تصویر ساختهٔ هوش مصنوعی
الف. هوشیار – برای اندیشهٔ نو
پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴
مفهوم «تحریک» (Provocation) یکی از کلیدواژههای مهم در علوم سیاسی و روابط بینالملل است. رخدادهایی چون حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل نه تنها از منظر امنیتی، بلکه بهعنوان کنشهای تحریکآمیز مورد توجه قرار گرفتهاند. در این مقاله تلاش میشود با اتکا به نظریههای سیاسی و امنیتی، ابعاد مختلف پدیدهٔ تحریک توضیح داده شود و از خلال نمونههای تاریخی نشان داده شود که چگونه تحریک میتواند به تغییرات بنیادین در سیاست داخلی و خارجی کشورها منجر شود.
۱. چارچوب نظری
۱.۱ تعریف تحریک
در سادهترین بیان، تحریک به اقدام آگاهانه برای برانگیختن واکنش خاص از سوی طرف مقابل اطلاق میشود. در سطح روابط بینالملل، این واکنش غالباً نظامی، امنیتی یا سیاسی است و میتواند برای توجیه سیاستهای از پیشطراحیشده به کار رود (Tilly, 2003).
۱.۲ تحریک و مشروعیت
به گفتهٔ چارلز تیلی، خشونت سیاسی اغلب در بستر «نمایشهای مشروعیتساز» رخ میدهد؛ یعنی کنش خشونتآمیز طوری طراحی میشود که دولت یا گروه مهاجم بتواند در برابر مخاطبان داخلی و خارجی، واکنش خود را مشروع جلوه دهد.
۱.۳ تحریک در نظریهٔ تروریسم
مارتا کرنشاو (Crenshaw, 1981) نشان میدهد که گروههای تروریستی اغلب از استراتژی تحریک استفاده میکنند تا دولتهای قدرتمند را به واکنشی شدید و غیر متناسب بکشانند؛ واکنشی که در نهایت موجب افزایش حمایت اجتماعی از طرف ضعیفتر میشود.
۱.۴ امنیت و تحریک
طبق نظریهٔ بری بوزان (Buzan, Wæver & de Wilde, 1998)، تحریک میتواند در قالب «امنیتسازی (securitization)» عمل کند؛ یعنی یک رویداد تهدید آمیز بهانهای برای وارد کردن موضوعی به عرصهٔ امنیت ملی و بسیج منابع گسترده شود.
۲. نمونههای تاریخی
۲.۱ حادثهٔ رایشتاگ (۱۹۳۳)
آتشسوزی مجلس آلمان به دست نازیها یا با استفاده از تحریک مخالفان، فرصتی شد تا هیتلر آزادیهای مدنی را محدود و قدرت سیاسی خود را تثبیت کند.
۲.۲ خلیج تونکین (۱۹۶۴)
حادثهای مشکوک در دریای چین جنوبی به دولت آمریکا بهانه داد تا حضور نظامی در ویتنام را تشدید کند. این نمونه بارز از «تحریک ساختگی» است.
۲.۳ حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱
حملات القاعده با هدف آشکار وارد کردن ضربه به آمریکا صورت گرفت، اما در سطح سیاسی به ایالات متحده امکان داد «جنگ علیه ترور» را آغاز کند و مداخلات نظامی خود در افغانستان و عراق را مشروعیت ببخشد. پرسش اصلی در اینجا این است که چه میزان از واکنش آمریکا برنامهریزیشده و چه میزان واکنش به تحریک بود.
۲.۴ عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳
حملهٔ حماس به اسرائیل، با تلفات گسترده غیرنظامیان، هم برای فلسطین و هم اسرائیل جنبهٔ تحریک داشت:
● برای حماس: بازگرداندن مسئلهٔ فلسطین به دستور کار جهانی و مختل کردن روند عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی.
● برای اسرائیل: توجیه حملهٔ وسیع به غزه و تغییر معادلات داخلی و منطقهای.
۳. ابعاد تحلیلی
۳.۱ بعد استراتژیک
تحریک ابزاری در دست بازیگران ضعیف و قوی است، اما همیشه بازی پرخطر محسوب میشود؛ زیرا واکنش طرف مقابل میتواند پیشبینیناپذیر و مخرب باشد.
۳.۲ بعد رسانهای
رسانهها نقش کلیدی در تقویت یا تضعیف اثر تحریک دارند. روایت رسانهای از یک حمله میتواند افکار عمومی را به سمت مشروعیتبخشی یا محکوم کردن واکنش سوق دهد.
۳.۳ بعد اخلاقی و حقوقی
تحریک معمولاً با قربانی شدن غیرنظامیان همراه است. این امر پرسشهای اخلاقی جدی دربارهٔ مسئولیت سیاسی و انسانی ایجاد میکند.
نتیجهگیری
تحریک (provocation) را میتوان سازوکاری (مکانیسمی) برای بازتعریف مرزهای سیاست و امنیت دانست. چه در حادثهٔ رایشتاگ، چه در خلیج تونکین، چه در ۱۱ سپتامبر و چه در ۷ اکتبر، یک وجه مشترک وجود دارد: رخدادی خشونتآمیز باعث مشروعیتبخشی به سیاستهای گستردهتر شده است. بنابراین، در تحلیل هر بحران سیاسی-امنیتی باید دو پرسش محوری را طرح کرد:
۱. چه کسی از تحریک سود برد؟
۲. واکنش چه تاثیری بر موازنهٔ قدرت و مشروعیت سیاسی گذاشت؟
این پرسشها کلید فهم بسیاری از رخدادهای بزرگ تاریخ معاصر هستند.