اعتراضهای نپال، شهریور ۱۴۰۴ (عکس افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
رحیم قمیشی
شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴
به نظرم در نپال انقلاب اتفاق نیفتاد، اگر چه دولت ظرف کمتر از ۲۴ ساعت سقوط کرد.
نسل Z یا جوانان ناگهان به خیابان آمدند، آنها خسته از بیعدالتی و فساد فزاینده در دولت و سیستم حاکم بودند.
این تصور که دولت همینکه شبکههای اجتماعی را بست، باعث وقوع اعتراضات جدی و انقلاب شد، اشتباه است.
بستن بدون توجیه اینترنت در نپال، تنها نقطه اوج حوادثی بود که سالها در جریان بود. شلیک آخر بود. مردم مطمئن شدند وضع بدتر میشود، که بهتر نمیشود. فساد مقامات بیشتر میشود و کمتر نمیشود، جوانها بیشتر نادیده گرفته میشوند. بیکاری تشدید میشود!
و دولت نپال، جرقه را به انبار باروت انداخت؛
با این تصور کاملا اشتباه؛
اعتراضات همهاش تولید شبکههای مجازی است!
آنها را میبندیم، تمام میشوند.
فکرش را هم نمیکرد فردایش آویزان به هلیکوپتر باشد، برای فرار!
شاید دولت اینترنت را هم فیلتر نمیکرد قیام اعتراضی جوانان اتفاق میافتد، فقط چند ماه بعد. علت اصلی آن هم واضح بود؛
حاکمانی که نمیتوانند تحولات را درک کنند، و فکر میکنند با روشهایی کهنه میشود تداوم حاکمیت خود را تثبیت کنند. وقتی در جلسات خصوصی به هم میگویند این مردم چه میفهمند!
وقتی حاضر نمیشوند اخطارها را جدی بگیرند.
اما پرسش مهم:
آیا حوادث برقآسای نپال که به آن «انقلاب نسل Z در شش ساعت» اطلاق شده، ممکن است در ایران هم اتفاق بیفتد؟
واضح است نه مردم ایران دقیقا نپالی هستند، نه حاکمان ایران، دولت نپال.
دولت نپال نفت نداشت، دولت نپال حکومت دینی نبود، نیروهای نظامی نپال سیاسی نبودند، درصد جمعیت شهری نپال مانند ایران نیست.
اما نه فقط ایران، تمام دولتهای جهان باید خود را در معرض چنین تحولاتی ببینند. مگر آنکه بخواهند در توهم سیر کنند!
سرعت تحولات آنقدر افزایش پیدا کرده که روشهای سنتی اتکا به نیروهای امنیتی و مسلح دیگر کارایی خود را کاملاً از دست دادهاند.
دولتهایی که فکر میکنند با بستن شبکههای مجازی میتوانند به عمر خود بیفزایند، فقط به سرعت تحولات کمک میکنند.
حاکمانی که فکر میکنند با زندانی کردن افراد اندیشمند، امکان حذف افکار مخالف خود را دارند، تنها بشکههای باروت تولید میکنند.
و نکتهٔ بسیار مهم؛
وقتی مردم نسبت به بهتر شدن اوضاع ناامید شوند، وقتی بپذیرند احتمال اینکه فردا وضعشان بدتر از امروز خواهد شد. وقتی احساس کنند حاکمیت آنها را نمیبیند، وقتی باور کنند یا باید بروند، یا در بیکاری دست و پا بزنند، دقیقاً جامعه «نپالی» میشوند.
«فقط منتظر بهانهای خواهند بود»
نه آنکه الزاما همین فردا وضع اقتصادی مردم نپال بهتر خواهد شد، اما آنچه مسلم است، حاکمیت آینده موظف به پاسخگویی خواهد بود. موظف به جلوگیری از تبعیض خواهد بود، جوانان را باید ببیند، و بهطور قطع مسیر، آرام آرام به سمت بهبود خواهد رفت.
چه خوب است حاکمان کشورهایی که همچنان اصرار دارند در عصر مدرن با روشهایی قدیمی حاکمیت کنند، برای احتیاط روشهای آویزان شدن به طنابهای رها شده از سوی هلیکوپترها را یاد بگیرند و تمرین کنند.
هیچکس دلش نمیخواهد شاهد انتقام و انتقامکشی باشد، حتی نخست وزیر نپال هم حتما دفاعیاتی داشته!
– ما نمیخواستیم وضع چنین شود.
دشمنان نپال توطئه کردند.
ما اینقدر هم بد نبودیم…
اما شاید همه این سخنان را وقتی بزنند که به یک هلیکوپتر آویزان شدهاند.
شاید چین بپذیردشان!
بروند باقی عمر را آنجا
و آنجا حسرت بخورند؛
کاش صدای مردم و جوانان را
زودتر شنیده بودند!
از کانال تلگرام نویسنده «دلنوشتهها»