پنجشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴
لیندا سارنگ – اندیشهٔ نو: پنجم شهریور یادآور سالگرد پویشی در جنبش زنان بود که «کمپین یک میلیون امضا» نام گرفت. شماری از فعالان حقوق زنان و روشنفکران ترقیخواه در ایران این پویش را از روز ۵ شهریور ۱۳۸۵، در دورهٔ اول دولت محمود احمدینژاد آغاز کردند. دستور کار و هدف این طرح جمعآوری دستکم یک میلیون امضا در حمایت از لغو یا تغییر قوانین تبعیضآمیز جنسیتی علیه زنان در جمهوری اسلامی مثل قوانین ارث، طلاق، دیه، سرپرستی از بچه، شهادت در دادگاهها، و اجازهٔ همسر یا پدر بود، قوانینی که نابرابری میان زن و مرد را در ایران تثبیت میکرد. به همین دلیل، این کمپین با نام «کارزار تغییر برای برابری» نیز شناخته میشود.
فعالان این پویش اجتماعی زنان با مراجعه به محلهای عمومی، خانهها، دانشگاهها، و محیطهای کار سعی در آگاهسازی جامعه داشتند و میکوشیدند حمایت زنان و مردان از این پویش را جلب کنند و آنها را به امضای طوماری ترغیب و تشویق کنند که دربارهٔ قوانین تبعیضآمیز جمهوری اسلامی علیه زنان تهیه کرده بودند. فعالان این پویش از روشهای مسالمتآمیز و گفتوگومحور برای پیشبرد اهدافشان استفاده میکردند. هزاران فعال اجتماعی در سراسر کشور و در شهرهای متعدد برای جمعآوری امضا تلاش کردند.
آمار دقیق و رسمی از تعداد امضاهای جمعآوری شده هرگز منتشر نشد، چون روش کار بهصورت غیرمتمرکز بود تا اگر فهرستی به دست نهادهای امنیتی افتاد، دستکم همهٔ امضاها افشا نشود.
حکومت ایران با این پویش برخورد امنیتی کرد و شماری از فعالان آن را بازداشت، محاکمه، و به حبس محکوم کرد. فشارهای امنیتی و قضایی باعث شد که فعالیت این پویش در نهایت با چالشهای زیادی مواجه شد و بهتدریج کاهش یافت. فعالیت علنی و میدانی این پویش در حدود سال ۱۳۸۸ و بهویژه بهعلت فشارهای امنیتی پس از انتخابات تقلبی سال ۱۳۸۸ عملاً متوقف شد، اما میراث و تأثیر آن تا امروز ادامه دارد و خواست اصلی آن- لغو قوانین تبعیضآمیز علیه زنان- همچنان در صدر خواستهای جنبش زنان ایران است.
اگرچه این پویش خودش نتوانست مستقیم به تغییر یا لغو قوانین زنستیز در جمهوری اسلامی منجر شود، اما توانست موضوع حقوق بنیادی زنان در ایران را بیش از پیش به میان جامعه ببرد و آگاهی عمومی را افزایش دهد. این حرکت بهحق یکی از مهمترین جنبشهای مدنی زنان در تاریخ معاصر ایران بود که آثار آن در سالهای بعد و در خیزشهای بعدی نمایان شد.
برخی اصلاحات قانونی مانند اصلاح قانون ارث سال ۱۳۸۷ یا اصلاح مقررات دیه در تصادفهای رانندگی در خرداد ۱۳۸۷ نتیجهٔ همین پویش بود. همچنین، مطرح شدن لایحهٔ حمایت از خانواده (۱۳۹۱) یا طرح افزایش سن ازدواج دختران و حق حضانت از دیگر آثار غیرمستقیم این کارزار بود. موضوع حجاب اجباری و قوانین آن نیز که همچنان در دستور کار مجلس و حکومت اسلامی ایران است بهدلیل چنین کمپینها و کارزارها و مبارزاتی در مخالفت با آن به نتیجه نرسیده است.
