یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴
اندیشهٔ نو: فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا، در یک سخنرانی مشهور اظهار داشت که حمایتهای پزشکی، مدنی و نظامی از مردم آنگولا بدون انتظار هیچ پاداش مادی ارائه شده است.
او خاطرنشان کرد که این طرز تفکر، ایدئولوژی امپریالیستی را افشا میکند که بر اساس آن یک کشور از کشور دیگری حمایت میکند و همیشه انتظار دارد که به نحوی از نظر مادی سود ببرد. «انقلابیون هیچ انتظاری ندارند، به این معنی که انقلابیون باید خود را کاملاً وقف یک آرمان، ایدههای خود، اهداف والای خود کنند، بدون اینکه انتظاری در ازای آن داشته باشند.»
این همان اصلی بود که کاسترو تقریباً از ابتدای روند انقلابی که از سال ۱۹۵۹ رهبری میکرد، در حمایت از مبارزه مردم فلسطین به کار برد. تصادفی نیست که یکی از مشهورترین رهبران فلسطینی، یاسر عرفات، هشت بار به دعوت شخصی کاسترو از این جزیره کارائیب بازدید کرد.
در ۱۲ اکتبر ۱۹۷۹، در مجمع عمومی سازمان ملل، کاسترو در برابر جهانیان روند گسترش ارضی اسرائیل، با حمایت ایالات متحده، به قیمت از دست رفتن سرزمین فلسطین را محکوم کرد.
کاسترو گفت: «اساس صلح عادلانه در منطقه با عقبنشینی کامل و بیقید و شرط اسرائیل از تمام سرزمینهای اشغالی عرب و برای مردم فلسطین، بازگرداندن تمام سرزمینهای اشغالی و احیای حقوق ملی غیرقابل انکار آنها، از جمله حق بازگشت به سرزمین مادری، حق تعیین سرنوشت و تأسیس یک کشور مستقل در فلسطین، پس از قطعنامه ۳۲۳۶ مجمع عمومی، آغاز میشود.»
کاسترو اذعان کرد که این گسترش از طریق کشتار فلسطینیان حاصل شده است و بدین ترتیب به یکی از اولین رهبران جهان تبدیل شد که از «نسلکشی» علیه مردم فلسطین صحبت کرد: «ما با تمام قدرت آزار و اذیت و نسلکشی بیرحمانهای را که نازیسم در زمان خود علیه مردم یهود به راه انداخت، رد میکنیم.
«اما من نمیتوانم در تاریخ معاصر خود چیزی شبیهتر از اخراج، آزار و اذیت و نسلکشی که امپریالیسم و صهیونیسم امروز علیه مردم فلسطین انجام میدهند، به ذهن بیاورم.» فلسطینیهای قهرمان که از سرزمینهایشان محروم شده، از سرزمین مادری خود رانده شدهاند، در سراسر جهان پراکنده شدهاند، مورد آزار و اذیت و قتل قرار گرفتهاند، نمونهای چشمگیر از فداکاری و میهنپرستی هستند و نماد زنده بزرگترین جنایت زمان ما هستند.»
کاسترو همچنین اذعان کرد که منافع ژئوپلیتیکی وجود دارد که نمیخواهند صلح در خاورمیانه برقرار شود: «آیا کسی میتواند تعجب کند که کنفرانس (جنبش عدم تعهد) به دلایلی که نه از تعصب سیاسی، بلکه از تحلیل عینی واقعیتها ناشی میشود، مجبور شد خاطرنشان کند که سیاست ایالات متحده نقش اساسی در جلوگیری از برقراری صلح عادلانه و جامع در منطقه دارد، با همسویی با اسرائیل، حمایت از آن و تلاش برای دستیابی به راهحلهای جزئی مطلوب برای اهداف صهیونیستی و تضمین ثمرات تجاوز اسرائیل به قیمت مردم عرب فلسطین و کل ملت عرب؟
این حمایت بیش از حمایت کلامی، حمایت ملموس بود.
همانطور که مورخان اشاره میکنند، حمایت کاسترو از فلسطین صرفاً کلامی نبود، بلکه دیپلماتیک نیز بود. در سال ۱۹۷۴ عرفات وارد کوبا شد و با احترامات یک رئیس دولت مورد استقبال قرار گرفت، اگرچه فلسطین هنوز «رسماً» به عنوان یک کشور به رسمیت شناخته نشده بود.
پیام کاسترو واضح بود: فلسطین باید توسط جامعه بینالمللی به عنوان یک کشور و عرفات به عنوان رهبر آن به رسمیت شناخته شود. علاوه بر این، عرفات جایزه پلایا گیرون، بالاترین نشان کوبا برای شهروندانی که «در مبارزه علیه امپریالیسم، استعمار و نئواستعمار سرآمد بودهاند، یا کارهای بزرگی برای صلح و پیشرفت بشریت انجام دادهاند» را دریافت کرد.
رابطه بین انقلابیون کوبایی و سازمان آزادیبخش فلسطین به آغاز انقلاب کوبا برمیگردد. در سال ۱۹۵۹، رائول کاسترو و ارنستو «چه» گوارا به نوار غزه سفر کردند و از دکترین همترازی نیمکرهای که بر اساس آن همه کشورهای آمریکای لاتین، به جز کوبا، از اسرائیل حمایت میکردند، سرپیچی کردند.
