رسول بُداقی
دوشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۴
در روند فعالیت سیاسی/اجتماعی یک جامعه، تشکیلاتی که در قدرت است به هر بهانهای خود را برترین قدرت تصور میکند. این تصور نابجا زمینهساز برخورد غیرمنطقی و زورگویانهٔ قدرت حاکم با سایر افراد و گروههای اجتماعی خواهد بود. از طرفی، این برخورد خشن از دید آنان رفتاری منطقی و سرنوشتی قطعی جلوه میکند.
قدرت حاکم تنها هنگامی سایر گروهها و افراد را به حساب میآورد که برایش خطری جدّی در راستای تضعیف قدرت به وجود آورند. آنان [قدرت حاکم] برای مهار برخی مشکلات و اعتراضات و مخالفتها، پس از آنکه همهٔ راههای سرکوب، ارعاب، تطمیع و… را در راه اثبات قدرت خود و ساکت کردن منتقدان پشت سر گذاشت، اما نتوانست مخالفان را به سکوت و تمکین وادار کند، آخرین روش او مذاکره و گفتوگو با مخالفان خواهد بود.
این مرحله آغاز موفقیت برای گروههای مخالفِ قدرتِ حاکم است، برگ برنده است، برگ برندهای که اگر بهخوبی رو نشود، خواهد سوخت، اما بستگی به شیوهٔ استفاده از موقعیت مذاکره دارد. در واقع، رسیدن قدرت حاکم به مرحلهٔ مذاکره نتیجهٔ سالها هزینه دادنِ مخالفان قدرت است که نباید این موقعیت برای مخالفان آسان از دست داده شود.
پیروزی در این مرحله بستگی فراوان به استفاده از این موقعیت دارد.
نخستین گام پیروزی در مذاکره برای مخالفان حزب حاکم برابری در شرایط مذاکره است. برابری یا نابرابری در شرایط مذاکره بین قدرتِ حاکم و مخالفان تعیینکنندهٔ شکست یا پیروزی در مذاکره برای هرکدام از طرفین است.
برای نمونه:
۱. زمان ومکان مذاکره باید با توافق دو طرف باشد.
۲. هر دو طرف مذاکرهکننده اختیار داشته باشند که افراد خود را آزادانه برای مذاکره برگزینند.
۳. شرایط دیدار و میز مذاکره، مانند صندلیها، روشنایی، لباس (بهویژه لباس نظامی)، دمای هوا، زمانِ صحبت، سخنرانی، بحث، لوازم همراه برای مستندسازی، تصویربرداری و… باید برابر باشد. تصویربرداری از متن مذاکرات چند ویژگی خوب دارد. مستندی است برای تجربهٔ تاریخی یک تشکیلات، مستندی است برای پیمانهایی که بین طرفین مذاکره بسته شده، مستندی است برای آگاهی بدنهٔ تشکیلات از روند مذاکرات.
۴. گفتوگو دوطرفه باشد، نه آنکه یک طرف فقط شنونده باشد.
۵. تضمین کافی برای امنیت پیش از مذاکره، در میان مذاکره، و پس از مذاکره از جانب طرف مذاکرهکنندهای که در قدرت است به طرف مخالف یا منتقد یا معترض داده شود.
۶. هر طرف از مذاکرهکنندگان اختیار داشته باشد سخنگوی خودش را خودش برگزیند.
۷. بر هم زدن هر کدام از قراردادهای بین طرفینِ مذاکره، در هر مرحله، با هدف تحقیر و امتیازگیری خواهد بود و طرف مخالف باید از ادامهٔ مذاکره خودداری کند، مگر آنکه یک طرف بخواهد امتیازی بدهد.
از آنجا که تیمی که در قدرت است بهخاطر تجربهٔ بیشتر شاید زبدهتر باشد، تیمِ مخالفانِ قدرت بهتر است چند روز پیش از شروع مذاکره، با هم در چند نشست هماهنگشده، یک یا دو سخنگویی که باتجربه بوده و ازتاریخچهٔ تشکیلات خود آگاه باشند ازمیان خود برگزینند، در هیچ مرحلهای ناهماهنگی بروز ندهند، و اجازه ندهند طرف مذاکرهکننده میان آنان اختلاف بیندازد. تلاش کنند گفتوگو و اختلاف و اشتباه گروه خود را آهسته یا بهصورت نوشته به سخنگوی تیم خود یادآوری کنند، مبادا طرف به اشتباه یا اختلاف آنان پی ببرد و از آن به سود خودبهرهبرداری کند.
برای تصمیمگیریهای تازه و آنی بهتر است زمانی را برای مشورت با تیم خود درخواست کنند.
بهتر است محور مذاکره در دست فردی باشد که از پیش برای بحث برگزیده شده است.
در مذاکره بهتر است هیجانی و عصبانی نشد، به طرف گفتوگو احترام گذاشت.
مذاکرهکنندگان بایستی نگاهشان به پیرامون و تکتک افراد خود و حریف باشد و در روند مذاکره از مشاوره با تیم خود غافل نشوند.
خلاصه، هماندیشی، همدلی، هماهنگی، و آرامش چهار شرط پیروزی هستند.
نقل از کانال تلگرام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران