سالن اجتماعات محل برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل متحد
نوشتهٔ سیلوانا سولانو – در سایت تلهسور
ترجمهٔ نیما حیدری – اندیشهٔ نو
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
هشتادمین نشست سران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در روزهای ۲۲ تا ۲۹ سپتامبر (۳۱ شهریور ۷ مهر) در نیویورک برگزار میشود نشستی معمولی نیست.
نشست امسال مصادف با هشتادمین سالگرد تأسیس این سازمان و برگزاری مجمع عمومیهای آن و آغاز به کار طرح اصلاحی UN80 برای «مدرن کردن» این نهاد با هدف مؤثرتر کردن آن است.
با این حال، تاریخچهٔ این سالگرد با لحن دیپلماتیکی که معمولاً در این چنین فضاهایی حاکم است فاصلهٔ زیادی دارد: «جنوب جهانی» [کشورهای در حال توسعه] اعتراض فزایندهای به نظم بینالمللی کنونی دارد که همچنان بر اساس قوانینی به کارش ادامه میدهد که قدرتهای «شمال جهانی» [کشورهای توسعهیافتهٔ پیشرفته] تحمیل کردهاند.
سازمان ملل متحد هشتاد ساله میشود، ولی همچنان با پرسشهایی اساسی روبهروست: آیا این سازمان فضایی برای همکاری واقعی باقی میماند یا در عمل به ابزاری برای قانونی کردن منافع هژمونیک تبدیل شده است؟
در چنین زمینهای، سه عنصر اساسی پیش از آغاز سخنرانیهای سران برجسته میشود: وتوی آمریکا علیه [شرکت] هیئت فلسطینی [در مجمع عمومی]، ظهور صداهای نو از جانب کشورهای در حال توسعه مانند اندونزی و برزیل، و رهبری آنالنا بربوک، رئیس هشتادمین مجمع در یک سال آینده، که قصد دارد اصلاحات در سازمان ملل متحد را آغاز کند.
وتو علیه فلسطین: ریاکاری قدرت هژمونیک
اولین مناقشهٔ بزرگ در مجمع عمومی امسال سازمان ملل متحد مربوط به فلسطین است. اگرچه ۱۵۰ کشور از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد کشور فلسطین را به رسمیت میشناسند، ایالات متحد آمریکا بار دیگر از قدرتش برای محدود کردن مشارکت این هیئت در مجمع عمومی امسال استفاده کرده و از صدور ویزا برای محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگران فلسطین، و بیش از هشتاد مقام فلسطینی خودداری کرده است.
دولت آمریکا برای توجیه این تصمیمش به «دلایل امنیت ملی» اشاره میکند. با این حال، تحلیلگران بینالمللی بر این نظرند که این اقدامی سیاسی با هدف مهار کردن تهاجم دیپلماتیک فلسطینیها به سازمان ملل متحد است.
در زمانی که کشورهایی مانند فرانسه و کانادا و استرالیا در حال بررسی به رسمیت شناختن رسمی فلسطیناند*، تلاش دولت آمریکا این است که نگذارد محمود عباس از این صحنهٔ جهانی برای گسترش حمایت از فلسطین استفاده کند.
این اقدام آمریکا پیامدهایی جدّی دارد؛ نهفقط سانسور محسوب میشود، بلکه توافقنامهٔ مقر سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۷ را نیز نقض میکند. بر اساس آن توافق، کشور میزبان مجمع عمومی، در این مورد آمریکا، موظف است امکان حضور همهٔ هیئتها برای شرکت در مجمع عمومی را تضمین کند.
اتحادیهٔ اروپا و خودِ دبیرکل سازمان ملل متحد آنتونیو گوترش از کاخ سفید خواستهاند که تصمیمش را عوض کند و گفتهاند که این اقدام با قوانین بینالمللی مغایرت دارد و به اصل چندجانبهگرایی لطمه میزند.