بنابراین، در سال ۱۹۶۴، به لطف تلاشهای عظیم چهگوارا، کوبا به محض تأسیس سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) آن را به رسمیت شناخت و به یکی از اولین کشورهایی تبدیل شد که این کار را انجام داد. اما به گفته منصور طهبوب، مدیر اجرایی سابق بنیاد عرفات، حمایت از آن فراتر از اسناد رسمی بود: «کوبا همیشه حامی قوی فلسطینیها در همه زمینهها بوده است: سیاسی، نظامی، آموزش حرفهای. کوباییها کادرهای فلسطینی را آموزش دادند و خود کاسترو مدافع سرسخت تلاش فلسطینیها برای آزادی و استقلال بود.»
حقیقت این است که یکی از اصول اصلی دولت کاسترو حمایت از مبارزات ضد امپریالیستی و ضد استعماری، در هر کجا که رخ میداد، بود. کاسترو در مصاحبهای در سال ۱۹۷۷ با مجله فرنچ ویکلی اظهار داشت: «جنبشهای فلسطینی توانایی خود را در مقاومت در برابر تجاوز امپریالیستی نشان دادهاند… [آرمان فلسطین] دیر یا زود، علیرغم خیانت مرتجعین عرب، مانورهای امپریالیستی و تجاوز اسرائیل، پیروز خواهد شد.»
به همین دلیل است که کوبا، به همراه نیکاراگوئه، تنها دو کشور آمریکای لاتین بودند که اقدامات اسرائیل را پس از جنگ شش روزه محکوم کردند. در سال ۱۹۷۳، کوبا پس از نشست جنبش عدم تعهد در الجزایر، روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل قطع کرد.
به گفته عبدالمجید سویلیم، استاد علوم سیاسی دانشگاه القدس، سازمان آزادیبخش فلسطین نیز به لطف آموزش سیاسی فلسطینیها در خاک کوبا، از روابط بین کوباییها و فلسطینیها بهرهمند شد.
امروزه، علیرغم محاصره اقتصادی اعمال شده توسط ایالات متحده که باعث بحران اقتصادی دائمی در جزیره کارائیب میشود، دولت کوبا بودجهای را در قالب بورسیههای تحصیلی اختصاص داده است تا هر ساله ۱۵۰ فلسطینی بتوانند در دانشگاههای کوبا در رشتههای پزشکی، مهندسی و سایر حرفهها تحصیل کنند.
کاسترو در سالهای پایانی عمر خود همچنان از آرمان فلسطین حمایت میکرد. بنابراین، پس از استعفا از سمتهای سیاسی خود، کاسترو در سال ۲۰۱۴ بیانیهای بینالمللی در حمایت از فلسطین امضا کرد که در آن خواستار خروج اسرائیل از نوار غزه، کرانه باختری و شرق اورشلیم و همچنین احترام به قطعنامههای سازمان ملل در مورد این درگیری شده بود.
اذعان عرفات به حمایت کوبا
این اقدامات و اقدامات دیگر باعث شده است که فلسطینیهای بیشماری دولت انقلابی کوبا را به عنوان یک متحد تزلزلناپذیر ببینند. عرفات خود این موضوع را اذعان کرد و گفت: «جناب رئیس جمهور کاسترو، من این نمایش قاطعیت و دوستی تزلزلناپذیر که در هاوانا رخ داده است را پیامی قوی و مؤثر از سوی یک رهبر محبوب جهانی که از اعتبار بینالمللی بالایی در بین همه مردم و کشورهای جهان برخوردار است میدانم تا آنها را به سرعت برای پایان دادن به رنج مردم فلسطین در نتیجه اشغال سرزمینشان توسط اسرائیل و تشدید اقدامات و محاصرههای نظامی، اقتصادی و مالی علیه شهرها، روستاها، شهرکها، مزارع و چاههای آب ما و بسته شدن گذرگاههای مرزی بینالمللی از طریق زمین، هوا و آب بسیج کند.» علاوه بر این، رهبر تاریخی سازمان آزادیبخش فلسطین گفت: «امروز هر فلسطینی این تصویر باشکوه از جناب عالی را با کلاه فلسطینی بر دوش خود در قلب و وجدان خود نگه میدارد، که گواه انکارناپذیری از حقانیت آرمان ما و بزرگی بیعدالتی است که متجاوزان اسرائیلی علیه مردم ما مرتکب شدهاند. جناب رئیس جمهور کاسترو، که مورد علاقه مردم ما و همه مردم هستید، کاملاً مطمئن باشید که مردم ما، به اندازه کوههای فلسطین مقاوم هستند، از موضع و الگوی شما که باعث افتخار ماست، شجاعت و عزم بیشتری برای ادامه مبارزه، مقاومت و انتفاضه برای حذف اشغالگران اسرائیلی از کشورمان، فلسطین، میگیرند.»
به این ترتیب، کوبا همچنان بیقیدوشرط از مطالبات مردم فلسطین برای حاکمیت، خودمختاری و صلح که در مواجهه با حملات قبلی و اخیر دولت اسرائیل به خاکشان صورت گرفته است، حمایت میکند. این حمایت، از سال ۱۹۵۹، با انتظار چیزی در ازای آن ارائه نمیشود، بلکه به دلیل اصول ضد امپریالیستی و ضد استعماری است که انقلاب کوبا را هدایت میکند و کاسترو به تثبیت آنها به عنوان اصول دولت کوبا کمک کرده است.