قلم پلمیک را بردار، تا آخر مبارزه کن. ۱۹۷۵ عکس از Xiao Zhenya (China)
نوشتهٔ شیران ایلانپِروما* در ترایکانتیننتال
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴
توسعهٔ چین و تهدیدی که برای انحصار فناوری در شمال جهانی ایجاد کرده است به رشد متون و نوشتارهای دانشگاهی فزایندهای در حوزهٔ «سیاست صنعتی» دامن زده است که میکوشد سیاستهای اقتصادی چین را بهصورت تجربی بررسی کند.
مائو تسهتونگ در سال ۱۹۵۴ گفت: «نمیتوانیم انکار کنیم که هنوز قادر به تولید خودرو نیستیم. ما هنوز فاصلهٔ زیادی تا صنعتی شدن داریم.»
مائو در زمانی این سخنان را خطاب به جمعی از صنعتگران و بازرگانان چینی بیان میکرد که کشور بهشدت فقیر بود و بر اثر دههها تجاوز ژاپن، جنگ داخلی با ملیگرایان کومینتانگ، و تداوم تجاوزگری آمریکا در کره– جایی که چین در حمایت از نیروهای رهاییبخش ملی مداخله کرده بود– نهایت فشار به منابع کشور وارد شده بود.
چهار سال بعد، در سال ۱۹۵۸، نخستین خودرو سواری چین با نام «دونگفنگ CA71» از خط تولید شرکت دولتی «کارخانهٔ خودروسازی اول» (First Automobile Works)، که نامش بهدرستی انتخاب شده بود، در شهر چانگچون بیرون آمد. محصول نخستین برنامهٔ پنجسالهٔ چین.
«دونگفنگ» در زبان ماندارین بهمعنای «باد شرق» است و برای چین نمادی از غرور ملی بهشمار میرفت. پس از یک قرن تحقیر، مردم چین با رهبری حزب کمونیست چین توانستند خود را سازماندهی کنند تا خودرو تولید کنند. «دونگفنگ CA71» نقطهٔ عطفی در گذار از وضع نیمهفئودالی و نیمهاستعماری بهسوی مدرنیته بود.
در سال ۲۰۲۴، همان شرکت «فِرست اتومبیل وُرکز»، که اکنون با نام «گروه خودروسازی فاو چین» شناخته میشود، ۳٫۲میلیون خودرو فروخت که ۸۱۹ هزار دستگاه آن از برندهای بومی خود شرکت بود. امروزه چین بهطور گستردهای پیشگام گذار از خودروهای با موتورهای درونسوز [با سوخت مایع یا گاز] به خودروهای برقی شناخته میشود. حدود دو-سوم فروش جهانی خودروهای برقی در چین است. توسعهٔ سریع بخش خودروسازی چین چشمگیر بوده است، اما این فقط بخشی از داستان بسیار گستردهتری دربارهٔ نوسازی این کشور است که از زمان تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ آغاز شد.

بهسادگی نمیتوان گفت که «الگوی توسعهٔ اقتصادی چین» یا حتی «اجماع پکن» بهعنوان الگویی مشخص وجود دارد. در تلاش برای فهم مسیر توسعهٔ چین در دهههای اخیر، این گفتهٔ مشهور دنگ شیائوپینگ که «برای عبور از رود باید پا روی سنگها بگذاریم»- که در بستر سیاستهای اصلاحات و درهای باز چین بیان شد- ابهامهای بسیاری پیش میآورد. خود چین هنوز درگیر بحثهای عمیق برای روشنتر ساختن فرایند نوسازیاش است. لی تو، منتقد ادبی چینی، در مقالهای با عنوان «دربارهٔ ماهیت تجربی سوسیالیسم و پیچیدگی اصلاحات و گشایش در چین» که در تازهترین شماره نسخهٔ بینالمللی مجلهٔ «ونهوا زونگهِنگ» منتشر شد، مینویسد که پیش از آنکه شی جینپینگ در نوزدهمین کنگرهٔ سراسری حزب کمونیست چین در سال ۲۰۱۷ از «دوران جدید» سخن بگوید، روایتهای شاخص موفقیت در دورهٔ اصلاحات و گشایش بیشتر بر دستاوردهای کارآفرینان خصوصی متمرکز بود تا بر پروژههای جاهطلبانهٔ زیرساختی بهرهبری دولت که نمیتوان صرفاً با انگیزهٔ سود آنها را توضیح داد.
در سال ۲۰۲۰ و در بیستمین کنگرهٔ سراسری حزب کمونیست چین، شی جینپینگ صحبتهایی کرد تا موضوع را شفافتر بیان کند. او تأکید کرد که «نوسازی چین نوسازی سوسیالیستی است که با رهبری حزب کمونیست چین دنبال میشود.» این بیان نظریهای جامع دربارهٔ توسعهٔ چین ارائه نمیدهد، اما گامی مهم در توضیح بنیان سیاسی و آرمان اولیهٔ فرایند نوسازی است.
