور ۱۴۰۴ | ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: طرح ترامپ برای غزه: «رکوئریمنتوی» مدرن در خاورمیانه
Next: مطالعهٔ جمجمهٔ یک‌میلیون ساله: منشأ انسانِ مدرن قدیم‌تر از آن است که فکر می‌کردیم
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved