Skip to content
آوریل 18, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • سیامک امینی دربارهٔ فاجعهٔ ملی تابستان ۶۷: این جنایت هیچ‌گاه از ذهن و جان ما جدا نخواهد شد
  • ایران
  • نوار متحرک

سیامک امینی دربارهٔ فاجعهٔ ملی تابستان ۶۷: این جنایت هیچ‌گاه از ذهن و جان ما جدا نخواهد شد

خاوران. آرامگاه قربانیان کشتارهای زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷

سیامک امینی، بند هفت زندان اوین – شهریور ۱۴۰۴

پنجشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴

این یادداشت را سیامک امینی، از زندانیان سیاسی بند هفت زندان اوین، به مناسبت سالگرد «فاجعهٔ ملی» قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ نوشته است. در آن جنایت جمهوری اسلامی هزاران نفر از زندانیان سیاسی اعدام و به گورهای جمعی انداخته شدند که الآن به گورستان خاوران معروف است.

سیامک امینی در اوایل سال ۱۴۰۳ در شعبهٔ ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به اتهام «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» در مجموع به چهار سال و یک ماه و ۱۷ روز زندان محکوم شد. منع عضویت در گروه‌های سیاسی و اجتماعی، منع استفاده از تلفن هوشمند، و منع خروج از کشور به مدت دو سال از مجازات‌های تکمیلی علیه او است. سیامک امینی خود از زندانیان سیاسی دههٔ ۶۰ است که از نوروز ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۸ را در زندان سپری کرده است.

متن یادداشت سیامک امینی:

اگر تمام شعله‌های چشمانم را خاموش کنی، اگر تمام سرزمینم را با دشنام بیالایی و دردهایم را بیفزایی، سکه‌ام را به سندان بکوبی و خنده را از چهرهٔ کودکانم بگیری، اگر هزار دیوار بر افرازی و چشم‌هایم را به پستی چارمیخ کشانی،

دشمن انسان! سازش نمی‌کنم و تا پایان می‌جنگم.

ما زندانیان سیاسی چپ بند ۷ زندان اوین هر بار که به تابستان نزدیک می‌شویم و هر بار که شهریور ماه آفتاب گرمش را بر دیوارهای زندان می‌گسترد، اندوهی به گسترهٔ چوب‌های دار است که چشمانمان را اشک‌آلود و دل‌ها و قلب‌هایمان را مصمم‌تر می‌کند برای دادخواهی، برای هدفی که آن عزیزان جان‌هایشان را از دست دادند.

ما زندانیان چپ زندان اوین هنوز سرود سلطان‌پور نجوای گوش‌هایمان است:

به پرنیان شفق
ز خون شراره دمید
ز سرخی‌اش شرری
به هر ستاره رسید
گلوله بارد که تا برآرد ز شط آتش و خون
ز صبح توده نوید
ز سرخی هر ستاره اکنون نشسته در تن شب نشان صبح سپید!

ما زندانیان سیاسی باور داریم یکی از بزرگ‌ترین جنایات جمهوری اسلامی این اعدام‌ها و کشتار‌ها بوده است و هنوز هم خانواده‌ها و دادخواهان آن در زیر بیشترین سرکوب و فشار هستند. اما این رژیم دژخیم از ویرانه‌های خاوران و بهشت‌زهرا نیز می‌ترسد. بر یکی دیواری می‌کشد و نیرو گارد رو به رویش گسیل می‌کند و دیگری را به پارکینگ تبدیل می‌کند.

ما عامران و عاملان را نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم و تنها باور داریم با دادخواهی و عدالت در یک جمهوری دمکراتیک است که می‌توان این خون‌های ریخته شده، این نسل‌کشی، و این کشتار بی‌رحمانه را به عدالت نزدیک کرد.

این اتفاق هیچ‌گاه در تاریخ ایران از یاد نمی‌رود و عادی‌سازی نمی‌شود و تنها راه در هم شکستن این سیستم معیوب و نظام ددمنشانهٔ آن است.

ما مانند شقایقی در میان گلدانی برعکس شده در خاوران دوباره دست در دستان هم و برای دادخواهی و عدالت جمع خواهیم شد و این جنایت هیچ‌گاه از ذهن و جان ما جدا نخواهد شد.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: شورای امنیت سازمان ملل خواستار آتش‌بس فوری و کمک‌رسانی گسترده به غزه شد؛ آمریکا رأی مخالف داد
Next: «کمپین یک میلیون امضا» بذری پُرثمر در جنبش زنان ایران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved