پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
بهگزارش روابطعمومی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی، این حزب با صدور بیانیهای بر بایستههای مهم پسا جنگ تأکید کرد.
متن این بیانیه به شرح زیر است؛
به نام خدا
قریب پنجاه روز پیش در میانهٔ مذاکرات ایران و آمریکا رژیم جنایتکار و متوهم اسرائیل با توهم فروپاشی و تجزیهٔ ایران، تهاجم گستردهای را علیه کشورمان آغاز کرد. دشمن برای تحقق رویای خود روی نارضایتیهای اجتماعی، برخی گروههای اپوزیسیون و شورشهای خیابانی حساب ویژهای باز کرده بود. نبوغ، بصیرت و موقعیتشناسی ایرانیان در کنار دلبستگی عمیق آنها به تمامیت ارضی و استقلال کشور، موجب شد تا آنان در عین رنجیدگی و نارضایتی عمیق، در کنار فرزندان نظامی خویش به حمایت تمامقد از تمامیت سرزمینی برخیزند. این ایستادگی ملی طی تنها دوازده روز تمام نقشههای دشمن صهیونیستی را نقش بر آب کرد.
مقاومت دوازده روزهٔ مردم ایران با تلفات انسانی، خسارات اقتصادی و آسیبهای اجتماعی و روانی گستردهای همراه بود. انتظار طبیعی این بود و این است که حاکمیت با تحلیل درست دلایل ناکامی دشمن و درک وضعیت پساجنگ، این رویداد پرهزینه را نسیمی از فرصت بداند که از طرف پروردگار کریم وزیدن گرفته است و با قرار دادن خود در مسیر این نسیم بیداری، در کوتاهمدت با تغییر رفتار به فداکاری مردم و وفاداری آنها نسبت به ایران پاسخ درخور دهد و در بلندمدت با فراهم کردن زمینهٔ اصلاحات رویکردی و ساختاری، به بازگرداندن کشور به ریل حکمرانی خوب کمک کند. هرچند، با گذشت حدود چهل روز از آتشبس متأسفانه نشانهٔ معناداری از ارادهٔ حاکمیت برای تغییر بهچشم نمیخورد.
حزب اتحاد ملت ایران اسلامی ضمن سر فرود آوردن در مقابل عظمت ملت ایران، نسبت به وضعیت بلاتکلیفی فعلی و پافشاری بر رویکردهای پیشین هشدار میدهد و معتقد است این وضعیت نهتنها انسجام ملی را تهدید میکند، بلکه ممکن است انگیزهٔ دشمن را برای آغاز مجدد جنگ افزایش دهد.
ما معتقدیم معجزهٔ همبستگی ملی منحصر به زمان جنگ نیست و تنها راه خروج از تعادل ناپایدار و شرایط ویرانگر فعلی میدان دادن به همهٔ ایرانیان برای مشارکت واقعی و اثربخش در ادارهٔ کشور است.
انتظار داشتیم پس از توقف جنگ برای قدردانی از کار بزرگ مردم و تضمین استمرار تابآوری ملی، اقداماتی صورت گیرد که در ادامه به برخی از این اقدامات حداقلی اشاره میشود.
۱- آزادی زندانیان سیاسی
انتظار میرفت زندانیان سیاسی که بسیاری از آنان در بسیج مردم برای پایداری نقش برجستهای داشتند، در همان روزهای آغازین یورش اسرائیل و بهخصوص پس از حملهٔ دشمن به زندان اوین آزاد شوند. با وجود برخی اخبار امیدبخش، متأسفانه نهتنها اتفاق مثبتی نیفتاده است، بلکه برخوردهای قضایی و فشارها علیه زندانیان و خانوادههایشان تشدید شده است.
۲- رفع حصر
انتظار میرفت حاکمیت با رفع حصر از محصورین گرانقدر سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و آقای مهندس میرحسین موسوی در ایام یورش اسرائیل، پیام آشتی با مردم را به جامعه مخابره کند و توان تابآوری و پایداری آنان را افزایش دهد، که شوربختانه این مطالبه نیز تاکنون پاسخ درخور نگرفته است.
۳- تغییر رویکرد رسانهٔ ملی
صداوسیما که باید صدای همبستگی، عقلانیت و امید باشد، سالهاست به بلندگوی فرقهٔ کوچک تندرو و متوهمی تبدیل شده است و از رسانهٔ ملی فقط سنگینی نامش را بهدوش میکشد. انتظار میرفت با شروع جنگ این سازمان تحت مدیریت شخصیتی ملی صدای همهٔ ملت ایران باشد و با هوشمندی و متانت به تقویت و تثبیت همبستگی ملی و ایجاد آرامش در جامعه اهتمام ورزد و به مرجع رسانهای مورد اعتماد مردم در شرایط جنگی تبدیل شود. متأسفانه این رسانه در طول جنگ با رجزخوانیهای افراطی و تحلیلهای سخیف به تشدید بیاعتمادی و تقویت روایت دشمن کمک کرد و با بهکار بردن واژههای توهینآمیز برای انسجام ملی، نسبت دادن آن به عوامل غیرواقعی، یا مصادرهٔ این انسجام بهنام خود، مردم را تحقیر و ایستادگی و حمایت آنان از نظامیان مدافع میهن را به سخره گرفت که این رویه هنوز هم ادامه دارد. بدون اصلاح فوری رویکرد این رسانهٔ فراگیر و ملی کردن واقعی آن، هیچ تلاشی برای بازسازی و تقویت اعتماد عمومی به ثمر نخواهد نشست.
۴- رفع فیلترینگ
انتظار میرفت در زمان جنگ با رفع محدودیتهای اینترنت و بهطور خاص لغو فیلترینگ پیامرسانهای پرمخاطب، ابزار ارتباطی اثربخشی در اختیار مردم ایراندوست قرار گیرد تا ایرانیان متحد ضمن همافزایی و توصیهٔ یکدیگر به شکیبایی و پایداری، به سربازان تبلیغاتی جنگ تبدیل شوند و روایت درستی از واقعیتهای جنگ دوازده روزه با دشمن جنایتکار و پیامدهای آن به جهان مخابره کنند تا عرصهٔ اطلاعرسانی به نظام رسانهای دشمن و حامیان او واگذار نشود. متأسفانه نهتنها این انتظار برآورده نشد بلکه با اعمال محدودیتهای بیشتر بر نظام ارتباطی کشور، هم ایرانیان در حصر اطلاعاتی قرار گرفتند و هم ایران مظلوم و تحت تهاجم از ابزار آگاهیبخشی درست و بهلحظه به جهان محروم شد. امروز نیز براساس پیمایشهای معتبر انجام شده توسعهٔ اینترنت و رفع فیلترینگ که بر کیفیت زندگی مردم در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهتگی تأثیر کلیدی دارد، مطالبهٔ اول مردم از حکومت است.
۵- اعلام عفو عمومی
در جریان دفاع دوازده روزه بسیاری از ایرانیان خارج از کشور جانانه از ایران و مدافعین آن دفاع کردند. انتظار میرفت با اعلام عفو عمومی موانع تردد این هموطنان به کشور برطرف شود، که متأسفانه این مطالبه نیز بدون پاسخ مانده است.
۶- انتصاب افراد مستقل و مورد اعتماد مردم در نهادها و مناصب ملی و غیرسیاسی
حضور افراد تندرو و بیاعتبار در نهادهایی مانند شورای نگهبان، شورای عالی امنیت ملی و مناصب حساسی چون امامت جمعه، با خواست عمومی و منافع ملی در تضاد است. انتظار میرود برای احترام به افکار عمومی و کمک به احیای سرمایهٔ اجتماعی، در چنین مناصبی از شخصیتهای ملی، مستقل و مورد اعتماد مردم استفاده شود.
۷- حمایت از آسیب دیدگان جنگ
جمعی از شهروندان در طول جنگ متحمل آسیبهای جانی، مالی و روانی و جمعی دیگر پس از پایان جنگ دچار خساراتی مانند بیکاری ناشی از تعدیل نیروی انسانی در بنگاهها و فشار ناشی از افزایش افسارگسیختهٔ قیمتها شدند. بلاتکلیفی بسیاری از بنگاهها در برنامهریزیهای بلندمدت و حتی امور روزمره نیز از دیگر پیامدهای مخرب جنگ است. حمایت تمامعیار حکومت از مردم در قبال این آسیبها ضرورت تام دارد و شرط لازم استمرار تابآوری جامعه است. دولت بهتنهایی قادر به تأمین منابع جدید برای این هزینههای حمایتی نیست. انتظار میرود منابع مالی و غیرمالی بنگاههای عمومی خارج از کنترل دولت مانند بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام، و سایر بنگاههای مشابه برای انجام این وظیفهٔ خطیر در اختیار دولت قرار گیرد.
۸- تغییر اساسی در ساختار امنیتی- اطلاعاتی کشور
نفوذ عوامل دشمن در دستگاههای تصمیمگیری واقعیت تلخ دیگری است که در این جنگ نیز خسارات جبران ناپذیری به کشور وارد کرد. برخورد جدی و سریع با پدیدهٔ نفوذ در تمام سطوح حاکمیتی بدون خودفریبی، اغماض و تعارف انتظار همهٔ وفاداران میهن است. برای مقابلهٔ موفق با این پدیده علاوه بر برخورد با نفوذیها، شناخت و خشکاندن زمینههای بروز آن نیز ضروری است. از جملهٔ این زمینهها میتوان به وجود سازمانهای اطلاعات موازی، انحراف نظام اطلاعاتی از وظایف اصلی و هدایت شدن آن به سمت وظایف فرعی و غیرمرتبط، و از همه مهمتر نزول وفاداری مردم نسبت به حاکمیت و افت سرمایهٔ اجتماعی اشاره کرد. با توجه به پیچیدگی برخورد با نفوذ، در گام اول نوسازی ساختاری و رویکردی نظام اطلاعاتی و امنیتی کشور، بازتعریف اولویتهای اطلاعاتی و چرخش ديدهبانی ازبخشهای فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی داخلی بهسمت تهدیدهای واقعی امنیت، انسجام ملی و تمامیت ارضی، حذف رقابتهای سازمانی موازی، تعیین مدیران ملی و مورد اعتماد، و نهایتاً بازگرداندن اعتماد مردم اقدامی عاجل و تأخیرناپذیر است.
۹- رفع موانع استفاده از توان افراد شایسته در سطوح مختلف حاکمیتی
موانع استفاده از توان افراد شایسته را میتوان به دو گروه موانع ورود شایستگان به درون سازمانها و موانع کارآیی و اثربخشی آنها در درون سازمان تقسیم کرد. نظام گزینش ایدئولوژیک و ایجاد انحصار در تصدی مشاغل حساس از طریق رانت، نوچهپروری، و قوانین تبعیضآمیزی مانند قانون نحوه انتصاب افراد در مشاغل حساس، مهمترین عوامل دفع شایستگان و به قدرت رسیدن افراد متوسط و نوعاً متملق و ریاکار است.
مهمترین موانع کارآمدی افراد در درون سازمان دخالتهای غیرقانونی و بیجای سازمانهای موازی نظارتی و بازرسی و بهطور خاص حراستها است. این موانع، شجاعت خطرپذیری و تصمیمگیریهای اساسی را از مدیران سلب میکنند و افراد را بهجای تلاش برای رفع محدودیتها و موانع حرکت، بهسمت عافیتطلبی و سازگاری با محدودیتهای محیطی سوق میدهند. حراستها که از اواسط دههٔ هشتاد و بهخصوص در دورهٔ دولت سابق قدرت بلامنازعی پیدا کردهاند، بعضاً با سوءاستفاده از انتساب خود به سازمانهای اطلاعاتی بیرون از دستگاه عملاً به مانعی برای کارآمدی تبدیل شدهاند. انتظار میرود با اصلاح ساختار حراستها و تغییر رویکرد آنها از واحدهای امنیتی به واحدهای حراستی، این واحدها در خدمت کارآمدی دستگاهها قرار گیرند.
۱۰- اعتماد به جامعٔی مدنی و احترام به استقلال آن
یکی از راهکارهای اثربخش برای بر هم زدن نقشهٔ شوم دشمن صهیونیستی، آشکار کردن یکپارچگی ملت در دفاع از میهن و مخالفت با هرگونه تعدی و دخالت بیرونی است. این امر مستلزم آزادی عمل جامعهٔ مدنی، سرمایههای نمادین و جریانها و شخصیتهای ملی در بیان و اظهار موضع است. متأسفانه بهدلیل نوع نگاه کنترلگر و بدبین به جامعه، اجازهٔ چنین کنشهای جمعی و مستقل داده نمیشود. برای دفاع از میهن، حاکمیت و نیروهای نشاندار حامی او که به هستهٔ سخت قدرت مشهور است، کفایت نمیکند. انتظار این است که حاکمیت ظرفیتهای جامعهٔ مدنی را قدر بداند و با دست برداشتن از مانعتراشی، به فعالسازی این ظرفیتها در حمایت از میهن کمک کند.
۱۱- سیاست خارجی کنشگرانه و نتیجهگرا
در شرایط کنونی، تنها راه خروج از وضعیت ناپایدار موجود، تمرکز بر گفتوگوی سازنده با جهان بهویژه آمریکا، و دستیابی به توافقی جامع با این کشور است. رویکرد کشور در مذاکره با آمریکا باید کنشگرانه و معطوف به رفع تحریمها و حل مشکلات اساسی کشور و مردم باشد. افزایش قدرت چانهزنی برای رسیدن به توافق شرافتمندانه با آمریکا که پیشنیاز استقلال، حضور اثربخش در عرصهٔ بینالمللی و حرکت در مسیر توسعهٔ همهجانبهٔ کشور است، تنها از اجماع داخلی، افزایش قدرت ملی، تعامل خردمندانه با جهان و پرهیز از دشمنتراشیهای مستمر و بیثمر برمیآید.
امروز ایران عزیز در آستانهٔ دو مسیر متفاوت ایستاده است:
• مسیر نخست: بازگشت به عقلانیت، مسئولیتپذیری، اصلاح ساختارهای ناکارآمد، تعامل فعال با جهان، تکیه بر ملت، حرکت تدریجی بهسوی ثبات، تقویت سرمایهٔ اجتماعی، ساختن ایرانی آباد و مستقل، و فراهم کردن شرایط زیست شرافتمندانه برای تمام ایرانیان.
• مسیر دوم: ادامهٔ وضع موجود، تشدید بحرانهای داخلی، از بین رفتن انسجام اجتماعی، خیالپردازی در تعامل با جهان، حرکت تدریجی بهسوی بیثباتی، فروپاشی اجتماعی و تهدید تمامیت سرزمینی.
حزب اتحاد ملت ایران اسلامی بار دیگر بر اتحاد ملی و بازگشت حکومت به مردم بهعنوان تنها راه نجات ایران تأکید میکند، و امیدوار است حاکمیت با واقعبینی، تکیه بر عقلانیت، و جلوگیری از سلطهٔ عناصر تندرو بر کانونهای تصمیمگیری، رسالت الهی و تاریخی خود را در فراهم کردن زمینهٔ حکمرانی خوب و قرار گرفتن ایران در مسیر عزت و شرافت به انجام رساند.
نقل از کانال تلگرامی سایت خبری-تحلیلی کلمه