در حالی که در سخنرانیهای دیپلماتیک همواره بر گفتوگو و صلح تأکید میشود، واقعیت نشاندهندهٔ تصویری نمادین و دردناک است: صدای ملت اشغالشدهٔ فلسطین از طریق ویدئو-کنفرانس پخش میشود، و از حضور واقعی در مکانی جلوگیری میشود که باید بیانگر برابری حاکمیت ملتها باشد.
این تضاد بین هدفهای اعلامشدهٔ سازمان ملل متحد و تحمیل یک ابرقدرت آشکارکنندهٔ آسیبپذیری نظام چندجانبه است.
جنوب جهانی تقیبیح میکند: صداهای جدید در صحنهٔ جهانی
وتوی آمریکا علیه فلسطین سبب به جنبش درآمدن دوبارهٔ همبستگی در میان کشورهای جنوب جهانی شده است، گروهی ناهمگن از کشورهایی که میکوشند نظم تکقطبی جهان را به چالش بکشند.
چند هیئت شرکتکننده اعلام کردهاند که در سخنرانیهایشان در روزهای برگزاری مجمع عمومی امسال، برای برجسته کردن نامتوازن بودن قدرت و اعمال گزینشی قوانین بینالمللی، با لحنی انتقادی صحبت خواهند کرد.
یکی از رویدادهای برجستهٔ امسال شرکت جوکو ویدودو، رئیسجمهور اندونزی، پس از ده سال غیبت است. پیشبینی میشود که او حملهٔ اسرائیل به قطر را آشکارا محکوم کند و بر نیاز به یافتن راهحل عادلانه و صلحآمیز برای مسئلهٔ فلسطین تأکید کند.
اندونزی، کشوری بیشترین جمعیت مسلمان روی کره زمین را دارد و اقتصاد نوظهور حیاتی در آسیاست، نهفقط بهدلیل وزنهٔ جمعیتی و اقتصادی، بلکه بهدلیل نمادین بودن موضعگیریاش، بازیگری کلیدی در صحنه است.
به چالش کشیدن روایت غالب در سازمان ملل عملی ناشی از استقلال سیاسی است که الهامبخش دیگر کشورهای جنوب جهانی [در حال توسعه] است.
برزیل نیز خودش را در جایگاه شخصیتی اصلی نشان میدهد. لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل، که موضع قاطعی در در دفاع از حاکمیت ملتها دارد، با پیامی روشن وارد مجمع عمومی خواهد شد: گسترش حمایت بینالمللی از آرمان فلسطین و تقویت سازوکارهای همگرایی منطقهیی.
علاوه بر این، او در همایش بینالمللی مقامهای ارشد کشورها در مورد حل مسالمتآمیز مسئلهٔ فلسطین شرکت خواهد کرد، نشستی در کنار مجمع عمومی که خواستار طرح پیشنهادهای مشخص فراتر از بیانیههای رسمی است.
این موضعگیریها و تلاشها نشان میدهد که کشورهای در حال توسعه دیگر به حاضر نیستند بازیگر منفعل یا پذیرندهٔ دستور کار تحمیلشده از پایتختهای کشورهای توسعهیافته باشند.
برعکس، اندونزی، برزیل، آفریقای جنوبی، و مکزیک فقط چند نمونه از کشورهاییاند که نهفقط تصادهای چندجانبهگرایی را تقبیح میکنند، بلکه خواهان نظم جهانی عادلانهتر و چندقطبیترند. از این نظر، پژواک تقبیح اقدام علیه فلسطینیها کاتالیزوری برای شکلگیری اتحادها و بیان خواستهای جدید میشود.
ریاست بربوک: اصلاحات در سازمان ملل متحد
یکی دیگر از مؤلفههای اصلی مجمع امسال ریاست آنالنا بربوک، وزیر امور خارجی پیشین آلمان است که هشتادمین نشست را با تمرکز بر «تأمل و بازسازی» سازمان ملل متحد هدایت میکند.
رهبری او با ابتکار UN80 که آنتونیو گوترش آغاز کرد همسو است. هدف از اجرای این طرح همخوان و همگام کردن سازمان ملل متحد برای برخورد با چالشهای قرن بیست و یکم است: تغییرات آبوهوایی، هوش مصنوعی، امنیت غذایی، و مدیریت درگیریها.