توسعهٔ چین و تهدیدی که برای انحصار فناوری در شمال جهانی ایجاد کرده است به رشد متون و نوشتارهای دانشگاهی فزایندهای در حوزهٔ «سیاست صنعتی» دامن زده است که میکوشد سیاستهای اقتصادی چین را بهصورت تجربی بررسی کند. این منابع و متون آنطور که باید و شاید با تأکید شی جینپینگ بر این نکته که نوسازی چین ماهیتی سوسیالیستی دارد و با رهبری حزب کمونیست هدایت میشود درگیر نمیشود، بلکه میکوشد سیاستگذاری را از سیاست بهمعنای کلی آن جدا کند.
تلاش برای صنعتیسازی دولتی در «جنوب جهانی» [کشورهای در حال توسعه] پدیدهای جدید نیست. در هر دو مورد روسیهٔ تزاری و چین در دورهٔ سلسله چینگ کوششهایی برای آغاز نوسازی از بالا به پایین صورت گرفت. کشورهای استقلالیافتهای همچون هند، اندونزی، مصر، و غنا نیز تلاشهایی جدی برای صنعتی شدن کردند. با این حال، این پروژهها نتایج محدودی داشت، زیرا که نتوانستند از پس چالش بیرونی امپریالیسم و ساختارهای اجتماعی درونی بر بیایند که مانع توسعهٔ نیروهای مولد میشدند.
نخست، افراد صاحبنفوذ و قدرت سیاسی در دولت که پیوند نزدیکی با جامعهٔ کهنه داشتند، اغلب نتوانستند طبقات انگلی همچون زمیندار، تاجر و رباخوار را کنار بزنند.
دوم، و در ارتباطی تنگاتنگ با نکتهٔ پیش، قدرتمندان سیاسی مرتبط با این پروژهها بهتدریج از تودهها فاصله گرفتند و این امر به بوروکراتیک شدن دولت انجامید.
سوم، سرمایهداران صنعتی نوپایی که در روند اجرای این پروژهها رشد کردند بهسرعت به گروههای ذینفع رانتجو بدل شدند که به تثبیت سهمشان در بازار داخلی رضایت داشتند، بیآنکه در عرصهٔ بینالمللی از طریق نوآوری رقابت کنند. این امر در جای خود آنان و کشور را به فناوری خارجی وابسته کرد.
منگ جیه، استاد دانشکدهٔ مارکسیسم در دانشگاه فودان شانگهای، دههها از عمرش را در پژوهشهای میدانی در محیط کارخانهها و ادارههای دولتهای محلی صرف کرده تا نظام اقتصادی چین را بهتر درک کند. میتوان گفت که او میکوشد الگویی برای سنگهایی بیابد که دنگ شیائوپینگ گفته بود باید با یافتن آنها و پا گذاشتن بر روی آنها از رود عبور کرد. مقالهٔ او، که با همکاری ژانگ زیبین نوشته، با عنوان «سیاست صنعتی با ویژگیهای چینی: اقتصاد سیاسی نهادهای میانجی در چین» (که در تازهترین شمارهٔ مجلهٔ ونهوا زونگهِنگ منتشر شده)، روند توسعهٔ چین را بیان میکند. این مقاله بر مبنای هر دو شیوهٔ نظری مارکسیستی-لنینیستی و متون و نوشتارهای سیاست صنعتی نوشته شده است.
نویسندگان تأکید میکنند که «حزب کمونیست چین بر مطالبهٔ مردمی برای استقلال تکیه کرد تا قدرت را بهدست گیرد و استقلال سیاسی پیششرطی برای ایجاد نظام صنعتی چین بود.» بهنظر نویسندگان، این بستر تاریخی، اجتماعی، و سیاسی تضمین کنندهٔ این واقعیت است که «هرگاه توسعهٔ صنعتی با انتخابهای راهبردی بنیادین روبهرو شود، ایدئولوژی حزب کمونیست چین سیاستها را دوباره بهسوی استقلال هدایت خواهد کرد.»
در برابر تلاشهای آمریکا و متحدانش برای مهار کردن توسعهٔ فناوری چین– از جمله منع فعالیت شرکتهای مخابراتی چینی و کنترل صادرات و سرمایهگذاری در حوزهٔ نیمرساناها– چین با دوچندان کردن تلاشهایش برای ایجاد زنجیرهٔ تأمین صنعتی مستقل و توسعهٔ «نیروهای مولد با کیفیت جدید» واکنش نشان داده است.
در سال ۱۹۳۳، هنگامی که حزب کمونیست چین درگیر جنگ داخلی خونینی با کومینتانگ بود، شاعر چینی لو شون به همکاری با مجلهٔ «زن مدرن» دعوت شد. او شعری بیعنوان سرود که از کارزار سرکوبگرانهٔ ملیگرایان علیه مردم چین سخت انتقاد میکرد:
در سرزمین ما، جنگ و سیلاب موضوع تازهای نیست
در روستای ویرانمان، تنها یک ماهیگیر باقی مانده است
وقتی نیمهشبی تیره از خواب میپرد، از خود میپرسد:
کجا را میتوان یافت که زندگی شایستهای در آن ممکن باشد؟

*شیران ایلانپِروما (Shiran Illanperuma) روزنامهنگار و اقتصاددان سیاسی اهل سریلانکا است. پژوهشهای او بر سیاست صنعتی و اهمیت صنعتیسازی برای رهایی ملی و ساختمان سوسیالیسم تمرکز دارد. او دانشآموختهٔ سیاست اقتصادی از دانشگاه SOAS لندن است و مدرک کارشناسی ارشد دارد.