(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است)
صادق کار
جمعه ۲۱ شهریور ۱۴۰۴
در آستانۀ سالگرد جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» بساط بگیروبند، اعدام، تهدید، و خطونشان کشیدن برای نیروهای سیاسی و مدنی تشدید شدە است. تعدادی از مبارزان جنبش «زن، زندگی، آزادی» هفتۀ گذشتە بەمنظور انتقامجویی و گرفتن زهر چشم از بقیە اعدام شدەاند، عدەای از زندانیان سیاسی پیشین در خیابان بازداشت و بازجویی و تهدید شدەاند، پیگرد رهبران و اعضای فعال تشکلهای صنفی تشدید شدە است، عدۀ زیادی از وکلا و فعالان مدنی احضار و بازجویی شدەاند، تعدادی از کافەها بەدلیل راە دادن زنان و دختران «بیحجاب و بدحجاب» پلمب شدەاند.
این اعمال جنایتکارانە در آستانۀ سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» گویای وحشت رژیم از وقوع جنبشی مشابە است کە زمینەهای آن در جامعە حتی بیشتر از آغاز جنبش ژینا خودنمایی میکند. بلە، هم نارضایتیها از آن زمان از رژیم بیشتر است و هم انگیزەها قویتر شدە و هم تعداد کسانی کە از حکومت رویگردان شدەاند بهطرز چشمگیری افزایش پیدا کردە است.
دامنۀ نارضایتی حتی در داخل حکومت نیز گسترش یافتە است. نارضایتی را همچنین میشود در بیانیۀ موسوی و بیانیۀ تعدادی از زندانیان سیاسی و فعالان مدنی و سیاسی مشاهدە کرد. حتی اصلاحطلبان محافظەکار شریک در دولت نیز با انتشار بیانیۀ ١٢مادەای خواهان انجام اصلاحاتی در سیستم حاکم شدەاند و آن را برای بقا و نجات رژیم از اضمحلال لازم تشخیص دادەاند. دامنۀ نارضایتی از رژیم حتی در میان تعداد قابل توجهی از محافظەکاران میانەرو امتداد پیدا کردە است. پس میبینیم کە زمینەهای وقوع یک جنبش بەمراتب گستردەتر از جنبش مهسا و شاید رادیکالتر از آن وجود دارد.
طیف مخالفان متنوع و گستردە است و همە قصد سرنگون کردن رژیم را ندارند و خاستگاەهای اجتماعی-سیاسیشان هم متفاوت است. با وصف این، همە در یک چیز اشتراک نظر دارند و آن این است کە حاضر نیستند وضع موجود را تحمل کنند. به همین دلیل پایەهای جنبش تازە فراهم شدە است.
اما هم شروع جنبش تازە و هم ترکیب طبقاتی و اجتماعی و مطالبات عمدۀ آن در مقطع کنونی بستگی بە رفتار رژیم با مطالبات جریانات مختلف و نتیجۀ مذاکرات دارد. فعلاً رژیم نشان دادە کە حتی طرح ١٢مادەای اصلاحطلبان را کە طرحی رفرمیستی است حاضر نیست بپذیرد و آنها را در ردیف عوامل قدرتهای خارجی کە باید یا توبە کنند یا مجازات شوند قرار دادە است. طرح طرفداران رفراندوم و طرفداران گذار کە جای خود دارد.
بنابراین، در صورت اصرار رژیم بر حفظ موضع کنونیاش، جنبشی کە در چشمانداز نزدیک شکل خواهد گرفت، فارغ از عناوینی کە هر کدام از جریانات بە آن میدهند، ذاتاً باید جنبشی سرنگونیخواە باشد. با این احوال، اما یک عامل بازدارندە وجود دارد کە میتواند برآمد جنبش را بە تعویق بیندازد و آن بلاتکلیفی جنگ با اسرائیل و آمریکاست کە سرنوشت آن مبهم است. این بلاتکلیفی فعلاً میتواند بە نفع رژیم عمل کند، زیرا تا تکلیف آن یکسرە نشود، مردم مایل نیستند نتایج مبارزاتشان باعث سوءاستفادە متجاوزان خارجی برای تجاوز مجدد بە کشور بشود. اسرائیل و آمریکا با تجاوزات تبهکارانۀ خود ضربۀ سختی بە مبارزات آزادیخواهانۀ مردم ایران وارد کردند و بە تشدید جوّ اختناق و سرکوب یاری رساندند.زدودن آثار این ضربە وقتگیر است و شاید به همین خاطر است کە رژیم بیمحابا از فرصتی کە بە دست آوردە است برای سرکوب کردن فعالان سیاسی و مدنی بهرە میگیرد.
با این اوصاف، وقوع جنبشی تازە و گستردەتر و متنوعتر از جنبش مهسا نیز اجتنابناپذیر است و عمر رژیم بر لب بام است و با هراس افکنی و اعدام نە میتواند جلوی برآمد جنبش تازە را بگیرد و نە قادر است است بقای خودش را حفظ کند. منافع و آیندۀ ما کارگران ایجاب میکند برای نجات از شر این نظام استثمارگر و ستمگر با تمام توان در شکلدهی و حمایت از جنبشی مترقی و مردمی کوشا باشیم.
از سایت «به پیش»