هدف گفتمان رسمی ایجاد نهادی چابکتر، مدرنتر، و همهشمولتر است. با این حال، هنوز پرسشهایی وجود دارد: در شرایطی که قدرتها امتیازهای ساختاری مانند حق وتو در شورای امنیت را حفظ میکنند، «اثربخشی» دقیقاً به چه معناست؟ آیا این اصلاحات گامی واقعی بهسوی چندجانبهگرایی افقی خواهد بود یا سازوکارهای کنترل ژئوپلیتیکی قدرتهای گروه۷ (G7) را بیش از پیش تحکیم خواهد کرد؟
از این نظر ، شخصیت ماریا فرناندا اسپینوزا ، رئیسجمهور سابق اکوادور، وزنهٔ تعادل نمادینی است. اسپینوزا نخستین زن از آمریکای لاتین بود که ریاست مجمع عمومی را بر عهده گرفت. او در دوران تصدیاش دفاع از حاکمیت ملتها، برابری جنسیتی، و گنجاندن صداهای جدید در بحثهای جهانی را در اولویت قرار داد.
میراث او یادآور این است که ریاست سالانهٔ مجمع عمومی میتواند چیزی بیش از وظیفهٔ تشریفاتی باشد و برای اثرگذاری بر دموکراتیک کردن سازمان ملل متحد هنوز امکان مشخص برای مانور وجود دارد.
مبارزه بین این دو دیدگاه در نشستهای امسال مجمع عمومی ادامه دارد: اصلاحی که خواهان حفظ موقعیت سازمان ملل متحد در نظم تکقطبی زیر سلطهٔ قدرتهای غربی است، در مقابل تقاضای فزایندهٔ ملتها و کشورهای جنوب جهانی که خواستار بازتوزیع واقعی قدرت در داخل این نهادند.
آیندهٔ سازمان ملل پس از این هشتاد سال چگونه به نظر میآید؟
هشتادمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد فقط یک بزرگداشت تاریخی نیست. آینهای از تنشهای کنونی است.
در حالی که همه از سخنرانیهای سران در مورد همکاری و آیندهٔ مشترک استقبال میکنند، واقعیت حاکی از شکاف بین «شمال»ی است که بر تحمیل قوانین اصرار دارد و «جنوب»ی که خواستار عدالت، حاکمیت، و خودمختاری است.
وتوی آمریکا علیه شرکت هیئت فلسطینی ریاکاری کسانی را آشکار میکند که در مورد دموکراسی و حقوق بشر موعظه میکنند، اما نمیگذارند صدای ملت اشغالشدهٔ فلسطین شنیده شود.
موضعگیریهای رهبرانی مانند لولا و ویدودو حاکی از آن است که کشورهای در حال توسعه دیگر مایل به سکوت کردن نیستند. اصلاحاتی که گوترش و بربوک میخواهند به پیش ببرند نیز با این دوراهی روبهروست که آیا اقدامی واقعی برای دموکراتیک کردن این سازمان خواهد بود یا فقط بازتنظیمی خواهد بود برای اطمینان از تداوم وضعی موجود.
بزرگداشت هشتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد مستلزم چشماندازی فراتر از لفاظی است: اگر این سازمان میخواهد جایگاهش را حفظ کند، باید راه را برای عدالت بینالمللی هموار کند، از امتیازهای منسوخ چشمپوشی کند، و تضمین کند که همهٔ ملتها، بدون استثنا، به یکسان میتوانند صدایشان را به گوش جهانیان برسانند.
در غیر این صورت، تصویری که از این سازمان به جا میماند تصویر نهادی نوسازیشده نخواهد بود، بلکه تصویر نهادی خواهد بود که زندانی تضادهایش است و قادر به پاسخگویی به درخواست کشورهای در حال توسعه یا «جنوب جهانی» نیست که یک نظم بینالمللی حقیقتاً چندقطبی میخواهند.
*این مطلب پیش از اعلام تصمیم رسمی کانادا و استرالیا و فرانسه در تأیید به رسمیت شناختن کشور فلسطین نوشته شده است.م