کمپین یک میلیون امضا از حمایت طیف گستردهای از افراد و گروهها برخوردار بود، از جمله روشنفکران، فعالان حقوق بشر و زنان، هنرمندان، روزنامهنگاران، دانشجویان، و دیگر شهروندان در سراسر کشور. برخی از افراد و گروههای حامی و شاخص این پویش اینها بودند:
۱. فعالان حقوق زنان و کنشگران مدنی
بنیانگذاران و هستهٔ اصلی این پویش را فعالان شناختهشدهٔ حقوق زنان تشکیل میدادند. افرادی مانند
- نوشین احمدی خراسانی: از بنیانگذاران و نظریهپردازان فمینیسم ایرانی
- پروین اردلان: کنشگر حقوق زنان و از اعضای اصلی این پویش که برندهٔ جایزه اولاف پالمه نیز شد
- نعیمه دوستدار، ژیلا بنییعقوب (روزنامهنگار و فعال زنان)، و دیگران.
- نرگس محمدی، برندهٔ جایزهٔ نوبل سالها بعد
۲. روشنفکران و هنرمندان
بسیاری از چهرههای فرهنگی و هنری ایران از این کارزار حمایت آشکار کردند. برای مثال،
- شیرین عبادی، برندهٔ جایزه صلح نوبل
- جعفر پناهی، کارگردان سینما
- سیمین بهبهانی، شاعر آزاده
- منیرو روانیپور، نویسنده
- نسرین ستوده، وکیل
- فریبرز رئیسدانا و ناصر زرافشان، بهترتیب اقتصاددان و حقوقدان و از فعالان چپگرای ایران
- محمد نوریزاد (روزنامهنگار و نویسنده)
۳. دانشجویان و دانشگاهیان
دانشجویان، استادان دانشگاه و انجمنهای دانشجویی نقش مهمی در گسترش این پویش بهویژه در محیطهای دانشگاهی برای جمعآوری امضا و برگزاری جلسههای آموزشی داشتند.
۴. سازمانهای سیاسی و سازمانهای مردمنهاد (NGOs)
سازمانهای مردمنهاد (سمن) مستقل زنان و حقوق بشری در داخل و خارج از ایران از این کمپین حمایت کردند. اگرچه بسیاری از این سمنها زیر فشار حکومت ایران بودند، همچنان بهصورت غیررسمی یا نیمهعلنی از این پویش فعالیت میکردند. سازمانهای چپ و مترقی ملی نیز از این پویش برابری حقوق زنان و مردان حمایت قاطع کردند.
۵. حمایتهای بینالمللی
کمپین یک میلیون امضا توجه نهادها و شخصیتهای بینالمللی را نیز به خود جلب کرد. سازمانهایی مانند
- عفو بینالملل
- دیدهبان حقوق بشر، و
- سازمانهای فمینیستی جهانی
از فعالان این پویش حمایت و به اذیت و آزار و بازداشت آنان اعتراض کردند.
واکنش دولت و فشار بر حامیان
حکومت ایران این کمپین را «اقدام علیه امنیت ملی» قلمداد کرد و بسیاری از حامیان و فعالان آن را بازداشت، محاکمه، یا به حبس محکوم کرد. برخی از فعالان و حامیان این کارزار نیز مجبور به ترک ایران شدند. با وجود این فشارها، شبکهٔ حامیان کمپین تا مدتی به فعالیت ادامه داد و توانست موضوع برابری جنسیتی در جامعه ایران را به میان افکار عمومی ببرد.
این پویش نمونهای از یک جنبش اجتماعی مسالمتآمیز و پایینبهبالا بود که با وجود همهٔ محدودیتها، اثر فرهنگی و اجتماعی پایداری در حوزهٔ حقوق بنیادی زنان در جامعهٔ ایران بر جای گذاشت.
این پویش مدنی گرچه بهعلت سرکوب دائمی نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، از جمله بازداشت فعالان، تهدید و ارعاب فعالان و ممانعت از جمعآوری امضا، حمله به جلسههای آموزشی، و عوامل دیگری مانند دسترسی نداشتن به رسانههای فراگیر، محدود بودن شبکههای اجتماعی و فضای مجازی در آن سالها، و چالشهای فرهنگی و اجتماعی در برخی از شهرهای کوچک و روستاهای ایران نتوانست «یک میلیون امضا» جمعآوری کند و به هدف کمّیاش دست یابد، اما از نظر کیفی و اثرگذاری اجتماعی موفقیتی چشمگیر در جنبش مدنی ایران بود.
آگاهیبخشی دربارهٔ قوانین تبعیضآمیز علیه حقوق زنان، شبکهسازی از نسلی از فعالان حقوق زنان و کنشگران مدنی، و معرفی کردن الگویی برای مبارزهٔ مسالمتآمیز در جنبشهای مدنی از دستاوردهای این کارزار برابری حقوق زنان و مردان بود.