تظاهرات طرفداری از فلسطین، فرانسه. ۲۹ شهریور ۱۴۰۴. تصویر از شبکهٔ ایکس @Partisan_12
از تلهسور
مترجم: امید مجد – اندیشهٔ نو
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
دولتهای بریتانیا، کانادا، استرالیا، و پرتغال در تلاش برای احیای چشمانداز راهحل دو کشوری، روز یکشنبه ۳۰ شهریور کشور مستقل فلسطین را به رسمیت شناختند. انتظار میرود که دولت فرانسه نیز روز دوشنبه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (UNGA80) نیز کشور فلسطین را به رسمیت بشناسد.
این اقدام شماری از دولتهای «غربی» مخالفت شدید اسرائیل را برانگیخته و نشاندهندهٔ اختلاف این دولتهای «غربی» با آمریکاست که همواره با به رسمیت شناختن یکجانبهٔ کشور فلسطین مخالفت کرده است.
با این حال، برای بسیاری از فلسطینیها این پرسش مطرح است که آیا این ژستهای بینالمللی به تغییر واقعی در روی زمین و زندگی روزمره تبدیل خواهد شد یا تا حد زیادی نمادین باقی خواهد ماند؟

در اردوگاه آوارگان در اردوگاه پناهندگان النصیرات در مرکز نوار غزه، ام محمد الشیخ، مادر پنجاه سالهٔ شش فرزند، میگوید: «تمام جهان در مورد به رسمیت شناختن فلسطین صحبت میکند، اما تا زمانی که اسرائیل به جنگ با ما ادامه میدهد، این شناسایی برای ما مردم غزه چه معنایی دارد؟»
او تأکید میکند: «ما میخواهیم جنگ متوقف شود، فرزندانمان به مدرسه برگردند، و ما برای بیماران دارو داشته باشیم. اگر واقعیت برای ما روی زمین تغییر نکند، کشور روی کاغذ کافی نیست.»
یوسف ابو دایا، ۲۷ ساله، کارگر فلزکار اهل شهر غزه، میگوید که کارگاه او- تنها منبع درآمدش- در اوایل جنگ ویران شد. او میگوید: «ما به تغییری واقعی نیاز داریم که برای مردم ملموس باشد، نهفقط بیانیههای سیاسی.»
چنین صداهایی در سراسر غزه حاکی از شکاف بین دیپلماسی دولتها و واقعیتهای آوارگی و کمبود و جنگ است. عصمت منصور، تحلیلگر سیاسی مستقر در رامالله در کرانهٔ باختری، به رسمیت شناختن بینالمللی کشور فلسطین را «دستاوردی مهم» توصیف میکند که منعکسکنندهٔ دهها سال مبارزه و فداکاری فلسطینیهاست، اما میافزاد که با این حال «این به رسمیت شناختنها بهخودیخود به اشغال پایان نمیدهد یا جنگ در غزه را متوقف نمیکند.»
او میافزاید: «صرفاً به رسمیت شناختن کشور فلسطین به ایجاد کشور فلسطین نمیانجامد، اما به وزن سیاسی و اخلاقی این موضوع میافزاید. نبرد واقعی هنوز روی زمین است. اگر ما حضور قدرتمندی در کرانهٔ باختری و غزه نداشته باشیم، به رسمیت شناختن کشور فلسطین تا حد زیادی نمادین باقی خواهد ماند.»
تیسیر عابد، پژوهشگر سیاسی مستقر در غزه، با تأکید بر همین دیدگاهها میگوید که «فلسطین دیگر در مجامع بینالمللی منزوی نیست» و این به رسمیت شناختنها چگونگی و سمتگیری مذاکرات آینده را نیز تغییر میدهد.
عابد تأکید میکند که فلسطینیها باید با وحدت داخلی و تلاشهای دیپلماتیک سازمانیافته از این فرصت استفاده کنند. او میافزاید: «جهان روزنهای به روی ما میگشاید، اما بهرهگیری از این روزنه به توانایی ما برای پایبندی به اولویتهای ملی بستگی دارد.»
هر دو کارشناس تأکید دارند که برای تبدیل کردن این دستاوردهای نمادین به پیشرفت ملموس آشتی فلسطینیان امری حیاتی است. منصور میگوید که اسرائیل به رسمیت شناختن کشور فلسطین را تهدید میداند و با آوردن فشار نظامی سعی میکند آن را کماهمیت جلوه دهد.
او میگوید: «اگر اجماع داخلی وجود نداشته باشد، این به رسمیت شناختنها ممکن است بهجای اینکه منبع قدرت باشد، به نقطهٔ اختلاف دیگری تبدیل شود.»
عابد تأکید دارد که به رسمیت شناختن کشور فلسطین مسئولیتهایی نیز به همراه دارد. او میگوید: «جهان انتظار دارد نهادهای فلسطینیای را ببیند که قادر به حکومت کردناند، نه قدرتی که بین غزه و کرانهٔ باختری تقسیم شده است. آشتی داخلی دیگر اختیاری نیست، بلکه شرط ضروری برای بهرهگیری از این حرکت بینالمللی است.»